به گزارش خبرگزاری ایمنا، اختلال سلوک فراتر از یک بدرفتاری ساده کودکانه، بحرانی در تنظیم هیجانات و رفتار اجتماعی است که میتواند زندگی فرد و اطرافیان او را به مخاطره بیندازد، این اختلال که اغلب در دوران کودکی یا نوجوانی بروز میکند، با الگوهایی از رفتارهایی مشخص میشود که در آن حقوق اساسی دیگران یا هنجارهای اجتماعی عمده نقض میشود و کودکان مبتلا به این اختلال ممکن است رفتارهایی از جمله پرخاشگری فیزیکی، تخریب اموال، دزدی یا فریب دادن دیگران را از خود نشان دهند که فراتر از لجبازیهای معمول و گذرای دوران رشد است.
یکی از ویژگیهای متمایزکننده اختلال سلوک، بیتفاوتی عاطفی و فقدان احساس گناه است و برخلاف کودکان عادی که پس از انجام کار اشتباه احساس پشیمانی میکنند، کودکان مبتلا به اختلال سلوک اغلب نسبت به دردی که به دیگران وارد میکنند بیتفاوت هستند و این کمبود همدلی (Empathy) مانع اصلی در شکلگیری روابط سالم عاطفی و اجتماعی است و باعث میشود که آنها نتوانند پیامدهای رفتار خود را درک کنند.
عوامل بیولوژیکی و ژنتیکی نیز در بروز این اختلال نقش مهمی ایفا میکنند و تحقیقات نشان میدهد که ناهنجاریهای در عملکرد بخشهای جلویی مغز که مسئول تصمیمگیری، برنامهریزی و کنترل تکانهها هستند، میتواند منجر به رفتارهای تکانشی و پرخاشگرانه شود، همچنین انتقال ژنتیکی حساسیت به اختلالات رفتاری و تأثیر مواد مضر در دوران بارداری یا زایمان، میتواند خطر ابتلا به این اختلال را در کودکان افزایش دهد.
محیط خانوادگی و سبک تربیتی نقش بسزایی در شکلگیری یا تشدید علائم اختلال سلوک دارد، همچنین نظارت ناکافی والدین بر رفتار فرزند و اعمال نشدن قوانین روشن و منصفانه، میتواند به کودک این پیام را بدهد که رفتار ضد اجتماعی او پذیرفته شده است یا عواقب خاصی ندارد.
علاوه بر عوامل خانوادگی و بیولوژیکی، تأثیر گروه همسالان و محیط اجتماعی در تشدید یا تعدیل علائم اختلال سلوک انکارناپذیر است و کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلال اغلب توسط گروههای همسال منفی جذب میشوند که در آن رفتارهای پرخاشگرانه و ضد اجتماعی تقویت و تشویق میشود و این انزوای اجتماعی از گروههای سالم، چرخهای معیوب را ایجاد میکند که در آن کودک برای کسب پذیرش و احساس تعلق، رفتارهای خطرناک خود را تشدید میکند و از فرصتهای یادگیری رفتارهای سازنده محروم میماند.

رفتارهایی که با اختلال سلوک بروز میکند موقتی یا ناگهانی نیست / اختلال سلوک در چه سنی بروز میکند؟
سمانه نیلفروشزاده، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه اختلال سلوک مجموعهای پایدار از رفتارهایی است که در کودکان و نوجوانان شکل میگیرد و ناگهانی یا موقتی نیست، به خبرنگار ایمنا میگوید: این رفتارها به مرور زمان تثبیت میشوند و الگوی تکراری و مداوم پیدا میکنند و ویژگی اصلی این اختلال این است که حقوق دیگران یا قوانین زیر پا گذاشته میشود.
وی با بیان اینکه مثالهایی از این رفتارها شامل تخریب اموال، دزدی، دروغگویی، جنگیدن، بروز خشم شدید، بددهنی، گستاخی، فرار از مدرسه و خرابکاری است، میافزاید: حتی گاهی این رفتارها شامل آزار حیوانات میشود و این رفتارها به مرور شکل میگیرد و اطرافیان به تدریج احساس میکنند که کنترل اوضاع دشوار میشود.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه کنترل شرایط به طوری دشوار میشود که روشهایی مانند تنبیه، تعریف و تشویق به طور معمول مؤثر نیستند و وضعیت ممکن است بدتر شود، تصریح میکند: این اختلال به طور معمول از نوجوانی خود را نشان میدهد و در پسران از سن ۱۰ تا ۱۲ سالگی و در دختران از ۱۴ تا ۱۶ سالگی آغاز میشود.
تفاوت میان اختلال سلوک با شیطنتهای کودکانه / هر نوع رفتار نباید برچسب اختلال سلوک بخورد
نیلفروشزاده با بیان اینکه شاخصه دیگری که در این کودکان و نوجوانان دیده میشود، کاهش شدید یا فقدان دلبستگی اجتماعی است، ادامه میدهد: در واقع این کودکان و نوجوانان واکنشی نسبت به ناراحتی یا خشم والدین، آسیب به خواهر و برادر یا از دست دادن دوستان نشان نمیدهند و بیشتر بر انجام رفتار خود متمرکز هستند.
وی با بیان اینکه لازم است تفاوت بین اختلال سلوک و بازیها یا شیطنتهای معمولی کودکان را در نظر بگیریم، میگوید: این اختلال شامل رفتارهای تکراری و مداوم است که به دیگران آسیب میرساند و حقوق دیگران را نادیده میگیرد، چه این دیگران انسان باشند و چه حیوانات یا اموال عمومی و این رفتارها به طور معمول بدون احساس گناه یا پشیمانی انجام میشوند.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه مهم است که هر نوع رفتار ناهنجار در کودک و نوجوان بلافاصله برچسب اختلال سلوک نخورد، اضافه میکند: قبل از برچسبگذاری، باید علتها و زمینههای رفتاری بررسی شود تا سوگیری ذهنی ایجاد نشود و والدین یا اطرافیان تصمیمات نادرست نگیرند.

اختلال سلوک چیست و چه نشانههایی دارد؟ / نقض حقوق اساسی دیگران توسط کودکان و نوجوانان درگیر اختلال سلوک
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه اختلال سلوک یکی از جدیترین مشکلات روانی در دوران کودکی و نوجوانی است که با الگوهای رفتاری تهاجمی و ضد اجتماعی مشخص میشود، به خبرنگار ایمنا میگوید: کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلال اغلب حقوق اساسی دیگران را نقض میکنند و هنجارهای اجتماعی یا سن مناسب را نادیده میگیرند.
وی با بیان اینکه این رفتارها میتواند شامل درگیریهای فیزیکی، زورگویی، دزدی یا تخریب اموال عمومی باشد، میافزاید: برخلاف نافرمانیهای معمول دوران کودکی، شدت و تداوم این رفتارها در اختلال سلوک به حدی است که زندگی فرد، خانواده و اطرافیان را به شدت مختل میکند.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه یکی از ویژگیهای بارز اختلال سلوک، پرخاشگری و بیرحمی نسبت به دیگران و حتی حیوانات است، تصریح میکند: این کودکان ممکن است برای رسیدن به اهداف خود، دیگران را تهدید کنند، به آنها آسیب بزنند یا از ابزارهای خطرناک استفاده کنند و آنها اغلب هیچ احساس گناه یا پشیمانی نسبت به کارهای خود ندارند و برای درد و رنجی که به دیگران وارد میکنند، بیتفاوت هستند.
فقدان همدلی در اختلال سلوک / تشخیص و درمان اختلال سلوک نیازمند مداخله زودهنگام و چند رشتهای است
سلیمی با بیان اینکه این فقدان همدلی باعث میشود که آنها نتوانند روابط عاطفی سالمی با همسالان، والدین و معلمان برقرار کنند و به تدریج منزوی شوند، ادامه میدهد: عوامل مؤثر در بروز اختلال سلوک ترکیبی پیچیده از ژنتیک، محیط خانوادگی و شرایط اجتماعی است.
وی با اشاره به اینکه از نظر بیولوژیکی، ناهنجاریهای در عملکرد بخشهای خاصی از مغز که مسئول کنترل تکانهها و احساسات هستند، نیز در بروز این رفتارهای تکانشی نقش دارد، میگوید: پیامدهای اختلال سلوک در صورت نبود درمان، میتواند مادامالعمر باشد.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با اشاره به اینکه کودکان مبتلا به این اختلال در معرض خطر آسیبها قرار میگیرند، اضافه میکند: آنها اغلب در تحصیل شکست میخورند، شغل پایداری پیدا نمیکنند و روابط عاطفی ناپایداری دارند و تشخیص و درمان اختلال سلوک نیازمند مداخله زودهنگام و چند رشتهای است.

ناتوانی در تنظیم هیجانات و کنترل تکانهها، هسته مرکزی بسیاری از رفتارهای مخرب در این کودکان است. آنها اغلب در تفسیر نشانههای اجتماعی دچار سوءبرداشت میشوند و به عنوان مثال، یک رفتار بیهدف را به عنوان توهین یا تهدید تلقی میکنند و بلافاصله با خشونت واکنش نشان میدهند و این نقص در مهارتهای اجتماعی و حل مسئله باعث میشود که آنها به جای روشهای کلامی و منطقی برای حل تعارض، از زور و اجبار استفاده کنند که این امر نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه منجر به طرد شدن بیشتر آنها از سوی جامعه میشود.
پیامدهای اختلال سلوک در بلندمدت میتواند بسیار جدی و مخرب باشد و اگر این اختلال به موقع شناسایی و درمان نشود، میتواند به اختلال شخصیت ضد اجتماعی در بزرگسالی تبدیل شود. این افراد در معرض خطر بالای آسیبهایی از جمله روابط ناپایدار یا حتی اعتیاد هستند و مداخله زودهنگام برای جلوگیری از این مسیر تخریبی حیاتی است.
تشخیص اختلال سلوک نیازمند ارزیابی دقیق توسط متخصصان سلامت روان است و روانشناسان یا روانپزشکان با استفاده از مصاحبه بالینی، مشاهده رفتار و دریافت اطلاعات از والدین و معلمان، وجود الگوهای رفتاری مشخص را بررسی میکنند؛ این ارزیابی شامل حذل سایر اختلالات مانند بیشفعالی (ADHD) یا اختلالات خلقی است که ممکن است علائم مشابهی داشته باشند، اما رویکرد درمانی متفاوتی نیاز دارند.
درمان اختلال سلوک به طور معمول ترکیبی از درمانهای روانشناختی، خانوادگی و در مواردی دارودرمانی است و درمان شناختی-رفتاری (CBT) به کودکان کمک میکند تا مهارتهای حل مسئله، کنترل خشم و تفکر درباره پیامدهای رفتار خود را بیاموزند. درمان خانواده نیز به بهبود ارتباطات، آموزش مهارتهای فرزندپروری و کاهش تعارضات خانوادگی کمک میکند که میتواند محیطی پایدارتر برای بهبود کودک فراهم کند.
پیشگیری از اختلال سلوک نیازمند توجه به سلامت روان کودکان از سنین پایین است و ایجاد محیط خانوادگی امن، عاشقانه و با قوانین روشن، آموزش مهارتهای اجتماعی و عاطفی در مدارس و مداخله در صورت مشاهده اولین نشانههای رفتاری پرخاشگرانه، میتواند از تشدید این اختلال جلوگیری کند و توجه به نیازهای عاطفی کودکان و تقویت عزتنفس آنها میتواند پادزری قدرتمند در برابر گرایش به رفتارهای ضد اجتماعی باشد.



نظر شما