به گزارش خبرگزاری ایمنا، کودکان به دلیل ساختار روحی و روانی خاص خود، آسیبپذیرترین قشر در مواجهه با حوادث و تنشها هستند و ذهن لطیف آنها توانایی پردازش وقایع سنگین و پیچیده را ندارد، بنابراین در شرایط بحرانی، اولویت اصلی باید حفظ آرامش و مراقبت از احساسات آنها باشد تا از بروز آسیبهای ماندگار جلوگیری شود و ایجاد فضایی امن و پر از محبت، میتواند سپری دفاعی در برابر طوفان وقایع بیرونی باشد و به کودک اطمینان دهد که تحت حمایت است.
اولین گام برای حمایت از کودکان، مدیریت احساسات خود والدین است، زیرا کودکان به شدت تحت تاثیر حالات روحی بزرگسالان قرار دارند. وقتی والدین با خونسردی و متانت با شرایط برخورد کنند، این آرامش به کودک منتقل میشود و او احساس امنیت میکند و در مقابل، اضطراب و بیقراری والدین میتواند ترس کودک را چندین برابر کند و بزرگسالان باید تلاش کنند تا با کنترل خود، الگویی از ثبات و آرامش برای فرزندانشان باشند.
صحبت کردن با کودک باید با زبانی ساده، صادقانه و بدون ایجاد وحشت انجام شود، پنهان کردن واقعیت یا دروغ گفتن میتواند باعث سردرگمی کودک شود، اما توضیح بیش از حد جزئیات تلخ نیز نامناسب است. بهترین روش این است که با کلمات آشنا و قابلی فهم برای او، شرایط را توضیح دهیم و تاکید کنیم که اقدامات ایمنی برای احتیاط است.
در این شرایط باید والدین شنونده خوبی برای احساسات کودک باشند و اجازه دهند ترس و نگرانیهای خود را بیان کند. گاهی اوقات کودکان نیاز دارند گریه کنند یا سوالات تکراری بپرسند تا بتوانند بار روانی خود را تخلیه کنند و والدین باید با صبر و حوصله به حرفهای او گوش دهند و احساسات او را تایید کنند، این کار باعث میشود کودک احساس کند درک شده و تنها نیست که خود عاملی مهم در کاهش استرس است.

در شرایط بحرانی و جنگ، کودکان بیش از هر گروه دیگری آسیبپذیر هستند / شرایط را برای کودکان صادقانه، اما متناسب با سن آنها توضیح دهید
فاطمه رضازاده، روانشناس و مشاوره کودک و نوجوان با بیان اینکه در شرایط بحرانی و جنگ، کودکان بیش از هر گروه دیگری آسیبپذیر هستند و مدیریت روانی آنها اولویت نخست والدین است، به خبرنگار ایمنا میگوید: مهمترین اصل در این شرایط، حفظ آرامش والدین است، زیرا کودکان مانند آینهای احساسات بزرگسالان را منعکس میکنند. اگر والدین دچار هراس و اضطراب شوند، این استرس به سرعت به کودک منتقل شده و اوضاع را بحرانیتر میکند، بنابراین بزرگسالان باید تلاش کنند با خونسردی ظاهری، فضای امنی را برای فرزندان فراهم کنند تا آنها احساس کنند که تحت کنترل و حمایت هستند.
وی با بیان اینکه صادقانه، اما متناسب با سن کودک صحبت کردن، از دیگر اصول کلیدی است، میافزاید: پنهان کردن واقعیت یا دروغ گفتن نتیجهای معکوس دارد، زیرا کودکان باهوش هستند و متوجه تغییر فضا میشوند. بهتر است با زبانی ساده و بدون اغراق، والدین شرایط را توضیح و به کودکان اطمینان دهند که این وضعیت موقتی است و اقدامات ایمنی تنها برای محافظت از آنها است و این کار باعث میشود کودک به جای ترس از نامعلومها، با واقعیت کنار بیاید و همکاری کند.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با اشاره به اینکه گوش دادن فعال به احساسات کودک و تایید ترسهای او بسیار حیاتی است، تصریح میکند: هرگز نباید کودک را به خاطر ترسیدن مسخره کرد یا جملاتی مانند «تو بزرگ شدی نباید بترسی» را به کار برد؛ به کودک اجازه دهید احساساتش را بیان کند و با گفتن جملاتی مانند «میفهمم که میترسی، من هم کمی نگرانم، اما با هم ایمن هستیم»، به او احساس امنیت و درک متقابل بدهید. این تایید احساسات، بار روانی را از روی دوش کودک برمیدارد و به او کمک میکند تا احساسات خود را مدیریت کند.
چگونه استرس و اضطراب کودکان را در شرایط بحران مدیریت کنیم؟ / محبت فیزیکی و حضور والدین بهترین داروی ترس برای کودکان است
رضازاده با بیان اینکه درگیر کردن کودک در فعالیتهای مشخص و کوچک، راهکاری موثر برای پرت کردن حواس و کاهش استرس است، ادامه میدهد: به جای اینکه اجازه دهید کودک در فکر و خیال باقی بماند، به او مسئولیتی بدهید، انجام مسئولیتها به کودک حس کنترل و مفید بودن میدهد و از احساس درماندگی که منجر به اضطراب بیشتر میشود، جلوگیری میکند.
وی با بیان اینکه حفظ روتینهای روزانه تا حد امکان، به کودکان کمک میکند تا نظم زندگی را از دست ندهند، میگوید: سعی کنید کارهایی مانند خواندن یک داستان کوتاه، بازی ساده یا صحبت درباره خاطرات خوش را انجام دهید، این کارها ذهن کودک را از فضای جنگ و خطر دور و به او یادآوری میکند که زندگی هنوز ادامه دارد و لحظات امن و شادی نیز وجود دارد و این نظم، تکیهگاه امن روانی برای کودک در طوفان وقایع است.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه محبت فیزیکی و حضور فیزیکی والدین بهترین داروی ترس است، اضافه میکند: در لحظات بحرانی، بغل کردن، در آغوش گرفتن و دستهای گرم والدین، اثری بیشتر از هزاران کلام دارد. لمس کردن و نزدیک بودن، سطح هورمون استرس را در کودک کاهش میدهد و به او پیام میدهد که «من تنها نیستم» و این پیام، قویترین سپر در برابر آسیبهای روحی در شرایط بحران است و اعتماد به نفس کودک را برای عبور از بحران تقویت میکند.

محتوای رسانهای و اخباری که کودک در معرض آن قرار میگیرد را کنترل کنید / تکنیک تنفس عمیق مشترک، روشی برای آرام کردن سیستم عصبی کودک در اوج ترس است
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه کنترل دقیق محتوای رسانهای و اخباری که کودک در معرض آن قرار میگیرد، امری حیاتی است، به خبرنگار ایمنا میگوید: تصاویر تلویزیونی، صداهای بلند رادیو یا صحبتهای بزرگسالان درباره تلفات و تخریب، میتواند به سرعت امنیت روانی کودک را از بین ببرد. کودکان توانایی پردازش اخبار پیچیده و خشن را ندارند و ممکن است هر خبری را تهدیدآمیز تلقی کنند، بنابراین در حضور کودکان از تماشای اخبار جنگ پرهیز کنید و اگر ناچار هستید، با زبانی ساده و امیدبخش برای او توضیح دهید که چه اتفاقی در حال افتادن است و چرا ما در امنیت هستیم.
وی با بیان اینکه تکنیک تنفس عمیق مشترک روشی موثر برای آرام کردن سیستم عصبی کودک در لحظات اوج ترس است، میافزاید: کودکان اغلب نمیدانند چگونه با تنفس خود احساساتشان را کنترل کنند، پس والدین باید این کار را به آنها یاد بدهند. میتوانید از کودک بخواهید که مانند یک بادکنک کوچک نفس بکشد و به آرامی آن را بیرون بدهد یا اینکه تنفس خود را با شمارش اعداد هماهنگ کند. انجام این کار به صورت دسته جمعی، نه تنها اکسیژن رسانی به مغز را بهبود میبخشد، بلکه تمرکز کودک را از صدای انفجارها به یک فعالیت بدنی و آرامبخش تغییر میدهد.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه داستانسرایی و استفاده از تخیل قدرتمند، میتواند بحران را برای کودک قابل تحملتر کند، تصریح میکند: ذهن کودکان بسیار خلاق است و میتوان از این ویژگی به نفع آرامش آنها استفاده کرد، به عنوان مثال میتوانید به او بگویید که صدای انفجارها، صدای رعد و برق است و این بازتعریف واقعیت، به کودک کمک میکند تا تصویری ترسناک از وقایع نداشته باشد و با زبان خودش دنیای اطراف را درک کند.
القای احساس تعلق و ارزشمندی به کودکان با تاکید بر همبستگی خانوادگی و یادآوری نقشهای حمایتی / حفاظت از کودکان در برابر اخبار منفی و تصاویر خشن از حساسترین وظایف والدین است
سلیمی ادامه میدهد: ایجاد فضایی برای ابراز خلاقانه احساسات، راهکاری متفاوت برای تخلیه بار روانی کودکان است. بسیاری از کودکان ممکن است نتوانند ترس خود را با کلمات بیان کنند، اما میتوانند آن را نقاشی کنند یا با عروسکهایشان بازی نمایشی دهند. کاغذ و مداد به دست کودک بدهید و از او بخواهید آنچه را که در ذهن دارد بکشد یا اجازه دهید با عروسکهایش صحنهای را که دوست دارد بازسازی کند. این فعالیتها به والدین کمک میکند تا عمق ترس کودک را درک کنند و در عین حال، به کودک اجازه میدهد احساساتش را به جای سرکوب کردن، بیرون بریزد.
وی با بیان اینکه تاکید بر همبستگی خانوادگی و یادآوری نقشهای حمایتی، به کودک حس تعلق و ارزشمندی میدهد، میگوید: در شرایط بحران، کودک ممکن است احساس کند که تنها رها شده است و باید به او یادآوری کنید که ما یک گروه هستیم و هر عضو این گروه وظیفهای دارد تا بقیه را حفظ کند. وقتی کودک احساس کند که بخشی از یک گروه منسجم و حمایتشونده است، ترس از تنهایی کاهش مییابد و انگیزهای برای همکاری و حفظ آرامش پیدا میکند که پناهگاه امنی فراتر از دیوارهای بتنی برایش میسازد.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان اضافه میکند: حفاظت از کودکان در برابر اخبار منفی، تصاویر خشن و تلخ، یکی از حساسترین وظایف والدین در شرایط بحرانی است، چراکه شنیدن و دیدن چنین اخبار و تصاویری میتواند اضطراب، کابوسهای شبانه و آسیبهای روانی عمیقی را در آنها ایجاد کند، بنابراین ضروری است که دسترسی کودکان به اخبار و شبکههای اجتماعی محدود شود و در صورت نیاز به اطلاعرسانی، والدین با زبانی ساده، امیدبخش و بدون جزئیات ترسناک، شرایط را برای آنها تشریح کنند تا امنیت روانی کودکان حفظ شود.

حفظ روتینهای روزانه تا حد امکان، به کودکان کمک میکند تا نظم زندگی را از دست ندهند و احساس ثبات داشته باشند و باید سعی شود کارهایی مانند خواندن داستان، بازیهای ساده یا صحبتهای روزمره ادامه داشته باشد. این کارها به کودک یادآوری میکند که زندگی هنوز ادامه دارد و شرایط بحرانی موقتی است و این موضوع میتواند به شدت اضطراب او را کاهش دهد.
آمادهسازی یک کیف آرامش مخصوص کودک که شامل اسباببازی مورد علاقه، دفتر نقاشی و خوراکیهای دلخواهش باشد، میتواند در لحظات بحران به او حس آشنایی و امنیت بدهد. داشتن وسایل شخصی و آشنا در دسترس، به کودک کمک میکند تا در شرایط ناشناخته، احساس تنهایی نکند و با تکیه بر وسایل مورد علاقه، آرامش خود را بازیابد.
باید توجه داشت که محبت فیزیکی و حضور گرم والدین، موثرترین عامل در ایجاد امنیت روانی برای کودک است و بغل کردن، نوازش و نزدیک بودن به والدین، سطح هورمون استرس را در کودک کاهش میدهد و به او پیام میدهد که من تنها نیستم و کسی هستم که از من مراقبت میکند و این پیام ساده، اما قدرتمند، میتواند در سختترین شرایط، قلب کودک را آرام کند.