به گزارش خبرگزاری ایمنا، در دنیای امروز که اطلاعات با سرعتی باورنکردنی از طریق کانالهای مختلف به سمت جوانان و نوجوانان روانه میشود، سواد رسانهای به یک مهارت حیاتی برای حفظ تعادل روانی تبدیل شده است. نوجوانان در مرحلهای از رشد هستند که هویت آنها شکل میگیرد و ذهن آنها مانند اسفنجی آماده جذب هر نوع محتوایی است و فقدان سواد رسانهای در این سن حساس، آنها را در برابر سیل عظیمی از پیامها آسیبپذیر میکند که میتواند ساختار فکری و عاطفی آنها را دستخوش تغییرات کند، بنابراین توانایی تحلیل و نقد محتوا، یک ضرورت برای سلامت روان در عصر دیجیتال محسوب میشود.
یکی از مهمترین آسیبهای نبود سواد رسانهای، تأثیر مستقیم آن بر هیجانات و احساسات نوجوانان است. رسانهها با استفاده از تکنیکهای روانشناسی، گاهی ناخواسته یا عمدی، دکمههای احساسی مخاطب را فشار میدهند و تصاویر، موسیقیها و ویدئوهای ویروسی میتوانند ترس، اضطراب، حسادت یا حتی خشم را در کسری از ثانیه برانگیخته کنند و نوجوانی که ابزارهای تفکر انتقادی را ندارد، ممکن است این هیجانات القایی را واقعی تلقی و خود را درگیر احساساتی کند که ریشه در واقعیت زندگی خود او ندارد.
شبکههای اجتماعی با نمایش بهترینها و ایدهآلترینها، زندگیهای دیگران را بدون نقص و عیب جلوه میدهند و این مقایسه دائمی با استانداردهای غیرواقعی، میتواند به کاهش شدید عزتنفس و افزایش احساس ناکافی بودن در نوجوانان منجر شود. سواد رسانهای به نوجوان کمک میکند تا درک کند که آنچه در صفحه نمایش میبیند، اغلب یک نمایش صحنهآرایی شده است و نباید معیار سنجش ارزش شخصی او باشد و این آگاهی یک سپر دفاعی در برابر افسردگی و اضطراب ناشی از مقایسه اجتماعی ایجاد میکند.
رسانهها اغلب داستانها را با اغراق و درامسازی ارائه میدهند تا توجه مخاطب را جلب کنند و این درامسازی میتواند باعث شود نوجوان جهان را مکانی خطرناکتر یا بیرحمتر از آنچه هست، ببیند. تماشای مداوم اخبار یا محتوای منفی میتواند منجر به سندرم جهان بد شود که در این حالت فرد احساس میکند همه چیز در حال فروپاشی است و سواد رسانهای به جوانان یاد میدهد که واقعیت را از اغراق تشخیص دهند و اجازه ندهند ترسهای القایی بر آرامش روانی آنها غلبه کنند.

سواد رسانهای؛ کلید رمزگشایی پیامهای پنهان پشت ظاهری جذاب
زهره سادات کاظمی، روانشناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه سواد رسانهای در دنیای امروز، به عنوان مهارتی حیاتی و ضروری شناخته میشود که توانایی دستیابی، تحلیل، ارزیابی و ایجاد پیامهای رسانهای را شامل میشود، به خبرنگار ایمنا میگوید: در عصر اطلاعات که افراد بمباران اطلاعاتی میشوند، داشتن سواد رسانهای تنها یک انتخاب نیست، بلکه یک الزام برای زندگی اجتماعی است و این مهارت به افراد کمک میکند تا در میان انبوهی از اخبار، تبلیغات و محتواهای متنوع، حقایق را از دروغها تشخیص دهند و پیامهای پنهان پشت ظاهر جذاب رسانهها را درک کنند.
وی با بیان اینکه سواد رسانهای، ابزاری است که کمک میکند افراد مصرفکنندهای منفعل نباشند و بلکه مخاطبی انتقادی و آگاه باشند، میافزاید: یکی از مهمترین ابزارهایی که رسانهها برای تأثیرگذاری بر مخاطبان به کار میبرند، دستکاری هیجانات است و رسانهها، با بهرهگیری از تصاویر احساسی، موسیقیهای متناسب با فضای خبر و انتخاب کلمات بار هیجانی، سعی میکنند احساسات مخاطب را هدف قرار دهند.
روانشناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه این استراتژی میتواند برای تحریک احساساتی مانند ترس یا حتی خشم کاذب استفاده شود تا مخاطب بدون تفکر منطقی، با محتوا یا ایده خاصی همراه شود، تصریح میکند: وقتی هیجانات غلبه مییابد، قدرت تفکر انتقادی و تحلیل منطقی کاهش مییابد و فرد راحتتر تحت تأثیر شایعات، جنگ روانی و تبلیغات مخرب قرار میگیرد.
چگونه قربانی شایعات و اخبار جعلی نشویم؟
کاظمی با بیان اینکه رسانههای معاند و بیگانه، به ویژه در فضای مجازی، از این روش برای ضربه زدن به باورها و ارزشهای نسل جدید استفاده میکنند، ادامه میدهد: این رسانهها با تولید محتواهایی که ظاهری جذاب و مدرن دارند، اما در باطن حاوی پیامهای ضد فرهنگی و تضعیف کننده هویت هستند، سعی در تغییر سبک زندگی و نگرش جوانان دارند.
وی با اشاره به اینکه رسانههای معاند با بزرگنمایی نقاط منفی یا حتی ساختن داستانهای ساختگی، سعی میکنند ناامیدی و بیاعتمادی را در بین افراد ترویج دهند، میگوید: ضرورت آگاهسازی نسل جدید در این زمینه بیش از پیش احساس میشود و جوانان و نوجوانان که بیشتر وقت خود را در فضای مجازی میگذرانند، در معرض تهاجم فرهنگی و جنگ روانی گستردهای قرار دارند.
روانشناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه اگر این قشر از افراد آموزشهای لازم را در زمینه سواد رسانهای نبینند، ممکن است به سادگی قربانی شایعات و اخبار جعلی شوند، اضافه میکند: آگاهسازی به آنها کمک میکند تا ماهیت رسانهها را بشناسند، انگیزههای پشت تولید محتوا را درک کنند و در برابر دستکاری هیجانات مقاومت کنند و این آموزش باید در خانواده و مدارس جریان یابد و به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شود.

شناوری افراد در سیلی از اطلاعات بدون داشتن سواد رسانهای
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه در دنیای پیچیده ارتباطات امروزی، سواد رسانهای فراتر از توانایی خواندن و نوشتن است، به خبرنگار ایمنا میگوید: این مهارت به مثابه یک چراغ قوه در تاریکی انبوه اطلاعات عمل میکند و رسانهها دیگر تنها منتقلکننده وقایع نیستند، بلکه سازندگانی هستند که با انتخاب آنچه که نشان میدهند و آنچه که پنهان میکنند، ذهن مخاطب را شکل میدهند.
وی با بیان اینکه سواد رسانهای به افراد این قدرت را میدهد که لایههای پنهان پیامها را بشکافند و متوجه شوند که هر تصویر، خبر یا ویدئو، زاویه دید سازنده را دارد، میافزاید: بدون این سواد، انسان در اقیانوسی از اطلاعات شناور است که سیل آن میتواند جهت زندگی و باورهای او را به سمت نامعلومی ببرد.
روانشناس و مشاور خانواده تصریح میکند: یکی از ترفندهای پیچیده رسانهها برای نفوذ در ذهن مخاطب، استفاده از مهندسی هیجانات است و رسانهها با دقت تمام، محتواهایی تولید میکنند که دکمههای ترس، طمع، حسادت یا خشم را فشار میدهند و به عنوان مثال، با پخش مداوم تصاویر تلخ یا بزرگنمایی، سعی میکنند فضایی از ناامیدی و اضطراب ایجاد کنند تا مخاطب برای فرار از این فشار روانی، به راهکارهای پیشنهادی آنها روی بیاورد.
یکی از جنبههای کلیدی سواد رسانهای، توانایی مدیریت احساسات است
طاهری با بیان اینکه آگاهسازی نسل جدید و آموزش سواد رسانهای به آنها ضرورتی است که بیش از پیش احساس میشود، ادامه میدهد: این آموزش باید شامل درک نحوه درآمدزایی رسانهها، تفاوت بین واقعیت و نمایش و تشخیص محتواهای سمی، نادرست و کذب باشد و هنگامی که افراد از این اطلاعات آگاه باشند، به سادگی فریب ظواهر فریبنده را نمیخورد و مصونیت لازم را در برابر ترفندهای دشمن پیدا میکند.
وی با بیان اینکه یکی از جنبههای کلیدی سواد رسانهای، توانایی مدیریت احساسات است، میگوید: نسل آگاه باید بیاموزد که در برابر موجهای هیجانی، مکث کند و با عقلانیت به تحلیل بپردازد و در نهایت، ترویج سواد رسانهای راهکاری اساسی برای تبدیل تهدیدات رسانهای به فرصتهای رشد است.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه وقتی جامعهای، به خصوص جوانان آن، از هوشمندی رسانهای بالایی برخوردار باشند، تهدیدات و جنگهای روانی اثر معکوس خواهند داشت، اضافه میکند: پیروزی در میدان رسانه و عصر ارتباطات امروز نیازمند افرادی است که قادر به تشخیص حق از باطل باشند و این آگاهی با فراگیر شدن سواد رسانهای و قدرت کنترل هیجانات و احساسات کسب میشود.

یکی از پیچیدهترین تهدیدات برای احساسات نوجوانان، الگوریتمهای هوشمندی هستند که محتوای پیشنهادی را تنظیم میکنند. این الگوریتمها با تحلیل رفتار کاربر، محتوایی را پیشنهاد میدهند که واکنش هیجانی شدید در آنها ایجاد کند و این چرخه معیوب میتواند نوجوان را در حبابهای اطلاعاتی گرفتار کند که در آن فقط دیدگاههای خاصی تکرار میشوند و احساسات افراطی تشدید میگردند. سواد رسانهای به نوجوان قدرت میدهد تا این دستکاری پنهان را شناسایی و از تبدیل شدن به ابزاری برای افزایش تعامل الگوریتمها جلوگیری کند.
تکنیکهای ویرایش تصویر و فیلترها، واقعیت بصری را تحریف میکنند و استانداردهای زیبایی غیرممکن را خلق میکنند و نوجوانان که به شدت به ظاهر خود حساس هستند، ممکن است با دیدن این تصاویر دچار بدشکلی بدنی یا وسواس فکری نسبت به زیبایی شوند و سواد رسانهای شامل توانایی درک ماهیت مصنوعی این تصاویر است. وقتی نوجوان بداند که آن تصویر بینقص نتیجه نرمافزارها است، فشار روانی واجد شرایط برای رسیدن به آن کمال غیرممکن کاهش مییابد و احساسات منفی ناشی از آن جایگزین با پذیرش خود میشود.
یادگیری سواد رسانهای همچنین به نوجوانان کمک میکند تا تفاوت بین نیاز واقعی و نیاز مصنوعی ایجاد شده توسط تبلیغات را درک کنند. تبلیغات اغلب با بازی روی احساسات نوجوانان مانند نیاز به تعلق یا محبوبیت، آنها را به مصرفگرایی تشویق میکنند و این مصرفگرایی میتواند منجر به احساس پوچی و خلأ درونی شود وقتی که خرید کالا، رضایت وعده داده شده را فراهم نمیکند. تفکر انتقادی باعث میشود نوجوانان استقلال هیجانی خود را حفظ کنند و اجازه ندهند احساسات آنها توسط استراتژیهای بازاریابی کنترل شود.
داشتن سواد رسانهای به نوجوانان قدرت انتخاب و کنترل بر محیط اطلاعاتی خود را میدهد و وقتی یک نوجوان بتواند پیامهای مخفی، اغراقها و دستکاریهای احساسی را تشخیص دهد، دیگر قربانی منفعل محتوا نیست، بلکه به یک مصرف کننده فعال و آگاه تبدیل میشود. این حس کنترل و توانایی، به افزایش اعتماد به نفس و ثبات هیجانی منجر میشود و آنها یاد میگیرند که احساسات خود را واکنشی به محیط نبینند، بلکه مسئولیت مدیریت آنها را با آگاهی و شناخت صحیح از واقعیتهای رسانهای بر عهده بگیرند.



نظر شما