کرامات کریمه اهل‌بیت

دهه کرامت است، پایمان به قم باز شد و زیارت کریمه اهل‌بیت، حضرت معصومه (س) بر ما واجب شد؛ پا در حریم امن این بانوی کرامت گذاشتم و با یکی از خادمان این حرم به گفت‌وگو نشستم.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، دهه کرامت است، پایمان به قم باز شد و زیارت کریمه اهل بیت، حضرت معصومه (س) بر ما واجب شد؛ پا در حریم امن این بانوی کرامت گذاشتم؛ شب جمعه بود و حرم مملو از جمعیت، عکس‌های رهبر شهید در حرم مزین شده بود و پرچم ایران در جای جای حرم نقش بسته بود.

کرامات کریمه اهل بیت

روی ضریح مطهر حضرت معصومه گلکاری شده و عطرش در فضا پیچیده بود؛ فضای حرم غم و شادی را باهم داشت؛ غم داغی تازه و شادی مولود عشقی دیرینه.

کرامات کریمه اهل بیت

در گشت‌وگذار حرم با دیدن خادمان، سقاخانه، حوض و رواق این حرم مقدس به یاد صحن و سرای امام رضا (ع) افتادم؛ همه چیز اینجا رنگ و بویی رضوی دارد.

به سراغ یکی از خادمان حرم رفتم؛ داخل صحن، همان ابتدا، در کفشداری؛ بانویی جا افتاده بود، شاید سنش کمی از مادربزرگ خودم کمتر بود؛ اسمش، هم نام صاحب خانه، معصومه بود؛ لبخند روی صورتش محو نمی‌شد؛ روی صندلی نشسته بود که از پشت شیشه کفشداری گفت‌وگویم را با او شروع کردم؛ گفت که سال‌هاست ساکن قم است؛ سال ۷۵ از طرف بسیج اعلام می‌کنند که بسیجیان علاقه‌مند می‌توانند برای خدمت در حرم حضرت معصومه (س) داوطلب شوند، در آن زمان نزدیک به ۳۰ سال سن داشته و با وجود داشتن چند فرزند کوچک بی درنگ با نامه بسیج برای خدمت در حرم داوطلب می‌شود؛ گزینش می‌شود و پس از گذراندن مراحل، خادم حرم می‌شود خادمه کریمه اهل بیت؛ از همان ابتدا می‌شود کفشدار حضرت معصومه (ص)؛ ابتدا هفته‌ای ۸ ساعت و اکنون هفته‌ای ۴ ساعت در خدمت زوار بانوی نور در این مکان مقدس است است.

پرسیدم در این سال‌ها خسته نشده‌اید؟

نگاهش را پایین انداخت و پاسخ داد: ما اینجا خسته نمی‌شویم، اگر دردی هم داشته باشیم؛ می‌آییم این‌جا شفایمان را از بی‌بی می‌گیریم؛

بغض کرد و ادامه داد: اینجا آرامش می‌گیریم؛ این‌جا همه وجود ما و همه زندگی و عمر ماست؛ شاید اگر در عمرم بتوانم به چیزی افتخار کنم همین چند سال خدمتم در محضر بانوی کرامت باشد.

پرسیدم تا چه زمانی حاضرید در این‌ حرم خدمت کنید؟

نتوانست بغضش را فرو دهد و اشک‌هایش جاری شد و گفت: تا هر زمانی که نفس داشته باشم و خانم حضرت معصومه ما را قبول داشته باشند. من عاشقم؛ حتی اگر از دست زائران، همکاران یا خانواده ناراحت شویم ناراحتی هایمان را به این‌جا می‌آوریم و می‌دهیم به حضرت معصومه و می‌گوییم خودتان اصلاحش کنید؛ عشق این بانو در دل من شکل گرفته و دوست دارم بعد از مرگم هم پای خانم بمانم.

معصومه خانم در پاسخ به سوالم که درباره برکت خادمی در زندگی‌اش پرسیدم، با همان لهجه قمی‌اش پاسخ گفت: «تمام برکت خانوم تو زندگیمونه، نمک خانم تو سفره‌مونه، عشق خانم تو سینه‌مونه و نفس خانم تو قلبمونه و واقعا برکت خانم برکت زندگیمونه؛ الهی فداش بشم؛ اگر بگن که همین الان فدای خانم بشو، سرم را می‌ذارم زمین و فدای خانم می شم.»

از معصومه خانم پرسیدم، مزد این سال‌های خدمتش را چه می‌خواهد؟

اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: اگر خانم آن دنیا شفاعتمان را کنند، منت سرمان گذاشته‌اند.

گفتم بانو که به کرامت شهرت دارند و مهربانی‌شان بر کسی پوشیده نیست، اما شما از معجزات حضرت معصومه خاطره‌ای در حرم دارید؟

تعریف کرد: خیلی سال پیش دختر معلولی را به حرم آوردند، از تهران آمده بودند؛ در تصادف قطع نخاع شده بود و خواب دیده بودند که شفای دخترشان در قم است؛ پیش از قم به جمکران رفته بودند و آن‌جا هم بهشان گفته بودند که بروید قم؛ آمدند این‌جا، دختر را پای ضریح گذاشتند، خوابش برده بود، در خواب دیده بود که خانمی به او گفته بودند بلند شو و راه برو دختر گفته بود نمی‌توانم، اما خانم اصرار کرده بود و دختر برخواسته و راه رفته بود؛ خانم شفایش داده بودند؛ بعدها آن دختر به حرم آمد و با او صحبت کردیم؛ می‌گفت: من بی‌حجاب بودم، اما خانم خواستند مسیر زندگی من تغییر کند و عاقبتم جور دیگری رقم بخورد، این کرامتی از حضرت معصومه بود که با چشم سر شاهدش بودیم، اما کرامات این خانم همواره در زندگی همه ما ساری و جاری است، حتی اگر به چشم نبینیم، چراکه برکات بسیاری در زندگیمان احساس می‌کنیم که به‌یقین از لطف این بانوی کرامت است.

شماره‌اش را به من داد و گفت: خیلی دوست داشتم خاطرات این سال‌ها را بنویسم و کتاب کنم.

برایم آرزوی سلامتی و عاقبت به خیری کرد، خداحافظی کردم و از او دور شدم؛ دستی تکان داد و مرا به خدا و صاحب خانه سپرد.

کرامات کریمه اهل بیت

خدمت به اهل‌بیت عصمت و طهارت، آرزوی همه محبان و شیعیان است؛ ما که از کودکی با ذکر اهل‌بیت بزرگ شده‌ایم و نمک سفره‌مان را برکت این خاندان مکرم می‌دانیم، خدمت به ایشان نه‌تنها برایمان زحمت نیست، بلکه لطف و عنایتی است که شاید شامل حال همه‌مان نشود؛ هرچند که خدمت به این بزرگواران مکان و زمان نمی‌شناسد؛ می‌توان در خانه بود و خادم این خاندان شد، یا در کفشداری حرم این لطف شامل حالمان شود.

کد خبر 966262

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.