به گزارش خبرگزاری ایمنا، خودشیفتگی یا نارسیسیسم، اختلالی است که در آن فرد دچار حس بزرگی، نیاز شدید به تحسین و فقدان همدلی با دیگران میشود. اگرچه این اختلال اغلب در بزرگسالی تشخیص داده میشود، اما ریشههای آن در دوران کودکی و نوجوانی نهفته است؛ نوجوانی دورهای است که هویت فردی شکل میگیرد و مقداری از خودمحوری در این سن طبیعی محسوب میشود، اما زمانی که این رفتارها از حالت عادی خارج و به الگویی ثابت و مخرب تبدیل شود، میتواند نشانههایی از اختلال شخصیت خودشیفته در آینده باشد.
یکی از ویژگیهای بارز نوجوانان خودشیفته، حس برتری و اهمیت بیش از حد نسبت به دیگران است؛ این نوجوانان معتقدند که خاص و منحصربهفرد هستند و تنها افراد برتر یا درک کننده قادر به فهم آنها هستند. آنها اغلب انتظار دارند که دیگران بدون چون و چرا از آنها اطاعت کنند و خواستههای آنها را در اولویت قرار دهند و این نگرش باعث میشود که در روابط همسالان دچار مشکل شوند، زیرا دوستان آنها احساس میکنند که همیشه باید نقش فرعی را بازی کنند و نیازهای آنها نادیده گرفته میشود.
فقدان همدلی، یکی از آسیبزاترین جنبههای خودشیفتگی در نوجوانان است و نوجوان خودشیفته توانایی درک احساسات، نیازها و دیدگاههای دیگران را ندارد یا این توانایی بسیار ضعیف است. آنها ممکن است رفتارهایی انجام دهند که باعث آزار دیگران شود، اما هیچ احساس پشیمانی یا گناهی نکنند. این بیتفاوتی نسبت به احساسات اطرافیان، منجر به انزوای اجتماعی تدریجی میشود، زیرا دوستان و اعضای خانواده از رفتارهای سرد و محاسبهگرانه آنها خسته میشوند.
نیاز شدید و بیمارگونه به تحسین و توجه، دیگر مشخصه این اختلال است، نوجوان خودشیفته به طور دائم به دنبال تأیید دیگران برای ظاهر، تواناییها یا دستاوردهای خود است. در دنیای دیجیتال امروز، این نیاز اغلب با فعالیتهای افراطی در شبکههای اجتماعی، جلب لایک و فالوور و نمایش زندگیای اغراقآمیز بروز میکند و هرگونه انتقاد یا بیتوجهی میتواند واکنشی شدید، خشم یا افسردگی عمیق را در آنها ایجاد کند، زیرا عزتنفس آنها بسیار شکننده و وابسته به نظر دیگران است.

اختلال شخصیت از دوران کودکی و نوجوانی شکل میگیرد / تفاوت خودشیفتگی با ویژگیهای طبیعی دوران نوجوانی
محسن لعلی، متخصص روانشناسی کودک و نوجوان در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه اختلال شخصیت از دوران کودکی و نوجوانی شکل میگیرد و شامل الگوهای روانی و رفتاری پایدار است که ناسازگار هستند و زندگی فرد را در بسیاری از حوزهها تحت تأثیر قرار میدهند، اظهار کرد: یکی از این اختلالات، اختلال شخصیت خودشیفته است.
وی با بیان اینکه در نوجوانی، بعضی ویژگیها طبیعی هستند، افزود: نوجوان ممکن است به ظاهر خود حساس باشد و گاهی خود را با دیگران مقایسه کند، چند بار در روز خودش را در آینه ببیند یا به ظاهر خود رسیدگی کند که این رفتارها تا حدی طبیعی و بخشی از رشد شخصیتی است، اما در اختلال خودشیفتگی، این ویژگیها شدیدتر و پایدارتر هستند.
متخصص روانشناسی کودک و نوجوان با بیان اینکه اصطلاح نارسیسیزم یا خودشیفتگی برگرفته از افسانه یونانی نارسوس است، تصریح کرد: نارسوس جوانی بود که از زیبایی خود غرق در تحسین خود شد و این عشق افراطی به خودش باعث شد در نهایت به گل نرگس تبدیل شود.
ویژگی اصلی افراد مبتلا به خودشیفتگی / عوامل تاثیرگذار بر کاهش یا تشدید اختلال خودشیفتگی
لعلی ادامه داد: این افسانه نشان میدهد که تمرکز افراطی روی خود و ظاهر میتواند خطرناک باشد و در اختلال شخصیت خودشیفته نیز این ویژگی به شکل پایدار و شدید دیده میشود و ویژگی اصلی افراد مبتلا به خودشیفتگی، تمرکز مداوم بر خود و نیاز شدید به تحسین و تأیید دیگران است.
وی با بیان اینکه این افراد به طور معمول احساس بزرگی و اهمیت بیش از حد دارند و توانایی درک و همدلی با دیگران در آنها کاهش مییابد، گفت: در نوجوانانی که علائم شدیدتری دارند، این رفتارها میتواند باعث مشکلات اجتماعی و تحصیلی شود و باید بین رفتارهای طبیعی نوجوانی و اختلال شخصیت خودشیفته تمایز قائل شویم.
متخصص روانشناسی کودک و نوجوان با اشاره به اینکه حساسیت به ظاهر، ستایش خود یا توجه به پوست و مو تا حدی طبیعی است، اما اگر این رفتارها پایدار، شدید و مختلکننده زندگی فرد باشد، باید به آن به عنوان یک اختلال شخصیت توجه کرد، اضافه کرد: تشخیص و پیشگیری اختلال خودشیفتگی در نوجوانان اهمیت ویژهای دارد و رفتارهای تربیتی خانواده، تعاملات اجتماعی و تجربههای اولیه کودک میتوانند نقش مؤثری در کاهش یا تشدید این اختلال داشته باشند.

نوجوانان مبتلا به خودشیفتگی اغلب از حسادت رنج میبرند و دیگران را رقیب خود میدانند، آنها نمیتوانند موفقیت دیگران را تحمل کنند و آن را کوچک شمرده یا نادیده میگیرند و این حسادت گاهی منجر به رفتارهای تخریبی یا تحقیرآمیز نسبت به همکلاسیها یا دوستان میشود تا بتوانند حس برتری خود را حفظ کنند و این رفتار نه تنها روابط دوستانه را از بین میبرد، بلکه محیط آموزشی را نیز برای خود و دیگران سمی میکند.
پشت نقاب غرور و اعتمادبهنفس کاذب خودشیفتگان، عزتنفس بسیار پایین و آسیبپذیری عمیقی نهفته است، بسیاری از نوجوانان خودشیفته در واقع احساس پوچی، شرم یا بیارزشی میکنند و برای پنهان کردن این احساسات ناخوشایند، مکانیزم دفاعی غرور را به کار میگیرند. آنها با بزرگنمایی خود و کوچک شمردن دیگران سعی میکنند از احساس درونی حقارت فرار کنند و این تضاد درونی باعث میشود که آنها هرگز احساس آرامش واقعی نکنند و همیشه در نگران از لو رفتن ضعفهای خود باشند.
عوامل محیطی و تربیتی نقش مهمی در شکلگیری خودشیفتگی در نوجوانان دارد و سبک فرزندپروری افراطی که در آن کودک بیش از حد تحسین میشود و هیچ محدودیتی برای او وجود ندارد یا برعکس، سبک فرزندپروری سرد و طردکننده، میتواند زمینهساز این اختلال شود، همچنین فشارهای فرهنگی برای موفقیت، زیبایی و کمالگرایی که از رسانهها به نوجوانان منتقل میشود، در تشدید رفتارهای خودشیفته مؤثر است و والدین باید آگاه باشند که تشویق بیش از حد و بدون واقعبینی، میتواند به جای اعتمادبهنفس سالم، خودشیفتگی ایجاد کند.
تشخیص و درمان خودشیفتگی در نوجوانی نیازمند مداخله روانشناسان متخصص است؛ درمان به طور معمول شامل رواندرمانیهایی است که به نوجوان کمک میکند تا الگوهای تفکر خود را بشناسد، همدلی را بیاموزد و عزتنفس واقعی را جایگزین غرور کاذب کند. خانوادهها نیز باید در فرایند درمان مشارکت کنند و محیطی را فراهم آورند که در آن ارزشهای واقعی مانند همکاری، صداقت و احترام متقابل بر برتری و تکبر اولویت داشته باشد و شناسایی زودهنگام این نشانهها میتواند از تبدیل شدن آن به یک اختلال شخصیت مزمن در بزرگسالی جلوگیری کند.



نظر شما