به گزارش خبرگزاری ایمنا، شاید دوران حکومت امیرالمومنین (ع) را بتوان نقطه اوج تاریخ اسلام دانست، زمانی که اسلام به واسطه پیامبر در میان جامعه رواج پیدا کرد و پس از رحلت ایشان، مسیر اسلام دچار انحراف شد و مردم پس از چندین سال متوجه این مسئله شدند و برای بازگشت دین به مسیر خود به امیرالمومنین (ع) روی آوردند.
آن زمان که حضرت حکومت را به خواست مردم به دست گرفتند؛ هرچند که حکومت سراسر عدل ایشان پنج سال بیشتر عمر نداشت و دشمنان دین و اسلام همه تلاش خود را کردند تا این حکومت را بر زمین بزنند، اما همین دوران کوتاه نشان داد، اسلام واقعی میتواند در عرصه سیاسی بهترین عملکرد را داشته باشد، اگر مردم همراهی کنند.
پیروزی انقلاب اسلامی و ایجاد حکومتی اسلامی برگرفته از معارف و پشتوانه دین اسلام در سال ۵۷ را نیز میتوان نقطه اوج دیگری برای شروع یک تمدن اسلامی در تاریخ معاصر دانست؛ انقلاب اسلامی با همت رهبران خود نشان داد که اسلام پس از گذشت ۱۴۰۰ سال همچنان زنده است و در امر حکومت حرف برای گفتن دارد، انقلابی که به پشتوانه مردم شکل گرفت و با تکیه بر همین مردم تا کنون به مسیر خود ادامه داده است؛ انقلابی که دشمن از هیچ کاری علیه آن فروگذار نکرده و همه سعی و تلاش خود را برای براندازی آن به کار برده است.
حال باید ببینیم آنچه باعث ماندگاری این مسیر در طول این سالها شده چه بوده و این مسیر چگونه باید ادامه یابد تا به قله برسد و دچار اضمحلال نشود.

در این باره حجتالاسلام محمدجواد یاوری، عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی (ره) در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: در دوره امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام)، علت اینکه مردم پس از بیست و پنج سال به سراغ ایشان رفتند تا حق ایشان را ادا کنند، اضطراری بود که برایشان ایجاد شد و آن اظطرار از سر ظلمی بود که خلفا نسبت به مردم روا داشته بودند؛ خلفای پیش از امیرالمؤمنین، راه و مسیر اسلام را بر اساس اهواء خود دگرگون کردند و از طرفی بنیامیهای روی کار آمده بود که مردم را اذیت میکردند.
وی افزود: از این جهت، در واقع یک وجه شباهتی بین مردم ما و دوره امیرالمؤمنین وجود دارد؛ چرا که ما نیز شاهد بودیم، پیش از انقلاب، حکومت رژیم پهلوی مسیر حرکت اسلام را دگرگون کرده بود و ظلمهای بسیاری به مردم روا میداشت. از طرفی استکبار، صهیونیسم و نیروهای آمریکایی به راحتی در ایران جولان میدادند و مردم را مورد آزار قرار میدادند و حکومت وقت نه تنها مانع ظلم آنها نمیشد، بلکه میدان را برایشان باز گذاشته بود. در پی این ظلم و جنایتها و مظلوم ماندن اسلام در دوران پهلوی، مردم به این نتیجه رسیدند که حکومت اسلامی برایشان بهترین مدل و الگویی است که میتواند مسیر زندگیشان را تغییر دهد.
این کارشناس دینی ادامه داد: از این جهت وجه شباهتی میان امت دوران امیرالمومنین (ع) و مردم زمانه ما وجود دارد که بسیار مغتنم است. یعنی در هر دو، بحث ظلمستیزی، مبارزه با استکبار و بازگشت به اصول و ارزشها وجود دارد. یک تفاوتی بین این دو امت هست؛ و آن اینکه امت عصر امیرالمؤمنین (علیهالسلام) گاهی فریب دشمن را میخوردند و تحت تأثیر مباحث، مسائل و چالشهایی که دشمن ایجاد میکرد و تغییر رفتاری که دشمن نسبت به جامعه اسلامی انجام میداد، قرار میگرفتند.
یاوری تصریح کرد: در ان زمان دشمن همه تلاش خود را کرد و انواع و بلاها را بر سر حکومت امیرالمؤمنین و مردم آورد، به خصوص جنگهای بسیاری را در آن زمان بر حکومت امیرالمومنین (ع) تحمیل کرد. در آن زمان میبینیم که عدهای به نام «اهل جمل» از بدنه حکومت امیرالمؤمنین جدا شدند و چالشی ایجاد کردند؛ دشمن اینها را تحریک کرد و برای زبیر نامه نوشت و گفت که من مردم شام را در مقابل امیرالمؤمنین قرار دادهام.
وی مطرح کرد: عدهای که از اول هم بیعت نکرده بودند، در مقابل ایشان ایستادند و معاویه از این موضوع بهرهبرداری سیاسی میکرد که عدهای ایشان را قبول ندارند؛ او به امیرالمؤمنین طعنه میزد و خودش هم جنگ راه انداخت و برخی از اشراف کوفه را تحریک کرد؛ مخالفتهایی را ایجاد کردند که از دل آن، شاهد شکلگیری خوارج بودیم؛ افرادی سادهلوح که فریب دشمن را خوردند.
این کارشناس دینی بیان کرد: در نهایت معاویه به این سمت رفت که غارتهایی را انجام دهد تا در آن غارتها، سرزمین حکومت اسلامی را از بین ببرد؛ یا در سنگ اندازی برای حکومت امیرالمومنین کم نمیگذاشت، برای مثال جاهایی که محل آرد کردن گندم بود و آسیابها را خراب میکرد، محصولات و غلات اینها را میسوزاند، غارت میکرد، خانهها را آتش میزد و شیعیان را شهید میکردند؛ اقسام جنایتها را انجام دادند تا نشان دهند حکومت امیرالمومنین ضعف دارد، با این هدف که کسی پیرامون حضرت علی (ع) باقی نماند و همه به سمت آنها بروند.
یاوری اشاره کرد: هدف دیگر معاویه این بود که وقتی مردم این حجم از خرابیها را میبینند، نوک پیکان به سمت امیرالمؤمنین برود که شما باید این مشکل را حل کنید؛ در حالی که کسی هم نبود مشکل را حل کند، چرا که همه فرار کرده بودند و وقتی هم امیرالمؤمنین نتواند، ایجاد فتنه و آشوب کنند که در نهایت منجر به سقوط حکومت امیرالمؤمنین شود.
وی ادامه داد: از این جهت نیز ما وجه شباهتهایی را میبینیم؛ آمریکا، استکبار و صهیونیسم در مقاطع مختلف با رسانههایشان کاری کردند که بیست و چهار ساعته بمباران اطلاعات غلط و نادرست نسبت به مردم ما صورت بگیرد یا مثلاً با تحریک منافقین، اغتشاشها و امثال اینها را در مملکت ایجاد کردند. فرق مهم این است که ما فریب نخوردیم و ایستادیم؛ چون تجربه عصر امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را داشتیم و آن دوران برایمان عبرت شد.
این کارشناس دینی گفت: در آن دوره، امت، امیرالمؤمنین (ع) را تنها گذاشت، امام امت به شهادت رسید و دشمن که میخواست مسیر حرکت اسلام را تغییر دهد و از امتی که میتوانست جلوی این انشقاق را بگیرد، سوءاستفاده کرد؛ بعد از امیرالمؤمنین، امام حسن (ع) هم آمدند و دشمن همین کار را کرد؛ خواص را فریب داد و تحریک کرد و امام حسن را مجبور به صلح کردند و در نهایت بنیامیه روی کار آمد.
یاوری بیان کرد: امیرالمؤمنین (ع) به مردم گفته بودند که اگر آنها روی کار بیایند، مسیر حرکت اسلام دگرگون خواهد شد، امام متاسفانه اتفاقی که نباید رخ میداد، رخ داد. اما ما با تجربهای که از آن دوره داشتیم، این امت، ماندگار، محکم و مستحکم در مقابل دشمن ایستاده و هر بار با حضور فعال در صحنههای سیاسی و اجتماعی، اگرچه اعتراضاتی به وضعیت موجود اقتصادی داشتهاند، اما پای این نظام و ارزشها محکم ایستادهاند و مقاومتر از همیشه در مقابل دشمن، راه کبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و شهدا را ادامه دادهاند.
وی افزود: درباره ادامه این حرکت، بعد از شهادت رهبرمان نیز مردم تاکنون در صحنههای مختلف تکالیفشان را به خوبی انجام دادهاند؛ البته باز هم باید از این مسیری که آمدهاند مراقبت کنند: اول اینکه ناامید نشوند؛ دوم، اعتقاد و اعتمادشان به خداوند و مسیر حرکت اهلبیت (علیهمالسلام) باشد تا آرمانهایشان مستحکمتر شود. سوم؛ باید از اعتقاد و باور مهدوی که داریم، اینکه زمان ظهور پرچم انقلاب باید به دست حضرت حجت (عج) سپرده شود، مراقبت کنیم که صاحب و ولی ما حضرت حجت بن الحسن العسکری (عج) است.
این کارشناس دینی مطرح کرد: چهارم؛ باید محکم و مستحکم در برابر استکبار، استعمار، صهیونیسم و ایادی آنها بایستیم و بدانیم ملتی که شهادت نداشته باشد، اسارت دارد. رنجی که در آن صورت میکشیم، بعد موجب پشیمانی خواهد شد، اما ملتی که شهادت و ایثار داشته باشد، اسارت ندارد. عزت ما در گرو ایستادگی و مقاومت در مقابل دشمن است.
یاوری اشاره کرد: ما در عین حالی که «تولی» داریم، باید «تبری» هم داشته باشیم. اگر به دنبال آن تمدن نوینی هستیم که مقام معظم رهبری، رهبر و قائد شهید ما به آن نوید دادند، راه آن ایستادگی در مقابل دشمن است. نکته دوم، ساختن مملکت به دست خود ملت و عدم وابستگی است و سه حرکت به سمت تمدن اسلامی با تلاش، کار و کوشش است.
وی افزود: بنابراین مردم باید مراقب باشند و از همه مهمتر در این مسیر، با انتخابات صحیح، درست و حساسی که انجام میدهند، الگوهایی را انتخاب کنند که با ایدئولوژی، منویات و ایدههای رهبرانشان، مثل امام کبیر، رهبر شهیدمان و ولیامر جدیدمان، آیتالله سید مجتبی خامنهای سازگاری داشته باشد، تا یکپارچه، این مسیر سازندگی را طی کنند.
به گزارش ایمنا، در مسیر اسلام آنچه در کنار ایجاد یک حکومت اسلامی به واسطه حاکمان عادل و فقیه لازم است، همراهی و پشتیبانی امت است؛ تاریخ همواره نشان داده است، حکومت، هر چقدر هم در بهترین وضعیت و با بعترین حاکمان اداره شود، اگر همراهی مردم و امت را به دنبال نداشته باشد، عمر چندانی نخواهد داشت و از ادامه مسیر باز میماند.
نظر شما