به گزارش خبرگزاری ایمنا، منوچهر هادی، در حاشیه اکران این فیلم در جمع خبرنگاران، درباره انتخاب بازیگران، دغدغههای اجتماعی، محدودیتهای تولید آثار اجتماعی و واکنش مخاطبان توضیحاتی ارائه کرد و اظهار داشت: فیلمهای اجتماعی باید از دل جامعه و واقعیتهای زندگی مردم شکل بگیرند و روایتگر مشکلات واقعی باشند.
وی در تشریح علت انتخاب الناز ملک برای ایفای نقش اصلی فیلم «خیابان جمهوری» اظهار داشت: یکی از دلایل این انتخاب، ریشه ترکی ایشان بود. پدر و مادرشان ترکزبان هستند و به لهجه ترکی آشنایی کامل دارند. ایشان در حدود ۸۰ درصد نقش را با لهجه ترکی بازی کردند و حتی بهگفته من، این لهجه را از خود ترکیهایها هم بهتر اجرا کردند.
کارگردان فیلم سینمایی «خیابان جمهوری» افزود: به واسطه آشنایی قبلی، قرار بود در یک سریال دیگر نیز با هم همکاری داشته باشیم و انتخاب من برای آن پروژه هم ایشان بودند، اما من از آن کار انصراف دادم. با این حال، دوستی ما برقرار ماند و در این پروژه انتخاب شدند. انصافاً هم از بازی ایشان رضایت کامل داشتم.
هادی درباره شانس دریافت جایزه برای این نقش گفت: اینکه چقدر شانس دریافت جایزه وجود دارد، به دیدن فیلمهای دیگر بستگی دار و تهدید آمریکا اد که من هنوز آنها را ندیدهام. نقشهایی که بار اصلی یک فیلم را برای یک زن به دوش بکشند، بسیار کم هستند؛ هم در فیلمنامهها و هم در تعداد آثاری که ساخته میشود.
وی ادامه داد: در این فیلم، نقش اصلی کاملاً بر عهده شخصیت زن است. اگرچه یک نقش مردانه نیز بهصورت موازی وجود دارد، اما بار اصلی فیلم بر دوش خانم ملک بود. به نظر من از این زاویه، شانس کاندید شدن وجود دارد. بعید میدانم پنج یا شش نقش به این اهمیت برای زنان در آثار امسال وجود داشته باشد. اینکه چقدر ما موفق بودهایم یا ایشان در بازی موفق بودهاند، نظر داوران است و باید فیلمهای دیگر را نیز دید.
کارگردان «خیابان جمهوری» در ادامه، درباره تغییر مسیر فیلمسازی خود از آثار اجتماعی به سمت کمدی گفت: من از کار اجتماعی به سمت کمدی شیفت کردم، اما گاهی اگر فرصت فراهم شود، دوباره کار اجتماعی میسازم. مسئله اصلی این است که برای فیلم اجتماعی واقعاً سرمایهگذار پیدا نمیشود.
هادی توضیح داد: اگر بخواهید با نهادهای دولتی یا شبهدولتی همکاری کنید، طبیعتاً خواستهها و اولویتهایی دارند که ناخواسته کار را به سمت سفارشی شدن میبرد. ترجیح من این است که اگر کار اجتماعی میسازم، صددرصد دغدغههای خودم، متن و جامعه را به تصویر بکشم. با وجود این شرایط، اگر امکانش فراهم باشد، دوست دارم هر سال یک فیلم اجتماعی بسازم.
وی درباره فیلم «هشت صبح» و تجربه حضور در جشنواره فیلم فجر نیز بیان کرد: فیلم «هشت صبح» به جشنواره فجر سال ۴۱ ارسال شد، اما در هیئت انتخاب رد شد. این در حالی است که از هفت داوری که در هیئت انتخاب حضور داشتند، هر هفت نفر فیلم را دوست داشتند و هر هفت نفر با من تماس گرفتند.
کارگردان «خیابان جمهوری» افزود: نکته جالب این بود که به من گفتند برای نقش مکمل کاندید خواهم شد، در حالی که من کارگردان بودم و این اولین تجربه بازیگریام محسوب میشد. خانم ناصر صددرصد کاندید بودند و خانم رسولزاده نیز همینطور. فیلم بسیار دوستداشتنی بود، اما اتفاقی که افتاد این بود که آقای فرخنژاد از ایران رفتند.
هادی ادامه داد: همین مسئله باعث شد فیلم را از جشنواره بیرون بکشند. ما نیز طبق قوانینی که وجود داشت و تصمیمی که جشنواره گرفته بود، احترام گذاشتیم و فیلم را بهاجبار از بخش مسابقه خارج کردیم. در حالی که فیلم انتخاب شده بود و این تصمیم بعداً اتخاذ شد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره تلخی و اغراقآمیز بودن فضای فیلم، گفت: یکی از دوستان در نشست پرسید که فیلم خیلی تلخ و اغراقآمیز است. من پاسخ دادم که اتفاقاً خیلی بدتر از اینها را هم دیدهام. بعضی از نویسندهها و کارگردانها ماشینهای دودی سوار میشوند و کمتر خیابانها را میبینند.
کارگردان «خیابان جمهوری» افزود: توجه من به آسیبهای اجتماعی از مواجهههای عینی میآید. بارها در برخی خیابانها این مسائل را از نزدیک دیدهام. این موضوع به دوران نوجوانی و کودکی من و زیست من در محلات مختلف برمیگردد. برای روایت بهتر، فیلمساز باید مواجهه واقعی با جامعه داشته باشد.
هادی تصریح کرد: قصه اجتماعی اساساً از دل قشر متوسط رو به پایین جامعه بیرون میآید. من در جنوبیترین محلههای تهران زندگی کردهام. خانوادهای پرجمعیت هستیم؛ ۹ خواهر و برادر داریم، چهار پسر و پنج دختر که اکثرشان کارمند و از طبقه متوسط اجتماعی هستند و من همچنان با مشکلات زندگی آنها در ارتباطم.
وی ادامه داد: حتی اگر به واسطه فیلمهای کمدی، وضعیت مالی من کمی بهتر شده باشد، اما همچنان زندگی اطرافیانم را میبینم و با مشکلاتشان زندگی میکنم. ضمن اینکه من در اجتماع حضور دارم. مگر میشود فیلمسازی، حتی اگر در بالای شهر زندگی کند، گذشته، دوستان و ریشههای اجتماعی خود را فراموش کند؟
این کارگردان تأکید کرد: اگر فیلمساز تحقیق نکند و مشاهدات واقعی نداشته باشد، نمیتواند فیلم اجتماعی بسازد. اگر ذخایر ذهنی و تجربه زیسته از اجتماع نداشته باشد، نتیجهاش فیلمی میشود که هیچ لحظهای از آن باورپذیر نیست.
هادی در ادامه درباره تلخی فضای فیلم گفت: دوستی گفته بود فضای فیلم خیلی تلخ است و آیا جامعه ما اینقدر تلخی دارد؟ واقعیت این است که بدترین تلخیها همین حالا در جامعه ما جریان دارد. تلخترین اتفاق این است که در یک خانواده، خواهر و برادر یا پدر و پسر به جان هم بیفتند؛ اتفاقی که امروز در جامعه شاهد آن هستیم.
وی در پایان اظهار داشت: من برای کسی که آنسوی دنیا نشسته و جشنواره فجر را تحریم میکند احترام قائلم، اما آنها حق ندارند ما را ورود به جشنواره منع کنند؛ در جریان جنگ اخیر ۱۲ روزه ما اینجا بودیم. حداقل این شهامت را داشتیم که در کشور خودمان بایستیم. اگر خطر حمله آمریکا به کشور وجود داشته باشد، ما در کشورمان ماندیم و این خطر را به جان خریدیم
کارگردان «خیابان جمهوری» در ادامه تصریح کرد: فیلم ساختن اساساً کار بیشرافتی نیست، بلکه کاری بسیار شریف است؛ حتی شریفتر از اینکه فردی در جایی بایستد و برای دیگران نسخه بپیچد. البته با وجود این صحبتها، من برای آنها هم احترام قائلم و معتقدم از زاویه نگاه خودشان حتماً مشکلاتی دارند که ما را دشمن فرض میکنند و ما را با کسانی مقایسه میکنند که جوانان مردم را کشتهاند.
هادی افزود: اگر این تشبیه حتی یک درصد تشبیه درستی بود، من احترام مضاعفی برای آنها قائل میشدم. اما واقعیت این است که سختترین کار را ما انجام میدهیم. چرا باید یک فیلمساز فیلم بسازد و بازیگرانش از حضور در جلسه پرسش و پاسخ یا حتی شرکت در فتوشات بترسند؟ چرا باید همه چیز با ترس و لرز همراه باشد؟
وی ادامه داد: من هیچ ترسی ندارم، چون هیچکس برای من کاری نکرده است. خودم با تلاش و زحمت خودم فیلمساز شدم و به اینجا رسیدم و الان هم فیلم میسازم. چرا باید فرار کنم؟ برای چه باید تحت تأثیر حرف یک نفر که آنور دنیا نشسته قرار بگیرم؟
کارگردان «خیابان جمهوری» تأکید کرد: جشنواره مال من است، تلویزیون مال من است، این فضا متعلق به فیلمساز است، متعلق به فیلمسازی از جنس من. بازیگران باید در تلویزیون حضور داشته باشند. اگر تلویزیون با امثال من و فیلمسازانی که کار اجتماعی میکنند مسئله دارد، اگر واقعاً مسئله داشته باشد، از خداش است که ما نباشیم.
هادی گفت: ما باید حرفهای خودمان را بزنیم؛ حالا با اولویتهایی که سازمانها دارند، تا جایی که میشود حرفهایمان را در تلویزیون، در نمایش خانگی، در تئاتر و در سینما بزنیم. فرار کردن و تحریم کردن چه چیزی را درست میکند؟ اصلاً چه مسئلهای را حل میکند؟
وی ادامه داد: مگر آمریکا ایران را تحریم نکرد؟ به کجا رسید؟ با همه سختیها، مشقتها و مشکلات، مردم دارند زندگی میکنند. قطعاً میتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم. حالا وارد بحثهای سیاسی نمیشوم، چون خیلی سردرمیآورم که بخواهم به آن بپردازم.
کارگردان «خیابان جمهوری» افزود:، اما اینکه شما سینما را تحریم میکنید، به چه حقی به خودتان اجازه میدهید به ورزشکار بگویید فوتبال بازی نکن یا به فیلمساز بگویید فیلم نساز؟ این چه تحلیلی است؟ این چه توقعی است که از هنرمند دارید؟
هادی گفت: برخی از مردم، چه داخل کشور و چه خارج، ناراحت هستند و میگویند چرا هنرمندان کشته نشدند. از کجا میدانید ما ناراحت جوانانمان نیستیم؟ مگر میشود در کشوری جوان ۱۵ یا ۱۶ ساله، ۲۰ ساله یا ۳۰ ساله کشته شود و کسی ناراحت نباشد؟
این کارگردان تصریح کرد: ما اگر فریاد بزنیم، اگر بخندیم، میگویند چرا خندیدی. اگر نخندیم، میگویند خنده کافی نیست. اگر بازی کنیم، میگویند چرا بازی کردی. اگر بازی نکنیم، میگویند بازی نکردن کافی نیست. هر کاری بکنی، باز یک ایراد میگیرند.
وی افزود: از این جهت، من به آنها حق میدهم، چون پر از مسئله هستند، پر از مطالباتی هستند که به آن نرسیدهاند، پر از اضطراب و التهاباند و سعی میکنند با فحاشی، با کامنتهای منفی و با گردن انداختن تقصیرها، خودشان را کمی آرام کنند.
هادی ادامه داد: بدترین اتفاق این است که مردم به جای اینکه هوای همدیگر را داشته باشند، به جان هم بیفتند. متأسفانه همین اتفاق دیروز برای مهران غفوریان افتاد و او دچار هجمه شد. همانطور که خانم الناز ملک هم در صحبتهایشان اشاره کردند که ممکن است از همین در که بیرون میروم، فحاشیها شروع شود.
وی تأکید کرد: اینکه کسی فکر کند ما اگر فیلم ساختیم، نگران جوانانمان نیستیم، تفکر کاملاً غلطی است. کسی که چنین فکری دارد، اصلاً بحثی با او وجود ندارد. ما باید به هم احترام بگذاریم.
این کارگردان گفت: من خودم بهعنوان کسی که پدرم در جنگ شهید شده است، آیا باید انتظار داشته باشم در آن مقطع کسی عروسی نکند، کنسرت برگزار نشود، شادی نباشد و فیلم کمدی ساخته نشود؟ نه. پدر من شهید شد، احترامش هم تا همین لحظه حفظ شده و همه برای شهدای هشت سال دفاع مقدس احترام قائلاند.
وی افزود: دو نفر از برادران من جانباز هستند. با این حال، حتی یک فیلم دولتی هم نساختهام. منظورم فیلمهایی است که به سفارش صداوسیما یا نهادها باشد. همه فیلمهای من شخصی بوده و تهیهکننده خصوصی داشته است.
هادی تصریح کرد:، اما اینکه انتظار داشته باشیم با کشته شدن افراد، زندگی تعطیل شود، خود کسانی که کشته شدهاند هم راضی به این موضوع نیستند. اگر شما چنین انتظاری دارید، در واقع دارید دیکتاتوری میکنید؛ اینکه از آنجا بایستید و برای من تعیین تکلیف کنید که چه کار بکنم و چه کار نکنم.
وی گفت: من نمیخواهم به خیابان بروم، نمیخواهم شلوغ کنم. من اعتراض دارم، اما اعتراضم را جور دیگری بیان میکنم. من فیلم میسازم و معضلات اجتماعی را در فیلم بیان میکنم. در عین حال، برای شما هم احترام قائلم و نمیپرسم چرا اینگونه فکر میکنید.
کارگردان «خیابان جمهوری» در ادامه با اشاره به جشنوارههای خارجی گفت: به نظر من، یکسری فستیوالها وجود دارند که اساساً برای فیلمهایی با محوریت زنان طراحی شدهاند و این جنس فیلمها را میپذیرند. حتماً در آن جشنوارهها نیز شرکت خواهیم کرد، البته به شرطی که پخشکننده مناسبی پیدا کنیم.
وی در پاسخ به پرسشی درباره سابقه فعالیتهای خود گفت: فیلمهای من چه در سینما، چه در شبکه نمایش خانگی و چه در همکاری با تلویزیون، عمدتاً با استقبال عمومی مواجه شدهاند و این مسئله در مقایسه با بسیاری از تولیدات دیگر قابل مشاهده است.
منوچهر هادی در پاسخ به پرسشی درباره افزایش انتقادات نسبت به شبکه نمایش خانگی و تشدید روزافزون این انتقادات گفت: متأسفانه هم حجم و هم عمق انتقادات نسبت به شبکه نمایش خانگی روزبهروز بیشتر و شدیدتر میشود. این انتقادات عمدتاً از سوی مردم مطرح میشود و به موضوعاتی مانند خشونت، اختلافات خانوادگی، نقش زنان در آثار شبکه خانگی و ادبیاتی که ممکن است به نسل جدید منتقل شود و بدآموزیهایی که در جامعه ایجاد میکند، بازمیگردد.
وی افزود: به نظر من، این مسئله نشأتگرفته از یک اتفاق مشخص است. معمولاً این شرایط زمانی ایجاد میشود که در خود سینما، تلویزیون و حتی تئاتر ــ که مستقیماً زیر نظر نمایندگان دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند ــ سختگیریهای بیش از حد اعمال میشود.
هادی در توضیح این موضوع به تجربه شخصی خود اشاره کرد و گفت: من در تلویزیون سریال ساختم. در آن سریال، پسر و دختری یکدیگر را دوست داشتند و شب قرار بود خانوادهها برای خواستگاری اقدام کنند. از شبکه با من تماس گرفتند و گفتند این پسر که سوار ماشین است، خانمی که قرار است شب از او خواستگاری کند، باید برود عقب بنشیند.
وی ادامه داد: من با مسئول شبکه تماس گرفتم و گفتم این صحنه اصلاً درباره ازدواج است، این دو نفر نامزد هستند و در وسط شهر در حال رانندگیاند. دختر کنار پسر در ماشین نشسته، آن هم ماشینی که شاسیبلند است. اینکه چرا باید برود عقب بنشیند، صحنه را خندهدار میکند. در نهایت آن صحنه را بهطور کامل حذف کردند.
کارگردان «خیابان جمهوری» تصریح کرد: وقتی چنین سطحی از محدودیت به وجود میآید، فیلمساز به سمت نمایش خانگی میرود و بهصورت طبیعی احساس میکند که میتواند بیپرواتر حرف بزند. در این شرایط، ممکن است ناخواسته دچار گمراهی شود و به سمتی برود که الزاماً مورد پسند افرادی که نگاه انسانیتر و معتقدانهتری دارند، نباشد.
وی افزود: این مسئله الزاماً از سر نیت بد نیست، بلکه نتیجه همان فشارها و محدودیتهایی است که در رسانههای رسمی وجود دارد و باعث میشود برخی مرزها در شبکه نمایش خانگی شکسته شود.
هادی در ادامه، در پاسخ به پرسشی درباره میزان استفاده از یکی از بازیگران توانمند فیلم گفت: این بازیگر، بازیگر بسیار توانمندی است، اما در این فیلم نقش پررنگی نداشت. به نظر من، استفاده از ایشان دقیقاً به اندازهای بود که قصه فیلم ایجاب میکرد.
وی توضیح داد: این فیلم، فیلم «آیلا» است و قصه حول محور شخصیت آیلا میچرخد که الناز ملک آن را بازی کرد. هر نقش به اندازه جایگاه خودش در داستان طراحی شده بود. اگر قرار بود نقشهای دیگری اضافه شود یا برخی شخصیتها پررنگتر شوند، ساختار فیلم بههم میریخت و از تمرکز اصلی داستان خارج میشد.
کارگردان «خیابان جمهوری» در پایان در پاسخ به سوالی مبنی بر استفاده بیشتر از حضور «هادی حجازی» تأکید کرد: این فیلم قصه مشخصی دارد و همه عناصر آن، از بازیگران تا میزان حضورشان، متناسب با همین قصه انتخاب و استفاده شدهاند و ما به اندازه از حضور هادی حجازی فر استفاده کردیم چراکه قصه ما مربوط به آیلا است.



نظر شما