اصفهان دوباره سربازان رهبر شهید را در آغوش کشید

امروز (شنبه) هم‌زمان با هفدهم ماه مبارک رمضان، مردم اصفهان بار دیگر در یک هفته اخیر به بدرقه فرزندان خود آمده‌اند؛ این مردم همواره ثابت کرده‌اند پای این وطن ایستاده‌اند؛ شب، روز، با زبان روزه و در همه وقت تا پای جان پای این کشور ایستاده‌اند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، من که نه دوران جنگ بودم و نه انقلاب اسلامی را دیده‌ام؛ آن زمان چشم به جهان گشوده‌ام که آرامش در ایران اسلامی را فرا گرفته بود، اما این روزها مرا یاد آنچه در کتاب‌های آن روزها خوانده‌ام، می‌اندازد، تجمعات شبانه، همدلی‌های مردم و دست‌هایی که در هم گره شده‌اند برای مقابله همه جانبه با دشمن و کفر جهانی؛ این روزها پی در پی در میدان‌های شهر شهید می‌آورند و مردم روزها نیز در شهر فرزندان گلگون کفنشان را بدرقه می‌کنند.

امروز _شنبه شانزدهم اسفند_ هم زمان با هفدهم ماه مبارک رمضان، مردم اصفهان بار دیگر در یک هفته اخیر به بدرقه فرزندان خود آمده‌اند؛ این مردم همواره ثابت کرده‌اند پای این وطن ایستاده‌اند؛ شب، روز، با زبان روزه و در همه وقت تا پای جان پای این کشور ایستاده‌اند.

شهدا به میدان فیض می‌رسند، مردم با نوای «الله اکبر» و «یا حسین» فرزندان خود را پذیرایی می‌کنند و به سمت گلستان شهدا بدرقه‌شان می‌کنند؛ همه با پرچم ایران و عکس رهبر شهید به میدان آمده‌اند؛ داغ این عزیز بر دل مردم سنگین است و سنگین می‌ماند.

این ها علی اکبران این انقلابند، جوانانی که در ابتدای راه زندگی خود را سپر بلا کرده‌اند تا ذره‌ای از خاک وطن به دست بیگانه نیفتد و مردم در امان بمانند؛ این جوانان خمینی ندیده‌اند، جنگ هشت ساله نچشیده‌اند، اما راه و رسم مبارزه و مقاومت را به خوبی از خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید آموخته‌اند؛ این‌ها فرزندان این انقلابند و مگر می‌شود فرزندی پشت کند به مادر خود؟


بیشتر بخوانید: مراسم تشییع پیکر شهدای تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی در اصفهان آغاز شد


مداح می‌خواند: «جوانان بنی هاشم بیایید، علی را بر در خیمه رسانید» و مردم در میان اشک‌ها و ناله‌هایشان بر سینه می‌زنند و با مداح همراهی می‌کنند.

کجایند آنان که در میانه دی ماه در پی کشته‌سازی بودند؛ ببینند جوانان ما چگونه پر پر می‌شوند؟ کجایند آنان که هر روز فریادشان به آسمان بود و از هر طرف کشته‌ای سر بر می‌آوردند و علم عثمان می‌کردند؟ کجایند انان که اربا اربا شدن فرزندان ما در میانه میدان و در خط مقدم جنگ را ببینند؟ چرا همه‌شان سکوت پیشه کرده‌اند؟ این ها فرزندان ایران نیستند؟
شهدا به گلستان شهدا می‌رسند و روی دست می‌روند؛ در میانه بر زمین گذاشته می‌شوند برای اقامه نماز؛ نماز بر پیکر دلیر مردان این سرزمین اقامه می‌شود؛ «اللهم لا نعلم منه الا خیرا...» پروردگارا ما از این بنده تو بدی ندیدیم؛ خدایا این بنده تو جان خود را در سخت ترین شرایط سپر کرد برای ما؛ پروردگارا این بنده مخلص تو در این دنیا هوای ما را داشت، در آن دنیا هوایش را داشته باش.

 شهدا، برای خاکسپاری به پایانی‌ترین نقطه گلستان شهدا می‌روند؛ گلستانی که این روزها، هر روز بر وسعتش اضافه می‌شود؛ هر روز از قسمتی بر عرض آن افزوده می‌شود و هر روز جان تازه‌ای در آن آرام می‌گیرد. مقاومت در این کشور تا جایی ادامه دارد که این گلستان به عرض ایران اسلامی برسد و همه مردم این کشور در آن جا بگیرند؛ این مردم این روزها، به خوبی دشمن را شناخته‌اند.

این مردم جان می‌دهند؛ اما خاک نه؛ این مردم ریشه در خاک دارند، خاکی که با خون شهدا جان گرفته است، جان‌هایی که بیش از 47 سال است در این راه فدا می‌شوند برای وطنی که سال‌هاست راه و مسیر خود را یافته است؛ مردم می‌دانند که نزدیک قله‌اند، سخت است، موانع و چالش‌ها بسیار است؛ اما پیروزی نزدیک است و مردم می‌دانند که اکنون باید ایستاد و مقاومت کرد.

کد خبر 954092

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.