ایستاده میان آوار

در روز معمار، وقتی جهان از آجر و نقشه حرف می‌زند، واقعیت در جایی دیگر نوشته می‌شود؛ در میان غبار جنگ، جایی که بناها فقط فرو نمی‌ریزند، بلکه حافظه‌ها هدف قرار می‌گیرند. از نقش جهان تا گلستان، از سپر آبی تا آتش جنگ، معماری در خط مقدم ایستاده است؛ میان ساختن و ویران شدن.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، سوم اردیبهشت، روز معمار، در ظاهر روزی برای جشن فرم و فضاست، اما در باطن، در روزگار امروز ایران، این روز بیشتر به یک «یادآوری تلخ» شبیه است؛ یادآوری اینکه معماری فقط هنر ساختن نیست، هنر ایستادن در برابر ویرانی هم هست. در جهانی که جنگ دیگر فقط در مرزها اتفاق نمی‌افتد، بلکه به دل شهرها و حافظه‌ها رسیده، معمار دیگر تنها یک طراح نیست؛ شاهد است، راوی است و گاهی آخرین مدافع یک تاریخ.

در سال‌های اخیر و به‌ویژه در درگیری‌های نظامی اخیر منطقه، میراث فرهنگی ایران نیز از گزند آسیب‌ها دور نمانده است. بر اساس گزارش رسمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در جریان جنگ چهل روزه اخیر، ۱۴۹ اثر تاریخی در ۱۸ استان کشور آسیب دیده‌اند؛ آثاری که تنها سنگ و خشت نیستند، بلکه لایه‌های متراکم هویت یک تمدن‌اند. بیش از ۵۰ موزه در این میان آسیب دیده‌اند و برآورد اولیه خسارت‌ها به حدود ۷.۵ همت رسیده است؛ رقمی که هنوز نهایی نیست و با آغاز مرمت، احتمال افزایش آن وجود دارد.

وقتی نقشه‌ها زیر آتش می‌مانند

آسیب‌ها فقط فیزیکی نیستند. در میان آثار آسیب‌دیده، بناهایی دیده می‌شود که در حافظه جهانی ثبت شده‌اند؛ از جمله کاخ گلستان در تهران، میدان نقش جهان و مسجد امام در اصفهان و بخش‌هایی از راه‌آهن سراسری ایران. این‌ها فقط سازه نیستند؛ «نقشه‌های زنده تاریخ» هستند که حالا در میانه بحران، ترک برداشته‌اند. در این میان، حتی اصطلاحات فنی معماری هم رنگ دیگری می‌گیرند؛ وقتی گچ‌بری فقط تزئین نیست، بلکه لایه‌ای از حافظه است، و وقتی شکست آن، فقط شکست مصالح نیست، شکست معناست.

در چنین شرایطی، نقش معمار تغییر می‌کند. معمار دیگر تنها در دفتر طراحی نمی‌نشیند؛ او وارد میدان «مرمت حافظه» می‌شود. در زمان جنگ، معمار به‌نوعی پزشک شهر است؛ کسی که نه فقط دیوار را ترمیم می‌کند، بلکه تلاش می‌کند پیوستگی زمان را از دل ویرانی بیرون بکشد.

سپر آبی؛ مرز میان حفاظت و واقعیت جنگ

در واکنش به این وضعیت، سازوکارهایی مانند «سپر آبی» (Blue Shield) برای حفاظت از میراث فرهنگی در زمان بحران فعال شده‌اند؛ اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. هرچند این نشان بین‌المللی بر حفاظت تأکید دارد، اما در گزارش‌ها آمده که در جریان درگیری‌ها، برخی از آثار تاریخی نه‌تنها از آسیب در امان نمانده‌اند، بلکه در چندین استان به‌صورت هم‌زمان تحت فشار قرار گرفته‌اند. تهران با حدود ۷۰ اثر آسیب‌دیده در صدر قرار دارد و پس از آن اصفهان، به‌عنوان قلب معماری تاریخی ایران، بیشترین فشار را تجربه کرده است.

در این میان، نقش بازیگران خارجی در تشدید بحران‌ها نیز در تحلیل‌های سیاسی و رسانه‌ای پررنگ شده است. در فضای جنگی اخیر، برخی تحلیل‌ها از نقش مستقیم و غیرمستقیم قدرت‌هایی مانند رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در شکل‌گیری یا گسترش تنش‌ها سخن گفته‌اند؛ تنش‌هایی که در نهایت، به جای جبهه‌های نظامی صرف، به حوزه‌های فرهنگی و تمدنی نیز سرریز شده‌اند. در این منطق جدید جنگ، هدف فقط تصرف زمین نیست؛ تصرف حافظه است.

معماری؛ خط مقدم بی‌سلاح

در چنین جهانی، معماری به خط مقدم تبدیل شده است؛ خط مقدمی بی‌سلاح، اما عمیقاً استراتژیک. هر بنای تاریخی، یک سند است؛ سندی از بودن، از زیستن، از معنا. و هر آسیب به آن، در واقع تلاش برای پاک کردن یک لایه از هویت جمعی است. اینجاست که معمار، ناخواسته وارد میدان سیاست می‌شود، حتی اگر نخواهد.

در این میان، معماران ایرانی در دو جبهه هم‌زمان ایستاده‌اند: جبهه ساختن و جبهه ترمیم کردن. از یک سو تلاش برای طراحی آینده، و از سوی دیگر، بازگرداندن گذشته‌ای که زیر فشار بحران‌ها ترک برداشته است. این دوگانه، معماری امروز ایران را به یک حرفه صرفاً فنی تبدیل نکرده، بلکه آن را به یک «کنش تمدنی» بدل کرده است.

از شیخ بهایی تا نقش جهان؛ امتداد یک نگاه

شیخ بهایی در سنت معماری ایرانی، فقط یک نام نیست؛ یک نگاه است. نگاهی که شهر را صرفاً مجموعه‌ای از بناها نمی‌بیند، بلکه آن را صورت‌بندی عقلانیت و معنا در فضا می‌داند. در امتداد همین نگاه است که میدان نقش جهان، کاخ گلستان و دیگر آثار تاریخی، فقط بنا نیستند؛ روایت‌اند.

اما امروز، این روایت‌ها زیر فشار واقعیتی قرار گرفته‌اند که در آن، جنگ نه فقط مرزها، بلکه حافظه‌ها را هدف گرفته است. در چنین شرایطی، معماری دیگر فقط هنر ساختن نیست؛ هنر مقاومت در برابر فراموشی است.

پایان؛ معمار در میان آوار و معنا

روز معمار، اگرچه در تقویم یک روز است، اما در واقعیت، یک وضعیت دائمی است؛ وضعیت ایستادن میان ساختن و فرو ریختن. در جهانی که آمارها از ۱۴۹ اثر آسیب‌دیده، ده‌ها موزه تخریب‌شده و میلیاردها خسارت سخن می‌گویند، معمار دیگر فقط طراح آینده نیست؛ نگهبان گذشته هم هست.

و شاید معنای امروز معماری همین باشد: ایستادن در جایی که غبار جنگ، خط بین ویرانی و بازسازی را محو کرده است. معمار، در این جهان، نه پشت نقشه‌ها پنهان می‌شود و نه در سکوت می‌ماند؛

او ایستاده است… در غبار.

کد خبر 965661

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.