به گزارش خبرگزاری ایمنا، روز شنبه حدود ۹ میلیون نفر در بیش از ۳۲۰۰ راهپیمایی در تمام ۵۰ ایالت آمریکا شرکت کردند که نشاندهنده گسترش چشمگیر جنبشی است که نخستین تجمع آن در ژوئن گذشته حدود ۴ تا ۶ میلیون نفر را گرد هم آورده بود. سازماندهندگان اعلام کردند نزدیک به دوسوم این رویدادها در جوامع کوچکتر برگزار شده که نسبت به مرحله نخست این جنبش، افزایش ۴۰ درصدی در گستردگی جغرافیایی را نشان میدهد.
معترضان از نیویورک تا لسآنجلس به خیابانها آمدند. در سنت پل، مینهسوتا، حدود ۱۰۰ هزار نفر در مقابل ساختمان کنگره ایالتی تجمع کردند که به گفته برگزارکنندگان، «بزرگترین اعتراض تاریخ مینهسوتا» بود. در واشنگتن دی.سی. و سانفرانسیسکو نیز رویدادهای شاخصی برگزار شد. تظاهرات همبستگی با این جنبش در لندن، پاریس و رم نیز نشاندهنده نگرانی جهانی از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران بود.
جنگ علیه ایران که اکنون وارد پنجمین هفته خود شده، تاکنون جان بیش از ۱۴۰۰ ایرانی را گرفته و میلیاردها دلار از پول مالیاتدهندگان آمریکایی صرف این حملات شده است. دهها نظامی آمریکایی نیز در این جنگ کشته یا زخمی شدهاند و افزایش قیمت بنزین و مواد غذایی در سراسر آمریکا، فشار اقتصادی سنگینی را بر شهروندان این کشور تحمیل کرده است.
رسانههای آمریکا از معترضانی در دیکلب، ایلینوی گزارش دادند که با پلاکاردهایی با مضمون «نفت نمیخواهیم، خون نمیخواهیم» به خیابان آمده بودند. رانکل ۳۷ ساله، یکی از شرکت کنندگان، در حالی که یک تلمبه سوخت تقلبی را با دوچرخه میکشید، به خبرنگاران گفت: «تمرکز اصلی من روی جنگ است، بر خسارتی که از طرف ما به مردم آن سوی آبها وارد میشود. وقتی ما به کشورهای دیگر در سراسر جهان آسیب میزنیم، چه مالی و چه جانی، این کار درستی نیست.»

در راکفورد، ایلینوی، استنلی کمپبل، فعال صلح و کهنه سرباز جنگ ویتنام، پلاکاردی را که بیش از ۲۰ سال داشت بالا برد که روی آن نوشته شده بود «نه به جنگ ایران». کمپبل توضیح داد: «من قبلاً این پلاکارد را برای جنگ عراق داشتم. حرف «ق» را با «ن» عوض کردم. متأسفانه این یک پلاکارد قابل استفاده مجدد است.»
در یادبود لینکلن در واشنگتن دی.سی، گروهی از مادران فلسطینی با برافراشتن پرچم ۱۰ فوتی فلسطین، به حمایت از مردم ایران و مخالفت با جنگ اعتراض کردند. هزامی برمادا ۴۲ ساله گفت: «بیشتر آمریکایی ها نمیدانند پول مالیاتشان برای حمایت از خشونت استفاده میشود. این در حالی است که بسیاری از آمریکاییها نمیتوانند هزینه مسکن، شیر مدرسه یا مراقبتهای بهداشتی را بپردازند.»
در طول روز، معترضان شعارهای «پادشاهان ممنوع، جنگ ممنوع» و «این همان شکلی است که دموکراسی به نظر میرسد!» سر دادند. پلاکاردهایی با مضامین «قدرت از آن مردم است»، «جنایات جنگی جنایات جنسی را پنهان نمیکند» و «پروندههای اپستین را منتشر کنید» در میان جمعیت دیده میشد. شعار «نه به شاه ترامپ» نیز در چندین محل تجمع طنینانداز شد.
چندین قانونگذار آمریکایی نیز در این راهپیماییها شرکت کردند. برنی سندرز، سناتور، در تجمع سنت پل گفت: «مردم آمریکا درباره جنگهای ویتنام و عراق دروغ شنیدند و امروز نیز درباره جنگ ایران به ما دروغ گفته میشود. این جنگ باید فوری پایان یابد.»
تیم والز، فرماندار مینهسوتا، در سخنرانی خود با اشاره به اقدامات مهاجرتی دولت فدرال که منجر به مرگ دو شهروند آمریکایی شد، گفت: «وقتی دیکتاتور آرزومند در کاخ سفید، اوباش آموزش ندیده خود را برای آسیب زدن به مینه سوتا فرستاد، این شما مردم مینه سوتا بودید که در برابر همسایگان خود ایستادگی کردید.»
از واشنگتن دی.سی، جان بی. لارسون، نماینده کنگره، بیانیه ای صادر کرد و اعلام داشت: «در آمریکا هیچ پادشاهی وجود ندارد. ما از سال ۱۷۷۶ پادشاهان را رد کردهایم و این الان تغییر نخواهد کرد.»

کاخ سفید این راهپیمایی ها را ناچیز شمرد و ابیگیل جکسون، سخنگوی آن، آنها را «جلسات درمانی جنون ترامپ» و «کاملاً بیمعنی» توصیف کرد.
سازماندهندگان از برنامههایی برای اعتصاب عمومی در سراسر کشور در روز اول ماه مه خبر داده اند. همزمان تحلیلگران سیاسی پیشبینی میکنند جنگ ترامپ علیه ایران به حزب او در انتخابات میان دورهای آسیب بزند و در صورت پیروزی دموکراتها در کنگره، دوران ریاست جمهوری ترامپ نیز با چالش جدی روبهرو شود.
نارضایتی از ترامپ فراتر از سیاست خارجی؛ پیوند اعتراضات اقتصادی و مخالفت با جنگ
کارشناس مسائل بینالملل: اعتراضات آمریکا بیش از آنکه ضدجنگ باشد، واکنشی به تبعات اقتصادی است
حمیدرضا غلامزاده، کارشناس مسائل بینالملل، در تحلیل موج اخیر اعتراضات در ایالات متحده و نسبت آن با جنگ علیه ایران در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: تجمعات اخیر علیه دونالد ترامپ را نباید تنها بهعنوان یک حرکت ضدجنگ یا در حمایت از ایران تفسیر کرد، بلکه بخش مهمی از این اعتراضات ریشه در نگرانیهای اقتصادی و معیشتی مردم آمریکا دارد.
وی با اشاره به اولویتهای اعتراضی شهروندان آمریکایی افزود: یکی از مهمترین محورهای اعتراضات، مسائل اقتصادی و فشارهای معیشتی است و در کنار آن، موضوع مهاجرت نیز نقش پررنگی دارد. بحث جنگ با ایران را میتوان در رتبههای بعدی دانست که آن هم بیشتر بهدلیل تبعات اقتصادی آن مورد توجه قرار گرفته، نهتنها از منظر صلحطلبی.
این کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه سطح محبوبیت ترامپ در دوره کنونی به شکل کمسابقهای کاهش یافته است، تصریح کرد: در بازههای زمانی مشابه، کمتر رئیسجمهوری در آمریکا با چنین سطح پایینی از مقبولیت عمومی روبهرو بوده و این موضوع نشاندهنده نارضایتی گسترده از عملکرد کلی دولت است.
غلامزاده ادامه داد: وضعیت اقتصادی آمریکا نیز چندان مطلوب ارزیابی نمیشود؛ تورم و افزایش قیمتها بهویژه در حوزه انرژی، فشار قابل توجهی بر زندگی مردم وارد کرده است. بهعنوان مثال، افزایش قیمت بنزین میتواند سالانه هزاران دلار به هزینههای خانوار اضافه کند و همین موضوع نارضایتی عمومی را تشدید کرده است.
وی با اشاره به تبعات جهانی تنشها در منطقه خلیج فارس گفت: وابستگی بعضی حوزهها از جمله کشاورزی و فناوری به مسیرهایی همچون تنگه هرمز، موجب شده هرگونه اختلال در این منطقه پیامدهای گستردهای داشته باشد. بهعنوان نمونه، تأمین برخی نهادههای کشاورزی همچون کودهای شیمیایی و موادی نظیر هلیوم که در صنایع پیشرفته کاربرد دارد، تحت تأثیر قرار میگیرد و این مسئله در میانمدت و بلندمدت خود را نشان خواهد داد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به اقدامات برخی کشورها در رویارویی با این شرایط افزود: در بسیاری از کشورها، سیاستهایی مشابه دوران کرونا از جمله محدودیتهای تردد، تغییر ساعات کاری، دورکاری و حتی رایگان شدن حملونقل عمومی یا کاهش مالیات سوخت در دستور کار قرار گرفته که همگی نشاندهنده تأثیر مستقیم این بحران بر سبک زندگی مردم است.
وی تأکید کرد: بر اساس برخی نظرسنجیها، بیش از ۶۰ درصد مردم آمریکا با این جنگ مخالف هستند و این مخالفت در کنار فشارهای اقتصادی، بهتدریج زمینهساز افزایش شکاف میان دولت و ملت خواهد شد.
غلامزاده خاطرنشان کرد: اعتراضات فعلی، ترکیبی از نارضایتی سیاسی نسبت به رویکردهای بهاصطلاح دیکتاتورمآبانه ترامپ و نارضایتی اقتصادی است که بهطور مستقیم در معیشت مردم قابل لمس است. اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمال بروز تقابل جدیتر میان دولت و جامعه افزایش پیدا میکند و این مسئله میتواند در انتخابات میاندورهای آمریکا خود را بهطور ملموس نشان دهد.
به گزارش ایمنا، در مجموع میتوان گفت آنچه امروز در خیابانهای آمریکا جریان دارد، تنها یک موج اعتراضی مقطعی نیست، بلکه نشانهای از شکلگیری شکافی عمیقتر میان افکار عمومی و تصمیمات کلان حاکمیتی است؛ شکافی که از سیاست خارجی تا معیشت روزمره مردم امتداد یافته است. تداوم جنگ، افزایش هزینههای اقتصادی و ابهام در چشمانداز آن، میتواند این نارضایتی را از سطح اعتراضات خیابانی به کنشهای سیاسی مؤثرتر، بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای، سوق دهد. در چنین شرایطی، آینده این تقابل نهتنها سرنوشت جنگ، بلکه مسیر تحولات داخلی آمریکا و میزان تابآوری ساختار سیاسی این کشور در برابر فشار افکار عمومی را نیز تعیین خواهد کرد.
نظر شما