۳۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۴
دختران ریحانه

دختر لطیف است و درد و رنجش برای پدر و مادر غیرقابل تحمل‌تر؛ دل دختران کوچک است و دل پدر و مادرشان کوچک‌تر و خدا نکند پدر و مادری داغ‌دار دخترشان شوند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، دختردار که بشوی، دنیا برایت رنگ دیگری پیدا می‌کند، گویی بیشتر نگران بودن‌ها و نبودن‌هایش هستی، دختردار که بشوی دلت نازک‌تر می‌شود و قلبت کوچک‌تر؛ گویی فرشته‌ای کوچک در کنار تو همیشه مراقبت است و نگران دردهایت.

شاید دختران را بیشتر پدری می‌دانند، اما دختران همیشه غم‌خوار مادرانشانند و مادران همیشه وابسته دخترانشان هستند.

دختر لطیف است و درد و رنجش برای پدر و مادر غیرقابل تحمل‌تر؛ دل دختران کوچک است و دل پدر و مادرشان کوچک‌تر و خدا نکند پدر و مادری داغ‌دار دخترشان شوند؛ خدا نیاورد روزی که پدر و مادری بخواهند با غم دخترشان، زندگی سر کنند؛ اصلا مگر می‌شود پدر و مادر با فقدان فرزندانش کنار بیایند؟

ریحانه مادر دو دختری است که از ششم فروردین، دخترانش آسمانی شدند؛ فرزندانی که سالم بودند، همچون غنچه‌های گل که در میانه بهار، یک باره پرپر شدند.

هدی و بشری دختران ریحانه بودند؛ هدی هفت ساله بود و بشری هنوز پنج سالش تمام نشده بود؛ شب را خانه مادربزرگشان خوابیدند به همراه دو کودک دیگر و صبح، هر چهارتایشان، در کنار هم به آسمان پر کشیدند.

قرار بود هدی پس از عید، ادامه کلاس اول را سپری کند و با سواد شود، اما جنایت جانش را گرفت و او را در ابتدای زندگی آسمانی کرد.

بشری از جلوی چشمانم نمی‌رود؛ بشری که شش ماهه به دنیا آمده بود و ریحانه چقدر زحمت کشید تا این دختر را بزرگ کند و اکنون نزدیک یک ماه است که سر مزارش با او درد و دل می‌کند.

پیش از جنگ، زمانی که رمان‌های دفاع مقدس را می‌خواندم، مادران شهدا در ذهنم، زنانی جا افتاده بودند که در چهل، پنجاه سالگی، پسرانشان را راهی جنگ می‌کردند و پس از شهادت محکم و استوار پیکرشان را در آغوش می‌کشیدند؛ اما شهادت هدی و بشری تصویر دیگری از جنگ و مادران شهدا برایم به تصویر کشید؛ مگر ریحانه چند سال سن دارد که در ابتدای جوانی باید داغ دو دخترش او را پیر کند؟

دیروز، به‌مناسبت تولد بشری و روز دختر، در گلستان شهدا، بر سر مزارشان برنامه گرفته بودند؛ دختر بچه‌های بسیاری آمده بودند، دوستان هدی و بشری، دوستان ریحانه و بسیاری از دختران شهر؛ نگاه ریحانه به دختر بچه‌ها بود و نگاه همه به او.

دختران ریحانه

ریحانه برنامه را برای همه دختران شهید این جنگ گرفته بود؛ برای هدی و بشری و همه دخترانی که مظلومانه پر کشیدند و اکنون، در روز میلاد حضرت معصومه (س) و روز دختر جایشان میان خانواده خالی بود، همه دخترانی که تنها قاب عکسشان روی طاقچه خانه جا خوش کرده و دیگر صدای قهقهه‌ای از خانه‌شان بلند نمی‌شود، همچون همه فرشته‌های مظلوم میناب که مظلومانه در ابتدای جنگ پر کشیدند.

دختران ریحانه

دوستان هدی و بشری و سایر دخترانی که به گلستان شهدا آمده بودند، برای بچه‌ها دل‌نوشته می‌نوشتند و همه احساساتشان را بر روی یک تکه کاغذ رنگی پیاده می‌کردند؛ از علاقه و دلتنگی‌شان برای هدی و بشری می‌نوشتند، از خاطرات مشترکشان، از روزهایی که باهم بازی کرده بودند و خندیده بودند و از انتقامی که دلشان می‌خواست از آن‌هایی بگیرند که جان دوستانشان را گرفته بودند.

دختران ریحانه

مزار هدی و بشری تزیین شده بود، شاید بقیه مادران، روز دختر، خانه‌شان را برای این روز تزیین می‌کنند؛ اما ریحانه خانه ابدی دخترانش را مزین کرده بود؛ برای دخترانش کم نگذاشت؛ از تزیینات و برنامه‌ها گرفته تا پذیرایی؛ دیروز همه مهمان مادر هدی و بشری بودند در گلستان شهدا و ریحانه مهمان کرده بود همه دختران شهر را.

دختران ریحانه

کد خبر 964350

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.