خاکسترها شاهدند؛ نور خاموش نمی‌شود

در روزهایی که خبرهای تلخ از بی‌حرمتی به نشانه‌های ایمان دل بسیاری را آزرد، روایت دیگری آرام و بی‌صدا در حال شکل‌گیری است؛ روایتی از دستانی که میان خاکسترها خم شدند تا نشان دهند حتی پس از سوختن کاغذها، نور باور و امید خاموش نمی‌شود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، دی‌ماه، با سرمایی که از کوچه‌ها بالا می‌رفت و بر شیشه‌ها نفس می‌کشید، شهرهای کشور حال‌وهوایی دیگر پیدا کرده بود؛ خیابان‌ها پر از صدا و تنش بود، صداهایی که نشان از حوادثی ناگوار در دل شهرها بود. در میان این هیاهو، لحظاتی شکل گرفت که شاید تلخ‌تر از هر اختلاف و فریادی بود؛ لحظاتی که خبر بی‌حرمتی به نشانه‌های ایمان و معنویت داشت؛ کسانی که تا دیروز در لفافه و پشت پرده مخالفت و تقابل خود را با دین بیان می‌کردند، در آشوب هایشان با هجوم به مساجد، حسینیه‌ها و امامزاده‌ها و به آتش کشیدن این اماکن مقدس تقابل خود با دین و معنویت را علنی کردند؛ این فتنه گران با بی حرمتی و آتش زدن قرآن‌ها در این اماکن مقدس، سفاحت و بی شرمی خود را به اوج رساندند.

برای مردمی که سال‌ها با آیات قرآن بزرگ شده‌اند، کتابی که با احترام در بالاترین جای خانه می‌نشیند، تنها مجموعه‌ای از کلمات نیست؛ مامن است، پناه است، و صدایی است که در لحظه لحظه زندگی شان جاری است؛ وقتی خبر رسید که نسخه‌هایی از این کتاب مقدس را در آتش سوزانده‌اند، برای بسیاری حس از دست رفتن چیزی فراتر از کاغذ و مرکب بود؛ گویی به همه باورها و اعتقاداتشان ناجوانمردانه حمله شده است؛ گویی پیکر فرزند نازپرورشان چاک چاک شده و به آتش کشیده شده است.

اما تاریخ این سرزمین همیشه فقط روایت سوختن و شکستن نبوده است؛ این مردم، جنگ و آشوب زیاد دیده‌اند، اما هیچ گاه مایوس نشدند، عزادار شدند، اما در سوگ نمانده‌اند؛ در این سرزمین همواره در کنار هر تلخی و آسیبی دستی برای ترمیم بلند شده است.

در روزهایی که خبرها و فیلم‌های تلخ همچنان پس از گذشت بیش از چهل روز همچنان در گردش است؛ در گوشه‌ای از شهر، مکانی آرام با بوی کاغذ و مرکب جان گرفته است؛ جایی که سکوتش نه از بی‌خبری، بلکه از دغدغه و احساس تکلیف است.

روی میزها برگ‌هایی قرار دارد که گرچه لبه‌هایشان سیاه و شکننده است، اما هنوز خطوطی از نور در میانشان دیده می‌شد؛ هنرمندان، با دقتی شبیه مراقبت از دردانه‌ای عزیز، هر برگ را بر صفحه‌ای تازه می‌نشانند؛ گویی می‌خواهند به زمان ثابت کنند که نور مقدس هیچ‌گاه خاموش نمی‌شود و آتش زدن قرآن، خاک به خورشید پاشیدن است.

هنرمندان، هنرمندانه و ظریف مشغولند، مشغول ترمیم خطوطی که تنها تصویرشان پاک شده است و نورشان هنوز هم چشم را می‌نوازد؛ نوک قلم‌ها آهسته حرکت می‌کند تا نشان دهد، قرآنی که پس از ۱۴۰۰ سال همچنان بدون تحریف زنده مانده است، با آتش از بین نمی‌رود؛ هر آیه که دوباره نوشته می‌شد، شبیه روشن شدن چراغ کوچکی است در دل تاریکی، هنرمندان می‌دانند که شاید نتوانند گذشته را پاک کنند، اما می‌توانند نشان دهند که پاسخ ویرانی می‌تواند آفرینش باشد.

این حرکت هنرمندان، بیش از آنکه یک کار هنری باشد، گفت‌وگویی بی‌کلام با جامعه است؛ صدایی که می‌گوید می‌توان در برابر تلخی‌ها، به جای افزودن بر صداهای دلخراش، چیزی ساخت از جنس امید. می‌توان به جای ماندن در تصویر سوختن، تصویر گلستان در دل آتش را پررنگ کرد و شاید این، همان چیزی است که بسیاری در این روزها به آن نیاز دارند؛ امید در دل تلخی‌های روزگار.

کد خبر 950849

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.