از تنش تا ترمیم؛ مسیر بهبود و ارتقای روابط خانوادگی پس از بحران

جنگ و بحران‌های خارج از کنترل، زخم‌های روانی پنهانی بر جای می‌گذارند و خانواده نخستین جایی است که این فشارها خود را نشان می‌دهند، اما با آگاهی، گفت‌وگو و حمایت متقابل، می‌توان روابط خانوادگی را به‌خوبی حفظ کرد و پس از پایان بحران، ارتباطاتی بهتر از قبل ساخت.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در شرایطی که انسان ناگهان با بحران‌هایی روبه‌رو می‌شود که هیچ نقشی در ایجاد یا کنترل آن‌ها ندارد، نخستین واکنش ذهنی، از دست رفتن احساس ثبات و اطمینان است. جنگ نمونه بارزی از چنین شرایطی است؛ وضعیتی که نظم روانی را دچار اختلال می‌کند و افراد را در برابر موجی از ناشناخته‌ها قرار می‌دهد و این بی‌ثباتی به‌تدریج در رفتار، گفتار و نحوه ارتباط با نزدیک‌ترین افراد نمود پیدا می‌کند.

وقتی جهان بیرونی ناآرام است، ذهن انسان برای محافظت از خود، بخشی از انرژی‌ خود را صرف بقا و مراقبت لحظه‌به‌لحظه می‌کند و همین کار موجب می‌شود ظرفیت تحمل کاهش پیدا کند و کوچک‌ترین تنش‌ها بزرگ جلوه کنند. در چنین فضایی، خانواده که در حالت عادی پناهگاه آرامش است، ممکن است ناخواسته به میدان بروز خستگی‌های هیجانی تبدیل شود.

استرس طولانی‌مدت موجب می‌شود افراد در خانه بیشتر به سکوت پناه ببرند یا برعکس واکنش‌هایی شدیدتر از معمول داشته باشند. هرکس در تلاش است بار درونی‌ خود را سبک کند، اما چون ابزارهای لازم در چنین شرایطی محدود است، گاهی این تلاش به تنش‌های خانوادگی منجر می‌شود و این رفتارها به‌طور معمول ناشی از ضعف شخصیتی نیست، بلکه پاسخی طبیعی به فشارهای غیرقابل پیش‌بینی است.

با این حال، در دل همین ناآرامی‌ها، خانواده می‌تواند ستون اصلی تاب‌آوری باشد، زمانی که اعضای خانواده یاد می‌گیرند احساسات خود را بفهمند و تفاوت بین فشار روانی و نیت واقعی یکدیگر را تشخیص دهند، نخستین گام برای حفظ ارتباط برداشته شده است که این آگاهی می‌تواند شدت درگیری‌ها را کاهش دهد و فرصت‌های بیشتری برای همدلی فراهم کند.

از تنش تا ترمیم؛ مسیر بهبود و ارتقای روابط خانوادگی پس از بحران

فعال‌تر شدن بخش هیجانی مغز در شرایط ناامنی / تجربه احساسات شدیدتر و تحریک‌پذیری بیشتر در شرایط بحران و ناامنی

مهرداد دشتی، روان‌شناس و مشاور خانواده با بیان اینکه مغز به‌طور کلی دارای دو بخش اصلی است که شامل بخش هیجانی و بخش منطقی می‌شود، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: بخش هیجانی مسئول تولید احساساتی همچون ترس، خشم، نگرانی، اضطراب و استرس است و در مقابل، بخش منطقی یا خردمند مغز، مسئول پردازش‌های عقلانی، حل مسئله، ایجاد صمیمیت، محبت و رفتارهای سنجیده است.

وی با بیان اینکه در شرایط ناامنی به‌ویژه زمانی که مانند  جنگ،  ناامنی خارج از کنترل افراد باشد،  به‌طور معمول بخش هیجانی مغز فعال‌تر و غالب می‌شود و در نتیجه، عملکرد بخش منطقی کاهش پیدا می‌کند، می‌افزاید: پیامد این وضعیت آن است که افراد بیشتر درگیر احساساتی همچون اضطراب، خشم، زودرنجی و تحریک‌پذیری می‌شوند، همچنین توانایی تفکر منطقی و حل مسئله کاهش می‌یابد و فرد دچار خطاهای شناختی بیشتری می‌شود.

روان‌شناس و مشاور خانواده با بیان اینکه در چنین شرایطی فرد مسائل را بزرگ‌تر از آنچه هستند درک می‌کند و دچار فاجعه‌سازی ذهنی می‌شود، تصریح می‌کند: یکی از پیامدهای مهم این شرایط، افزایش تعارضات بین زوجین است، چراکه افراد نسبت به رفتارهای یکدیگر حساس‌تر می‌شوند، زودتر رنجیده می‌شوند و واکنش‌های هیجانی شدیدتری نشان می‌دهند و از سوی دیگر، تمایل به صمیمیت کاهش پیدا می‌کند.

کارکرد مهارت تنظیم هیجان در خانواده / انزوا یا بروز رفتارهای پرخاشگرانه و گلایه‌مندانه در افرادی که اضطراب بیشتری را تجربه می‌کنند

دشتی با بیان اینکه فردی که اضطراب بیشتری را تجربه می‌کند، ممکن است به سمت انزوا برود یا رفتارهای پرخاشگرانه و گلایه‌مندانه نشان دهد، ادامه می‌دهد: این افراد به‌طور معمول کم‌حوصله‌تر، بی‌انرژی‌تر و تحریک‌پذیرتر می‌شوند و در نتیجه کیفیت روابط خانوادگی کاهش می‌یابد، البته باید تأکید کرد که این وضعیت برای همه خانواده‌ها یکسان نیست.

وی با بیان اینکه برخی خانواده‌ها در شرایط بحران، نه‌تنها دچار تنش نمی‌شوند، بلکه صمیمیت بیشتری را تجربه می‌کنند، می‌گوید: این خانواده‌ها در رویارویی با ناامنی، به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شوند و از حضور در کنار هم احساس آرامش بیشتری می‌گیرند و در واقع، بحران برای این دسته از خانواده‌ها می‌تواند به فرصتی برای تقویت روابط تبدیل شود.

روان‌شناس و مشاور خانواده با بیان اینکه تفاوت میان این دو گروه از خانواده‌ها تا حد زیادی به مهارت تنظیم هیجان بازمی‌گردد، اضافه می‌کند: افرادی که توانایی مدیریت و تنظیم هیجانات خود را دارند، می‌توانند در شرایط دشوار واکنش‌های سازگارانه‌تری نشان دهند و از موقعیت‌های بحرانی به‌عنوان فرصتی برای نزدیکی بیشتر استفاده کنند.

از تنش تا ترمیم؛ مسیر بهبود و ارتقای روابط خانوادگی پس از بحران

استرس ناشی از بحران به طور مستقیم بر روابط خانوادگی تأثیرگذار است / خانواده؛ مهم‌ترین منبع حمایت روانی در زمان بحران

سمیه طاهری، روان‌شناس و مشاور خانواده با بیان اینکه وقتی افراد در شرایطی همچون جنگ قرار می‌گیرند که کنترلی بر آن ندارند، ذهن و بدن در حالت آماده‌باش دائمی قرار می‌گیرند و این وضعیت باعث افزایش اضطراب، استرس و احساس ناامنی می‌شود، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: در چنین شرایطی حتی مسائل کوچک روزمره نیز می‌توانند به سرعت به تنش و درگیری تبدیل شوند، زیرا توان روانی افراد برای تحمل فشارها کاهش می‌یابد و به همین دلیل رفتارها ممکن است تندتر، حساس‌تر و گاهی غیرمنطقی‌تر از حالت عادی شود.

وی با بیان اینکه استرس ناشی از شرایط بحرانی بر روابط خانوادگی تأثیر مستقیم می‌گذارد، می‌افزاید: افراد ممکن است زودتر عصبانی شوند، سوءتفاهم‌ها بیشتر شود و گفت‌وگوها به جای همدلی به سرزنش و انتقاد تبدیل شود، حتی کسانی که آرام و صبور هستند، در چنین شرایطی ممکن است واکنش‌هایی نشان دهند که سپس از آن پشیمان شوند و این موضوع به این دلیل است که ذهن انسان در شرایط تهدید بیشتر روی بقا تمرکز می‌کند.

روان‌شناس و مشاور خانواده با بیان اینکه با این حال خانواده می‌تواند مهم‌ترین منبع حمایت روانی در زمان بحران باشد، تصریح می‌کند: اولین گام برای حفظ روابط در چنین شرایطی، آگاهی از تأثیر استرس بر رفتارها است، وقتی اعضای خانواده بدانند که بسیاری از واکنش‌های تند ناشی از فشار روانی است نه بی‌احترامی یا بی‌محبتی، احتمال همدلی و صبوری بیشتر می‌شود.

خانواده چگونه می‌تواند به بازسازی و ترمیم سلامت روان افراد کمک کند؟ / بازسازی روابط نیازمند صبر و گفت‌وگوی صادقانه است

طاهری با بیان اینکه گفت‌وگوهای آرام، گوش دادن فعال و بیان احساسات بدون سرزنش می‌تواند به کاهش تنش کمک کند، ادامه می‌دهد: ایجاد عادت‌های کوچک حمایتی در خانه نیز بسیار مؤثر است، اختصاص دادن زمانی برای صحبت کردن درباره نگرانی‌ها، انجام فعالیت‌های مشترک ساده مانند غذا خوردن یا قدم زدن با هم و تشویق یکدیگر به مراقبت از سلامت روان می‌تواند حس امنیت و پیوند خانوادگی را تقویت کند و حتی در شرایط سخت، همین لحظات کوتاه می‌توانند نقش مهمی در کاهش اضطراب داشته باشند.

وی با اشاره به اینکه پس از توقف جنگ یا پایان بحران، بسیاری از خانواده‌ها متوجه می‌شوند که آثار روانی آن هنوز باقی مانده است، می‌گوید: برخی افراد ممکن است احساس خستگی، بی‌اعتمادی یا فاصله عاطفی داشته باشند و در این مرحله مهم است که خانواده‌ها زمان بگذارند تا درباره تجربه‌های خود صحبت کنند، احساسات سرکوب‌شده را بیان کنند و به یکدیگر فرصت ترمیم بدهند.

روان‌شناس و مشاور خانواده با تاکید بر اینکه بازسازی روابط نیازمند صبر و گفت‌وگوی صادقانه است، اضافه می‌کند: برای محکم‌تر شدن روابط پس از بحران، توجه آگاهانه به ارتباطات خانوادگی ضروری است و برنامه‌ریزی برای زمان‌های مشترک، قدردانی از یکدیگر و در صورت نیاز کمک گرفتن از مشاور یا متخصص سلامت روان می‌تواند به بازسازی روابط و نزدیکی کمک کند. تجربه عبور از یک بحران بزرگ، اگر با حمایت و همدلی همراه شود، حتی می‌تواند روابط خانوادگی را عمیق‌تر و مقاوم‌تر از گذشته کند.

از تنش تا ترمیم؛ مسیر بهبود و ارتقای روابط خانوادگی پس از بحران

یکی از چالش‌های مهم در دوران بحران این است که گفت‌وگوها بیشتر به سمت نگرانی و ترس متمایل می‌شوند، اما اگر خانواده بتواند از دل همین ترس‌ها، مکالمه‌هایی امن و بر پایه همراهی ایجاد کند، پیوندهای خانوادگی نه‌تنها از هم نمی‌پاشد، بلکه قوی‌تر نیز می‌شود و ایجاد فضای امن برای شنیده شدن، یک مهارت حیاتی در چنین دوره‌هایی است.

بعد از پایان جنگ، آرامش بیرونی بازمی‌گردد، اما آرامش درونی نیاز به زمان دارد. افراد باید فرصت داشته باشند زخم‌های پنهان، تجربه‌های تلخ و احساسات عقب‌افتاده خود را بیان کنند و این مرحله، زمان بازسازی ارتباطات است؛ زمانی که خانواده باید با صبر و دقت، پل‌های ارتباطی را که تحت فشار آسیب دیده‌ است، دوباره ترمیم کند.

بازسازی روابط فقط به معنای بازگشت به گذشته نیست، بلکه فرصتی برای ساختن الگویی عمیق‌تر و سالم‌تر از زندگی خانوادگی است و تمرکز بر گفت‌وگوهای صادقانه، اعتمادسازی تدریجی و یادآوری ارزش حضور یکدیگر می‌تواند این مسیر را هموار کند و در بسیاری از موارد، عبور مشترک از بحران‌ها به واقع باعث محکم‌تر شدن روابط می‌شود.

خانواده‌ای که از یک دوره سخت عبور می‌کند، اگر حمایت، محبت و فهم متقابل را محور رفتارهایش قرار دهد، می‌تواند از دل فشارها قدرت بسازد و این تجربه، چه‌قدر هم دشوار، می‌تواند مقدمه‌ای بر شکل‌گیری ارتباطاتی پایدارتر، عمیق‌تر و بهتر از گذشته است.

کد خبر 966883

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.