به گزارش خبرگزاری ایمنا؛ سعید ابراهیمی، معاون برنامهریزی و توسعه سرمایه انسانی شهردار اصفهان در یادداشتی نوشت: «در آغاز هزاره سوم، جهان شاهد بیسابقهترین موج شهرنشینی در تاریخ بشر است.
هر هفته، حدود ۳ میلیون نفر به جمعیت شهری جهان افزوده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰، نزدیک به ۷۰ درصد از جمعیت جهان در شهرها ساکن شوند.
این تحول عظیم که کانون آن بهویژه در آفریقا و آسیا قرار دارد، تنها یک تغییر جمعیتی ساده نیست، بلکه یک دگرگونی ژئوپلیتیک، اقتصادی و اجتماعی عمیق است که آینده توسعه جهانی را رقم خواهد زد.
با این حال، سؤال حیاتی این است که آیا این رشد سرسامآور، به موتور محرکه رشد و نوآوری تبدیل خواهد شد، یا به دلیل برنامهریزی ضعیف و زیرساختهای ناکافی، به بحرانی غیرقابل مدیریت بدل میشود؟
شهرنشینی شتابان امروز با الگوهای کلاسیک غربی تفاوت بنیادین دارد. سرعت آن بسیار بیشتر، زمینه اقتصادیاش بیشتر غیرصنعتی و مقیاس آن حیرتانگیز است. ظهور کلانشهرهای چنددهمیلیونی همچون لاگوس (نیجریه)، دارالسلام (تانزانیا) و دهلی (هند)، نمونهای از این پدیده است. در این مدل، رشد جمعیت شهری عمدتاً نه از طریق زادوولد که بهدلیل مهاجرت گسترده روستا-شهری و الحاق اداری مناطق پیرامونی رخ میدهد.
نتیجه، ظهور گسترده سکونتگاههای غیررسمی یا حاشیهنشینی است؛ مناطقی که خارج از چارچوب قانونی و برنامهریزی رسمی شکل میگیرند و در فقدان دسترسی مطمئن به آب آشامیدنی سالم، بهداشت، برق و امنیت مالکیت قرار دارند. امروزه، از هر ۴ شهرنشین در جهان، تقریباً یک نفر در چنین شرایطی زندگی میکند.
به همین دلیل شهرها در چالشهای سهگانه حکمرانی، عدالت و پایداری غوطهور هستند.
۱. چالش حکمرانی و ظرفیت نهادی: بسیاری از شهرهای در حال رشد سریع، تحت سلطه دولتهای مرکزی ضعیف و شهرداریهای با بودجه ناکافی هستند. این نهادها بیشتر قادر به ارائه خدمات اولیه، قانونگذاری کاربری زمین و جمعآوری مالیات به صورت مؤثر نیستند.
فساد اداری و نبود شفافیت، این چالشها را تشدید کرده و منجر به توسعه آشفته و غیریکپارچه میشود.
۲. چالش عدالت و شمول اجتماعی: شهرنشینی شتابان بهطور سیستماتیک شکاف طبقاتی را عمیقتر میکند. در حالی که بخشهای مرفه در مجتمعهای مسکونی حفاظتشده و مراکز خرید مجهز زندگی میکنند، فقرای شهری در آلونکهای بدون امنیت، در معرض خطر تخلیه اجباری و بهرهکشی قرار دارند؛ این نابرابری فضایی، دسترسی به فرصتهای شغلی، آموزشی و بهداشتی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
۳. چالش پایداری زیستمحیطی: فشار جمعیت بر منابع طبیعی فاجعهبار است. گسترش شهری بیشتر روی زمینهای کشاورزی حاصلخیز، تالابها و جنگلها اتفاق میافتد.
سیستمهای حملونقل وابسته به سوختهای فسیلی، آلودگی هوای کشنده را ایجاد میکنند و مدیریت ناکارآمد پسماند، منجر به آلودگی آب و خاک میشود؛ این شهرها در خط مقدم تأثیرات تغییرات اقلیمی (همچون سیلهای شهری و امواج گرما) نیز قرار دارند و کمترین ظرفیت را برای مقابله با آن دارند.
با وجود این چالشهای هولناک، شهرنشینی شتابان را نمیتوان صرفاً یک فاجعه خواند. شهرها به دلیل تراکم و مجاورت، کانون نوآوری، خلاقیت و بهرهوری اقتصادی هستند. این موج عظیم جمعیت جوان و جویای کار، اگر بتواند با آموزش و اشتغال مولد همراه شود، میتواند یک سود جمعیتی تاریخی ایجاد کند.
کلید بهرهگیری از این فرصت، در برنامهریزی پیشدستانه و حکمرانی هوشمند نهفته است. سرمایهگذاری در مسکن اجتماعی مقرونبهصرفه، حملونقل عمومی کارآمد و پاک و زیرساختهای سبز، نه تنها هزینه نیست، بلکه لازمه پایداری بلندمدت است.
به رسمیت شناختن سکونتگاههای غیررسمی و بهبود تدریجی آنها با مشارکت خود ساکنان (به جای تخریبهای قهری)، یک راهبرد واقعبینانه و انسانی است.
درنهایت، شهرنشینی شتابان یک سرنوشت اجتنابناپذیر برای بخش بزرگی از جهان است. نتیجه نهایی آن یک انتخاب سیاسی و مدیریتی است.
آینده به این بستگی دارد که آیا رهبران سیاسی و برنامهریزان شهری میتوانند از الگوهای کهنه و واکنشی عبور کنند و به سمت چشماندازی از شهرهای شمولگرا، تابآور و کمکربن حرکت نمایند یا خیر. این امر مستلزم تغییر پارادایم از «مدیریت رشد» به «هدایت توسعه» است؛ توسعهای که در مرکز آن نه بتن و فولاد، که کرامت، فرصت و رفاه برای تمام ساکنان شهری قرار داشته باشد.
بدون این تغییر، شهرنشینی شتابان نه موتور توسعه، که آتشزنه بیثباتی اجتماعی و بحرانهای زیستمحیطی غیرقابل بازگشت خواهد بود.»



نظر شما