از انقلاب تا پرواز در مدار پیشرفت؛ وقتی تحریم، ایران را فضایی کرد

انقلاب اسلامی ایران مسیر توسعه را عوض کرد، کشوری که قرار بود مصرف‌کننده فناوری بماند، در دل تحریم و فشار، به جمع معدود قدرت‌های فضایی جهان پیوست.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، برای فهم دستاوردهای فضایی جمهوری اسلامی ایران، پیش از شمارش ماهواره‌ها و پرتابگرها، باید به نقطه‌ای بازگشت که مسیر توسعه کشور به‌طور بنیادین تغییر کرد، انقلاب اسلامی ایران، در ذات خود، تنها جابه‌جایی یک ساختار سیاسی نبود؛ بلکه آغاز یک منطق تازه در رویارویی با «قدرت»، «دانش» و «وابستگی» بود. پیش از انقلاب، ایران در ظاهر کشوری برخوردار از تجهیزات مدرن به شمار می‌رفت، اما این مدرنیته، بیش از آنکه ریشه در توان بومی داشته باشد، بر واردات، مستشاران خارجی و تصمیم‌سازی بیرونی استوار بود، انقلاب این الگو را شکست و کشور را، خواسته یا ناخواسته، وارد مسیری کرد که در آن «ساختن» جای «خریدن» را گرفت.

این تغییر مسیر، به‌ویژه پس از آغاز جنگ تحمیلی، از سطح شعار به یک ضرورت حیاتی تبدیل شد، ایرانِ پس از انقلاب دریافت که در جهانی که دسترسی به فناوری می‌تواند در یک لحظه قطع شود، امنیت، بقا و پیشرفت بدون تکیه بر توان داخلی ممکن نیست، همین تجربه تاریخی، زیربنای عقلانیتی شد که بعدها در صنایع دفاعی، هسته‌ای و در نهایت در برنامه فضایی کشور نمود پیدا کرد، فضا به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین و انحصاری‌ترین حوزه‌های فناوری، انتخابی تصادفی نبود؛ بلکه آزمونی بود برای سنجش اینکه آیا این منطق جدید «ما می‌توانیم»، قابلیت تحقق عملی دارد یا خیر؟

نخستین گام‌ها در این مسیر، محتاطانه و آموزشی بود. پرتاب ماهواره «سینا -۱» در سال ۱۳۸۴ با همکاری روسیه، بیش از آنکه نشانه استقلال باشد، فرصتی برای مشاهده، یادگیری و لمس مستقیم پیچیدگی‌های فناوری فضایی محسوب می‌شد، اما همین تجربه ذهنیت مهندسی کشور را یک گام جلوتر برد: فاصله میان «داشتن ماهواره» و «ساختن ماهواره» به‌روشنی درک شد، این درک زمینه‌ساز تصمیمی بزرگ‌تر شد؛ تصمیمی که در سال ۱۳۸۷ با پرتاب ماهواره «امید» به ثمر نشست.

«امید» نه‌تنها نخستین ماهواره بومی ایران بود، بلکه نماد عبور از یک خط قرمز نانوشته جهانی به شمار می‌رفت، ایران با پرتاب مستقل این ماهواره، به نهمین کشوری تبدیل شد که چرخه کامل فناوری فضایی را در اختیار دارد. واکنش‌های بین‌المللی، از شگفتی تا نگرانی، نشان می‌داد که مسئله فراتر از یک دستاورد فنی است؛ ایران ثابت کرده بود که حتی در شرایط تحریم و انزوا، می‌تواند به لایه‌های عمیق فناوری‌های پیشرفته نفوذ کند، این همان نقطه‌ای است که نقش انقلاب اسلامی به‌طور عینی دیده می‌شود: ایجاد اراده‌ای ملی برای ورود به حوزه‌هایی که پیش‌تر «غیرقابل دسترس» تلقی می‌شدند.

پس از «امید»، برنامه فضایی ایران وارد مرحله‌ای شد که می‌توان آن را دوران آزمون، خطا و بلوغ تدریجی دانست، ماهواره‌هایی همچون «رصد»، «نوید» و «فجر» هرکدام پاسخی به یک نیاز یا یک پرسش فنی بودند، عمر کوتاه برخی از این ماهواره‌ها، اگرچه محل نقد قرار گرفت، اما در واقع بخشی از فرآیند یادگیری بود؛ فرایندی که بدون آن، رسیدن به طراحی‌های پایدارتر ممکن نبود، در این دوره نگاه حاکم بر برنامه فضایی، نگاه «پروژه‌ای نمایشی» نبود، بلکه رویکردی مبتنی بر انباشت تجربه و اصلاح مستمر دنبال می‌شد؛ رویکردی که ریشه در همان منطق پس از انقلاب داشت.

از انقلاب تا مدار/ وقتی تحریم، ایران را فضایی کرد

هم‌زمان، توسعه ماهواره‌برها به مهم‌ترین اولویت راهبردی تبدیل شد. انقلاب اسلامی، ایران را به این جمع‌بندی رسانده بود که استقلال واقعی، بدون کنترل زنجیره‌های حیاتی فناوری امکان‌پذیر نیست، از همین‌رو سرمایه‌گذاری بر پرتابگرهای بومی همچون «سفیر» و سپس «سیمرغ» آغاز شد، این مسیر ساده و بی‌هزینه نبود؛ شکست‌ها، تعویق‌ها و فشارهای خارجی بخشی از آن بود، اما گذار به نسل‌های جدیدتر همچون «قاصد» و «قائم ۱۰۰»، به‌ویژه با استفاده از سوخت جامد، نشان داد که برنامه فضایی ایران از مرحله «اثبات امکان» عبور کرده و به سمت «افزایش قابلیت اطمینان و آمادگی عملیاتی» حرکت کرده است.

در این میان، ورود ایران به حوزه زیست‌فضا شاید یکی از معنادارترین نشانه‌های نگاه آینده‌محور پس از انقلاب باشد، در حالی که بسیاری از کشورها حتی با وجود توان فضایی، از ورود به این حوزه پرهیز می‌کنند، ایران با پرتاب و بازگرداندن موجودات زنده، از گونه‌های ساده تا دو میمون «پیشگام» و «فرگام»، و سپس کپسول زیستی «کاووس»، نشان داد که به دنبال ساختن زیرساخت دانشی برای افق‌های بلندمدت است، این اقدامات اگرچه با وعده‌های زمانی تعدیل‌شده همراه شد، اما پیام اصلی آن روشن بود؛ انقلاب اسلامی، نگاه کشور را از «نتیجه فوری» به «سرمایه‌گذاری تمدنی» تغییر داده است.

در سطح نهادی نیز، تأسیس سازمان فضایی ایران، ایجاد پایگاه‌های پرتاب و کنترل، و ثبت نقاط مداری در ITU، نشان‌دهنده عبور از اقدامات پراکنده به سمت ساختارمندی است، این نهادسازی که از ویژگی‌های مهم دوره پس از انقلاب به شمار می‌رود، موجب شد برنامه فضایی از تغییر دولت‌ها و نوسانات سیاسی، آسیب کمتری ببیند و به‌عنوان یک پروژه ملی تداوم یابد.

البته این مسیر بدون چالش نبوده است. محدودیت در دسترسی به مدارهای بالا همچون ژئو، فاصله با استانداردهای تجاری جهانی و عمر عملیاتی برخی ماهواره‌ها، همگی یادآور این واقعیت‌اند که ایران هنوز در ابتدای یک مسیر بلند قرار دارد، اما تفاوت اساسی اینجاست که این مسیر، مسیری انتخاب‌شده و آگاهانه است (نه تحمیل‌شده یا تقلیدی)، اگر امروز از دستاوردهای فضایی ایران سخن گفته می‌شود، این دستاوردها را نمی‌توان جدا از انقلاب اسلامی تحلیل کرد. انقلاب، ایران را وارد بازی‌ای کرد که قواعد آن سخت، پرهزینه و طولانی است، اما خروج از آن ممکن نیست. فضا، یکی از شفاف‌ترین جلوه‌های این انتخاب تاریخی است؛ جایی که اراده، دانش و تجربه، در مدار زمین به هم رسیده‌اند و روایت کشوری را بازگو می‌کنند که تصمیم گرفت حتی در دشوارترین شرایط، خودش مسیر پیشرفت را بسازد.

کد خبر 945001

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.