به گزارش خبرگزاری ایمنا، جهان، در ۲۴ ساعت گذشته، بوی باروت و بوی اشک گرفته است؛ بوی سوگ و خشم درهمتنیدهای که از تهران تا کراچی، از بغداد تا سرینگر، از مسکو تا پکن پیچیده و نام یک مرد را فریاد میزند: شهید آیتالله سید علی خامنهای.
به گزارش رسانه های بین المللی ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران در تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی شکافی بود در نظم شکننده جهان. حادثهای که نه فقط ایران، که معادلات ژئوپلیتیک منطقه و حتی فراتر از آن را لرزاند. خیابانها سیاهپوش شد و زبان سیاست، آغشته به واژههایی چون «جنایت»، «نقض حاکمیت» و «بیثباتی عمیق» گشت.
از کرملین تا دیوار بزرگ چین؛ صدای محکومیت
در مسکو ولادیمیر پوتین این اقدام را «تروری رذیلانه و مغایر با همه موازین اخلاق انسانی و حقوق بینالملل» خواند؛ تعبیری که در ادبیات رسمی روسیه کمسابقه است. او در پیامی رسمی تأکید کرد رهبر ایران «دولتمردی برجسته» بود که نقشی تعیینکننده در ارتقای روابط راهبردی تهران–مسکو داشت.

در پکن، وزارت خارجه چین بیپرده از «نقض جدی حاکمیت ایران» سخن گفت و این اقدام را زیر پا گذاشتن اصول منشور سازمان ملل دانست. هشداری که نشان میدهد ترور یک رهبر شکستن قاعدهای است که اگر فروبریزد، امنیت هیچ کشوری تضمینشده نخواهد بود.
در آنکارا رجب طیب اردوغان با ابراز همدردی با ملت ایران، نسبت به پیامدهای خطرناک این حادثه هشدار داد؛ هشداری که از نگرانی درباره شعلهور شدن منطقه حکایت دارد.
در اسلامآباد، شهباز شریف با تسلیت رسمی، هدف قرار گرفتن رهبران کشورها را روندی نگرانکننده توصیف کرد؛ عبارتی که عمق نگرانی پاکستان از شکسته شدن خطوط قرمز بینالمللی را نشان میدهد.
در کوالالامپور،انور ابراهیم هشدار داد منطقه در آستانه «بیثباتی عمیق و پایدار» قرار گرفته است؛ تعبیری که معنای آن میتواند سالها ناامنی و بحران باشد.
و در سوی دیگر، جنبشهایی چون حزب الله، مقاومت عراق، حماس و انصارالله یمن، این اقدام را «جنایت» و «تهاجم آشکار» خواندند و از لزوم انسجام و اتحاد امت اسلام سخن گفتند. ادبیاتی که نشان میدهد این ترور، در نگاه محور مقاومت، نه پایان یک فرد که آغاز مرحلهای تازه از تقابل است و حالا با برافروخته شدن شعله غم و خشم اعضای مختلف محور مقاومت سرنوشت منطقه دیگر قابل پیشبینی نیست.

خیابانهایی که گریستند و فریاد زدند
اما سیاست، تنها در بیانیهها نماند؛ خیابانها هم سخن گفتند. در تهران و شهرهای مختلف ایران، موج خودجوش و میلیونی جمعیت سوگوار و خشمگین، پرچمهای نیمهافراشته و اشکهایی که بر گونهها جاری بود، تصویری از وداع با رهبری را ساخت که ۳۷ سال سکان هدایت کشور را در دست داشت؛ رهبری که پس از امام خمینی (ره)، معماری بسیاری از معادلات منطقهای را برعهده گرفت و برای حامیانش نماد «ایستادگی در برابر سلطه» بود.
در پاکستان، کراچی، لاهور و اسلامآباد به صحنه بزرگترین تجمعات اعتراضی خارج از ایران تبدیل شد. درگیریها در کراچی خونین شد؛ گزارشها از کشته شدن دستکم ۱۹ نفر حکایت دارد. سوگ، به خشم بدل شد؛ خشم از شکسته شدن حریم یک کشور و شهادت رهبرش.
ببینید: جهان اسلام در سوگ شهادت ولی امر مسلمین جهان
در بغداد، مقابل منطقه سبز، پرچمهای ایران بالا رفت و شعارها علیه آمریکا و اسرائیل طنین انداخت. دولت عراق سه روز عزای ملی اعلام کرد؛ نشانهای از عمق تأثر کشوری که در سوگ ملت همسایه خود شریک شده است.
در سرینگر کشمیر، مقابل دفتر گروه ناظر نظامی سازمان ملل متحد در هند و پاکستان، زنان و مردان با پرچمهای سیاه و نوحههای سنتی گرد آمدند. شعاری که در رامبان طنین انداخت، بیش از هر چیز بار عاطفی ماجرا را نشان میداد: «چند حسینی را خواهید کشت؟ از هر خانه یک حسینی برمیخیزد.»
در داکا، در آتن، در شهرهایی دور از جغرافیای ایران، گروههایی به خیابان آمدند؛ برخی با گرایشهای چپگرایانه، برخی با انگیزههای مذهبی یا سیاسی، اما همگی با یک پیام مشترک: ترور رهبران، آتش بازی با نظم جهانی است.

ایران؛ چهل روز عزا، فصلی تازه
رسانههای رسمی ایران اعلام کردند کشور وارد ۴۰ روز عزای عمومی شده است؛ «اربعین» در فرهنگ شیعه، پایان نیست، آغاز تداوم راه است. پرچمها نیمهافراشتهاند، اما شعارها نیمهجان نیستند.
سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا از حملات متعدد انتقام جویانه به پایگاههای محل استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه خبر دادند و تهران اعلام کرده این حملات تا تداوم تجاوز به خاک کشور با قدرت ادامه خواهد داشت. در پی این حملات چند کشور منطقه حریم هوایی خود را بستند. وزرای خارجه شورای همکاری خلیج فارس نشست اضطراری برگزار میکنند و دیپلماتهای اروپایی پشت درهای بسته گفتوگو میکنند.
به اذعان دوست و دشمن، شهید آیتالله خامنهای رهبری بودند که نمیشد ایشان را نادیده گرفت؛ رهبری که سه دهه و نیم، یکی از اثرگذارترین بازیگران سیاست خاورمیانه بودند. اکنون با شهادت ایشان، نه فقط ایران که منطقه در آستانه فصلی تازه ایستاده است. سوگ، هنوز تازه است. خشم، هنوز فرو ننشسته. و تاریخ، بار دیگر در حال ورق خوردن است.
نظر شما