به گزارش خبرگزاری ایمنا، در کجای دنیا شخص اول مملکت، آرزویش شهادت است؛ مگر همیشه قدرت در دستان رهبر کشورها نیست؟ مگر نه این که هر چه بخواهد باید در اختیارش باشد؟ مگر نه این که باید بهترین امکانات برای او باشد؟ مگر همه جای دنیا، رهبران، سربازانشان را جان فدای خود نمیکنند؟ مگر همه جای دنیا، به پیشمرگانشان افتخار نمیکنند؟
پس چرا اینجا رهبر ما آرزویش شهادت بود؟ چرا رهبر عزیز ما حسرت میخورد برای مرگی عاشقانه، برای شهید شدن؟ چرا پیشوای ما غبطه میخورد به حال شهدای انقلاب اسلامی؟ چرا اصلا به رفتن فکر میکرد؟ چرا نگران بود که نکند راه شهادت بسته شود و او از غافله شهدا جا بماند؟ مگر رهبران و صاحبان قدرت در جهان به فکر جاودانگی و زندگی ابدی در دنیا نیستند؟
ولی رهبر ما رفت، به غافله شهدا پیوست، به آرزویش رسید، در آغوش جد بزرگوارش، سیدالشهداء (ع) آرام گرفت، رهبر ما از تبار پاکان عالم بود و مانند جد غریبش به دست شقیترین و ناپاکترینان عالم به شهادت رسید.
آری او به تاسی از سرور و سالار شهیدان زندگی کرد، به تاسی از اباعبدالله الحسین (ع) سخن گفت، به تاسی از سیدالشهداء رفتار کرد و همچون او به استقبال شهادت رفت؛ با زبان روزه، گرسنه و تشنه در عاشورای رمضان جان به جان آفرین تسلیم کرد.
رهبری که افتخارش زندگی بر مدار سیره اهل بیت بود و همواره از سیدالشهدا سخن میگفت و به تاسی از او با ظلم و طاغوت جهانیان به مبارزه ایستاد، این مسیر را ادامه مسیر عاشورای حسینی میدانست و این مسیر را بی پایان میدید.
کسی که سخنان خود را مزین به نام و منش و مسیر اهل بیت میکرد، او که در آخرین سخنرانی خود نیز به منش سیدالشهداء اشاره کرد و به زیباترین بیان درس اباعبدالله را برای مردم اینگونه بیان کرد: ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.
رهبر ما ساده زیست اما، در اوج سادگی رهبری و هدایت امت را به پیش برد، بدون ذرهای جاهطلبی، بدون ذرهای مصلحت اندیشی، بدون ذرهای دنیا طلبی و بدون ذرهای منفعت طلبی برای خودش و خانوادهاش.
رهبر ساده زیست، اما مردانه ایستاد، قهرمانانه مقاومت کرد و یک تنه در برابر سلطهگران عالم و از هیچ نترسید، نه از تهدید و ارعاب، نه از موشک و بمب و نه از هیچ چیز دیگر؛ نه تنها در برابر آنها ایستاد بلکه بارها و بارها با سخنانش محکم بر دهانشان کوبید و این اقتدار از ایمانش سرچشمه گرفته بود، از تکیهگاهش که تنها پروردگار بود، او به همه طاغوتهای جهان پشت کرد با ایمان به مدد الهی و سنت الهی.
و ساده رفت، ساده پر کشید، ساده آسمانی شد، نه در امنترین پناهگاهها، نه در فاخرترین لباسها، نه در زیباترین اقامتگاهها و نه در مرفح ترین مجالس؛ او در حین عمل به وظیفهاش، در دفتر کارش که سادهترین سازه را داشت در کنار وفادارترین یارانش و در کنار اعضای خانواده دعوت حق را لبیک گفت، درست مانند مولایش حسین بن علی (ع). امام حسینی زیست و عاشورایی رفت و حالا این ماییم و خون مقدس سیدالشهدای ایران و رهبر بی بدیل امت اسلام که بار دیگر بر زمین ریخته شده و تا تمام طواغیت عالم را نابود نکند از جوشش نخواهد افتاد.
نظر شما