به گزارش خبرگزاری ایمنا، امام خامنهای، رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران شخصیتی چند وجهی و چند بعدی داشتند و با وجود داشتن مسئولیت سنگینی چون رهبر جامعه اسلامی در حوزههای کتاب و کتابخوانی به طور دقیق و تخصصی صاحب نظر بودند.
رهبر فرزانه انقلاب خود یک کتاب خوان قهار و حرفهای بودند و دیگران را به مطالعه کتاب تشویق میکردند، به گفته نزدیکانشان و آنچه از صحبتهای خود ایشان برمیآید، کتاب جزئی جدانشدنی از زندگی ایشان بوده است.
رهبر انقلاب در نویسندگی و در نگارندگی نیز دست به قلم بودند و آثار بسیاری از ایشان به چاپ رسیده است؛ آثار بسیاری نیز برگرفته از سخنرانیها و فرمایشات حضرت عالی بوده است.
مجموعه کتاب «رهنامه»، جوان مؤمن، دانا و انقلابی را برای طی مسیر بلند و شکوهمند از خودسازی و جامعهپردازی به تمدنسازی و آمادگی برای ظهور همراهی میکند.
این مجموعه کتاب به کوشش معاونت پژوهش و آموزش موسسهی پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی گردآوری شده است و در انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده است.
مولف: آیت الله خامنهای
ناشر: انتشارات انقلاب اسلامی
کتاب ره نامه ۱: جوان
خلاصه ره نامه ۱ کتاب جوان
مقام معظم رهبری در قسمتی از کتاب می گوید: «آنچه که ما امروز از جوان انتظار داریم، عیناً همان چیزی است که در روز اوّلِ انقلاب و قبل از انقلاب از جوان انتظار داشتیم. ما از جوان میخواهیم که در عین پاکی و پارسایی و دینداری، بانشاط باشد، پُرشور باشد، اهل ابتکار باشد، خلّاق باشد، کار کند، از تنبلی و بیکارگی بپرهیزد، تقوا را برای خودش شعار قرار دهد، واقعاً دنبال تقوا باشد _ همان معنای «پرهیزکاری» که در فارسی معنا میکنند و معنای خوبی هم هست _ خویشتندار باشد، از این نیروی عظیمی که اسمش جوانی است، در راه تکامل خودش، رشد خودش و خدمت به کشورش، به خانوادهاش و به محیطش استفاده کند؛ ما از جوان این انتظار را داریم؛ هر وقت هم یک اقتضائی دارد.»
برشی از ره نامه ۱ جوان
بزرگترین هنر این انقلاب که امام آن را فتح الفتوح انقلاب دانستند، این بود که توانست جوانانی را تربیت کند که در دنیای مادّیِ آلوده و از لحاظ اخلاقی، لجنزار، انسانهایی با دلهای پاک و نورانی و با تصمیم های راسخ باشند و هوشمندانه و خردمندانه، راه بزرگان بشریّت و راه سعادت بشر را انتخاب کنند. هنوز زود است، هنوز آن قدری زمان نگذشته است که انسان بتواند چهره های منوّر جوانان این کشور را آن چنان که هست _ با همان درخشندگی _ ببیند؛ اگرچه از دور میبینند! از دور با فاصله های مکانی، تلألؤی جوانان ما دل هایی را در دنیای اسلام منقلب کرد. در کشورهایی که اسمشان اسلامی بود، امّا از گرایش و میل و عزّت اسلامی، هیچ خبری در آنها نبود، دختران و پسران بدون اینکه ایران و ایرانی و امام ایران و جوانان ایرانی را دیده باشند، با امواج نورانی ای که جوانان ایرانی فرستادند، منقلب شدند.

معرفی کتاب رهنامه ۳۶ (هویت ملی):
هویت ملی هر ملت مجموعهی فرهنگها و باورها و خواستها و آرزوها و رفتارهای او است یک ملت مذهبی، یک ملت موحد، یک ملت مؤمن و یک ملت معتقد به پاکان درگاه الهی و اهل بیت پیغمبر است؛ این جزو فرهنگ و هویتشان است؛ هویت ملی که میگوییم، شامل همهی اینها هست؛ اینها را حفظ کنیم. حالا برای تغییر بخشهای غلط، کارهای غلط و راههای غلط تلاش و پویایی لازم است. آنچه مهم است حفظ هویت جمعی یک ملت یا یک مجموعهی انسانی است زیر هر نامی هویت ایرانی اسلامی مردم ما و ملت ما به برکت انقلاب اسلامی به برکت حضور مردم در صحنه و دخالت و شراکت مردم در مسائل اساسی نظام، یک واقعیت جا افتاده است. این هویت ملی و جمعی در کشور ما حتی از ملیت هم فراتر است. ما با اینکه ملیت را محترم و مقدس میشمریم و بسیار هم روی ملیت به معنای مثبت آن نه به معنای منفی آن؛ همان چیزی که در عرف سیاسی دنیا به آن «ناسیونالیسم» گفته میشود تکیه میکنیم اما هویت جمعی و ملی ملت ایران، نظام اسلامی است که حتی از ملیت ایرانی کارایی و جذابیت بیشتر و حوزهی تأثیر وسیعتری دارد.
در ادامه برشی از این کتاب را میخوانید:
چرا مردم با استکبار مبارزه کردند و چرا استکبار بد است؟ باید توجه کنید اولین احساسی که یک ملت در مقابله با روح و خوی استکباری دارد احساس دینی نیست؛ احساس غیرت ملی است؛ احساس هویت و احساس وجود است؛ چون استکبار وقتی وارد کشوری شد و بر آن کشور مسلط گردید هویت ملی آن ملت را انکار میکند؛ منابع آن کشور را غارت میکند، در امور سیاسی آن کشور دخالت میکند؛ اما همهی اینها فرع انکار هویت آن ملت است. استکبار اول هم که وارد میشود، نمیگوید من میآیم تا هویت ملی شما مردم را انکار کنم؛ این طور که نمیآید؛ به بهانههای مختلف وارد میشود وقتی وارد شد، آن چیزی را که هدف میگیرد هویت ملی است.

رهنامه ۳۸: فلسطین
برشی از فصل هفتم: پایداری و مقاومت
ما اگر چنانچه به توحید اعتقاد داریم، نمیتوانیم زیر بار زور برویم، نمیتوانیم زیر بار ظلم برویم، نمیتوانیم در مقابل ظالم نَایستیم؛ این طبیعت توحید است. اینکه جمهوری اسلامی اعلام میکند که هر جا مظلومی هست و نصرتی لازم است، ما آنجا حاضریم، به خاطر این است؛ اینکه ما روی مسئله ی فلسطین این جور اصرار داریم، به خاطر این است. چون لازمه ی توحید این است که انسان در مقابل زورگویی ظالم به مظلوم بِایستد؛ حقیقت توحید این است و بعثت این را به ما یادآوری میکند؛ و این مطمئنّاً پیشرفت هم دارد…

رهنامه ۳ ایمان:
برشی از فصل ایمان به غیب
غیب یعنی آنچه که پنهان از حواس آدمی است و تمام عالم وجود به غیب و شهادت تقسیم میشود و شهادت یعنی آن عالم مشهود ما؛ البتّه نه مشهود با چشم فقط، بلکه مشهود به حواس؛ آنچه را که شما آن را لمس میکنید و در مقابل شما است، که زیر چاقوی جرّاحی شما می آید، روی تلسکوپ مثلاً کیهان نگر شما می آید، زیر ذرّه بین و میکروسکوپ شما می آید، آنچه که شما می بینید، آنچه که شما می شنوید، آنچه که شما حس میکنید، این شهادت است و ماورای این شهادت، عالم ادامه دارد؛
وجود به آنچه من و شما آدمی می بینید و میتوانید ببینید محدود نیست… بینش مادّی میگوید: من آنچه را که میبینم وجود دارد و هست؛ امّا آنچه را من نبینم او نیست؛ البتّه ممکن است چیزی را که امروز نمی بینیم فردا ببینیم او هم هست. این بینش مادّی تنگ نظرانه، خودخواهانه و موجب محدودیّت است… ایمان به غیب که عرض کردیم مرز جهان بینی های الهی و مادّی است؛ که آثار زیادی را هم در بینش انسان و هم در عمل انسان به وجود می آورد؛ یعنی آن انسانی که ایمان به غیب ندارد جوری زندگی میکند و می اندیشد و انسانی که ایمان به غیب دارد جور دیگری؛ و این ایمان انسان را رها نمیکند؛ وقتی که انسان ایمان به غیب می آورد در نوع بینش او و نوع عمل او و نوع تلاش و مبارزه ی او یک تفاوت محسوسی با آن انسان مادّی که ایمان ندارد به وجود می آید که من به برخی از این خصوصیّات اشاره کردم. ایمان به غیب به انسان هدف میبخشد، و لذا وقتی شما ایمان به غیب نداشته باشید نمیتوانید یک هدف واقعی قبول بکنید.
ممکن است شما بگویید بسیاری از آدمهای مادّی هستند که هدف هم دارند. من عرض میکنم: این هدف را باید در آنجاهایی محاسبه کرد که احساسات و عادت و نیاز غلبه نکرده باشد، و لذا آنجایی که احساسات و عادت و نیاز نباشد، آنجا تلاش یک انسان مادّی متوقّف میشود.

نظر شما