۲۸ ایستگاه، ۴۰ شب بی‌خوابی و هزاران ثانیه ایثار

شرایط سخت جنگ رمضان پس از ۴۰ روز پیکار بی‌امان پشت سر گذاشته شد؛ ۴۰ روزی که با هر اصابت دشمن، نخستین نیروهایی که خود را به قلب آتش و انفجار می‌رساندند، آتش‌نشانان بودند. این گزارش، روایت ایثارگری‌های آتش‌نشانانی است که در خط نخست نبرد، اقتدار و شجاعت را به تصویر کشیدند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگ رمضان به مرحله آتش‌بس رسید، اما هنوز حرف‌های ناگفته زیادی از دل آن ۴۰ روز جان‌فشانی باقی مانده است؛ یکی از مهم‌ترین این روایت‌ها، مربوط به مردانی است که پیش از هر کس دیگر، خود را به قلب آتش و انفجار می‌رساندند؛ «آتش‌نشانان اصفهان»

وقتی آژیرها پیش از انفجار به صدا درآمدند

در روزهای آغازین جنگ رمضان، ساعت از آن بی‌ساعت‌هایی بود که هیچ‌کس انتظارش را نمی‌کشید، آسمان اصفهان آرام بود و مردم مشغول زندگی عادی خود، اما ناگهان آتش از بالا آمد.

صدای انفجار که پیچید، هنوز خیلی‌ها نفهمیده بودند چه خبر است، اما در ایستگاه‌های آتش‌نشانی، اتفاقات دیگری می‌گذشت آن هم قلب‌هایی که برای هر لحظه‌ای آماده بودند.

آن‌ها صدای انفجار را شنیدند. نه از طریق بی‌سیم، نه از طریق تماس مردمی، بلکه با گوشت و پوستشان احساسش کردند و پیش از آنکه تلفن ۱۲۵ زنگ بخورد، چکمه‌ها را پوشیده بودند و خودروها روشن شدند.

آن‌ها اول می‌روند

مردم هنوز در حال فرار از خیابان‌ها بودند که آتش‌نشانان داشتند با کپسول‌های سنگین، لباس‌های ضخیم و خدایی در دل به سمت آتش می‌دویدند؛ آن‌ها اول می‌روند. همیشه اول. چه بخواهی چه نخواهی، چه ببینی چه نبینی، چه قدر بدانی چه ندانی.

در خیابان کاوه، در محله قائمیه، در خیابان باهنر، در محله هفتون، در خیابان استانداری، در خیابان شیخ صدوق و هر جا که آتش افتاد، پیش از آنکه دود به آسمان برسد، آن‌ها آنجا بودند. با شلنگ‌های آب، با تبرهای نجات، با دست‌هایی که لرزش نداشت، حتی وقتی دل‌هایشان می‌لرزید.

یکی از آن‌ها می‌گفت: «داشتیم می‌رفتیم سمت محل انفجار، همه داشتند فرار می‌کردند، ما داشتیم می‌دویدیم سمتش. عجیب است، نه؟»

عجیب است، اما این همان معنای «ایثار» است.

۲۸ ایستگاه، ۴۰ شب بی‌خوابی و هزاران ثانیه ایثار

آوارها را که کنار می‌زنی، هنوز امید هست

بعد از انفجار، آوار می‌ماند. خانه‌هایی که یک لحظه قبل، سرپناه یک خانواده بودند، حالا توده‌ای از بتن و گچ و شیشه شده بودند و زیر آن آوار، شاید هنوز نفسی باشد.

آتش‌نشانان نه فقط با آتش، که با زمان می‌جنگیدند. هر ثانیه برایشان یک عمر ارزش داشت. دست‌هایی که به خون و غبار آغشته بود، با دقت تمام تکه‌های آوار را کنار می‌زد. یکی به دنبال صدای ضعیف کودکی، یکی به دنبال پیرزنی که تنها مانده بود.

و گاهی، آنچه پیدا می‌کردند، امید نبود، اما باز هم دست برنداشتند. چون این رسمشان است. تا آخرین نفس، تا آخرین آجر، تا وقتی که دیگر هیچ صدایی نماند.

«خسته نباشید» گفتن مردم پشت خیابان، برایشان از هر مدالی بالاتر بود. همان لحظه که با چشمانی اشک‌آلود نگاهشان می‌کردند و می‌گفتند: «شما تنها نجات ما بودید.»

شب‌هایی که هیچ‌کس نمی‌خوابید

جنگ رمضان، ۴۰ روز طول کشید، اما برای آتش‌نشانان اصفهان این ۴۰ روز، یک نفس بود. یک نفس بلند و سخت و بی‌پایان. آن‌ها شب‌ها در ایستگاه‌ها بیدار می‌ماندند، با لباس‌های آماده، با چشمانی که خستگی در آن‌ها موج می‌زد، اما جایی برای بستن نداشت. چون هر لحظه ممکن بود آژیر دوباره به صدا درآید.

دستگاهی که همیشه روشن بود، صدای بی‌سیم که هرگز قطع نمی‌شد، چای‌هایی که سرد می‌شد پیش از آنکه کسی فرصت نوشیدنش را پیدا کند.

یکی از آتش‌نشانان بعد از روزها بی‌خوابی، روی صندلی ایستگاه لم داده بود. چشمانش را بسته بود، اما گوش‌هایش باز بود. «خواب که نیست. فقط استراحت است. یک لحظه هم گوشمان از صدا خالی نمی‌شود.»

آتش که خاموش می‌شود، قصه تمام نمی‌شود

وقتی آخرین شعله خاموش شد، وقتی آخرین آوار کنار رفت، وقتی مردم توانستند به خانه‌هایشان برگردند… آتش‌نشانان هنوز نرفته بودند.

آن‌ها ماندند تا مطمئن شوند دیگر خطری نیست، تا ببینند آیا خانواده‌ای هست که هنوز به کمک نیاز دارد. تا به پیرزنی که تمام دارایی‌اش را در آتش از دست داده بود، یک لیوان چای بدهند و بگویند: «قوت قلب باشید.»

آن روزها هیچ‌کس ندید که آن‌ها چه کشیدند. کسی ندید که چطور با دست‌های زخمی آوار را کنار زدند. کسی ندید که چطور در میان دود غلیظ، نفس‌نفس می‌زدند، اما باز هم جلو می‌رفتند. کسی ندید که چه طور بعد از اتمام مأموریت، گوشه‌ای می‌نشستند و بی‌آنکه کسی ببیند، اشک می‌ریختند برای جان‌هایی که نتوانستند نجات دهند.

مردم اصفهان دیدند که در سخت‌ترین لحظات، اولین کسانی که به دادشان رسیدند، چه کسانی بودند.

۲۸ ایستگاه، ۴۰ شب بی‌خوابی و هزاران ثانیه ایثار

رکوردشکنی آتش‌نشانان اصفهان در جنگ رمضان / حضور در محل اصابت کمتر از ۳ دقیقه

آتش‌پاد امید باقری، مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان با اشاره به ویژگی‌های منحصربه‌فرد آتش‌نشانان اصفهان به خبرنگار ایمنا می‌گوید: آتش‌نشانان اصفهان افراد حاذقی هستند که بر ادبیات، گفتار و سطح شهر اصفهان اشراف کامل دارند و توانایی کار با تمام نرم‌افزارها را نیز دارا هستند.

وی این ویژگی‌ها را عامل مهمی در کاهش زمان رسیدن به صحنه حادثه می‌داند و می‌افزاید: این موارد موجب شده است که ثانیه‌های رسیدن به محل حادثه کاهش یابد و ما بتوانیم سریع‌تر از هر زمان دیگری به یاری شهروندان بشتابیم.»

مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان با اشاره به آمادگی کامل این سازمان در روزهای سخت جنگ رمضان تصریح می‌کند: در این مدت، هیچ تعللی در اعزام نیروها از ۲۸ ایستگاه فعال آتش‌نشانی در پهنه شهر اصفهان نداشتیم.

باقری با تأکید بر سرعت عمل بی‌نظیر همکارانش خاطرنشان می‌کند: در این مدت، هنگامی که صدای اصابت‌ها را می‌شنیدیم، قبل از اینکه حادثه به‌طور رسمی اعلام شود، همکارانم اعزام می‌شدند؛ ما همیشه به عنوان اولین گروه، آماده ایمن‌سازی صحنه بوده‌ایم.

وی با اشاره به استانداردهای جهانی و رکوردشکنی آتش‌نشانان اصفهان اظهار می‌کند: رسالت سازمان آتش‌نشانی، نجات جان و مال انسان‌هاست. میانگین زمان رسیدن آتش‌نشانان به محل حریق و حوادث، طبق قوانین و استانداردهای بین‌المللی باید کمتر از ۵ دقیقه باشد، اما آتش‌نشانان اصفهان رکورد حضور کمتر از ۴ دقیقه در محل حریق و حوادث را ثبت کرده‌اند.

مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان با اعلام آمار عملیات‌های جنگ رمضان می‌افزاید: بیش از ۸۰ مورد عملیات مرتبط با جنگ رمضان داشتیم که همکاران به آن‌ها اعزام شدند. در تمام این موارد، آتش‌نشانان ما در کمتر از ۳ دقیقه در محل‌های مورد اصابت حضور یافتند. امدادرسانی با حداکثر نیروها انجام شد و ما در کنار شهروندان بودیم.

باقری با تأکید بر رویکرد علمی و برنامه‌محور سازمان متبوعش تاکید می‌کند: سازمان آتش‌نشانی اصفهان یک سازمان برنامه‌محور و علمی است؛ همه موارد را طبق برنامه‌ها پیش می‌بریم و شاخص‌گذاری را نیز انجام داده‌ایم، تا سال ۱۴۱۰، تمام شاخص‌ها را احصا کرده‌ایم و چشم‌انداز روشنی پیش روی ما است.

وی با اشاره به استفاده از فناوری‌های نوین در عملیات‌های جنگ رمضان ادامه می‌دهد: این سازمان، ربات آتش‌نشان را در جنگ رمضان مورد استفاده قرار داده است، همچنین پهپادهای کاوش آتش‌نشان در رصد و پایش و نشان‌دادن کانون حریق، کمک بسیاری به آتش‌نشانان کرد. دوربین‌های ترمال نیز میزان دما را برای ما مشخص می‌کردند تا با آگاهی کامل وارد عمل شویم.

۲۸ ایستگاه، ۴۰ شب بی‌خوابی و هزاران ثانیه ایثار

دستانی که آتش را خاموش می‌کنند، قلب‌هایی که شهر را گرم نگه می‌دارند

در طول ۴۰ روز جنگ رمضان ۲۸ ایستگاه آتش‌نشانی در پهنه شهر اصفهان، شبانه‌روز در آماده‌باش کامل بودند؛ مردانی که قبل از شنیدن صدای اعلام حادثه با شنیدن صدای اصابت، خود را به محل می‌رساندند. مردانی که استاندارد جهانی ۵ دقیقه را به ۴ دقیقه و در روزهای جنگ به کمتر از ۳ دقیقه کاهش دادند.

جنگ رمضان به مرحله آتش‌بس رسید و آتش‌نشانان اصفهان به ایستگاه‌هایشان برگشتند. چکمه‌های خاک‌گرفته را کنار گذاشتند، لباس‌های سوخته را شستند، تجهیزات را مرتب کردند و دوباره نشستند پای گوشی، منتظر صدای بعدی.

اما این پایان ماجرا نیست. آتش‌نشانان اصفهان امروز به ربات‌ها و پهپادها مسلح شده‌اند. دوربین‌های ترمال، دمای آتش را به آن‌ها نشان می‌دهد و کاوشگرهای پرنده، کانون حریق را رصد می‌کنند. آن‌ها دیگر فقط با کپسول و تبر به جنگ آتش نمی‌روند؛ آن‌ها با دانش، برنامه و فناوری به میدان می‌آیند و شاید همین ترکیب هوشمندانه «شجاعت دیروز» و «فناوری امروز» است که موجب شده است آتش‌نشانان اصفهان نه فقط در جنگ رمضان، که در تمام روزهای سال، عنوان اولین گروه حاضر در صحنه را از آن خود کنند.

و شاید همان «خدا قوت» گفتن یک پیرزن، از هر مدالی بالاتر باشد. شاید همان بغض یک کودک که می‌گفت «عمو جان نجاتمان دادی»، ارزش تمام خستگی‌هایشان را داشته باشد.

آتش‌نشانان اصفهان در جنگ رمضان، فقط آتش را خاموش نکردند، آن‌ها ترس، تنهایی و ناامیدی را خاموش کردند و شهر، هنوز مدیون آن‌هاست.

اگر امشب راحت خوابیدی، شاید مدیون کسی باشی که بیدار ماند برای تو، اما اسم او در هیچ تیتری نیامد.

کد خبر 962683

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.