به گزارش خبرگزاری ایمنا، گاهی تاریخ سیاست را نه با معاهدهها، بلکه با جملهها میتوان خواند. یکی از آن جملهها همین است: «تسلیم بدون قید و شرط ایران».

این جمله را اینبار نیز دونالد ترامپ با همان لحن آشنا در فضای مجازی منتشر کرده؛ جملهای که اگرچه در ظاهر تهدید است، اما در حافظه سیاسی منطقه بیشتر شبیه تکرار یک خطای قدیمی به نظر میرسد.
این نخستین بار نبود که چنین عبارتی مطرح میشد. در بیستوسوم خرداد، هنگامی که شعلههای جنگ دوازدهروزه بالا گرفت و دشمن تصور میکرد با یک ضربه برقآسا میتواند معادله را تغییر دهد، همین ادبیات در رسانهها و اتاقهای فکر غربی شنیده میشد. آن روزها برخی در واشنگتن گمان میکردند ایران در برابر فشار نظامی و روانی عقب خواهد نشست و پایان ماجرا با واژهای به نام «تسلیم» نوشته خواهد شد.
اما میدان روایت دیگری داشت...
شین جونگ وو، دبیرکل مجمع دفاع و امنیت کره اظهار کرده است که اگر حملات هوایی طولانی شود، ممکن است ایالات متحده از تواناییهای رزمی و داراییهای نیروهای آمریکایی کره (USFK) استفاده کند.
قبل از شروع تجاوز اخیر آمریکا به ایران، فایننشال تایمز به نقل از یک مقام نظامی ایالات متحده اعلام کرد که «تا ۱۵۰ موشک رهگیر THAAD در طول جنگ دوازدهروزه سال گذشته تمام شده است» و این امر نگرانیهایی را درباره کمبود شدید زرادخانه دفاعی در صورت طولانیشدن جنگ ایجاد کرد.
گزارش اندیشکده آمریکایی از کاهش شدید ذخایر دفاع موشکی آمریکا پس از جنگ دوازدهروزه یک پژوهش در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا نشان میدهد مصرف سنگین رهگیرهای دفاع هوایی اسرائیل در جنگ دوازدهروزه این کشور با جمهوری اسلامی ایران، شکاف میان نیاز عملیاتی و ظرفیت تولید را آشکار کرده و بهویژه ذخایر موشکهای تاد آمریکا را در «وضعیتی نگرانکننده» قرار داده است.

با گذشت چند روز و با تشدید پاسخهای ایران، همان فضای تهدیدآمیز ناگهان تغییر کرد. لحنهایی که از تسلیم سخن میگفتند، به سرعت به ادبیات «مهار تنش» و «آتشبس» نزدیک شدند. فاصله میان آن تهدیدها تا درخواست برای آرامسازی میدان، تنها چند روز بود؛ اما همان چند روز برای فرو ریختن یک تصور قدیمی کافی بود.
امروز ترامپ همان جمله را دوباره تکرار کرده است؛ گویی حافظه سیاسی جهان از نو نوشته میشود، اما واقعیت این است که منطقه هنوز از زخم یک حادثه بزرگ عبور نکرده است؛ نهم اسفند، روزی که خبر شهادت رهبر انقلاب قلب میلیونها نفر را داغدار کرد و فضای سیاسی منطقه را در شوکی عمیق فرو برد.
در چنین شرایطی، سخن گفتن از «تسلیم ایران» بیشتر شبیه نادیده گرفتن واقعیتی بزرگ است، واقعیتی که در طول دههها بارها نشان داده ایران در سختترین لحظهها نهتنها فرو نمیریزد، بلکه منسجمتر میشود.
در سیاست، تهدید زمانی معنا دارد که پشت آن قدرت تحمیل نتیجه وجود داشته باشد، اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که معادلات منطقه دیگر با زبان یکطرفه تهدید نوشته نمیشود. بازیگرانی که روزی تصور میشد تنها در موضع دفاع قرار دارند، امروز خود بخشی از تعیینکنندگان موازنه هستند.
به همین دلیل است که جمله ترامپ بیش از آنکه یک راهبرد واقعی باشد، شبیه پژواک یک خیال قدیمی است؛ خیالی که بارها در واشنگتن تکرار شده اما هر بار در میدان با واقعیتی متفاوت روبهرو شده است.
شاید به همین دلیل باشد که وقتی چنین ادعاهایی مطرح میشود، واکنشها نه از سر ترس، بلکه از سر یادآوری است. یادآوری اینکه تاریخ این منطقه با واژه «تسلیم» نوشته نشده است.
ترامپ میتواند دوباره همان جمله را تکرار کند. اما تجربه نشان داده فاصله میان یک توییت تهدیدآمیز و تغییر لحن در برابر واقعیت میدان، گاهی بسیار کوتاهتر از آن چیزی است که در واشنگتن تصور میشود.
نظر شما