فتحی شقاقی؛ پزشکی که جهاد را از اردوگاه رفح تا قلب تل‌آویو برد

از اردوگاه فقیر رفح تا اتاق‌های امن موساد، نامش لرزه می‌انداخت. پزشکی که پس از شکست ۱۹۶۷، به این نتیجه رسید آزادی با مذاکره به دست نمی‌آید. او سه واژه را به راهبرد تبدیل کرد: اسلام، فلسطین، جهاد. ترورش کردند، اما پرسش باقی ماند؛ چرا اسرائیل از یک پزشک این‌چنین هراس داشت؟

به گزارش خبرگزاری ایمنا، رمضان که می‌آید، جهان روزه‌دار اسلام بیدار می‌شود. سحرهایش بوی عهد می‌دهد و شب‌های قدرش طعم مسئولیت. در این ماه، دل‌ها از مرزها عبور می‌کنند و امت، زیر یک آسمان و رو به یک قبله، آرزویی مشترک را زمزمه می‌کند؛ آزادی قدس.

قدس شریف، خاطره‌ای از معراج و قبله نخست مسلمانان است. در روزگاری که صهیونیسم می‌کوشید مسئله فلسطین را به نزاعی عربی تقلیل دهد، خمینی کبیر (ره) آن را به مسئله‌ای اسلامی و جهانی بدل کرد؛ از آغاز نهضت در سال ۱۳۴۱ تا نام‌گذاری آخرین جمعه رمضان به عنوان «روز قدس». ابتکاری که مبارزه با صهیونیسم را از حاشیه سیاست به متن ایمان آورد و قدس را به وجدان بیدار امت سپرد.

در همان سال‌ها، در سنگرهای دفاع مقدس، رزمندگان جنگ را دفاع از خاک و مقدمه راهی بزرگ‌تر می‌دیدند. راه کربلا در نگاهشان به قدس می‌رسید. احمد متوسلیان از رهایی سرزمین‌های مقدس می‌گفت، شهید باکری قدس را در افق جهاد می‌دید و مصطفی چمران سال‌ها پیش در جنوب لبنان با همین آرزو جنگیده بود.

فتحی شقاقی؛ پزشکی که جهاد را از اردوگاه رفح تا قلب تل‌آویو برد

این آرزو در مرزهای ایران نماند. امام موسی صدر سال‌ها پیش گفته بود: «اسرائیل شر مطلق است»؛ جمله‌ای که امروز بیش از همیشه معنا می‌یابد. از «شیخ احمد یاسین» تا «سید عباس موسوی» و «فتحی شقاقی»، از «شهید قاسم سلیمانی» تا «شهید ابومهدی المهندس»، راهی شکل گرفت که نامش مقاومت بود؛ راهی که رمضان هر سال آن را به یاد می‌آورد و آرزوی آزادی قدس را تکرار می‌کند. آرزویی که از وصیت‌نامه‌ها عبور کرد، به جبهه مقاومت رسید و در نسل‌های بعدی استمرار یافت.

رمضان، ماه دعاست؛ اما دعا در سنت این امت، بی‌عمل نمی‌ماند. آزادی قدس، از سنگر تا خیابان، از منبر تا میدان، از وصیت‌نامه‌ها تا پیام‌های جبهه مقاومت، به یک عهد تاریخی بدل شد. عهدی که نسل‌ها آن را ادامه داده‌اند؛ با این ایمان که وعده الهی حق است و آنچه بر پایه ظلم بنا شود، پایدار نخواهد ماند.

این پرونده خبری، روایت همین عهد است؛ عهدی که از سحرهای رمضان آغاز شد، در خاکریزهای دفاع مقدس قد کشید و در جبهه مقاومت امتداد یافت. راهی که هنوز ادامه دارد.

https://defapress.ir/files/fa/news/1396/5/31/249405_745.jpg
شهید دکتر فتحی شقاقی-تهران

فتحی شقاقی؛ پزشکی که جهاد را به راهبرد تبدیل کرد

راهی که از جنوب لبنان و تجربه نهادسازی و مقاومت آغاز شد، در فلسطین به نظریه‌ای صریح‌تر رسید؛ نظریه‌ای که سازش را نفی می‌کرد و مبارزه مسلحانه را مسیر اصلی رهایی می‌دانست. در این نقطه، نام فتحی شقاقی برجسته می‌شود؛ پزشکی از اردوگاه رفح که جهاد را از یک واکنش احساسی به یک چارچوب فکری منسجم تبدیل کرد.

شقاقی در سال ۱۹۵۱ در اردوگاه پناهندگان رفح در نوار غزه و در خانواده‌ای آواره از روستای زرنوقه متولد شد. فقر، آوارگی و خاطره «یوم النکبه» بخشی از زیست روزمره او بود. تحصیلات ابتدایی را در مدارس آنروا گذراند، در دانشگاه بیرزیت ریاضیات خواند و سپس در سال ۱۹۷۴ برای تحصیل پزشکی راهی مصر شد. شکست اعراب در جنگ ۱۹۶۷، ذهن او را دگرگون کرده بود؛ او به این جمع‌بندی رسید که ملی‌گرایی عربی بدون پشتوانه هویتی و ایمانی، توان آزادسازی فلسطین را ندارد.

در مصر، با اندیشه‌های سید قطب آشنا شد و همزمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران را از نزدیک دنبال کرد.

علاقه فتحی شقاقی به امام خمینی فقط یک همدلی سیاسی نبود، بلکه بخشی از تحول فکری او را شکل داد. شقاقی پس از سرخوردگی از ایدئولوژی‌های ملی‌گرای عربی، انقلاب اسلامی ایران را نمونه‌ای عینی از پیروزی «اسلام سیاسی» بر یک رژیم وابسته می‌دانست. نگارش کتاب «الخُمینی؛ الحلّ الاسلامی و البدیل» در سال ۱۹۷۹ نشان داد که او امام خمینی را نه فقط رهبر ایران، بلکه الگویی برای بیداری جهان عرب می‌بیند؛ الگویی که می‌توانست مبارزه فلسطین را از بن‌بست سازش و پراکندگی خارج کند و به آن هویت، ایمان و اراده‌ای تازه ببخشد.

کتاب «الخُمینی؛ الحلّ الاسلامی و البدیل» نخستین اثر عربی بود که انقلاب ایران را به‌عنوان الگویی برای بیداری اسلامی معرفی می‌کرد. انتشار این کتاب برای او بازداشت در مصر را به‌دنبال داشت، اما مسیرش را تغییر نداد.

سفر فتحی شقاقی به تهران، برای او فرای از یک دیدار سیاسی، دیدار با سرچشمه الهامی بود که سال‌ها درباره‌اش نوشته و از آن دفاع کرده بود. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۶۷ به جمهوری اسلامی ایران سفر کرد و با امام خمینی دیدار داشت؛ دیداری که به گفته نزدیکانش با روحیه‌ای سرشار از انگیزه و یقین از آن بازگشت. شقاقی در سال‌های بعد نیز بارها برای شرکت در کنفرانس‌های حمایت از فلسطین و روز جهانی قدس به تهران آمد، در مجلس شورای اسلامی سخن گفت و توافق‌های سازشکارانه را نقد کرد. او ایران را پشتوانه راهبرد «مقاومت فعال» می‌دانست و معتقد بود تجربه انقلاب اسلامی نشان داد که می‌توان در برابر قدرت‌های بزرگ ایستاد و معادلات را تغییر داد.

https://defapress.ir/files/fa/news/1396/5/31/249414_585.jpg
تشییع پیکر شهید دکتر فتحی شقاقی-ایران

سه‌گانه «اسلام، فلسطین، جهاد»

شقاقی باور داشت مبارزه واقعی بر سه اصل استوار است: «اسلام، فلسطین و جهاد». از نگاه او، هرگونه ورود به سازوکارهای سیاسی تحت اشغال، به معنای فرسایش آرمان آزادی است. به همین دلیل، در اواخر دهه ۱۹۷۰ به‌همراه گروهی از دانشجویان فلسطینی، جنبش جهاد اسلامی فلسطین را بنیان گذاشت؛ جنبشی که تأکیدش بر مقاومت مسلحانه مداوم و پرهیز از مشارکت انتخاباتی بود.

او پس از بازگشت به فلسطین، هم طبابت می‌کرد و هم سازماندهی. در سال‌های ۱۹۸۳ و ۱۹۸۶ بارها توسط رژیم صهیونیستی بازداشت شد و سرانجام در ۱۹۸۸ به لبنان تبعید شد. تبعید، فعالیت او را متوقف نکرد؛ بلکه شبکه ارتباطی‌اش را در منطقه گسترش داد. او به پایتخت‌های عربی و اسلامی سفر می‌کرد، در کنفرانس‌های حمایت از فلسطین سخن می‌گفت و توافق‌های سازشکارانه را به‌شدت نقد می‌کرد. در یکی از سخنرانی‌هایش تصریح کرده بود: «صلح حقیقی یعنی اینکه اسرائیل از بین رفته باشد.»

عملیات «بیت لید» در ژانویه ۱۹۹۵ که ده‌ها نظامی صهیونیست را کشته و زخمی کرد، نقطه عطفی بود که فشار امنیتی بر او را افزایش داد. این عملیات، از نگاه تل‌آویو عبور از خط قرمز بود.

https://defapress.ir/files/fa/news/1396/5/31/249422_124.jpg
تشییع پیکر شهید دکتر فتحی شقاقی-دمشق

ترور در تبعید، تداوم در مسیر

فتحی شقاقی به‌دلیل ملاحظات امنیتی به‌ندرت در انظار عمومی ظاهر می‌شد و همین مسئله کار ردیابی او را برای موساد دشوار کرده بود. با این حال، پس از اطلاع از سفرش به لیبی، مسیرهای احتمالی رفت‌وآمدش زیر نظر گرفته شد. سرانجام در ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۵، هنگامی که با نام مستعار «ابراهیم شاویش» در مالت اقامت داشت و شبانه برای خرید از هتل خارج شد، دو موتورسوار به او نزدیک شدند و با شلیک چند گلوله او را به شهادت رساندند.

رژیم صهیونیستی اجازه نداد پیکرش در غزه به خاک سپرده شود و مراسم تشییع در اردوگاه یرموک دمشق با حضور هزاران فلسطینی و نمایندگان گروه‌های مقاومت برگزار شد. از ایران نیز چهره‌هایی از جمله آیت‌الله جنتی در مراسم حاضر بودند. تشییع‌کنندگان با شعار «الله‌اکبر» و اعلام ادامه راه شهید، پیکر او را تا مسجد اردوگاه بر دوش گرفتند.

ترور شقاقی بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های اروپایی و آمریکایی داشت و بسیاری نقش موساد را در این عملیات تأیید کردند. در جهان اسلام موجی از اعتراض شکل گرفت؛ از تظاهرات در ترکیه تا تجمع‌های مردمی در کشورهای مختلف. در ایران نیز مردم و جریان‌های سیاسی با برگزاری راهپیمایی‌ها و صدور بیانیه‌ها، این اقدام را محکوم کردند و بر تداوم حمایت از مقاومت فلسطین تأکید داشتند؛ واکنشی که نشان می‌داد شهادت او نه پایان یک مسیر، بلکه تقویت‌کننده گفتمان مقاومت در منطقه بود.

فتحی شقاقی تنها یک فرمانده نظامی نبود؛ متفکری بود که پروژه بیداری را فراتر از مرزهای فلسطین می‌دید. او می‌گفت بدون بازسازی هویت اسلامی و بدون جهاد مستمر، آزادی به دست نخواهد آمد. مسیری که او ترسیم کرد، پس از ترورش متوقف نشد؛ بلکه در نسل‌های بعدی مقاومت ادامه یافت. در روایت راه قدس، شقاقی حلقه‌ای است که اندیشه را به سلاح پیوند زد و جهاد را از شعار به راهبرد تبدیل کرد.

کد خبر 950554

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.