۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۲۲
تقویمِ شکسته کاخ سفید

یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به شکاف‌های داخلی در دولت آمریکا درباره جنگ با ایران، تأکید کرد که اختلاف نظر میان دونالد ترامپ و معاونش جی‌دی ونس صرفاً بر سر روش رسیدن به هدف است و هر دو در اصل بر لزوم مهار و تغییر نظام در ایران اتفاق نظر دارند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در حالی که تجاوزات نظامی آمریکا علیه ایران همچنان ادامه دارد و هر روز بر دامنه تنش‌ها در منطقه افزوده می‌شود، گزارش‌های تازه از درون کاخ سفید حکایت از آن دارد که اتحاد ظاهری دولت دونالد ترامپ در قبال جنگ با ایران، بیش از آنکه واقعی باشد، تصویری رسانه‌ای برای پنهان کردن شکاف‌های عمیق درون ساختار قدرت در واشنگتن است. نشریه معتبر «پولیتیکو» در گزارش اخیر خود فاش کرده است که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، از همان ابتدای بحث‌های کاخ سفید درباره حمله به ایران، نگاه محتاطانه‌ای نسبت به این ماجراجویی نظامی داشته و پرسش‌های جدی درباره پیامدهای آن مطرح کرده است.

بر اساس این گزارش، ونس در جلسات داخلی کاخ سفید از جمله صداهایی بوده که نسبت به خطر گسترش درگیری و کشیده شدن آمریکا به یک بحران فراگیر در خاورمیانه هشدار داده است. انتشار این اطلاعات در شرایطی که دولت ترامپ تلاش دارد تصویری از یک جبهه متحد و مصمم در برابر ایران ارائه دهد، توجه تحلیلگران را به وجود اختلافات راهبردی در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری آمریکا جلب کرده است. این در حالی است که علی امیدی، تحلیلگر برجسته مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگوی اخیر خود با خبرنگار ما ضمن تأیید وجود این شکاف‌ها، آنها را از نوع «اختلافات تاکتیکی» توصیف کرده و معتقد است اگرچه ترامپ و ونس در اصل لزوم مهار و تغییر نظام در ایران اشتراک نظر دارند، اما در روش رسیدن به این هدف با یکدیگر اختلاف دارند.

آنچه این اختلافات را از یک موضوع حاشیه‌ای به یک مسئله محوری در تحلیل تحولات کنونی تبدیل می‌کند، نه فقط مخالفت یک یا دو مقام آمریکایی، بلکه مجموعه‌ای از نگرانی‌های عمیق در درون حلقه قدرت واشنگتن است که اکنون به تدریج در حال آشکار شدن است. نگرانی از گسترش دامنه جنگ و تبدیل آن به بحرانی منطقه‌ای که نیروها و پایگاه‌های آمریکا را هدف قرار خواهد داد، خاطره تلخ جنگ‌های فرسایشی عراق و افغانستان که هنوز در اذهان عمومی و سیاسی آمریکا زنده است، پیامدهای سیاسی داخلی یک جنگ طولانی در شرایطی که جامعه آمریکا با مشکلات اقتصادی و اجتماعی متعددی دست به گریبان است، و در نهایت نبود یک راهبرد روشن برای پایان دادن به این درگیری، از جمله عواملی هستند که چهره‌های سیاسی و امنیتی در واشنگتن را نسبت به مسیری که دولت ترامپ در پیش گرفته است، با تردید و نگرانی عمیقی مواجه کرده‌اند.

امیدی در تحلیل خود با اشاره به پیش‌فرض‌های غلطی که دولت ترامپ را به این ماجراجویی نظامی ترغیب کرده است، تأکید می‌کند که واشنگتن با الگوبرداری از سناریوی موسوم به «ونزوئلا» تصور می‌کرد با یک حمله نظامی محدود، حکومت ایران از درون فرو خواهد پاشید. او می‌گوید: «این شبیه‌سازی غلط که گمان می‌کرد با حذف سران نظام، سلسله مراتب فرماندهی فرو می‌ریزد و سیستم از هم می‌پاشد، آنها را به این ماجراجویی ترغیب کرد، اما تجربه دو هفته جنگ نشان داده این احتمال بسیار پایین است».

این شکاف‌ها در شرایطی آشکار می‌شود که توانمندی‌های دفاعی ایران و کنترل کامل بر تنگه هرمز، معادلات را به گونه‌ای تغییر داده است که به گفته کارشناسان، هرگونه محاسبه‌گری درباره نتیجه جنگ را با پیچیدگی‌های جدیدی مواجه کرده است. در چنین فضایی، پرسش اساسی این است که آیا این اختلافات می‌تواند مسیر تجاوزات نظامی آمریکا را تغییر دهد یا اینکه تصمیم‌گیران اصلی در کاخ سفید همچنان بر مسیر اشتباه خود پافشاری خواهند کرد؟

در ادامه این گزارش، ضمن بررسی دقیق‌تر دلایل مخالفت جریان نزدیک به جی‌دی ونس با تجاوز نظامی به ایران، پیامدهای این شکاف‌ها برای آینده بحران و تأثیر آن بر راهبرد آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران مورد واکاوی قرار خواهد گرفت.

واشنگتن در دام محاسبات غلط گرفتار شد

علی امیدی کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا، با اشاره به اظهارنظرهای اخیر پیرامون مخالفت جی‌دی ونس با حمله به ایران، این اختلاف‌ها را از نوع «تاکتیکی» و نه «استراتژیک» ارزیابی کرد.

ونزوئلا؛ مدلی که در ایران جواب نداد

امیدی با بیان اینکه کابینه ترامپ دچار دسته‌بندی‌های مختلف قدرت است، گفت: باند ضدایرانی در کابینه ترامپ قدرتمندتر است و خود ترامپ نیز تنفر شدیدی از ایران و ایرانیان دارد، اما مفهوم شکاف سیاسی در داخل آمریکا را باید از منظر اختلاف تاکتیکی و استراتژیک نگریست. به نظر می‌رسد مخالفت جی‌دی ونس از جنس تاکتیکی بوده است؛ یعنی او با لزوم مهار ایران موافق بوده، اما با روش نظامی مخالفت می‌کرده است.

این تحلیلگر بین‌الملل با اشاره به پیش‌فرض‌های اشتباه کاخ سفید در آغاز جنگ اظهار داشت: به نظر می‌رسد دولت ترامپ با الگوبرداری از سناریوی ونزوئلا تصور می‌کرد با یک حمله، حکومت ایران از درون فرو می‌پاشد. این شبیه‌سازی غلط که گمان می‌کرد با حذف سران نظام، سلسله مراتب فرماندهی فرو می‌ریزد و سیستم از هم می‌پاشد، آنها را به این ماجراجویی ترغیب کرد.

برآورد اشتباه از عمق راهبردی ایران

امیدی در پاسخ به این سوال که چقدر احتمال ادامه حملات یا ورود زمینی به جزایر ایرانی مانند ابوموسی وجود دارد، خاطرنشان کرد: اگر آمریکایی‌ها بتوانند یک اقدام مؤثر کماندویی در فردو یا نطنز انجام دهند، همان را پایان جنگ اعلام خواهند کرد تا بگویند پیروز شده‌اند و زیرساخت هسته‌ای ایران را نابود کرده‌اند.

وی با رد احتمال اشغال جزایری مانند ابوموسی به دلیل هزینه‌های بالای نگهداری آن برای آمریکا، تصریح کرد: آمریکایی‌ها در شرایط کنونی جرأت حضور گسترده دریایی در خلیج فارس را ندارند. آنها با حرف‌درمانی صرف به دنبال کاهش التهاب بازار انرژی هستند تا به صاحبان کسب‌وکار کشتیرانی و نفت امید واهی بدهند.

تنگه هرمز؛ نقطه شکست راهبرد آمریکا

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به اظهارات اخیر مقامات ایرانی مبنی بر کنترل کامل تنگه هرمز، تأکید کرد: خوشبختانه زیردریایی‌ها و توانمندی‌های گسترده ما در خلیج فارس، اقتدار تنگه هرمز را همچنان در اختیار ایران قرار داده است. مگر اینکه آمریکایی‌ها بتوانند تمام زیرساخت‌های نظامی، فرماندهی و کنترل ما را یکباره نابود کنند که تجربه دو هفته جنگ نشان داده این احتمال بسیار پایین است.

امیدی در پایان خاطرنشان کرد که جنگ اخیر ثابت کرد آمریکا نه تنها به اهداف خود یعنی فروپاشی نظام ایران نرسیده، بلکه با تشدید ناامنی در منطقه و اختلال در کشتیرانی، با شکست راهبردی جدیدی مواجه شده است.

این گزارش بر اساس اظهارات احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، تنظیم شده است که به تحلیل تناقض‌ها و محاسبات غلط دونالد ترامپ در جنگ با ایران و تشریح نقاط قوت ایران در این تقابل پرداخته است.

ترامپ در تله جنگی که قرار بود «سه‌روزه» تمام شود

احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به تحولات جنگ میان ایران و آمریکا در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: ترامپ همواره از قدرت نظامی آمریکا سخن گفته و تصور می‌کرد در صورت درگیری با ایران، جنگ به سرعت پایان می‌یابد.

وی افزود: ترامپ در ابتدای جنگ اعلام کرده بود که درگیری ظرف دو یا سه روز پایان می‌یابد، اما با طولانی شدن جنگ، زمان‌های متفاوتی از یک هفته تا چند هفته را مطرح کرد که نشان‌دهنده تناقض در مواضع و نبود برنامه مشخص است.

بخشایش اردستانی همچنین به تغییر موضع آمریکا در قبال متحدانش اشاره کرد و گفت: ترامپ ابتدا اعلام کرده بود نیازی به حضور کشورهای اروپایی در جنگ نیست، اما اکنون از آنها برای همراهی در مدیریت بحران تنگه هرمز درخواست کمک می‌کند.

وی با بیان اینکه این وضعیت می‌تواند به شکاف در داخل دولت آمریکا منجر شود، گفت: شکست احتمالی در این جنگ تنها به نام ترامپ ثبت نخواهد شد و می‌تواند بر آینده سیاسی چهره‌هایی مانند روبیو نیز تأثیر بگذارد.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تأکید کرد: ایران در این جنگ تلاش کرده با افزایش هزینه‌های درگیری برای آمریکا و استفاده از ظرفیت راهبردی تنگه هرمز، فشار اقتصادی و سیاسی بر واشنگتن را افزایش دهد.

بخشایش اردستانی در پایان سه شاخص برای پایان احتمالی جنگ مطرح کرد و گفت: افزایش شدید قیمت نفت، بالا رفتن تلفات آمریکا و شکل‌گیری اعتراضات داخلی در این کشور می‌تواند نشانه‌هایی از نزدیک شدن به پایان درگیری باشد

کد خبر 956210

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.