به گزارش خبرگزاری ایمنا از یزد، غروب، آهسته و نجیب، روی شانههای کوچه مینشیند. آسمان هنوز اندکی آبی است، اما چراغهای ریسهای روشن شدهاند؛ نورهای کوچک و لرزانی که همچون ستارههای دستچینشده، میان دیوارهای آجری و سیمانی میدرخشند. سفرهای بلند، نفسکش و سپید از ابتدای کوچه تا پیچ بعدی پهن شده؛ انگار کوچه ردای مهمانی پوشیده است.
زنها با روسریهای رنگی ظرفهای خرما و پنیر را دستبهدست میکنند. بوی نان تازه با عطر سبزی خوردن و آش داغ در هوا میپیچد، صدای احوالپرسیها در کوچه میپیچد، همسایههایی که شاید ماهها تنها در آسانسور دیده بودند، حالا روبهروی هم نشستهاند.
بانگ اذان که سرداده میشود، سکوت کوتاهی بر کوچه مینشیند، جرعهای آب، دانهای خرما و بعد لبخندهایی که باز میشود.
«کوچه افطاری» در تهران، اکنون در دومین سال برگزاریاش، دیگر یک تجربه تازه نیست، بهانهای شده برای زنده کردن پیوندهایی که زیر شتاب زندگی شهری کمرنگ شده بودند، هر کوچه قصه خودش را دارد، قصه کاسبانی که دو ساعت زودتر کرکره را پایین میکشند، قصه مادر بزرگی که قابلمه آش را با وسواس میآورد، قصه نوجوانهایی که مسئول ریسهکشی هستند و با افتخار میگویند:« این کوچه امشب مال ماست»

اما این روایت هم سفره شدن، پیشنیهای عمیقتر هم دارد. اگر رد این قصه را بگیری، از آسفالت تهران به خشتهای گرم کویر میرسی به یزد.
در محله تاریخی گلچینان یزد، افطار سالهاست که از چهاردیواری خانهها بیرون آمده و در کوچهها جاری است، هر سال با آغاز ماه رمضان، اهلی این محله دستبهدست هم میدهند تا کوچه پس کوچههای کاهگلیشان را برای ضیافتی بزرگ آماده کنند، ضیافتی که تنها برای ساکنان یک محله نیست، برای همه شهر است.
اینجا زیر سایه ساباطها و بادگیرهای بلند، سفرهها به دارازای کوچههای خشتی پهن میشود، دیوارها بوی خاک نم خورده میدهند و نور فانوسها روی خشتها صدساله میلرزد، قدمت افطاری دادن در مسجد تبریزیان این محله به حدود یک قرن پیش باز میگردد و نزدیک به ۱۰ سال است که با همت اهالی خیر و نیکوکار این سفرهها از مسجد بیرون آمده و در دل کوچهها گسترده میشود.
آقای مباشر از اهالی قدیمی محله گلچینان میگوید:« ما با همین سفرهها بزرگ شدیم، افطاری مسجد تبریزیان از قدیم زبانزد بود، حالا سالهاست که سفرهها را در کوچههای کاهگلی پهن میکنیم، هر سال بیش از دو هزار روزهدار مهمان این محله هستند.

این رسم اما تنها یک خاطره جمعی نیست؛ ریشه در تاریخ دارد، در نامهایی که هنوز روی خشتهای کهن نفس میکشند.
سعید زارع، مدیرکل اسناد و کتابخانه ملی استان یزد وقتی از گلچینان میگوید، از محلهای حرف میزند که هرچند نامش در منابع تاریخی کمتر دیده میشود، اما هویتش در لابهلای اسناد و وقفنامهها جاری است.
وی به خبرنگار ایمنا اینگونه توضیح میدهد که نام گلچینان تنها در کتاب «یادگارهای یزد» آمده و در دیگر منابع نشانی مستقل از آن دیده نمیشود؛ با این حال شواهد نشان میدهد این محدوده در گذشته بخشی از محله تبریزیان بوده که با گذر زمان و توسعه شهر در دل دیگر محلات ادغام شده است.
به گفته زارع، در وقفنامههای محمدتقیخان از بانیان بزرگ بناهای مذهبی و عامالمنفعه یزد از تبریزیان بهعنوان محلهای آباد و سرزنده یاد شده؛ محلهای که مدرسه خانیه، مسجد تبریزیان و سقاخانه حظیره ملا را در دل خود جای داده بود؛ بناهایی که هنوز هم نشانی از شکوه یزد در دوره قاجارند.
مدیرکل اسناد و کتابخانه ملی استان یزد عناصر شاخص این محدوده را مسجد تبریزیان، آبانبار گلچینان و حسینیه گلچینان میداند و احتمال میدهد شکلگیری این محله به دوران تیموریان در قرن نهم هجری بازگردد؛ یعنی جایی در امتداد قرنها زندگی، عبادت و همسفره شدن.
همین پیشینه تاریخی است که به سفرههای افطار گلچینان معنایی فراتر از یک دورهمی ساده میدهد؛ گویی سنت، بر شانه تاریخ ایستاده است.

در همین راستا، سیدمحمد رستگاری، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان یزد درباره این آیین به خبرنگار ایمنا میگوید: با توجه به اینکه مراسم افطار به ثبت جهانی رسیده است، پیگیریهای لازم برای ثبت ملی سفره افطاری محله گلچینان در حال انجام است، این رویداد بخشی از هویت فرهنگی یزد است؛ میراثی ناملموس که با مشارکت مردم زنده مانده است.
اما حقیقت این است که گلچینان تنها یک رویداد ثبت شدنی نیست، یک حس است، حس نشستن کنار غریبهای که دیگر غریبه نمیماند، حس تقسیم نان در کوچهای که صدسال خاطره در آن جریان دارد، حس اینکه شهر، تنها دیوار و بنا نیست، رابطه است.
و اینجاست که تهران و یزد به هم میرسند، یکی در دل شلوغی و برج ها، دیگری زیر سایه بادگیرها و ساباط ها، اما هردو با یک معنا.
کوچه افطاری چه بر آسفالت پایتخت پهن شود و چه بر خاک کاهگلی گلچینان، یک پیام دارد؛ میشود دوباره محله را ساخت، میشود شهر را از نو با یک سفره ساده به هم دوخت.
رمضان که میآید کوچهها دیگر تنها راه عبور نیستند، بهانهای برای با هم بودن هستند، برای اینکه یادمان نرود در هر شهری، زیر هر آسمانی، میشود نان و نور را کنار هم قسمت کرد.



نظر شما