داستان خانه‌ای که قرارگاه پاسداری از ایران بود

در شبی که قرار بود آغاز سالی تازه و سرشار از امید باشد، انفجاری در اصفهان، خانه یک پاسدار را به نقطه پرواز یک خانواده تبدیل کرد و پاسدار شهید مهدی نصر آزادانی به همراه همسر، دو فرزند و مادرش، هم‌زمان با عید سعید فطر و در نخستین ساعات سال ۱۴۰۵، مظلومانه به شهادت رسیدند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، شبِ نخستین روز سال ۱۴۰۵، هم‌زمان با عید سعید فطر، قرار بود شبی باشد برای آغاز، برای امید و برای بازگشت به آرامش؛ اما در یکی از کوچه‌های شهر، ناگهان صدای انفجاری برخاست که نه‌فقط سکوت شب، که سرنوشت یک خانه را در هم شکست. در یک چشم برهم‌زدن، خانه‌ای که مأمن مهر و زندگی بود، به مقتل بدل شد و خانواده‌ای یک‌جا، بی‌وداع، راهی آسمان شدند.

پاسدار شهید مهدی نصر آزادانی، همراه همسر، دو فرزند و مادرش، در شبی که می‌توانست آغاز سالی تازه باشد، پایان زمینی خود را رقم زدند؛ پایانی که بیشتر به یک «سفر» شباهت داشت تا جدایی؛ سفری خانوادگی، از خانه‌ای ساده در محله‌ای قدیمی تا افقی که دیگر بازگشتی در آن نیست.

حالا تنها یادگار خانواده پاسدار شهید مهدی نصر، زینب، دختر سه ساله این خانواده است که در این جنایت به شدت مجروح شد و بیش از یک ماه در بیمارستان بستری بود؛ او اکنون از بیمارستان مرخص شده؛ اما نه خانه‌ کودکی‌اش پابرجاست نه مادر و پدری برای در آغوش کشیدنش.

فردای آن حمله، کوچه‌های باریک محله آزادان اصفهان دیگر همان کوچه‌ها نبود؛ باران می‌بارید و جمعیتی که زیر آن ایستاده بودند، آمده بودند تا بدرقه کنند خانواده‌ای را که سال‌ها با نیکی، بی‌ریایی و دستگیری از دیگران شناخته می‌شدند. آنجا فقط یک تشییع نبود؛ روایتی بود از دِینی که مردم به یک «خانواده خوب» ادا می‌کردند.


بیشتر بخوانید: وداع بارانی نصف جهان با یاران آسمانی صاحب الزمان


شهادت خانوادگی یک پاسدار

شهادت این خانواده، تنها یک حادثه تلخ نبود؛ پرده‌ای بود که کنار رفت تا سبک زندگی‌ای دیده شود که سال‌ها در سکوت جریان داشت؛ زیستی بر مدار ایمان، خدمت و گمنامی. خانه‌ای که درهایش همیشه به روی مردم باز بود، حالا درهای آسمان را گشوده می‌دید.

شهید مهدی نصر و خانواده‌اش با شهادتشان نشان دادند که پاسداری تنها یک شغل یا رده نظامی نیست؛ پاسداری یک منش است که در خون تک تک اعضای خانواده نصر جریان داشت؛ مادری که پسری در دامن پرورش داد که خار چشم دشمنان بود، همسری که در طول زندگی و در مسیر پاسداری از این انقلاب دست از همراهی همسرش برنداشت و تا پایان عمرش این همراهی را نشان داد و فرزندانی که مظلومانه در ابتدای زندگی پرکشیدند و همراه پدر و مادرشان آسمانی شدند.

شهادت خانوادگی یک پاسدار

اکنون، در امتداد همین روایت، پای صحبت‌های برادر این شهید نشسته‌ایم؛ مردی که هنوز داغ یک خانواده بر شانه‌هایش سنگینی می‌کند؛ داغ برادری که بی‌صدا زیست، داغ مادرِ پناه مردم، و داغ کودکانی که هنوز فرصت زندگی نیافته، آسمانی شدند.

حسین نصر آزادانی، برادر شهید مهدی نصر آزادانی، از شهدای جنگ تحمیلی سوم، در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا به تشریح ابعاد شخصیتی، مسیر زندگی و نحوه حضور این شهید در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پرداخت و با اشاره به فضای خانوادگی‌شان اظهار کرد: ما در خانواده‌ای مذهبی و با آموزه‌های اعتقادی و مکتب اهل‌بیت (ع) متولد و بزرگ شدیم و همواره داستان‌های انقلابی در گوشمان زمزمه می‌شد. برادرم نیز از همان سال‌های نوجوانی و دوران دبیرستان، علاقه‌مند به حضور در سپاه پاسداران بود.

وی افزود: او پس از قبولی در رشته مهندسی مکانیک سیالات در دانشگاه سراسری، با وجود فراهم بودن چند موقعیت شغلی مناسب در بخش دولتی، مسیر خدمت در سپاه را انتخاب کرد؛ تصمیمی که بیش از هر چیز ریشه در علاقه شخصی و باورهای اعتقادی او داشت، هرچند پیشینه نظامی پدر نیز بی‌تأثیر نبود.

شهادت خانوادگی یک پاسدار

روایت برادر شهید نصر آزادانی از زندگی گمنام یک نخبه هوافضا

برادر شهید در پاسخ به واکنش خانواده نسبت به این انتخاب گفت: با توجه به فضای اعتقادی حاکم بر خانواده، نه‌تنها مخالفتی وجود نداشت، بلکه این مسیر برادم مورد حمایت نیز قرار گرفت و حتی همسرش نیز با اعتقاد راسخ به این مسیر، همراهی کاملی داشت.

نصر آزادانی درباره مدت حضور برادرش در سپاه تصریح کرد: ایشان از حدود سال ۱۳۸۷ به عضویت سپاه درآمد و تا زمان شهادت در این مسیر مشغول خدمت بود؛ اما پس از شهادت، مشخص شد که فعالیت ایشان در مجموعه هوافضای سپاه بوده است و ایشان از نخبگان هوافضا بودند، اما به‌دلیل ماهیت مأموریت‌ها، اطلاعات چندانی از جزئیات کار ایشان حتی در میان اعضای خانواده وجود نداشت.

وی با تأکید بر روحیه این شهید خاطرنشان کرد: بسیاری از ویژگی‌ها و فعالیت‌های ایشان پس از شهادت برای ما روشن شد. او فردی بسیار بی‌ریا و گمنام بود و حتی نزدیک‌ترین اعضای خانواده نیز از بخش قابل توجهی از کارهایش اطلاعی نداشتند.

برادر شهید نصر افزود: پس از شهادت متوجه شدیم برادرم چقدر دست به خیر بوده؛ بسیاری آمدند و با ما گفتند که چقدر به خانواده‌های نیازمند برای تأمین جهیزیه یا امور دیگر کمک کرده، یا متوجه شدیم که در انجام امور فنی همچون برق‌کشی مساجد محله اهتمام داشته است.

آخرین دیدار

نصر درباره نحوه رویارویی خانواده با شرایط کاری و مأموریت‌های برادرش گفت: برادرم به‌گونه‌ای زندگی می‌کرد که حتی ما یک‌بار هم او را با لباس نظامی در منزل ندیدیم. نوع مأموریت‌ها و مسئولیت‌هایش را در زندگی شخصی وارد نمی‌کرد و زندگی‌اش ظاهری عادی داشت.

وی ادامه داد: در ایام مأموریت‌ها، گاهی چندین روز از منزل دور بود و حتی پس از بازگشت‌های کوتاه، در صورت نیاز فوری، بدون درنگ به محل خدمت بازمی‌گشت؛ حتی اگر مسئله خانوادگی در میان بود، آن را به کسی واگذار می‌کرد و به خدمت می‌رسید.

برادر شهید نصر با اشاره به توانمندی‌های علمی و فنی وی گفت: ایشان در حوزه تخصصی خود، به‌عنوان نیرویی نخبه در مجموعه هوافضای سپاه فعالیت می‌کرد و از توان علمی و فنی بالایی برخوردار بود و نمونه‌ای از یک نیروی مؤمن، متخصص و گمنام بود که با اخلاص کامل در مسیر خدمت به کشور گام برداشت و بسیاری از ابعاد شخصیت او پس از شهادتش برای اطرافیان آشکار شد.

نصر درباره وضعیت روحی خانواده در دوران مأموریت‌های مستمر شهید افزود: با توجه به اینکه به‌صورت خانوادگی در یک ساختمان سکونت داشتیم، طبیعی بود که دلتنگی از سوی همسر و فرزندان ایشان وجود داشته باشد، اما هیچ‌گاه این دلتنگی به شکل گلایه یا اعتراض بروز پیدا نمی‌کرد؛ بلکه همسر ایشان همواره به مسیر و مسئولیت همسر خود افتخار می‌کرد و در عین حال، احساسات طبیعی خود را نیز ابراز می‌کرد.

وی در تشریح لحظات پیش از شهادت گفت: شب اول فروردین و هم‌زمان با شب عید فطر، پس از چند روز بی‌خبری از ایشان به‌دلیل مأموریت، به‌طور اتفاقی در جریان راهپیمایی شبانه، در یکی از خیابان‌های اصلی محل سکونتمان ایشان را ملاقات کردم. این دیدار، تنها چند ساعت پیش از شهادت ایشان رقم خورد و فرصتی برای احوال‌پرسی و گفت‌وگوی کوتاه میان ما فراهم شد.

شهادت خانوادگی یک پاسدار

روایت یک سبک زندگی مومنانه

برادر شهید ادامه داد: پس از بازگشت به منزل، حدود ساعت ۱۲ شب ایشان نیز به خانه رسیدند و حدود یک ساعت بعد، در حالی که خانواده در منزل حضور داشتند، در ساعت یک و بیست دقیقه بامداد، محل سکونت ایشان هدف اصابت قرار گرفت و این خانواده را به شهادت رساندند.

نصر با تأکید بر روحیه گمنامی و بی‌ریایی این شهید تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ایشان، گمنام زیستن بود؛ به‌گونه‌ای که حتی نزدیک‌ترین افراد خانواده نیز از بسیاری از توانمندی‌ها و فعالیت‌های او بی‌اطلاع بودند. او با وجود تخصص‌های علمی، در امور فنی مختلف همچون کارهای تأسیساتی و حتی ساخت‌وسازهای سبک نیز مهارت داشت و این فعالیت‌ها را در کنار فعالیت نظامی خود انجام می‌داد، بدون این‌که کسی بداند، چه شخصیتی دارد.

برادر این شهید به ویژگی‌های اخلاقی همسر شهید برادرش اشاره کرد و گفت: او نیز از نظر معنوی و اعتقادی، نقش محوری در شکل‌گیری این سبک زندگی داشت و پس از شهادت، ابعاد بیشتری از شخصیت ایشان برای ما روشن شد؛ از جمله اینکه برای کمک به افراد نیازمند، حتی اقدام به دریافت وام کرده بود تا بتواند گره‌ای از مشکلات دیگران باز کند.

نصر خاطرنشان کرد: زندگی این شهید و خانواده‌اش، نمونه‌ای از زیست مؤمنانه و بی‌ادعا بود که در نهایت با شهادت، حقیقت این مسیر بیش‌ازپیش آشکار شد.

وی درباره نقش موثر مادرش در پرورش چنین مردی ادامه داد: طی سالیان طولانی، برگزاری مراسم اهل‌بیت (ع) در منزل ما با محوریت مادرم انجام می‌شد؛ از دهه محرم گرفته تا مناسبت‌های ماه صفر و سایر ایام مذهبی، که این محافل با احترام و انسجام ویژه‌ای برگزار می‌شد و فضای معنوی خاصی را در خانواده ایجاد کرده بود.

شهادت خانوادگی یک پاسدار

برادر شهید نصر در ادامه اظهار کرد: منزل ما همواره محل رفت‌وآمد مردم بود و درِ خانه به روی اهالی محل و حتی محله‌های اطراف باز بود؛ به‌گونه‌ای که هر فردی با مشکلی روبه‌رو می‌شد، به مادرم مراجعه می‌کرد.

وی افزود: مادرم تمام تلاش و دغدغه خود را بر حل مشکلات دیگران متمرکز کرده بود؛ چه افرادی که مراجعه می‌کردند و چه کسانی که حتی بدون مراجعه، از شرایطشان مطلع می‌شد. او به‌ویژه نسبت به افراد سالمند و کم‌توان که حامی نداشتند، توجه ویژه‌ای داشتند.

وی با بیان اینکه ابعاد شخصیتی مادرشان بسیار گسترده‌تر از آن است که در قالب چند جمله بیان شود، تصریح کرد: اگر بخواهیم ویژگی‌های ایشان را برشماریم، موارد فراوانی وجود دارد، اما به‌طور خلاصه می‌توان گفت که مادرم با جان و دل خود را وقف دیگران کرده بود؛ زندگی‌ای که می‌توان آن را «زیست شهادت‌گونه» توصیف کرد.

برادر شهید نصر با اشاره به بازتاب شهادت این خانواده گفت: پس از برگزاری مراسم تشییع این پنج شهید که بازتاب گسترده‌ای نیز داشت، بسیاری از افرادی که با مادرم آشنایی داشتند، می‌گفتند اگر غیر شهادت برای او رقم می‌خورد، عجیب بود.

به گزارش ایمنا، شهادت اتفاقی نیست که یک شبه کسی را از زمین بلند کند و به آسمان ببرد، شهادت یک سبک زندگی است که در طول عمر نوع زندگی فرد را مشخص می‌کند و در پایان نوع رفتنش را؛ فرقی نمی‌کند در چه سن و سالی باشی یا چه‌کاره باشی؛ به قول حاج قاسم سلیمانی: شهادت حاصل شهید زندگی کردن است.

کد خبر 965612

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.