چرا بدون روایت، تمدن ساخته نمی‌شود؟

تمدن پیش از آنکه در خیابان‌ها، نهادها و قوانین شکل بگیرد، در روایت‌ها ساخته می‌شود. این روایت‌ها را رسانه‌ها می‌سازند؛ اگر رسانه‌ای نتواند تصویر قابل فهم و قابل زیستن از تمدن اسلامی ارائه دهد، حتی عمیق‌ترین ارزش‌ها هم در حد شعار باقی می‌مانند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تمدن، فقط مجموعه‌ای از نهادها، ساختمان‌ها یا پیشرفت‌های فناورانه نیست؛ تمدن پیش از آنکه ساخته شود، باید فهمیده شود، روایت شود و در ذهن و زندگی مردم معنا پیدا کند. هیچ تمدنی بدون داستان مشترک شکل نمی‌گیرد؛ داستانی که به انسان‌ها بگوید که چه هستند، از کجا آمده‌اند، به کجا می‌روند و چرا باید به این مسیر باور داشته باشند. اینجاست که رسانه، نه به‌عنوان ابزار جانبی، بلکه به‌مثابه یکی از ارکان اصلی تمدن‌سازی مطرح می‌شود.

مسئله امروز ما شاید کمبود پیام دینی یا ضعف در حجم تولید محتوا نیست؛ بلکه شکاف میان مفاهیم کلان تمدنی با زیست واقعی مردم است. در بسیاری از موارد، از تمدن اسلامی سخن گفته می‌شود، بی‌آنکه روشن شود این تمدن در زندگی روزمره، در روابط اجتماعی، در سبک مصرف، در عدالت، در اخلاق و در احساس کرامت انسان‌ها چه نمود عینی‌ای پیدا می‌کند. وقتی تصویر روشنی وجود نداشته باشد، طبیعی است که مخاطب نتواند با آن ارتباط برقرار کند یا آن را به‌عنوان افقی واقعی و دست‌یافتنی بپذیرد.

رسانه‌ها در چنین وضعیتی با یک دوگانه مهم مواجه‌اند: یا فقط به بازتولید پیام‌های رسمی و تکراری بسنده می‌کنند، یا مسئولیت دشوار اما تعیین‌کننده روایت‌سازی را بر عهده می‌گیرند. روایت‌سازی به این معناست که رسانه بتواند مفاهیم انتزاعی مانند عدالت، معنویت، پیشرفت و کرامت انسانی را از سطح شعار به سطح تجربه نزدیک کند و آن‌ها را در قالب داستان‌ها، الگوها، موقعیت‌ها و پرسش‌های واقعی زندگی مردم بازنمایی کند.

از سوی دیگر، امروز هدف رسانه تنها فضای داخلی نیست. مخاطب ایرانی هم‌زمان در معرض روایت‌های متنوع و گاه متضاد رسانه‌های جهانی، شبکه‌های اجتماعی و جریان‌های فرهنگی رقیب قرار دارد. در چنین فضایی، رسانه‌ای که صرفاً واکنشی عمل کند یا خود را به دفاع منفعلانه محدود سازد، عملاً میدان را واگذار کرده است. تمدن‌سازی رسانه‌ای نیازمند روایت مستقل، جذاب و ریشه‌دار است؛ روایتی که بتواند هم هویت بسازد و هم امید، هم پرسش‌ها را به رسمیت بشناسد و هم افق آینده را ترسیم کند.

از همین رو، بازاندیشی در نقش رسانه در تمدن‌سازی اسلامی یک ضرورت جدی است. این بازاندیشی باید به این پرسش‌ها پاسخ دهد که رسانه چگونه می‌تواند از سطح اطلاع‌رسانی عبور کند، چگونه می‌تواند با نسل جدید وارد گفت‌وگویی واقعی شود، چگونه می‌تواند میان سنت و جهان معاصر پیوند برقرار کند و در نهایت، چگونه می‌توان تشخیص داد که یک رسانه واقعاً در مسیر تمدن‌سازی حرکت می‌کند، نه فقط در حال تولید محتوای مناسبتی و مقطعی است.

در همین راستا با معصومه نصیری، کارشناس سواد رسانه‌ای و دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانه‌ای یونسکو ایران گفت‌وگو کرده‌ایم.

رسانه و رؤیای تمدن؛ چرا بدون روایت، تمدن ساخته نمی‌شود؟

ایمنا: وقتی از تمدن‌سازی اسلامی صحبت می‌کنیم، رسانه دقیقاً چه نقشی در شکل‌گیری آن دارد و چرا این نقش مهم است؟

نصیری: وقتی در پاسخ به این سؤال از نقش رسانه در بحث تمدن‌سازی اسلامی صحبت می‌کنیم، لازم است از چند زاویه به موضوع نگاه کنیم و آن را تک‌بعدی نبینیم. نخستین نکته این است که باید بپذیریم رسانه فقط یک ابزار ساده برای خبررسانی یا انتقال اطلاعات نیست، بلکه به‌صورت جدی و عمیق بر طرز فکر افراد، سبک زندگی آن‌ها و در نهایت بر هویت جمعی جامعه اثر می‌گذارد. حالا پرسش اصلی این است که این اثرگذاری چگونه و از چه مسیرهایی اتفاق می‌افتد؟

اولین مسیر، نقش رسانه در شکل‌دهی به گفتمان‌ها و معناهاست. رسانه این توانایی را دارد که مفاهیمی مانند عدالت، اخلاق، پیشرفت یا معنویت را تعریف کند، بازتعریف کند یا حتی اولویت‌بندی کند. به بیان دیگر، رسانه می‌تواند توضیح دهد که وقتی از عدالت یا پیشرفت سخن می‌گوییم، دقیقاً منظورمان چیست و این مفاهیم در چه نسبتی با یکدیگر قرار می‌گیرند. همچنین رسانه می‌تواند درباره خود تمدن‌سازی و ارتباط این مفاهیم با آن سخن بگوید و از دل این گفت‌وگوها، یک چارچوب فکری مشترک برای مخاطبان ایجاد کند؛ چارچوبی که افراد جامعه بتوانند بر اساس آن جهان اطراف خود را تفسیر کنند.

رسانه و رؤیای تمدن؛ چرا بدون روایت، تمدن ساخته نمی‌شود؟

مسئله بعدی بحث آموزش‌های غیررسمی و انتقال ارزش‌هاست. بخش مهمی از یادگیری و درونی‌شدن ارزش‌ها نه در کلاس درس و کتاب‌های آموزشی، بلکه از طریق رسانه اتفاق می‌افتد. رسانه می‌تواند بسیاری از مفاهیمی که ذیل تمدن‌سازی قرار می‌گیرد، مانند تربیت انسان‌هایی با ارزش‌های متعالی یا دست‌کم برخوردار از یک نظام ارزشی منسجم، به‌صورت غیرمستقیم منتقل کند. این انتقال می‌تواند از طریق ارائه الگوهای رفتاری مناسب، روایت داستان‌هایی با ارزش‌های ملموس، یا جهت‌دهی به گفت‌وگوهای اجتماعی و حتی فضاسازی درباره مسائل اجتماعی صورت بگیرد.

ایمنا: نقش رسانه در ایجاد هویت جمعی چگونه است؟

نصیری: هویت جمعی و احساس تعلق در حوزه تمدن‌سازی و به‌ویژه تمدن نوین اسلامی اهمیت ویژه‌ای دارد و دشمن نیز روی آن تمرکز زیادی کرده است. یکی از اهداف اصلی جریان‌های معارض این است که هویت جمعی و احساس تعلق افراد به آموزه‌ها و ارزش‌ها را تضعیف کنند. بنابراین رسانه باید به‌صورت فعالانه در جهت تقویت این هویت جمعی عمل کند؛ از طریق برجسته‌سازی احساس تعلق، روایت تاریخ، بازخوانی موفقیت‌ها و دستاوردهایی که ذیل تمدن نوین اسلامی شکل گرفته‌اند. این روایت‌ها می‌توانند به افراد احساس ریشه‌داری، پیوستگی و معنا بدهند.

نکته مهم دیگر این است که رسانه باید بتواند میان سنت و دنیای مدرن پل بزند. معمولاً وقتی از تمدن نوین اسلامی صحبت می‌شود، به دلیل همراهی واژه «اسلام»، این تصور شکل می‌گیرد که منظور صرفاً بازگشت به سنت‌هاست. در حالی که اگر رسانه بتواند این پل را به‌درستی برقرار کند و مفاهیم را با زبان نسل جدید بیان کند، می‌تواند نشان دهد که تمدن نوین اسلامی نه در تقابل با علم، فناوری و فرهنگ معاصر، بلکه در تعامل فعال با آن‌ها شکل می‌گیرد و می‌تواند درباره نقش این عناصر در تمدن نوین اسلامی سخن بگوید.

در نهایت باید تأکید کرد که نقش رسانه صرفاً تبلیغ نیست. رسانه باید بتواند مطالبه‌گری کند، نقد و اصلاح را به رسمیت بشناسد و تصویری واقع‌بینانه از تمدنی که درباره آن صحبت می‌کنیم ارائه دهد؛ هم آن‌گونه که اکنون هست و هم آن‌گونه که باید باشد. این نگاه انتقادی و اصلاح‌گرانه، بخش جدایی‌ناپذیر رسانه تمدن‌ساز است.

ایمنا: رسانه‌ها چطور می‌توانند ارزش‌های اسلامی مثل عدالت، اخلاق و کرامت انسانی را به زبان قابل فهم و ملموس برای مردم، به‌ویژه نسل جوان، منتقل کنند؟

نصیری: در پاسخ به این سؤال باید گفت نخستین گام این است که این ارزش‌ها از حالت صرفاً انتزاعی، نظری و کتابی خارج شوند. رسانه باید بتواند این مفاهیم را به زندگی روزمره مردم، به‌ویژه نسل جوان، پیوند بزند و آن‌ها را قابل لمس کند. استفاده از زبان روزمره و ابزارهای رسانه‌ای مدرن مانند ویدئوهای کوتاه، پادکست‌ها، استوری‌ها و حتی میم‌ها در این مسیر ضروری است، زیرا این قالب‌ها زبان ارتباطی نسل امروز هستند.

در کنار این، روایت داستانی و تجربه‌محور نقش بسیار مهمی دارد. رسانه می‌تواند از طریق سریال، فیلم، انیمیشن و شخصیت‌هایی که با مسائل واقعی زندگی مواجه می‌شوند و در موقعیت‌های دشوار تصمیم‌های اخلاقی و عادلانه می‌گیرند، این مفاهیم را عینیت ببخشد. این شخصیت‌ها می‌توانند هم نمونه‌های واقعی از فرهنگ و جامعه خودمان باشند و هم نمونه‌های تاریخی که در حافظه جمعی ما حضور دارند.

نکته بعدی، الگوسازی و معرفی نمونه‌های واقعی است؛ افرادی که عدالت، اخلاق و کرامت انسانی را در زندگی واقعی خود نشان داده‌اند. از شخصیت‌هایی مانند حاج قاسم سلیمانی گرفته تا وقایع تاریخی مانند عاشورا یا سیره حضرت امیرالمؤمنین (ع). هدف از این الگوسازی، نشان‌دادن عملی بودن و قابل تجربه بودن این ارزش‌هاست، نه صرفاً بیان آن‌ها در سطح شعار.

رسانه و رؤیای تمدن؛ چرا بدون روایت، تمدن ساخته نمی‌شود؟

موضوع مهم دیگر، ایجاد فضای تعاملی و چالشی است. رسانه نباید مخاطب را صرفاً در جایگاه دریافت‌کننده منفعل قرار دهد. باید فضاهایی برای مشارکت فعال ایجاد شود؛ از بازی‌های اخلاقی و چالش‌های اجتماعی گرفته تا بستری که مخاطبان بتوانند نظر بدهند، راه‌حل پیشنهاد کنند و نقش مؤثری داشته باشند. به‌ویژه جوانان باید احساس کنند که در این فرآیند نقش دارند، نه اینکه فقط شنونده باشند.

همچنین لازم است میان این ارزش‌ها و زندگی روزمره مردم پیوندی واقعی برقرار شود. مثلاً نشان داده شود که عدالت در مدرسه، در کار گروهی یا در روابط اجتماعی چه شکلی به خود می‌گیرد. رسانه نباید صرفاً اطلاعات منتقل کند، بلکه باید احساس و تجربه بسازد. وقتی ارزش‌ها با زبان و قالبی قابل فهم برای نسل جوان ارائه شوند، احتمال به‌کارگیری آن‌ها در زندگی واقعی افزایش می‌یابد و دیگر مفاهیمی انتزاعی و دست‌نیافتنی تلقی نخواهند شد.

ایمنا: به نظر شما رسانه‌های امروز ما تا چه حد توانسته‌اند تصویر روشنی از جامعه مطلوب اسلامی ارائه دهند؟

نصیری: به نظر می‌رسد در این حوزه چندان موفق عمل نکرده‌ایم و اغلب در سطح شعار باقی مانده‌ایم. از نظر محتوایی، بسیاری از رسانه‌های ما درباره جامعه اسلامی سخن می‌گویند، اما هنوز تعریف دقیق، جامع و قابل فهمی از جامعه مطلوب اسلامی ارائه نکرده‌اند. تصویری که ارائه می‌شود اغلب آرمان‌گرایانه، شعاری یا بیش از حد سیاسی است، در حالی که جامعه اسلامی باید به‌صورت ملموس دارای عدالت اجتماعی، کرامت انسانی، مشارکت، مسئولیت جمعی، معنویت، عقلانیت، فرهنگ گفت‌وگو و نقد سازنده باشد.

از نظر سبک روایت و هنر رسانه‌ای نیز غالباً با تقلید و کمبود نوآوری مواجه‌ایم. در ارتباط با نسل جوان هم نیازمند گفت‌وگویی باز و صادقانه، انتقال تجربه‌های زیسته و مواجهه واقعی با پرسش‌ها و چالش‌های آن‌ها هستیم. خروج از انتظار صرف به سمت تجربه، اهمیت زیادی دارد. اگرچه رسانه‌ها گام‌های ابتدایی را برداشته‌اند، اما هنوز تصویر روشن و جذابی از جامعه مطلوب اسلامی ارائه نشده و برای اصلاح این وضعیت به محتوای خلاق، روایت‌محور و غیرشعاری، نیروی رسانه‌ای متفکر، گفت‌وگوی بین‌نسلی، بهره‌گیری از فناوری‌های جدید و روایت‌های نو نیاز داریم.

ایمنا: چرا با وجود حجم بالای محتوای دینی در رسانه‌ها، اثرگذاری آن در زندگی روزمره مردم کم‌رنگ است؟

نصیری: در پاسخ به این پرسش باید گفت مسئله کمبود محتوا نیست، بلکه مشکل اصلی در روش ارائه و نسبت آن با زیست واقعی مردم است. وقتی آموزش صرف بر تجربه غلبه پیدا کند، مسئله ایجاد می‌شود. اگر تولیدات رسانه‌ای دینی فقط آموزشی، خطابه‌ای و پندآمیز باشند، ذهن مخاطب به‌تدریج منفعل می‌شود.

نکته دیگر، فاصله گفتمانی با زندگی واقعی مردم است. بسیاری از محتواهای دینی با زبان و دغدغه‌های روزمره مردم هم‌خوانی ندارند. رسانه باید نیازها، اضطراب‌ها و مسائل واقعی زندگی مردم را ببیند و بشنود. همچنین الگوهای انسانی در این نوع ارائه کم‌رنگ شده‌اند، در حالی که دین در عمل و از طریق انسان‌های الگو زنده می‌ماند. توضیح گزاره‌ها بدون ارائه الگو، به بی‌حسی دینی منجر می‌شود، به‌ویژه زمانی که حجم پیام‌های اخلاقی زیاد و فرصت تأمل و درک کم باشد.

پیوند ضعیف میان دین و سبک زندگی نیز مسئله‌ای جدی است. بسیاری از محتواهای معنوی به نماز، دعا و اعمال خاص محدود می‌شوند، در حالی که سبک زندگی اسلامی شامل نحوه زیستن اخلاقی، روابط اجتماعی سالم و تصمیم‌گیری‌های عادلانه و عاقلانه نیز هست. رسانه‌های ما اغلب از سطح شعار فراتر نرفته‌اند، در حالی که تأثیرگذاری پایدار نیازمند تجربه‌های دینی زیسته، روایت‌های انسانی و اتصال به واقعیت زندگی مردم است.

ایمنا: رسانه تمدن‌ساز چه تفاوتی با رسانه‌ای دارد که فقط خبر یا محتوای مذهبی تولید می‌کند؟

نصیری: رسانه تمدن‌ساز فراتر از اطلاع‌رسانی یا پند و اندرز عمل می‌کند. این رسانه پارادایم‌های فکری را تغییر می‌دهد، ارزش‌ها را نهادینه می‌کند و حس مشترک تاریخی و امید به آینده می‌سازد. رسانه‌های صرفاً مذهبی یا خبری معمولاً رویدادمحور، کوتاه‌مدت و سطحی‌اند، اما رسانه تمدن‌ساز رویکردی بلندمدت و استراتژیک دارد و در سطح جهان‌بینی، هویت و ساختار اجتماعی اثر می‌گذارد. تفاوت این دو، تفاوت در هدف، دامنه اثرگذاری، روش و زبان روایت است.

ایمنا: سواد رسانه‌ای مخاطبان چه نقشی در موفقیت یا شکست رسانه در مسیر تمدن‌سازی اسلامی دارد؟

نصیری: در مورد سواد رسانه‌ای باید گفت این موضوع صرفاً یک عامل کمکی نیست، بلکه ستون فقرات موفقیت یا شکست تمدن‌سازی رسانه‌ای محسوب می‌شود. مخاطب دارای سواد رسانه‌ای می‌تواند روایت‌های وارونه را خنثی کند، پیام‌ها را تحلیل کند، نقش فیلتر، مفسر و حتی تولیدکننده فعال را ایفا کند و در برابر مهندسی افکار مقاومت نشان دهد.

سواد رسانه‌ای همچنین به مخاطب امکان می‌دهد پیام‌ها را تفسیر و بومی‌سازی کند، شکاف‌های معنایی را پر کند و محتوای کیفی مطالبه کند. ضعف سواد رسانه‌ای باعث می‌شود مخاطب محتوای سطحی و هیجانی را ترجیح دهد و رسانه‌های تمدن‌ساز ناچار به پایین آوردن سطح محتوای خود شوند. در نتیجه، سواد رسانه‌ای مخاطب را از مصرف‌کننده منفعل به شریک فعال و فیلترکننده هوشمند در فرآیند تمدن‌سازی تبدیل می‌کند.

نقش مهم سواد رسانه در کسب و کارها و مشاغل آینده

ایمنا: رسانه اسلامی چطور می‌تواند هم به سنت‌ها و باورهای دینی پایبند باشد و هم با نیازها و زبان انسان امروز ارتباط برقرار کند؟

نصیری: در خصوص پل زدن میان سنت، باورهای دینی و نیازهای امروز، این موضوع یکی از چالش‌های اساسی حوزه رسانه و دین است. نخست باید میان سنت و شیوه بیان آن تفکیک قائل شد. هسته سخت باورها ثابت است، اما فرم و ابزار بیان می‌تواند متنوع و انعطاف‌پذیر باشد. عدالت اجتماعی یک اصل ثابت است، اما نحوه نمایش آن می‌تواند در قالب‌های مختلف رسانه‌ای متجلی شود.

دوم، تمرکز بر تجربه زیسته به‌جای تعلیم خطابی اهمیت دارد. اخلاق باید در عمل نشان داده شود، از طریق روایت‌ها و شخصیت‌هایی که مخاطب بتواند با آن‌ها هم‌ذات‌پنداری کند. زیبایی‌شناسی، زبان تعاملی و ارتباط دوسویه نیز در این مسیر نقش مهمی دارند. به‌طور خلاصه، رسانه اسلامی موفق مانند یک مترجم عمل می‌کند؛ محتوای ثابت را با زبانی متناسب با مخاطب امروز منتقل می‌کند.

ایمنا: در برابر رسانه‌های جهانی و روایت‌های رقیب، رسانه‌های داخلی باید واکنشی عمل کنند یا روایت مستقل خودشان را بسازند؟

نصیری: این بحث به هسته استراتژی رسانه‌ای کشورها نیز مربوط می‌شود: اینکه در عصر جهانی‌شدن چگونه هویت فرهنگی خود را حفظ کنیم و روایت مستقل و جذاب بسازیم، بدون آنکه صرفاً واکنشی عمل کنیم. رویکرد واکنشی محکوم به عقب‌ماندگی است. باید روایت‌ساز بود، چرایی‌ها را بازتعریف کرد و قهرمان‌سازی متفاوتی ارائه داد. مستقل‌ترین روایت، روایتی است که در درون جامعه بازتولید و بومی شود. بنابراین رسانه‌های داخلی باید پیشرو باشند، نه صرفاً پاسخ‌گو به روایت‌های بیرونی.

ایمنا: شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های نوین را بیشتر فرصت می‌دانید یا تهدید برای تمدن‌سازی اسلامی؟ چرا؟

نصیری: در مورد شبکه‌های اجتماعی و الگوریتم‌ها نیز باید گفت این پدیده‌ها هم فرصت‌اند و هم تهدید. اگر فقط به‌عنوان تهدید دیده شوند، می‌توانند مرجعیت فکری را تضعیف کنند، فردگرایی افراطی و گسست جمعی ایجاد کنند و زمینه نفوذ روایت‌های رقیب را فراهم آورند. اما اگر درست فهم و مدیریت شوند، فرصت‌هایی کم‌نظیر برای دسترسی گسترده، تولید محتوای چندرسانه‌ای، دریافت بازخورد سریع و ایجاد شبکه‌های جهانی همفکر در حوزه تمدن‌سازی اسلامی فراهم می‌کنند. اگر توان تولید روایت درست وجود نداشته باشد، این فضا به تهدید تبدیل می‌شود و روایت‌های رقیب می‌توانند روایت‌های مستقل اسلامی را تضعیف یا دچار شبهه کنند.

ایمنا: و در نهایت، اگر بخواهیم بفهمیم یک رسانه واقعاً در مسیر تمدن‌سازی اسلامی حرکت می‌کند، به چه نشانه‌ها و معیارهایی باید توجه کنیم؟

نصیری: برای تشخیص اینکه کدام رسانه در مسیر تمدن‌سازی حرکت می‌کند، صرف داشتن عنوان مذهبی کافی نیست. باید عمق محتوا، هدف، ساختار، رویکرد استراتژیک، کیفیت هنری و فنی و میزان هدایت مخاطب به عمل و مسئولیت‌پذیری بررسی شود. رسانه‌ای که جهان‌بینی ارائه دهد، کیفیت بالایی داشته باشد و مخاطب را به کنش مسئولانه سوق دهد، قطعاً در مسیر تمدن‌سازی اسلامی قرار دارد.

کد خبر 946119

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.