به گزارش خبرگزاری ایمنا، روایتها را دیگر نمیتوان تنها بر اساس تحرکات میدانی، توازن قوا یا تغییرات ژئوپلیتیک روایت کرد. همنشینی میدان جنگ با شبکهای از تصاویر، روایتها و بازنماییهای رسانهای، ماهیت منازعه را دگرگون ساخته است و امروزه دوربین در خط مقدم صفآرایی میکند و هر رخداد، پیش از آنکه در جغرافیا رقم بخورد، در افق ادراک عمومی جانمایی میشود.

کاهش سطح تفکر و افزایش سطح باورپذیری؛ محصول افزایش حجم اطلاعات در عرصه رسانه
ابراهیم مهرانی، نویسنده، کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه و مدرس سواد رسانهای در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه به طور کلی در جنگ رسانهای، هدف افکار مخاطبان است، اظهار کرد: مخاطب در عرصه جنگ رسانهای امروزه به «کاربر» رسانه تبدیل شده است؛ در گذشته، مفهوم مخاطب رسانه به فردی اطلاق میشد که به صورت یکطرفه به دریافت محتوا از شبکههای تلویزیونی، ماهوارهای یا رادیویی میپرداخت، اما در شرایط کنونی، کاربران رسانه قابلیت دوطرفه داشته و علاوه بر دریافت اطلاعات، خود نیز به تولید و انتشار محتوا مبادرت میورزند و این تحول بنیادین، به گسترش چشمگیر حجم اطلاعات در فضای رسانهای انجامیده است.
وی با تاکید بر اینکه یکی از آسیبهای افزایش حجم اطلاعات در عرصه رسانه، کاهش سطح تفکر و تعمق است، افزود: با افزایش سرعت انتقال و دریافت محتوا، فرصت تأمل و تحلیل برای کاربر به حداقل میرسد؛ به گونهای که فرد پیش از بررسی صحت و سقم، زاویه دید و تحلیل یک محتوا، به سراغ مطلب بعدی میرود و این انباشت اطلاعات بدون طبقهبندی و پردازش مناسب، منجر به ایجاد تداخلهای اطلاعاتی و در نهایت آشفتگی شناختی میشود.
کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه ادامه داد: دومین آسیب مترتب بر این وضعیت، افزایش سطح باورپذیری در مخاطب است. هرچه توان تفکر و تحلیل کاهش پیدا کند، پذیرش اخبار و محتوای کذب بدون بررسی لازم افزایش مییابد و در چنین شرایطی، اگر کاربران با تکنیکهای اقناع رسانهای از قبیل بزرگنمایی، کوچکنمایی، نمادسازی، تکنیک مشت بسته، ارابه و نظایر آن آشنایی کافی نداشته باشند، سریعتر تحت تأثیر پیامهای رسانهای قرار گرفته و بستر برای دستیابی دشمن به اهداف خود هموارتر میشود.
مهرانی عنوان کرد: دشمن به دنبال جذب و استخدام نیرو از میان همان افرادی است که در جبهه مقابل وی قرار دارند و در صورت بیتوجهی به مسئله جنگ رسانهای، بخشی از افراد جامعه دچار کشتهشدگی فکری شده و خواسته یا ناخواسته به سربازان دشمن تبدیل میشوند و در پازل دشمن نقشآفرینی میکنند.

لزوم مدیریت واحد، یکپارچه و بلندمدت رسانهای / به صورت ناآگاهانه در پازل دشمن ایفای نقش نکنیم
وی در پاسخ به این سوال که کدام دسته از افراد بیشتر در معرض آسیب جنگ رسانهای قرار دارند؟ اضافه کرد: بدون تردید، هرچه سطح سواد رسانهای در جامعهای پایینتر و همزمان دسترسی به انواع رسانهها گستردهتر باشد، ضریب آسیبپذیری آن جامعه در برابر جنگ رسانهای افزایش چشمگیر پیدا خواهد کرد.
کارشناس حوزه رسانه و مدرس سواد رسانهای خاطرنشان کرد: آنچه هم اکنون در مدیریت فضای رسانهای شاهد هستیم، وجود چنددستگی و نبود رویکرد کارشناسی است و این رفتار متناقض، سبب سردرگمی افکار عمومی شده است، همچنین نوسان میان موافقت و مخالفت در طول چند سال، موجب سلب اعتماد مخاطبان خواهد شد.
مهرانی افزود: ضرورت دارد، مدیریتی واحد، یکپارچه و بلندمدت در راستای ساماندهی فضای رسانه مورد توجه قرار گیرد و راهبرد کلان باید به گونهای تعریف شود که دچار تغییرات مقطعی و رویکردهای متضاد در بازههای زمانی مختلف نشود.
وی تاکید کرد: نکته حائز اهمیت، دگرگونی مفهوم تریبون و جایگاه سخنران است. در گذشته، تریبون و میکروفون از اعتبار ویژهای برخوردار بود و تنها افراد فرهیخته و دارای دانش کافی امکان سخنوری داشتند، اما امروزه، هرچه فردی کمدانشتر و پُرحرفتر باشد، امکان بیشتری برای حضور در این فضا یافته و این پرگویی خود به انحراف افکار عمومی میانجامد.
این نویسنده و کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه گفت: با ظهور فناوریهای نوینی نظیر هوش مصنوعی و پدیدههایی همچون فیلترینگ حبابی، پیچیدگی و دشواری مدیریت فضای رسانهای دوچندان شده است. در صورت نبود اتخاذ تدابیر صحیح از سوی نظام و حاکمیت برای کنترل این فضای افسارگسیخته، شماری از افراد جامعه ناخواسته تحت تأثیر آماج حملات رسانهای قرار گرفته و به صورت ناآگاهانه در زمین دشمن به ایفای نقش خواهند پرداخت.

صرف افزایش سواد رسانهای کافی نیست
مهرانی با تاکید بر اینکه نظام آموزشی کشور موظف است سرمایهگذاری گستردهتری در حوزه سواد رسانهای انجام دهد، عنوان کرد: در حال حاضر کتابی با عنوان «تفکر و سواد رسانهای» در دوره متوسطه تدریس میشود و این در حالی است که آموزش سواد رسانهای باید از دوره ابتدایی و با بهرهگیری از مثالهای متناسب با سن دانشآموزان آغاز و به صورت مستمر در مقاطع متوسطه اول و دوم ادامه پیدا کند، اما هم اکنون نه کادر آموزشی متخصص و کارآمد در این حوزه به اندازه کافی وجود دارد، نه محتوای آموزشی بهروزرسانی شده است و نه زمان اختصاصیافته برای تدریس این درس، مناسب و کافی به نظر میرسد.
وی ادامه داد: در کنار مسئله آموزش، مدیریت و حاکمیت رسانهای نیز نیازمند تحولی بنیادین در عرصه قانونگذاری و سیاستگذاری است؛ شورای عالی فضای مجازی باید با نگاهی کارشناسی و منطقی به ساماندهی این فضا اقدام کند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که چنددستگیها و چندصداییهای موجود در این حوزه، آسیبهای جدی به همراه داشته است.
کارشناس حوزه رسانه و مدرس سواد رسانهای خاطرنشان کرد: صرف افزایش سواد رسانهای کافی نیست و در بسیاری از مواقع نیاز به «شعور رسانهای» نیز وجود دارد؛ چه بسا افرادی که در رشتههایی تخصصی تحصیل کردهاند، اما به درجه تبحر و مرجعیت در آن حوزه نرسیدهاند و با این وجود دست به اظهارنظرهای تخصصی میزنند؛ بنابراین ضروری است افراد افزون بر ارتقای سواد رسانهای خود، شعور رسانهای را نیز پرورش دهند، به این معنا که فرد بتواند شرایط را به درستی بسنجد و نحوه عملکرد رسانهها در آن موقعیت خاص را تشخیص دهد.


