تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

جنگ برای شهرها تنها شامل ویرانی زیرساخت‌ها نیست، بلکه ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را تغییر می‌دهد؛ بنابراین، بازسازی شهر نیازمند رویکردی جامع برای ایجاد شهری سازگار و مقاوم در برابر بحران‌های آینده است.

به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، بحران‌ نظامی تأثیرات گسترده و پیچیده‌ای بر ساختار شهری دارد که فراتر از تخریب فیزیکی و تغییر در زیرساخت‌ها، به الگوهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهروندان نفوذ می‌کنند. بازسازی شهرها پس از بحران‌ نظامی، نیازمند یک رویکرد جامع و هماهنگ است که نه‌تنها به بازسازی زیرساخت‌ها و ساختمان‌ها، بلکه به ترمیم بافت اجتماعی، احیای اقتصاد و بازسازی نهادهای حکمرانی نیز توجه داشته باشد. در غیر این صورت، شهرها ممکن است به‌طور کامل به حالت قبل بازنگردند و شهروندان ممکن است سال‌ها پس از پایان درگیری نیز با پیامدهای بحران‌ نظامی دست‌وپنجه نرم کنند.

از سوی دیگر جنگ همان‌گونه که بسیاری از مطالعات شهری نشان می‌دهد، نه‌تنها به‌صورت فیزیکی ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها را به‌هم می‌ریزد، بلکه ساختارهای پنهان شهر را از شبکه‌های خدمات عمومی تا روابط قدرت و حس هویت جمعی، به‌طور چشمگیری دگرگون می‌کند. برای هر یک از این تغییرات، راه‌حل‌های عملی وجود دارد که می‌توانند با بهره‌گیری از تجربیات واقعی شهرهای مختلف، مسیر بازسازی را هموارتر کنند.

تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

نمونه‌های جهانی از ویرانی‌های شهری ناشی از بحران‌ نظامی

ابتدا باید به زیرساخت‌های حیاتی اشاره کرد؛ یعنی شبکه‌های آب، فاضلاب، برق، گاز و ارتباطات که در زمان بحران‌ نظامی به‌سرعت هدف قرار می‌گیرند. تخریب این سامانه‌ها نه‌تنها موجب قطع تأمین آب شرب و انرژی می‌شود، بلکه می‌تواند به‌سرعت به بحران‌های بهداشتی منجر شود؛ برای مثال، در طول بحران‌ نظامی داخلی سوریه، تخریب ایستگاه‌های تصفیه آب در شهرهای حلب و درعا موجب شیوع بیماری‌های گوارشی شد که مرگ‌ومیر را افزایش داد. راه‌حل مؤثر در این زمینه، طراحی زیرساخت‌های مقاوم و چندلایه است. شهر دوبلین پس از بمباران‌های بحران‌ نظامی جهانی دوم، به‌جای بازسازی ساده، تصمیم گرفت شبکه آب و فاضلاب را به‌صورت حلقه‌ای و با استفاده از لوله‌های فولادی مقاوم در برابر انفجار بازطراحی کند، علاوه‌بر این، ایستگاه‌های پشتیبان برق با ژنراتورهای دیزل و خورشیدی به‌صورت توزیع‌شده نصب شد تا در صورت قطع یک بخش، سایر بخش‌ها بتوانند به‌صورت خودکار جبران کنند. این رویکرد پایداری مقاوم (resilient design) به‌سرعت در شهرهای دیگر جهان نیز مورد اقتباس قرار گرفت.

تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

حمل‌ونقل شهری نیز تحت فشار شدید بحران‌ نظامی قرار می‌گیرد؛ پل‌ها و تونل‌ها که مسیرهای اصلی عبور و مرور را تشکیل می‌دهند، به‌سرعت هدف می‌شوند و در نتیجه دسترسی به مناطق حاشیه‌ای یا بیمارستان‌ها مختل می‌شود. در بوسنی و هرزگوین، پس از بحران‌ نظامی ۱۹۹۲‑۱۹۹۵، بسیاری از پل‌های اصلی سراسر سارایوو تخریب و شهر به دو نیمه جداگانه تقسیم شد. برای رفع این مشکل، دولت بوسنی با حمایت بانک جهانی، برنامه «پل‌های موقت» را اجرا کرد؛ این پل‌های پیش‌ساخته از فولاد سبک، در عرض چند هفته روی بسترهای موقت نصب شدند و به‌سرعت جریان ترافیک را بازگرداندند، علاوه‌بر این شهر برلین پس از بحران‌ نظامی جهانی دوم، به‌جای تمرکز صرف بر بازسازی جاده‌ها، شبکه حمل‌ونقل عمومی (U‑Bahn و S‑Bahn) را گسترش داد و خطوط دوچرخه‌سواری جداگانه‌ای ایجاد کرد؛ این کار نه‌تنها ترافیک را کاهش داد، بلکه به شهروندان امکان داد تا در شرایط اضطراری به‌سرعت از وسایل حمل‌ونقل عمومی استفاده کنند.

دسترس‌پذیری خدمات عمومی نیز در زمان بحران‌ نظامی به‌سرعت دچار نابرابری می‌شود؛ بیمارستان‌ها، مدارس و مراکز بهداشتی به‌صورت هدفمند مورد حمله قرار می‌گیرند یا به‌دلیل کمبود سوخت و پرسنل از کار می‌افتند. در کوزوو، پس از بحران‌ نظامی ۱۹۹۸‑۱۹۹۹، بیش از ۴۰ درصد از بیمارستان‌های عمومی تخریب شد و تعداد پرستاران به کمتر از نصف کاهش پیدا کرد. برای مقابله با این خلأ، سازمان‌های غیردولتی به‌همراه دولت محلی، شبکه‌ای از کلینیک‌های سیار راه‌اندازی کردند؛ این کلینیک‌ها در خودروهای مجهز به تجهیزات اساسی به‌صورت دوره‌ای به محله‌های آسیب‌دیده می‌رفتند و خدمات اولیه بهداشتی را ارائه می‌دادند. در کنار این اقدام، استفاده از فناوری‌های دیجیتال برای ارائه مشاوره پزشکی از راه دور (tele‑medicine) در شهرهای بحران‌ نظامی‌زده‌ای همچون مانیل (فیلیپین) پس از طوفان «یائو» به‌کار گرفته شد؛ این روش به‌ویژه برای بیماران مزمن بسیار مؤثر بود که نیاز به پیگیری مستمر داشتند.

تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

ساختارهای قدرت و حکمرانی نیز در اثر بحران‌ نظامی دچار تحولات ناگهانی می‌شوند؛ دولت مرکزی ممکن است ضعف یا حتی سقوط کند و خلأهای قدرت توسط گروه‌های مسلح یا شبه‌نظامی پر می‌شود. در لائبی، پس از بحران‌ نظامی داخلی ۲۰۰۴‑۲۰۰۳، شهرهای مختلف تحت کنترل گروه‌های مختلفی قرار گرفتند که هر کدام قوانین و مقررات خود را اعمال می‌کردند؛ این وضعیت منجر به بی‌ثباتی، افزایش جرایم و دسترسی نداشتن برابر به خدمات شد. یکی از راه‌حل‌های مؤثر، ایجاد نهادهای محلی مشارکتی بود.

تأثیرات روانی و اجتماعی بحران‌ نظامی نیز نباید نادیده گرفته شوند؛ تروماهای ناشی از انفجارها، کشته شدن عزیزان و زندگی در شرایط ناامنی می‌تواند به‌صورت گسترده‌ای بر سلامت روان جمعیت اثر بگذارد. در ساریوو، پس از نسل‌کشی ۱۹۹۴، بیش از ۷۰ درصد جمعیت گزارش اضطراب و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دادند. برای رفع این مشکل، دولت بوسنی با همکاری سازمان‌های بین‌المللی، مراکز مشاوره روانی-اجتماعی (MHPSS) در هر محله راه‌اندازی کرد که نه‌تنها خدمات درمانی فردی ارائه می‌دادند، بلکه کارگاه‌های گروهی برای بازسازی روابط اجتماعی، بازی‌های کودکانه و فعالیت‌های هنری برگزار می‌کردند. پژوهش‌های بعدی نشان داد که شرکت در این برنامه‌ها به‌طور قابل‌توجهی میزان اضطراب را کاهش داد و حس تعلق به جامعه را تقویت کرد. در شهرهای دیگر همچون کابل (افغانستان) نیز پس از بحران‌ نظامی‌های متناوب، برنامه‌های «پناهگاه‌های امن» برای کودکان و زنان ایجاد شد که علاوه‌بر ارائه خدمات بهداشتی، فضاهای آموزشی و تفریحی فراهم می‌کردند؛ این فضاها به‌عنوان نقطه‌ای برای بازسازی شبکه‌های حمایتی خانوادگی عمل کردند.

تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

در زمینه اقتصاد شهری، بحران‌ نظامی به‌طور معمول کسب‌وکارهای کوچک را از بین می‌برد و بیکاری را به‌سرعت افزایش می‌دهد. در عراق پس از سقوط صدام حسین، بسیاری از کارگاه‌های کوچک تولیدی به‌دلیل دسترسی نداشتن به مواد اولیه و بازارهای فروش تعطیل شدند. دولت عراق با همکاری بانک جهانی، برنامه‌ای به‌نام «بازسازی اقتصاد محلی» راه‌اندازی کرد که شامل اعطای وام‌های کم‌بهره به کارآفرینان، آموزش مهارت‌های فنی جدید همچون تعمیرات الکترونیکی و تولید خوراکی‌های بسته‌بندی‌شده و ایجاد بازارهای موقت برای فروش محصولات محلی بود. این برنامه در طول سه سال توانست حدود ۲۵ هزار شغل جدید ایجاد و به‌تدریج اقتصاد شهر را از حالت انقباضی خارج کند. نمونه مشابهی در شهر گوانگژو (چین) پس از زلزله ۲۰۰۸ دیده می‌شود؛ دولت محلی با ایجاد پارک‌های صنعتی کوچک و ارائه تسهیلات مالی به کارآفرینان، به‌سرعت فضای کسب‌وکار را بازسازی کرد و به‌ویژه در بخش فناوری‌های سبز رشد چشمگیری داشت.

نقض حقوق بشر و بی‌ثباتی قانونی نیز از پیامدهای جانبی بحران‌ نظامی است؛ در رواندا پس از نسل‌کشی ۱۹۹۴، بسیاری از افراد به‌دلیل دسترسی نداشتن به دادگاه‌های عادلانه، به‌صورت خودسرانه توسط گروه‌های مسلح تنبیه می‌شدند. برای رفع این خلأ، دادگاه‌های بین‌المللی (ICTR) و دادگاه‌های محلی (Gacaca) تأسیس شدند؛ این دادگاه‌ها نه‌تنها به‌دنبال مجازات مرتکبان این عمل بودند، بلکه سعی در بازسازی اعتماد عمومی به نظام قضایی داشتند. در کنار این اقدام، برنامه‌های جبران خسارت برای قربانیان همچون پرداخت غرامت مالی و ارائه مسکن موقت، به‌عنوان بخشی از فرایند صلح‌سازی به‌کار گرفته و به‌تدریج حس عدالت در جامعه بازسازی شد.

تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

برای حفظ ارتباطات در زمان بحران، استفاده از فناوری‌های غیرمتمرکز و مقاوم می‌تواند نقش حیاتی ایفا کند. در موگادیشو (سومالی) که در طول بحران‌ نظامی داخلی ارتباطات تلفنی به‌طور کامل قطع شد، سازمان‌های غیردولتی با نصب ایستگاه‌های رادیویی محلی و استفاده از شبکه‌های سلولی مبتنی‌بر فناوری مش (mesh) توانستند ارتباطات صوتی و داده‌ای را در میان محلات مختلف حفظ کنند. این شبکه‌ها به‌صورت خودساز و بدون نیاز به زیرساخت‌های مرکزی کار می‌کردند؛ در نتیجه حتی در زمان قطع کامل خطوط مخابراتی، مردم می‌توانستند پیام‌های اضطراری را ارسال و دریافت کنند.

هر یک از این راه‌حل‌ها نشان می‌دهد که بازسازی شهری پس از بحران‌ نظامی نیازمند ترکیبی از برنامه‌ریزی فنی دقیق، مشارکت جامعه محلی، حمایت بین‌المللی و توجه ویژه به ابعاد روانی‑اجتماعی است. تنها زمانی می‌توان شهر را به‌صورت کامل به‌دست آورد که زیرساخت‌های فیزیکی، شبکه‌های خدماتی، ساختارهای حکومتی و حس همبستگی اجتماعی همزمان تقویت شوند؛ در این صورت، شهر نه‌تنها از ویرانی‌های بحران‌ نظامی عبور می‌کند، بلکه به‌عنوان یک بوم‌ سازگار و مقاوم در برابر بحران‌های آینده شکل می‌گیرد.

کد خبر 957654

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.