علی ودایع در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: آنچه امروز در روابط تهران و واشنگتن شاهد هستیم، تداوم یک فرایند تقابلی سنتی است؛ با این تفاوت که در شرایط کنونی، این تقابل بیش از گذشته رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته و میتوان آن را رویارویی «بازیگر خردمند» یعنی جمهوری اسلامی ایران با «بازیگر غیرقابل پیشبینی» در ایالات متحده توصیف کرد.
وی افزود: در چنین شرایطی، ضروری است که درک دقیق و عمیقی از رفتار دشمن داشته باشیم؛ به این معنا که شناخت روشنی از ذهنیت، نقشهها و راهبردهای طرف مقابل بهدست آوریم. ایالات متحده، بهویژه در دوران پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، نیازمند بازتعریف جایگاه خود در معادلات بینالمللی، بهویژه در فضای پساجنگ اوکراین است. در واقع، تحولات این جنگ بهنوعی نظم روابط بینالملل را دستخوش تغییر کرده و بازیگران مختلف در تلاشاند جایگاه جدیدی برای خود تعریف کنند.
آمریکا در دو راهی مهار یا تعامل با قدرت منطقهای ایران
کارشناس بینالملل ادامه داد: در این میان، جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک بازیگر مقتدر در غرب آسیا، همواره نقش مؤثری در معادلات منطقهای ایفا کرده است. بر اساس اسناد راهبردی آمریکا، از جمله سند امنیت ملی، واشنگتن تلاش دارد در چارچوب دکترینهای جدید خود، چالشهای راهبردی از جمله مسئله ایران را مدیریت کند. از این منظر، آمریکا ناگزیر است برای تثبیت موقعیت خود، بهنوعی تکلیف خود را با ایران روشن کند؛ چه از مسیر مذاکره و چه از طریق فشار و تقابل.
ودایع با اشاره به روند مذاکرات میان ایران و آمریکا تصریح کرد: اگر به این موضوع بهصورت فرایندی نگاه کنیم، مشاهده میشود که هرگاه ایالات متحده در حوزه دیپلماسی و اعمال فشار به اهداف خود دست پیدا نمیکند، به سمت گزینههای سختتر از جمله جنگ حرکت میکند. نمونه آن را در دورههای گذشته مذاکرات و نیز درگیریهای محدود مشاهده کردهایم که نهتنها به تحقق اهداف واشنگتن منجر نشد، بلکه هزینههای قابلتوجهی را نیز به طرف مقابل تحمیل کرد.
وی خاطرنشان کرد: در همین راستا، نقش رژیم صهیونیستی نیز بهعنوان یک عامل تشدیدکننده قابل توجه است، هرچند نباید آن را مستقل از راهبرد کلان آمریکا تحلیل کرد. در عین حال، تجربه نشان داده که در رویارویی نظامی، اهداف اعلامی آمریکا و متحدانش محقق نشده و این مسئله بهویژه در حوزههایی همچون امنیت انرژی، به چالشی جدی برای اقتصاد جهانی و خود ایالات متحده تبدیل شده است.
شکاف سیاسی و بحران اقتصادی، آمریکا را در آستانه انتخابات تهدید میکند
کارشناس بینالملل با اشاره به شرایط داخلی آمریکا گفت: در عرصه سیاست داخلی ایالات متحده، شکافهای عمیقی میان دموکراتها و جمهوریخواهان وجود دارد که در آستانه انتخابات میاندورهای و رقابتهای آینده ریاستجمهوری، تشدید شده است. از سوی دیگر، مسائل اقتصادی از جمله قیمت حاملهای انرژی، نرخ تورم و بیکاری، بهعنوان عوامل تعیینکننده در میزان محبوبیت دولتها عمل میکنند.
وی ادامه داد: بهطور مشخص، قیمت بنزین در آمریکا یکی از شاخصهای مهم در ارزیابی عملکرد رؤسایجمهور محسوب میشود و افزایش آن میتواند بهطور مستقیم بر جایگاه سیاسی آنها تأثیر بگذارد. در کنار این موضوع، افزایش هزینههای نظامی آمریکا و همزمان درگیری این کشور با چالشهایی همچون رقابت با چین و تنش با روسیه، فشار مضاعفی بر ساختار تصمیمگیری واشنگتن وارد کرده است.
مذاکره یک روند مستمر است، نه رویداد مقطعی
ودایع در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر ضرورت نگاه فرایندی به مذاکرات گفت: نباید مذاکرات را تنها بهعنوان یک رویداد مقطعی تحلیل کرد، بلکه باید آن را در چارچوب یک روند مستمر و پیچیده مورد بررسی قرار داد. در این چارچوب، یکی از راهبردهای اصلی طرف مقابل، «اجتماعیسازی» موضوعات کلان راهبردی است؛ به این معنا که تلاش میکند با بستهبندی رسانهای و جهتدهی افکار عمومی، فضای ذهنی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.
وی تأکید کرد: مدیریت این فضا نیازمند هوشیاری و انسجام درونی است تا از ایجاد اختلال در ادراک عمومی جلوگیری شود و مسیر تصمیمگیریهای کلان کشور تحت تأثیر عملیات روانی طرف مقابل قرار نگیرد.
کارشناس بینالملل اظهار کرد: در این میان، یک متغیر مهم در رفتار ایالات متحده قابل توجه است که از آن با عنوان «نظریه مرد دیوانه» یاد میشود. بر اساس این رویکرد، واشنگتن تلاش میکند با نمایش چهرهای غیرقابل پیشبینی، طرف مقابل را دچار محاسبات اشتباه کند. این رفتار تنها محدود به پرونده ایران نیست، بلکه در تعامل با متحدان اروپایی نیز قابل مشاهده است؛ بهگونهای که در موضوعاتی همچون اختلافات تجاری و نظام تعرفهای نیز این الگوی رفتاری بهوضوح خود را نشان داده است.
کارخانه تولید روایت غربی بهدنبال آشوب فکری در ایران است
وی افزود: آنچه امروز در فضای رسانهای و پروپاگاندای غربی مشاهده میکنیم، یک «پکیج اطلاعاتی هدفمند» است که برای افکار عمومی طراحی و مخابره میشود. در واقع، نوعی کارخانه تولید و بازتولید روایت در آمریکا شکل گرفته که متناسب با تحولات میدانی، دیپلماتیک و اقتصادی، تلاش دارد ذهنیت افکار عمومی در کشورهای هدف از جمله ایران را تحت تأثیر قرار دهد. این روند میتواند به ایجاد نوعی آشوب فکری در میان قشرهای مختلف مردم و حتی در سطوح تصمیمگیری منجر شود.
کارشناس بینالملل با اشاره به ترکیب ابزارهای سخت و نرم در راهبرد آمریکا تصریح کرد: در چارچوب دکترین قدیمی سیاست خارجی آمریکا، همزمان با استقرار ناوگانهای نظامی، فشارهای روانی و رسانهای نیز افزایش پیدا میکند. هدف از این ترکیب، سوق دادن طرف مقابل به پذیرش خواستههای واشنگتن در میز مذاکره است.
ودایع ادامه داد: در شرایط فعلی، عنصر «زمان» بهعنوان یک عامل دو لبه در معادلات مطرح است. از یک سو، آمریکا نگران آن است که ایران بتواند از زمان به نفع خود بهرهبرداری کند و موقعیتش را تقویت کند؛ از سوی دیگر، این تهدید نیز وجود دارد که واشنگتن و متحدانش در همین بازه زمانی، با تقویت توان نظامی و آرایش نیروهای خود، سطح فشار را افزایش دهند.
زمان بهنفع آمریکا نیست؛ واشنگتن بهدنبال نتیجه سریع و کمهزینه
وی خاطرنشان کرد: با این حال، باید توجه داشت که عنصر زمان برای طرف آمریکایی نیز یک ضرورت حیاتی محسوب میشود، چرا که این کشور بهدنبال دستیابی به سریعترین و کمهزینهترین نتیجه ممکن است. در این میان، ملاحظات بینالمللی و اقتصادی نیز نقش مهمی ایفا میکنند؛ از جمله رویدادهای بزرگی همچون جام جهانی فوتبال که میتواند تحت تأثیر تنشهای گسترده قرار گیرد و تبعات اقتصادی قابلتوجهی به همراه داشته باشد.
کارشناس بینالملل در ادامه به وضعیت داخلی آمریکا اشاره کرد و گفت: افزایش تصاعدی هزینههای زندگی، بهویژه در حوزه انرژی، در کنار نزدیکی انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر، شرایط پیچیدهای را برای دولت آمریکا ایجاد کرده است. در صورت تغییر توازن قدرت به نفع دموکراتها، احتمال کاهش قدرت مانور رئیسجمهور و محدود شدن اختیارات او در عرصه سیاست خارجی افزایش پیدا میکند.
وی تأکید کرد: برهم خوردن توازن میان کنگره و سنا میتواند وضعیت تصمیمگیری در کاخ سفید را با چالشهای جدی روبهرو کند و همین مسئله، یکی از عوامل تأثیرگذار در رفتار و رویکردهای آینده آمریکا در قبال پروندههای مهمی همچون ایران خواهد بود.
نظر شما