مسجدالحسین،در قلب محله است، امروز میزبان خانواده شهید است، خانوادهای که پنج تنش را فدای ایران اسلامی کرده است، خانوادهای که مظلومانه در خانهشان، شبانه مورد تجاوز قرار گرفتند، پدر، مادر، دو فرزند و مادربزرگ خانواده در این جنایت پرپر شدهاند؛ فرزندان خانواده هنوز سنشان به ده سال هم نرسیده است، محمد حسن هفت سال و فاطمه زهرا پنج سال سن دارد، بای ذنب قتلت؟ به کدامین گناه شما را شهید کردند؟

این راه حسینیان است که جان میدهند اما زیر بار ذلت نمیروند، مادران این سرزمین فرزندانشان را با اشک بر حسین (ع) شیر میدهند، هر روز در گوش فرزندانشان بابی انتم و امی زمزمه میکنند و شبها لالایی عاشورایی بر بالینشان میخوانند.
و دشمن پلید چه کوته فکر است که فکر میکند با کشتن ما، متوقفمان میکند، ما شبها با آرزوی شهادت میخوابیم و روزها با دعای شهادت روزمان را شروع میکنیم.
شب است، محله تاریک و روشن است، هوا سرد است، اما کوچههای تنگ این محله مملو از جمعیت است، این کوچهها مملو از پرچم شده، مملو از فریاد الله اکبر، مملو از فریاد حیدر حیدر، مملو از روضه یاحسین؛ به راستی اینجا محله آزادگان است.
شهدا در میانه مردم حرکت میکنند، میخوانند برای رقیه شهید، به نیت دختر خانواده، میخوانند، روضه ارباب را، روضه لب تشنهاش را، اربا اربا شدن علی اکبرش را، شهادت دسته جمعی خانوادهاش را و...
پدربزرگ خانواده به همراه پسر بازماندهاش بر بالای تابوتها نشستهاند؛ پیرمرد در کنار تابوت همسرش، عروسش و نوهاش مینشیند، کمی زیر لب روضه میخواند، کمی به تابوتها نگاه میکند، باورش نمیشود، همه را در یک شب از دست داده است، هر پنج نفرشان را در شب سال نو، در شب عید فطر، شاید این عید از اول هم برایشان عید نبود ولی قرار نبود اینگونه سال جدید را شروع کند، چگونه تاب بیاورد این همه داغ را؟ بغضش را فرو میدهد، به تابوتها بوسه میزند، سرش را بالا میگیرد، زیر لب زمزمهای میکند و همراه با جمعیت فریاد میزند: الله اکبر.
هر لحظه بر جمعیت مردم اضافه میشود، تا چشم کار میکند، مردم آمدهاند، مسیر طولانی میشود، ولی همچنان شهدا در آغوش مردم پیش میروند؛ این مردم خستگی ناپذیرند، دستشان پرچم، پایشان بر زمین نمخورده و در هوای سرد یکپارچه فریاد میزنند، الله اکبر؛ برائت میجویند و نفرین میکنند دشمنانشان را و یک صدا مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائل سر میدهند.
این مکتب حسینیان است که مظلومانه در راه حق شهید میشوند و با افتخار پیکر شهیدانشان را در دست میگیرند و با افتخار در راه خدا تقدیم میکنند، مکتیبی که شهادت راز ندهتر میکند و عاشقان این مسیر را نسبت به شهادت حریصتر و این پیشه یزیدیان است که کشتههای خود را پنهان میکنند و در نهان به گور میفرستند که مبادا نیروهایشان ناامید شوند و یاس آنها را فرا بگیرد
نظر شما