بازار جهانی نفت؛ سکوی قدرت تازه برای ایران

در حالی‌که روایت فروپاشی ایران در محافل سیاسی تکرار می‌شود، آمار صادرات نفت و درآمدهای دلاری نشان می‌دهد تهران نه‌تنها ضعیف نشده، بلکه در معادلات انرژی جهان جایگاهی پررنگ‌تر پیدا کرده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا،برت پِیپ (Robert Pape)، استاد برجسته علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو، تحلیلی متفاوت از وضعیت کنونی ایران ارائه می‌کند؛ تحلیلی که در تناقض با روایت (فشار حداکثری) و (انزوای ایران) است. او معتقد است برخلاف آنچه برخی محافل سیاسی در غرب تبلیغ می‌کنند، ایران در حال فروپاشی یا شکست نیست، بلکه در حال افزایش قدرت و نفوذ خود در منطقه و حتی در بازار انرژی جهانی است.

پِیپ با استناد به داده‌های مشخص، به ویژه در حوزه صادرات نفت، نشان می‌دهد که توان اقتصادی و ابزار نفوذ ایران نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه در ماه‌های اخیر تقویت هم شده است. او می‌گوید:

ایران در حال شکست خوردن نیست؛ بلکه در حال افزایش قدرت خود است. از ۲۸ فوریه تاکنون، ایران بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت صادر کرده و بیش از یک میلیارد دلار درآمد کسب کرده است؛ در حالی که قیمت نفت به‌شدت افزایش پیدا کرده است و موج‌های شوک، منطقه و اقتصادهای غربی را تحت تأثیر قرار داده است.

بازار جهانی نفت؛ سکوی قدرت تازه برای ایران

واقعیت اقتصادی فراتر از تحریم‌ها

پِیپ تأکید می‌کند که یکی از شاخص‌های کلیدی برای فهم واقعیت ایران، میزان صادرات نفت این کشور است؛ متغیری که به‌روشنی بازتاب‌دهنده توان اقتصادی و ظرفیت نفوذ ژئوپلیتیکی یک کشور محسوب می‌شود. او با استناد به داده‌های جدید می‌گوید از ۲۸ فوریه تاکنون، ایران بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت صادر کرده و درآمدی فراتر از یک میلیارد دلار به دست آورده است. این آمار در حالی منتشر می‌شود که ایران همچنان تحت تحریم‌های گسترده اقتصادی قرار دارد، اما با وجود این محدودیت‌ها، توانسته سهم خود را در بازار جهانی حفظ کند.

به باور این استاد، این داده‌ها نقض آشکار ادعای (فلج شدن اقتصاد ایران) است. او می‌گوید اگر هدف سیاست فشار اقتصادی، کاهش درآمدهای نفتی و محدود کردن توان مالی ایران بوده، واقعیت بازار انرژی نشان می‌دهد که این هدف محقق نشده است. ایران با استفاده از مسیرهای جایگزین و همکاری‌هایی فراتر از مدارهای سنتی تجارت جهانی، همچنان موفق به حضور در بازار و تأمین درآمدهای قابل توجه شده است.

ابزار فشار که نتیجه معکوس داد

پِیپ در نقد سیاست (فشار حداکثری) واشنگتن تأکید می‌کند وقتی کشوری تحت تحریم‌های همه‌جانبه قرار می‌گیرد، انتظار می‌رود صادرات نفت آن به حداقل برسد و توان مالی‌اش برای تأثیرگذاری در تحولات منطقه‌ای کاهش پیدا کرده است، اما در مورد ایران، عکس این پیش‌بینی رخ داده است؛ صادرات نفت ادامه دارد و حتی در مقاطعی روندی افزایشی نشان می‌دهد. این یعنی ابزار اصلی فشار، برخلاف هدف اولیه، کارآمدی خود را از دست داده است.

از نظر او، تحریم‌ها تنها زمانی می‌توانند قدرت اقتصادی یک کشور را تضعیف کنند که آن کشور از مسیرهای انعطاف‌پذیر تجارت و همکاری منطقه‌ای محروم باشد ایران، اما در این سال‌ها، شبکه‌ای از روابط اقتصادی در آسیا، خاورمیانه و حتی آمریکای لاتین را ایجاد کرده است که به آن امکان می‌دهد تحریم‌ها را دور بزند و بازارهای جدیدی برای نفت خود پیدا کند.

جهش قیمت نفت و نقش دوگانه ایران

اما داستان به صادرات محدود نمی‌شود. رابرت پِیپ نقش وضعیت بازار جهانی را نیز عنصر تعیین‌کننده این ماجرا می‌داند. او می‌گوید در زمانی که تنش‌های منطقه‌ای، اختلال در مسیرهای انرژی و نگرانی از گسترش جنگ‌ها سبب افزایش قیمت جهانی نفت شده‌اند، هر بشکه نفت ایران ارزش مضاعفی پیدا کرده است و در چنین شرایطی، صادرات نفت ایران نه‌ تنها از جهت کمی بلکه از نظر کیفی نیز سودآورتر شده است. هر بشکه نفت فروخته‌شده در بازاری عرضه می‌شود که نسبت به گذشته پرنوسان‌تر و پرقیمت‌تر است. پِیپ این وضعیت را (ضربه‌ای معکوس) به اقتصادهای غربی می‌داند؛ زیرا سیاستی که قرار بود ایران را منزوی و ضعیف کند، اکنون با ایجاد کمبود و افزایش قیمت انرژی، فشار اقتصادی را به کشورهای غربی بازگردانده است.

افزایش هزینه سوخت در صنایع اروپایی، بالا رفتن مخارج حمل‌ونقل و تشدید تورم در آمریکا و اروپا، از پیامدهای مستقیم همین نوسان‌هاست. به تعبیر پِیپ، «وقتی تحریم و فشار اقتصادی به افزایش قیمت جهانی نفت منجر می‌شود، در واقع مصرف‌کنندگان غربی بخشی از هزینه آن سیاست‌ها را می‌پردازند.»

انرژی؛ منبع واقعی قدرت

به باور پِیپ، یکی از اشتباهات رایج در تحلیل ایران، دست‌کم گرفتن نقش این کشور در معادله انرژی جهان است. ایران در میان دارندگان بزرگ ذخایر نفت و گاز قرار دارد و تغییر حتی جزئی در میزان تولید یا صادراتش می‌تواند بر توازن عرضه و تقاضای جهانی تأثیر قابل ملاحظه بگذارد. در بازارهای پرتنش انرژی، چند میلیون بشکه در ماه می‌تواند عامل جابه‌جایی قیمت‌ها، سودها و حتی تصمیمات سیاسی دولت‌ها باشد.

او توضیح می‌دهد که «قدرت ایران صرفاً در ساحت نظامی یا سیاسی خلاصه نمی‌شود؛ قدرت انرژی، شکلی از قدرت اقتصادی است و قدرت اقتصادی، در نهایت به قدرت سیاسی و راهبردی منتهی می‌شود.» به باور او، صادرات بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت در مدت کوتاهی، آن‌هم در بازار پرقیمت کنونی، به ایران منابع مالی تازه‌ای داده که می‌تواند آن را در پیگیری اهداف دفاعی و منطقه‌ای خود یاری دهد.

بازار جهانی نفت؛ سکوی قدرت تازه برای ایران

تناقض هدف و نتیجه

پِیپ در تحلیل خود یک تناقض محوری را برجسته می‌سازد: هدف اصلی از تحریم‌ها و فشار اقتصادی، کاهش درآمدهای ایران و محدود کردن قدرت منطقه‌ای آن بود؛ اما در عمل، افزایش بهای انرژی موجب شده همان سطح صادرات، سودآوری بیشتری برای تهران داشته باشد. در نتیجه، سیاستی که برای «تضعیف» ایران طراحی شده بود، در عمل به عاملی برای کاهش قدرت چانه‌زنی غرب تبدیل شده است.

او یادآور می‌شود که «حتی اگر حجم صادرات ایران کاهش پیدا کرده باشد، افزایش قیمت جهانی نفت موجب شده درآمد کلی آن نه‌تنها حفظ شود بلکه رشد نیز پیدا کند.» این امر نشان می‌دهد که فشار اقتصادی نمی‌تواند به‌طور خودکار به تضعیف یک کشور منجر شود، به‌ویژه اگر آن کشور از موقعیت ژئوپلیتیک ویژه‌ای در منطقه‌ای کلیدی چون خلیج فارس برخوردار باشد.

ایران و نقش ژئوپلیتیکی در خاورمیانه

بخش دیگری از تحلیل پِیپ به تأثیر تحولات منطقه‌ای اختصاص دارد. او می‌گوید هرگونه تنش یا درگیری در خلیج فارس و اطراف تنگه هرمز، بلافاصله بر قیمت نفت تأثیر می‌گذارد، چرا که این منطقه شاه‌راه اصلی انتقال انرژی جهان است. ایران به عنوان یکی از قدرت‌های اصلی این منطقه، نقشی تعیین‌کننده در ثبات یا بی‌ثباتی مسیرهای انرژی دارد.

پِیپ می‌نویسد بازار انرژی بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل اداره نیست. هرگونه تصمیم یا اقدام از سوی تهران، بازتابی مستقیم در بازار جهانی دارد.» از نگاه او، این موقعیت ژئوپلیتیک، نوعی «قدرت ساختاری» به ایران داده است؛ قدرتی که از دل جغرافیا، منابع و موقعیت در شبکه تجارت جهانی زاده می‌شود، نه تنها از توان نظامی یا سیاسی.

پیامدها برای غرب

تحلیل پِیپ به این نتیجه می‌رسد که تداوم بالا بودن قیمت انرژی، چالشی ساختاری برای اقتصادهای غربی ایجاد کرده است. خانوارهای اروپایی با قبض‌های سنگین انرژی روبرو اند، صنایع با هزینه تولید بالا می‌جنگند، و دولت‌ها برای مهار تورم ناچار به سیاست‌های سختگیرانه پولی می‌شوند، که خود به رکود اقتصادی دامن می‌زند. به این ترتیب، حلقه بازخوردی شکل گرفته است که در آن، فشار بر ایران به‌صورت غیرمستقیم به فشار بر مصرف‌کنندگان غربی تبدیل می‌شود.

به گفته او زمانی که موج‌های شوک ناشی از انرژی به کشورهای اعمال‌کننده تحریم برمی‌گردد، باید پرسید چه کسی در حال پرداخت هزینه واقعی این سیاست‌هاست؟ اگر قرار بود ایران تضعیف شود اما اکنون شاهد افزایش قیمت‌ها و فشار اقتصادی بر غرب هستیم، لابد باید در ارزیابی کارآمدی این راهبردها تجدیدنظر کرد.

بازار جهانی نفت؛ سکوی قدرت تازه برای ایران

قدرت؛ مفهومی فراتر از بقاء

پِیپ استدلال می‌کند که فهم درست از قدرت ایران، نیازمند عبور از تصویر رسانه‌ای رایج است که آن را کشوری در آستانه فروپاشی نشان می‌دهد. او تأکید دارد که این نگاه تک‌بعدی، واقعیت میدانی و داده‌های اقتصادی را نادیده می‌گیرد. توانایی ایران در حفظ صادرات نفت، کسب درآمد دلاری و ایفای نقش تأثیرگذار در تحولات منطقه‌ای، نشانه‌هایی از تاب‌آوری اقتصادی و راهبردی این کشور است، نه نشانه ضعف آن.

به تعبیر پِیپ،قدرت تنها به معنای نبودِ مشکل نیست؛ بلکه تواناییِ مدیریت مشکلات در عین اثرگذاری بر محیط بین‌المللی است. ایران اگرچه با چالش‌های داخلی اقتصادی، تورم و فشار معیشتی روبه‌روست، اما همچنان یکی از معدود بازیگرانی است که می‌تواند از تحولات منطقه‌ای و جهانی به نفع خود بهره‌برداری کند.
رابرت پِیپ تصویر ایران را چنین ترسیم می‌کند: کشوری با مشکلات ساختاری و اقتصادی انکارناپذیر، اما در عین حال دارای ظرفیت‌های واقعی قدرت که آن را به بازیگری غیرقابل چشم‌پوشی در عرصه انرژی و سیاست منطقه‌ای تبدیل کرده است. ایران هنوز یکی از بازیگران مهم بازار انرژی جهان است؛ جایگاهی ژئوپلیتیک حیاتی در خلیج فارس دارد؛ در شرایط تحریم نیز توانسته سطحی از صادرات نفت را حفظ کند و از افزایش قیمت جهانی بهره‌مند شود.

او نتیجه می‌گیرد که ایران در حال شکست نیست، بلکه در حال افزایش قدرت خود است.» این قدرت نه در انکار چالش‌ها، بلکه در توانایی تبدیل فشارها به فرصت‌ها نهفته است. از دیدگاه او، هرگونه سیاست‌گذاری جدید در قبال ایران، تنها زمانی موفق خواهد بود که این واقعیت راهبردی پذیرفته شود و ایران، برخلاف روایت فروپاشی، هنوز بازیگری فعال، منعطف و تأثیرگذار در معادلات منطقه‌ای و بازار جهانی انرژی است کشوری که بدون درک درست از میزان واقعی قدرت آن، هیچ سیاست پایداری در خاورمیانه قابل طراحی نخواهد بود.

کد خبر 957266

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.