به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در دنیای پرآشوب سیاست بینالملل، جایی که اتحادها سست میشوند و اعتمادها رنگ میبازد، تحولات اخیر نشاندهنده تغییری بنیادین در نظم جهانی است. سیاستهای غیرقابل پیشبینی قدرتهای بزرگ، متحدان سنتی را به بازنگری در روابط و جستوجوی مسیرهای جدید سوق داده است، در حالی که در جبههای دیگر، افزایش تنشها و درگیریهای نظامی، تصویری متفاوت از واقعیتهای قدرت و آسیبپذیری را نمایان میسازد.

نشریه فارین پالیسی در گزارشی نوشت که پیامدهای سیاستهای تحقیرآمیز و غیرقابل پیشبینی دونالد ترامپ در عرصه روابط بینالملل آشکار شده است. بر اساس این گزارش، از اروپا تا شرق آسیا، بسیاری از دولتها در حال تدوین و اجرای راهبردهایی محتاطانهتر در رویارویی با قدرتی هستند که از دید آنان دیگر قابل اعتماد و باثبات نیست.
فارین پالیسی میافزاید: متحدان سنتی ایالات متحده از جمله آلمان، فرانسه، ژاپن و کرهجنوبی اعتماد گذشته خود به چتر حمایتی واشنگتن را از دست دادهاند و در تلاش هستند با تقویت توانمندیهای دفاعی مستقل یا نزدیکی بیشتر به چین، از وابستگی یکجانبه به آمریکا بکاهند، اقدامی که هدف آن کاهش آسیبپذیری در برابر تصمیمات ناگهانی و غیرمنتظره دولت احتمالی ترامپ است.

بر اساس نتایج نظرسنجی اخیر موسسه اماسانبیسی (MSNBC)، حدود ۷۰ درصد از شهروندان آمریکایی نسبت به چشمانداز آینده اقتصادی کشور ابراز بدبینی کردهاند.
این نظرسنجی نشان میدهد که افزایش هزینههای زندگی بهویژه در بخش انرژی، به نگرانیهای موجود درباره تورم و تأثیر آن بر بازار کار دامن زده و این بدبینی را تشدید کرده است.

نشریه آتلانتیک در گزارشی نوشت دونالد ترامپ تا زمانی که وضعیت روحی و سیاسیاش بهبود نیابد، به انتشار پیامهای متعدد در شبکههای اجتماعی ادامه خواهد داد. به گزارش این نشریه، مطالبی که ترامپ در خصوص ایران منتشر میکند، نشانگر نوعی استیصال و تلاش برای بازنمایی قدرت در شرایطی است که در عمل با محدودیتهای واقعی روبهرو است.
آتلانتیک میافزاید ترامپ در وضعیتی گرفتار شده که در آن، ابزارهای واقعی قدرت سیاسی برایش کارایی خود را از دست داده و تنها راه باقیمانده برای ابراز حضور، انتشار پیاپی و انبوه پیامها در شبکههای اجتماعی است. بر پایه این تحلیل، ترامپ گمان میبرد با تکرار مداوم سخنان خود درباره پیروزی و اقتدار، میتواند واقعیتهایی همچون افزایش قیمت سوخت و ناکامی مذاکرات را از ذهن افکار عمومی پنهان کند.

شبکه NBC اعلام کرد که خساراتی که ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه وارد کرده، بسیار گستردهتر از آن است که تاکنون بهصورت عمومی اعلام شده است.
بر اساس گزارشهای دریافتی، پایگاههای آمریکا در منطقه، از جمله توسط یک جنگنده اف-۵ ایرانی، در حالی هدف قرار گرفتهاند که پدافندهای هوایی آمریکا نیز فعال بوده است. تعمیر و بازسازی این زیرساختها میتواند هزینههای میلیارد دلاری در بر داشته باشد.
شش منبع مطلع به NBC اعلام کردهاند که میزان خسارات در پایگاههای منطقه خلیج فارس بسیار فراتر از اظهارنظرهای رسمی دولت ترامپ است. در حملات مربوط به ایران، اهداف متعددی از جمله باندهای فرودگاه، سیستمهای راداری پیشرفته، دهها فروند هواپیما، انبارها، مقرهای فرماندهی، آشیانههای هواپیما و زیرساختهای ارتباطات ماهوارهای درگیر شده است.
در نتیجه، هزینههای آینده برای بازسازی این پایگاهها ممکن است شامل تعمیرات، جایگزینی کامل تجهیزات یا حتی تعطیلی و رهاسازی این مراکز باشد.

نشریه دیلیمیل در گزارش جدیدی اعلام کرد که پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، بر اساس نتایج نظرسنجی مشترک دیلیمیل و مؤسسه جیال پارتنرز (JL Partners)، پایینترین میزان محبوبیت را در میان اعضای کابینه به خود اختصاص داده است.
طبق این نظرسنجی، میزان مقبولیت هگست تنها ۳۲ درصد برآورد شده است. تحلیلگران این رسانه، افزایش نارضایتی عمومی از عملکرد وی را بهطور مستقیم مرتبط با تحولات مربوط به درگیری با ایران و پیامدهای ناشی از آن بر افکار عمومی ایالات متحده میدانند.
همزمان با انتشار این آمار، گزارشهای غیررسمی حاکی از آن است که برخی چهرههای سیاسی با هدف تصاحب جایگاه هگست، در حال رایزنی و تلاش برای جلب نظر و حمایت دونالد ترامپ هستند.

وبگاه میدلایستآی در تحلیلی نوشت که در پی تشدید تنشها و درگیریها با ایران، اسرائیل و آمریکا به عنوان بازندگان نهایی این منازعه معرفی شدهاند.
بهگزارش این رسانه، کارزارهایی که با هدف تضعیف یا بیثبات کردن دولت تهران طراحی شده بودند، نتایج معکوسی بهبار آوردهاند. فشارهای نظامی و اقتصادی فزاینده، نهتنها منجر به فروپاشی داخلی در ایران نشده است، بلکه باعث ایجاد وفاق ملی و تمرکز بیسابقهای در ساختار قدرت این کشور گردیده است. در این تحلیل ذکر شده که تهدیدات خارجی موجب بهحاشیه رانده شدن اختلافات سیاسی داخلی و انسجام بیشتر ساختار قدرت برای مقابله با بحران شده است.
این گزارش، اسرائیل را بازنده بزرگ این درگیری معرفی میکند، زیرا از یکسو موفق به رفع کامل تهدیدات منطقهای نشده است و از سوی دیگر، به دلیل طولانی شدن بحران و پیامدهای انسانی آن، حمایت افکار عمومی جهانی و حتی بخشی از نخبگان سیاسی در واشنگتن را از دست داده است. نشان داده شد که قدرت نظامی کلاسیک آمریکا در برابر جنگهای نامتقارن و کمهزینه ایران کارایی لازم را ندارد، این کار بهعنوان دلیل بازنده بودن ایالات متحده در این رویارویی ذکر شده است.

مکس بلومنتال، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی آمریکایی، گزارش داده است که جیم تایکلت، مدیرعامل شرکت لاکهید مارتین، جنگ بین آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حملات در سراسر منطقه را فرصتی سودآور برای این شرکت توصیف کرده است.
بر اساس این گزارش، شرکت لاکهید مارتین در تاریخ بیستوهشتم فوریه، موشک جدید خود با قابلیت حمله دقیق را در منطقهای در لامرد ایران، آزمایش کرده است. این آزمایش که در جریان یک رویداد ورزشی دختران رخ داده است، منجر به کشته و زخمی شدن دهها نفر شده است.

یک توئیت وایرال در شبکههای اجتماعی منتشر شده استکه در آن عنوان میشود هر بار که محبوبیت دونالد ترامپ کاهش مییابد.

واشنگتن در حالی که در دهههای گذشته بر راهبرد محاصره ایران تکیه داشت، اکنون با شکست کامل این استراتژی روبهرو شده است و تحلیلگران آن را نشاندهنده پایان رسمی دکترین کارتر میدانند.
پاتریشیا مارینز، تحلیلگر نظامی و ژئوپلیتیک، در تحلیل اخیر خود تصریح کرد که استراتژی محاصرهای آمریکا در منطقه، که از سال ۱۹۸۰ و زمان جیمی کارتر تثبیت شد، دیگر کارایی ندارد و در عمل به اهداف آسیبپذیر و بیاثر تبدیل شده است.
بر اساس این تحلیل، آمریکا با استقرار پایگاههای متعدد در کشورهای همسایه ایران، کویت، قطر، بحرین، امارات و عربستان سعودی، در تلاش بود منطقه را در محاصره نگه دارد و امکان مداخله سریع را فراهم کند. اما نتیجه آن، برعکس شد، ایران توانسته است با هدف قرار دادن مراکز لجستیکی مانند جبلعلی در امارات و الشعیبه در کویت، منطق استراتژی آمریکا را وارونه کند. این روند موجب شد تا پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه آسیبپذیر شوند و در عمل نتوانند نقش عملی خود را ایفا کنند.
بهطور نمونه، اکنون مقر ناوگان پنجم در بحرین دیگر حتی یک کشتی در خلیجفارس ندارند و تنها چند پایگاه در منطقه، از جمله پنج پایگاه در کویت و چهار پایگاه در عراق، به دلایل امنیتی از دور عملیات خارج شدهاند، به این ترتیب، قدرت عملیاتی و امنیتی واشنگتن در خاورمیانه بهشدت تضعیف شده و این موضوع سوالات مهمی درباره آینده سیاستهای امنیتی آمریکا در این منطقه به وجود آورده است.

نشریه دیلی میل گزارش داد که دارن جونز، یکی از وزرای ارشد خزانهداری و هماهنگکننده سیاستهای دولتی بریتانیا، هشدار داده است که حتی با بازگشایی فوری تنگه هرمز، فشار اقتصادی ناشی از تورم ترامپی حداقل تا سال آینده ادامه خواهد داشت. این اظهارات نشاندهنده نگرانیهای جدی درباره تداوم پیامدهای اقتصادی سیاستهای گذشته، حتی در صورت رفع موانع لجستیکی است.
رئیس سابق دفتر کالین پاول، وزیر امور خارجه و رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، در اظهاراتی صریح، رویکرد سیاست خارجی واشینگتن در دهههای اخیر را به چالش کشید و از استمرار روایتهای گمراهکننده درباره درگیریهای نظامی پرده برداشت.
وی با برشمردن موارد متعدد، تأکید کرد که دولت ایالات متحده درباره مداخلات نظامی در ویتنام، عراق، افغانستان، سومالی و لیبی، افکار عمومی را فریب داده است.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که بسیاری از تحلیلگران، این رویکرد را بخشی از واقعیت تاریک سیاست خارجی آمریکا میدانند. واقعیتی که در آن، ابزارهای نظامی این کشور با هدایتهای نادرست به دست گروههای تروریستی رسیده است و در نهایت منجر به بیثباتی، نابودی ساختارهای ملی در کشورهای هدف و خسارات انسانی گسترده و مرگ میلیونها انسان شده است.
تاکر کارلسون اعلام کرد که سرنوشت جنگ یا آتشبس به نتیجه جلسه کنگره آمریکا بازمیگردد.

جنک اویگور، تحلیلگر سیاسی ترک-آمریکایی، با طرح ادعای تحت کنترل بودن سیاستهای آمریکا توسط اسرائیل، دو شاخص را برای این وضعیت عنوان کرد: نخست، اجرای راهبرد اسرائیل برای حمله نظامی آمریکا به هفت کشور همسایه با هزینهای بیش از هشت تریلیون دلار و دوم، مصونیت عاملان اسرائیلی قتل ۱۰ شهروند آمریکایی طی سه سال گذشته از پیگرد قانونی.
وی در پایان تأکید کرد که عادی انگاشتن این وقایع، نشاندهنده بیاطلاعی یا وابستگی رسانهای است.
نظر شما