به گزارش خبرگزاری ایمنا، سرتاسر تاریخ پر فرازونشیب ایران، ایستادگی مردم همواره نمود عشق بیکران به وطن بوده است. همانگونه که شهدای اقلیتهای مذهبی در دوران دفاع مقدس معنای حقیقی وطندوستی را به زیباترین شکل به تصویر کشیدند، مقاومت مردم ایران در برابر بیرحمیهای دشمن از جمله جنگ دوازدهروزه و تجاوز تحمیلی دشمن در جنگ رمضان نیز جلوهای باشکوه از این روحیه همبستگی ملی و ایثار بیبدیل به نمایش گذاشته است. این ایستادگیها، نمادی از شجاعت ملت ایران و سندی ماندگار بر پیوند ناگسستنی مردم با خاک و هویت خود است.
در این مرز و بوم، همه با هر قومیتی، با هر نژاد و با هر مذهبی محکم و استوار ایستادهاند تا از کیان سرزمینشان دفاع کنند، سرزمینی که متعلق به همه است و قلبش برای تک تک مردمش میتپد؛ در این سرزمین ترک و لر و کرد و عرب، شیعه و سنی و ارمنی و زرتشتی بهشتی ساختهاند و در دفاع از آن، جانشان را به میان آوردهاند؛ این همبستگی و فداکاری ریشه در خون ایرانی دارد و قومیت و مذهب نمیشناسد، ریشهای که میتوان آن را در سالیان دور نیز پیدا کرد؛ شاید ما، تنها هشت سال دفاع مقدسش را به خاطر داریم و همچنین امروز که همه و همه پای کار ایران ایستادهاند، یک دل و یک صدا.
شهید آوانس سیمونیان که روز جمعه هفتم فروردین سال جاری در تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار به ایران عزیز به شهادت رسید، نمونهای از جانفشانی ایرانیان و رذالت صاحبان پروندههای اپستین است؛ این شهید بزرگوار که از ارامنه کشور بود، کارگر سادهای بود که در منطقهای غیر نظامی به شهادت رسید؛ فاجعهای که نشان میدهد دشمنان این مرز و بوم با ایران یکپارچه دشمنی دارند و هدف آنها همه ایرانیان است.
شهادت این مرد ارمنی برای ایرانیان با شهدای شیعه، سنی و سایر شهدای این خطه هیچ تفاوتی نداشت؛ مردم اصفهان همانگونه که با شور و حرارت به وداع با شهدای دیگر آمدند، برای این شهید نیز سنگ تمام گذاشتند و این مرد شریف را گرامی داشتند، همچنین موج ۸۶ عملیات وعده صادق ۴ که روز یکشنبه نهم فروردین انجام شد به ارامنه و شهدای مسیحی دفاع مقدس ۸ساله و جنگ رمضان، تقدیم شد تا دنیا ببیند و بداند که ایرانیان در هرجای این سرزمین که باشند، با هر تفکر و اندیشهای متحد و یکپارچهاند و هیچ چیز نمیتواند همبستگی آنها را خدشهدار کند.

شهدای دیگر مذاهب این سرزمین همچون زوریک مرادیان، آرمانام مانوکیان، جانی بت اوشانا، روبرت لازار آشوری، رازمیک داویدیان، وارطان آبراهامیان، موریم کلیمی، جهانبخش قهرمانی و رستم آذرباد که تنها تعداد قلیلی از صدها جوانی هستند که فارغ از تفاوتهای مذهبی و عقاید، با عشق به ایران، جان خود را در راه دفاع از این خاک فدا کردند، نماد وحدت و همدلی همه ایرانیان در برابر بدخواهان این آب و خاک است.
منش شهدای اقلیت در سالهای جنگ آموخت که برای پاسداری از وطن تنها باید عاشق بود؛ همانطور که روبرت لازار آشوری، با وجود آنکه تنها چند روز تا پایان خدمتش باقی مانده بود، حاضر نشد به پشت خط مقدم بازگردد چون معتقد بود که تا آخرین لحظه، وظیفهاش دفاع از خاک کشور است.

«من هیچوقت از ایران نمیروم، دوست دارم به خاک وطنم خدمت کنم و لباس سربازی بپوشم.» این سخنان زوریک مرادیان، نخستین شهید نظامی ارمنی جنگ تحمیلی است که داوطلبانه عازم جبهه شد و آنقدر نگران ایرانجان بود که به همه توصیه میکرد مقررات شبانه را در شهر رعایت کنند تا دشمن را در مسیر هدفگیری بمبافکن ناکام بگذارند.
این فریبرز موریم کلیمی فرزند روحانی یهودی قصر شیرین بود که ماندن در خاک ایران را به گریز اختیاری که توسط عراقیها پیشنهاد شده بود با افتخار برگزید و هنگام شهادت به دوستانش گفت: «فکر نکنید از راهی که رفتهام پشیمانم. اگر بار دیگر در این شرایط قرار بگیرم، از سربازی فرار نخواهم کرد و در مقابل دشمن خواهم ایستاد.»

و چه شرافتمند بود آرمانام مانوکیان، خلبان ارمنی که حتی در واپسین لحظاتش در آسمان، هواپیمای خود را به سوی مرزهای ایران هدایت کرد تا حتی لاشه آن به دست دشمن نیفتد.
رازمیک داویدیان، جوان ۲۱ ساله، آنقدر عشق به لباس سربازی ایران داشت که میگفت: «من هرگز حاضر نیستم این لباس را از تنم بیرون آورم چون در هر صورت من سرباز این مملکتم. وقتی که دشمن در خاک ماست خیانت است که آدمی خود را قائم کند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی نماید.»
خوشا بر غیرت رستم آذرباد زرتشتی که زیر شکنجه دشمن حاضر نشد اسرار نظامی وطنش را فاش کند و شهادت با رگبار کین دشمن را به جان خرید تا سرزمینش سرافراز برجا بماند.
اوشانای آشوری چقدر زیبا وصیتش را با ادبیات عشق به میهن پایان داد: «این سطور را در لحظههای قبل از حرکت، برای بازپسگیری حق و خاک کشورمان به سوی دشمن متجاوز، برایتان مینویسم.»

شهدای اقلیت ایرانی، با جانفشانیهای بیبدیل خود، درسی بزرگ به تاریخ این سرزمین دادهاند؛ آنان یاد دادند که ایران، خانهای امن برای مردمانی از جنس تفاوتهاست که بیهیچ چشمداشتی با خونشان از مرزهای این خاک پاسداری میکنند تا مبادا نگاه شومی بر آن سایه افکند.
حماسه دوازدهروزه مردم ایران در برابر حمله دشمن نیز بازتابی از همین روحیه بود؛ مردمی که با هر قومیت و آئین، با عقاید و پیشینههای مخالف و موافق در کنار هم ایستادند و نشان دادند که عشق و دفاع از خاک وطن، فراتر از هر تفاوت است. آن هنگام که دشمن سودای دستدرازی این خاک را در سر میپروراند، ایرانیان از هر قوم و آئین با هر عقیده و باوری دوشادوش یکدیگر ایستادند و با ایمان و غیرت، حماسهای جاودان آفریدند؛ یکی نظامی و پشت پدافند، یکی امدادگر و حاضر در حادثه، یکی شاهد و گوشی بهدست، یکی خبرنگار و روایتگر، یکی پرستار و بر بالین مجروح، یکی انتظامی و مشغول حفظ امنیت، یکی اینفلوئنسر و استوریگذار، یکی هم هیچکاری از دستش بر نمیآمد، زیر آتش هجوم دشمن تنها به عشق ایران در خانه ماند … همه ایستاندند و خاک پای ایران شدند.

این مقاومت پژواک همان پیام وحدت و ایستادگی شهدای دوران مقدس است؛ تفاوتها نه عامل تفرقه که سرچشمه همبستگی است و هر ایرانی، فارغ از باور و تبار، سنگربان شرف و عزت این خاک مقدس است.
نظر شما