جایی که خلیج فارس سخن می‌گوید و جهان گوش می‌سپارد؛ روایت اقتدار تنگه هرمز

در تنگه‌ای با پهنای تنها ۳۴ کیلومتر، نبض اقتصاد جهان به دستان ایران گره خورده است. تنگه هرمز، نماد پیوند ژئوپلیتیک، انرژی و اراده ملی، جایی که هر تصمیمش پژواکی جهانی دارد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان است که خلیج فارس را به دریای عمان متصل می‌کند و نقش حیاتی در اقتصاد و امنیت انرژی جهانی دارد. این تنگه در باریک‌ترین نقطه تنها حدود ۳۴ کیلومتر عرض دارد و مسیرهای کشتیرانی آن محدود و متمرکز است. همین ویژگی جغرافیایی موجب شده عبور نفتکش‌ها و کشتی‌های بزرگ با حاشیه امن کمی انجام شود و در نتیجه هرگونه تهدید یا تنش در این منطقه تأثیر مستقیم و بزرگی بر تجارت جهانی داشته باشد.از نظر ژئوپلیتیکی، قرار گرفتن ایران در ساحل شمالی تنگه و حضور عمان و امارات در ساحل جنوبی، این منطقه را به یکی از حساس‌ترین نقاط راهبردی جهان تبدیل کرده است. این موقعیت موجب شده تنگه هرمز به نوعی «اهرم قدرت» در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شود، زیرا هرگونه اختلال در آن می‌تواند جریان تجارت انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد.

اهمیت اقتصادی تنگه هرمز بسیار گسترده است؛ روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت خام، یعنی بخش قابل توجهی از نفت مصرفی جهان، از این مسیر عبور می‌کرد و کشورهای تولیدکننده بزرگ خلیج فارس همچون عربستان سعودی، عراق، امارات و کویت به شدت به این مسیر برای صادرات نفت خود وابسته هستند و بسته شدن تنگه می‌تواند درآمد اصلی این کشورها را به‌طور ناگهانی قطع کند.

علاوه‌بر نفت، تنگه هرمز نقش حیاتی در تجارت گاز طبیعی مایع (LNG) نیز دارد. قطر به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG جهان به‌به‌طور تقریبی و کامل به این مسیر وابسته است. اختلال در این تنگه می‌تواند امنیت انرژی بسیاری از کشورهای واردکننده همچون ژاپن، کره جنوبی، هند و کشورهای اروپایی را تهدید کند. هرچند بعضی خطوط لوله جایگزین ایجاد شده‌اند، اما ظرفیت آن‌ها بسیار محدودتر از حجم انتقال انرژی از طریق تنگه هرمز است.

پیامدهای اقتصادی بسته شدن کامل تنگه هرمز، می‌تواند به یک بحران جهانی تبدیل شود. حذف بخش بزرگی از عرضه نفت و گاز موجب جهش شدید قیمت انرژی، افزایش تورم جهانی و اختلال گسترده در زنجیره‌های تأمین خواهد شد. کشورهای صادرکننده خلیج فارس با کاهش شدید درآمد روبه‌رو می‌شوند و کشورهای واردکننده انرژی نیز با رکود اقتصادی، کمبود سوخت و افزایش هزینه‌های تولید روبه‌رو خواهند شد؛ شرایطی که حتی می‌تواند به مداخله نظامی بین‌المللی برای بازگشایی این مسیر حیاتی منجر شود.

تنگه هرمز؛ نقطه تلاقی امنیت، اراده و قدرت ملت ایران در نظام جهانی

افسانه خسروی، کارشناس روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به اهمیت راهبردی تنگه هرمز اظهار کرد: در حقوق بین‌الملل، تنگه‌های بین‌المللی محل عبور و ترانزیت هستند؛ یعنی مسیرهایی برای عبور و جابه‌جایی کالا، انرژی و سایر انواع حمل‌ونقل دریایی. این ترانزیت می‌تواند شامل کالا، انرژی یا هر آن چیزی باشد که از طریق دریا جابه‌جا می‌شود، نکته مهم این است که تنگه‌های بین‌المللی به‌صورت انحصاری در اختیار دولت ساحلی قرار ندارند. به بیان دیگر، در نظام حقوق بین‌الملل این بخش از دریا در انحصار دولت‌های ساحلی نیست و یک تنگه بین‌المللی به‌طور اصولی در انحصار هیچ دولت واحدی قرار نمی‌گیرد.

وی افزود: با این حال پرسش مهم این است که آیا کشورهایی که در مجاورت این تنگه‌ها قرار دارند، به‌دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی و جغرافیایی خود دارای اختیاراتی در این زمینه هستند یا خیر؟ حقوق بین‌الملل برای این وضعیت پیش‌بینی‌هایی کرده است و در این میان یک استثنای بسیار مهم وجود دارد، اگر عبور از یک تنگه بین‌المللی امنیت دولت ساحلی را به خطر بیندازد، وضعیت متفاوت می‌شود و در متون حقوقی تصریح شده است که عبور از تنگه‌های بین‌المللی باید (عبور بی‌ضرر) باشد.

کارشناس روابط بین‌الملل تصریح کرد: مفهوم (عبور بی‌ضرر) نیز در حقوق بین‌الملل تعریف شده است و بر اساس این تعریف، هیچ‌گونه اقدامی که امنیت دولت ساحلی را به خطر بیندازد مجاز نیست؛ از جمله مانورهای نظامی با سلاح، آزمایش‌های تسلیحاتی و یا هر نوع حرکت و فعالیتی که جنبه نظامی داشته باشد و بتواند امنیت دولت ساحلی را تهدید کند. در چنین شرایطی، دولت ساحلی این حق را دارد که عبور از تنگه بین‌المللی را به حالت تعلیق درآورد، بنابراین، اگرچه اصل بر این است که تنگه‌های بین‌المللی محل عبور و ترانزیت هستند، اما اگر امنیت دولت ساحلی به خطر بیفتد، امکان تعلیق عبور وجود دارد و این موضوع در قواعد حقوق بین‌الملل پیش‌بینی شده است. به بیان دیگر، از منظر حقوق بین‌الملل، دولت‌های ساحلی در صورتی که امنیتشان تهدید شود می‌توانند محدودیت‌هایی اعمال کنند.

خسروی ادامه داد: برای درک بهتر این موضوع باید به تقسیم‌بندی مناطق دریایی نیز توجه کرد. نخست (آب‌های داخلی) هستند که در آن‌ها هیچ کشتی چه تجاری و چه نظامی حق ورود ندارد مگر با اجازۀ دولت ساحلی. پس از آن (دریای سرزمینی) قرار دارد. در دریای سرزمینی نیز عبور کشتی‌ها باید پیوسته، سریع و بدون توقف باشد و هیچ فعالیتی که امنیت دولت ساحلی را تهدید کند، از جمله مانور یا آزمایش تسلیحاتی، مجاز نیست، همچنین کشتی‌های جنگی نیز بدون رعایت قواعد خاص نمی‌توانند وارد این محدوده شوند. کشتی‌های تجاری نیز در صورت ورود به دریای سرزمینی باید مطابق مقررات و با رعایت اصول عبور بی‌ضرر حرکت کنند.

وی بیان کرد: پس از این توضیحات حقوقی، به پرسش اصلی می‌رسیم: آیا در شرایط فعلی ایران از منظر حقوق بین‌الملل حق بستن تنگه هرمز را دارد؟ اگر بر اساس همان قواعدی که بیان شد تحلیل کنیم، پاسخ این است که در شرایطی که امنیت دولت ساحلی به خطر بیفتد، چنین اقدامی می‌تواند توجیه حقوقی پیدا کند و در چنین وضعیتی کشورهای منطقه همچون عمان، امارات یا عربستان امکان اعتراض مؤثر حقوقی چندانی نخواهند داشت، زیرا استدلال امنیتی در حقوق بین‌الملل اهمیت بالایی دارد و همین مسئله سبب شده است که تنگه هرمز به یک موقعیت راهبردی بسیار مهم تبدیل شود. اگر کل جهان را به یک انگشتر تشبیه کنیم، تنگه هرمز همچون نگین آن است، نقطه‌ای کوچک اما بسیار تعیین‌کننده در نظام انرژی جهانی است.

تنگه هرمز نگین راهبردی نظام انرژی جهان است، تنگه‌ای کوچک با نقشی بزرگ در حفظ تعادل اقتصادی، سیاسی و امنیتی کره زمین. کنترل، امنیت و ثبات آن نه‌تنها برای کشورهای ساحلی بلکه برای کل جامعه جهانی حیاتی است، زیرا هرگونه ناامنی در این نقطه به معنای لرزش کل ساختار اقتصاد جهانی است

کارشناس روابط بین‌المللی افزود: کشورهای حاشیه خلیج فارس از عربستان و عراق گرفته تا امارات، کویت و عمان بخش عمده‌ای از صادرات انرژی خود را از طریق همین تنگه انجام می‌دهند و حجم عظیمی از صادرات نفت، گاز و محصولات پتروشیمی جهان از این مسیر عبور می‌کند و مقصد آن نیز اروپا، شرق آسیا و آمریکاست، بنابراین هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند بر امنیت انتقال انرژی در سطح جهانی تأثیر بگذارد و در چنین شرایطی بحث امنیت انتقال انرژی اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کند و بسیاری از کشورهای منطقه نیز برای تضمین همین امنیت، پایگاه‌های نظامی در اختیار قدرت‌هایی همچون ایالات متحده قرار داده‌اند و از این رو این مورد موجب اختلال در عبور و مرور در تنگۀ هرمز شده است که بازار انرژی جهان را دچار نوسان جدی کرده است.

خسروی عنوان کرد: باید توجه داشت که (تعلیق) عبور با (بستن کامل) تنگه تفاوت دارد. تعلیق می‌تواند به‌صورت موقت باشد؛ برای مثال ممکن است عبورومرور برای چند ساعت، چند روز یا برای یک دوره کوتاه متوقف شود تا وضعیت ناامنی برطرف شود، زیرا در نهایت تنگه بین‌المللی در مالکیت انحصاری دولت ساحلی نیست و پس از رفع تهدید، عبور باید از سر گرفته شود. از منظر روابط بین‌الملل نیز مسئله پیچیده‌تر می‌شود و در حال حاضر تنگه هرمز به‌طور کامل بسته شده است، کشورهای حاشیه خلیج فارس که صادرات انرژی آن‌ها وابسته به این مسیر است با مشکل جدی روبه‌رو خواهند شد. این کشورها مسیر جایگزین مؤثری برای رساندن نفت و گاز خود به بازارهای جهانی ندارند و مجبورند از همین گذرگاه استفاده کنند.

جایی که خلیج فارس سخن می‌گوید و جهان گوش می‌سپارد؛ روایت اقتدار تنگه هرمز

به گزارش ایمنا، تنگه هرمز، به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان، جایگاهی بی‌بدیل در معادلات انرژی، تجارت و امنیت بین‌المللی دارد. موقعیت جغرافیایی خاص آنکه خلیج فارس را به دریای عمان متصل می‌کند سبب شده روزانه میلیون‌ها بشکه نفت و مقادیر عظیمی گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور کند. به همین دلیل، کوچک‌ترین ناامنی یا تنش در این منطقه بلافاصله پیامدهای عمیقی بر قیمت و عرضه جهانی انرژی، زنجیره تأمین کالا و ثبات اقتصادی کشورها خواهد داشت.

از منظر حقوق بین‌الملل، تنگه هرمز یک (تنگه بین‌المللی) محسوب می‌شود؛ یعنی گذرگاهی برای عبور آزاد و بی‌ضرر کشتی‌ها بدون انحصار یک دولت خاص. با این حال، این آزادی مطلق نیست و در صورت تهدید امنیت دولت ساحلی، آن دولت می‌تواند عبورومرور را به‌طور موقت تعلیق کند، بنابراین ایران به‌عنوان کشور ساحلی شمالی تنگه، در شرایط تهدید امنیت ملی، از منظر حقوقی اختیار اعمال محدودیت یا تعلیق عبور را دارد، هرچند بستن کامل تنگه تنها می‌تواند موقتی و در شرایط استثنایی باشد.

از دید روابط بین‌الملل، تنگه هرمز نماد تلاقی منافع انرژی، امنیت و سیاست جهانی است. حضور قدرت‌های خارجی، رقابت منطقه‌ای و وابستگی اقتصادهای جهان به انرژی خلیج فارس، این منطقه را به یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی زمین تبدیل کرده است. اختلال در عبور از آن، نه‌تنها چالش اقتصادی بلکه بحران ژئوپلیتیکی جهانی ایجاد می‌کند و می‌تواند زمینه‌ساز مداخلات نظامی و تنش‌های گسترده بین‌المللی شود.

کد خبر 955501

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.