به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، بحرانهای اقلیمی در دهههای اخیر به یکی از عوامل اصلی بازتعریف نقش شهرها در نظامهای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی تبدیل شدهاند. شهرها از یکسو سهم عمدهای در تولید گازهای گلخانهای دارند و از سوی دیگر، بیشترین آسیبپذیری را در برابر پیامدهای تغییر اقلیم تجربه میکنند. افزایش دما، بارشهای حدی، سیلابهای ناگهانی، خشکسالی و بالا آمدن سطح آب دریاها، ناکارآمدی الگوهای سنتی شهرسازی را آشکار کرده است. در این شرایط، شهرسازی تطبیقی بهعنوان رویکردی نوین، بر افزایش تابآوری شهری، انعطافپذیری زیرساختها و همزیستی با فرایندهای طبیعی تأکید دارد.
کپنهاگ؛ بازتعریف رابطه شهر و آب در عصر اقلیم
کپنهاگ نمونهای برجسته از شهری است که بحران اقلیمی را به فرصتی برای بازاندیشی در شهرسازی تبدیل کرده است. وقوع سیلاب شدید در سال ۲۰۱۱ که خسارات اقتصادی گستردهای به شهر وارد کرد، نقطه عطفی در سیاستگذاری شهری کپنهاگ بود. پس از این رویداد، مدیران شهری به این نتیجه رسیدند که اتکای صرف بر زیرساختهای خاکستری همچون شبکههای فاضلاب کافی نیست و باید شهر بهگونهای طراحی شود که توانایی جذب و هدایت آب را داشته باشد.
کپنهاگ در پاسخ به این چالش، برنامه جامع مدیریت سیلابهای ناگهانی را تدوین کرد که در آن فضاهای عمومی نقش کلیدی ایفا میکنند. پارکها، میدانها و حتی خیابانها بهعنوان عناصر چندمنظوره طراحی شدند که در شرایط عادی محل فعالیتهای اجتماعی هستند و در زمان بارش شدید، به کانالها و مخازن موقت آب تبدیل میشوند. این رویکرد نهتنها ریسک سیلاب را کاهش داده، بلکه کیفیت فضاهای شهری را نیز ارتقا داده است.
کپنهاگ سیاستهای کاهش انتشار کربن را نیز با برنامههای سازگاری اقلیمی تلفیق کرده است. توسعه گسترده زیرساختهای دوچرخهسواری، کاهش وابستگی به خودروهای شخصی و سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، بخشی از راهبرد کلان این شهر برای تبدیل شدن به شهری با انتشار کربن صفر است. آنچه تجربه کپنهاگ را متمایز میکند، نگاه یکپارچه به شهرسازی است که در آن طراحی کالبدی، سیاستهای زیستمحیطی و رفاه اجتماعی بهصورت همزمان مورد توجه قرار میگیرند.

روتردام؛ شهرسازی در مرز میان خشکی و آب
روتردام بهعنوان یکی از آسیبپذیرترین شهرهای اروپا در برابر بالا آمدن سطح آب دریا، تجربهای منحصر بهفرد در شهرسازی اقلیمی دارد. بخشهای وسیعی از این شهر پایینتر از سطح دریا قرار گرفتهاند و همین موضوع، روتردام را ناگزیر به بهکارگیری رویکردی فعال و آیندهنگرانه کرده است. برخلاف رویکردهای سنتی که بر مقابله و دفع آب تمرکز دارند، روتردام تلاش کرده است با پذیرش حضور آب، آن را به بخشی از ساختار شهری تبدیل کند.
یکی از شاخصترین اقدامات شهر روتردام در پاسخ به افزایش شدت بارشها و خطر سیلاب، طراحی و اجرای «میدانهای آبی» بهعنوان بخشی از زیرساختهای تطبیقی شهری است. این میدانها بر اساس اصول شهرسازی حساس به آب طراحی شدهاند و شامل سطوح چندتراز با شیببندی دقیق، کفسازی نفوذپذیر و سامانههای کنترلشده ورود و خروج آب هستند. در شرایط عادی، این فضاها بهعنوان میدانهای شهری فعال عمل میکنند و امکان استفاده اجتماعی، ورزشی و تفریحی را فراهم میآورند، اما هنگام بارشهای شدید، آب باران از طریق شبکهای از کانالهای سطحی و زیرسطحی به درون میدان هدایت میشود و بهصورت موقت در مخازن طراحیشده ذخیره میشود. ظرفیت ذخیره این میدانها بهگونهای محاسبه شده است که بتواند بخش قابلتوجهی از روانابهای ناشی از بارشهای حدی را جذب کند و از وارد آمدن فشار بیش از حد به شبکه فاضلاب جلوگیری کند. پس از فروکش کردن بارش، آب ذخیرهشده بهتدریج تخلیه میشود و در بعضی موارد برای آبیاری فضاهای سبز و تغذیه سفرههای آب زیرزمینی مورد استفاده قرار میگیرد.
در کنار این راهکار، روتردام به توسعه ساختمانهای شناور و سازههای انعطافپذیر نیز روی آورده است که بر پایه سیستمهای شناوری پایدار، فونداسیونهای متحرک و اتصالات انعطافپذیر به شبکههای شهری طراحی شدهاند. این ساختمانها قادرند با تغییر سطح آب بهصورت عمودی جابهجا شوند، بدون آنکه عملکرد سازهای یا دسترسی به زیرساختهای شهری مختل شود. استفاده از این فناوریها به روتردام امکان داده است تا توسعه شهری را در مناطق پرخطر ادامه دهد، در حالی که ریسک آسیبپذیری در برابر سیلاب بهطور چشمگیری کاهش پیدا کرده است. این مجموعه اقدامات، نمونهای پیشرفته از ادغام طراحی شهری، مهندسی زیرساخت و مدیریت بحران اقلیمی در قالب یک رویکرد یکپارچه محسوب میشود.
در سطح سیاستگذاری، موضوع اقلیم به یکی از محورهای اصلی برنامهریزی شهری تبدیل شده است. برنامه تابآوری روتردام، نهتنها به زیرساختها بلکه به اقتصاد شهری، مشارکت شهروندان و نوآوریهای اجتماعی نیز توجه دارد. این شهر تلاش کرده است با مشارکت دادن بخش خصوصی، دانشگاهها و شهروندان، پاسخ به بحران اقلیمی را به یک فرایند جمعی تبدیل کند. تجربه روتردام نشان میدهد که شهرسازی اقلیمی زمانی موفق خواهد بود که فراتر از اقدامات فنی، بهعنوان بخشی از فرهنگ و هویت شهری پذیرفته شود.

ملبورن؛ مقابله با گرمایش شهری و بحران آب
ملبورن با چالشهای ناشی از افزایش دما، خشکسالیهای مکرر و کاهش منابع آب مواجه است. این شرایط، شهر را به سمت اتخاذ سیاستهایی سوق داده که تمرکز اصلی آنها بر کاهش اثر جزیره گرمایی شهری و افزایش تابآوری زیستمحیطی است. یکی از مهمترین راهبردهای ملبورن، توسعه گسترده پوشش گیاهی در مقیاس شهری است؛ اقدامی که نهتنها به کاهش دما کمک میکند، بلکه نقش مهمی در بهبود کیفیت هوا و سلامت شهروندان دارد.
برنامه جنگل شهری ملبورن که بهصورت راهبرد گستردهای با نام «راهبرد توسعه جنگل شهری کلانشهر ملبورن» تدوین شده، پاسخی ساختاریافته و بلندمدت به پیامدهای تغییرات اقلیمی، گرمایش شهری و کاهش تنوع زیستی در بافت شهری است که هدف کلی آن تقویت پوشش سبز در سراسر شهر و حومه شهری، بهبود کیفیت زندگی مردم و افزایش تابآوری اقلیمی است. این برنامه در سطح متروپولیتن طراحی شده و شامل چشماندازی است که بر سه محور کلیدی سلامت مردم، طبیعت فراوان و زیرساخت طبیعی تأکید دارد.
بر اساس این راهبرد، فضاهای سبز و درختکاری نهتنها باید زیبایی بصری ایجاد کنند، بلکه باید به کاهش دما، تصفیه هوا و آب، افزایش تنوع زیستی و ارتقای سلامت جسمیروانی شهروندان کمک کنند. برای تحقق این اهداف، مجموعهای از اقدامات همپوشان پیشنهاد شد که شامل تعیین اهداف کمی همچون افزایش پوشش تاج درختی تا درصدهای مشخص تا سال ۲۰۴۰ و ارتقای تنوع گونههای درختی میشود به گونهای که هیچ گونهای بیش از سهم مشخصی از کل درختان را در بر نگیرد تا شهری مقاومتر در برابر آفات و تغییرات اقلیمی باشد.
تقویت سلامت و بقای درختان از طریق بهبود کیفیت خاک و مدیریت منابع آب، ایجاد و حفاظت از زیستگاههای گیاهی و ایجاد کریدورهای اکولوژیک برای حیاتوحش، همکاری گسترده با بخش خصوصی، جوامع محلی و آژانسهای دولتی و افزایش مشارکت و آگاهی عمومی درباره اهمیت جنگل شهری از اجزای اساسی این طرح هستند. این استراتژی با دخیل کردن سطوح مختلف جامعه در طراحی و اجرای طرحهای درختکاری و توسعه فضاهای سبز تأکید دارد که این فرایند باید بهعنوان بخشی از فرهنگ شهری و مشارکت شهروندان در نظر گرفته شود تا بتواند طیف کامل مزایای زیستمحیطی، اجتماعی و اقلیمی را در بلندمدت به شهر بازگرداند.
ملبورن در کنار تمرکز بر فضای سبز و جنگل شهری، در حوزه مدیریت منابع آب نیز رویکردی نوآورانه و یکپارچه اتخاذ کرده است که آن را به یکی از پیشگامان «شهرسازی حساس به آب» تبدیل کرده است. این رویکرد بر این اصل استوار است که آب نهتنها یک منبع مصرفی، بلکه بخشی از زیرساخت طبیعی شهر است و باید در چرخهای پایدار مدیریت شود. یکی از مهمترین اقدامات، استفاده گسترده از آب بازیافتی در آبیاری فضاهای سبز، پارکها و حتی بعضی کاربریهای شهری است؛ بهگونهای که وابستگی به منابع آب آشامیدنی برای مصارف غیرضروری بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. این سیاست بهویژه در شرایط خشکسالیهای مکرر، نقش مهمی در حفظ عملکرد اکولوژیک فضاهای سبز ایفا میکند.
جمعآوری و ذخیره آب باران بهعنوان بخشی جداییناپذیر از طراحی شهری در ملبورن مورد توجه قرار گرفته است. در بسیاری از پروژههای شهری، سامانههای برداشت آب باران در ساختمانها، خیابانها و فضاهای عمومی تعبیه شدهاند تا آب بارندگی بهجای روان شدن به شبکه فاضلاب، ذخیره شود و در آبیاری یا شستوشوی شهری مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد علاوه بر کاهش فشار بر زیرساختهای دفع آب، به کنترل روانابهای سطحی و کاهش خطر سیلابهای شهری کمک میکند.
کاهش مصرف آب در فضاهای عمومی نیز بخش مهم دیگری از سیاستهای شهرسازی در ملبورن است. استفاده از پوششهای گیاهی کممصرف، طراحی منظر متناسب با اقلیم خشکتر آینده، بهکارگیری تجهیزات کممصرف در پارکها و ساختمانهای عمومی و آموزش شهروندان درباره مصرف مسئولانه آب، در چهارچوب یک سیاست جامع مدیریت تقاضای آب قرار میگیرند. نکته قابل توجه در تجربه ملبورن، توجه همزمان به ابعاد اجتماعی بحران اقلیمی است؛ بهگونهای که تلاش شده است محلات کمبرخوردار نیز از مزایای فضاهای سبز و زیرساختهای پایدار بهرهمند شوند. این شهر نمونهای از پیوند شهرسازی اقلیمی با عدالت فضایی است.

سنگاپور؛ شهرسازی اقلیمی در شرایط تراکم بالا
سنگاپور با محدودیت شدید زمین، تراکم بالای جمعیت و اقلیم گرم و مرطوب، شرایطی متفاوت با شهرهای اروپایی دارد. با این حال، این شهر توانسته است الگویی موفق از شهرسازی اقلیمی ارائه دهد که بر ادغام طبیعت با توسعه شهری استوار است. مفهوم «شهر در باغ» بیانگر رویکردی است که در آن فضاهای سبز بهعنوان بخشی جداییناپذیر از ساختار شهری در نظر گرفته میشوند.
در سنگاپور، ساختمانها فقط عناصر کالبدی نیستند، بلکه به زیرساختهای زیستمحیطی تبدیل شدهاند. بامهای سبز، دیوارهای پوشیده از گیاه و فضاهای باز عمودی، به کاهش دما و بهبود تهویه طبیعی کمک میکنند. مدیریت آب نیز یکی از ارکان اصلی شهرسازی اقلیمی در این شهر است. سنگاپور با جمعآوری و تصفیه آب باران، وابستگی خود به منابع خارجی را کاهش داده و سیستم یکپارچهای از مخازن، کانالها و فضاهای طبیعی ایجاد کرده است.
علاوه بر این، سیاستهای حملونقل عمومی کارآمد و محدودیت استفاده از خودروهای شخصی، نقش مهمی در کاهش انتشار کربن داشتهاند. تجربه سنگاپور نشان میدهد که حتی در شرایط تراکم بالا و محدودیت منابع، میتوان با برنامهریزی دقیق و رویکردی نوآورانه، شهری سازگار با اقلیم آینده ایجاد کرد.




نظر شما