به گزارش خبرگزاری ایمنا، کمالگرایی در کودکان مفهومی است که فراتر از دوست داشتن کارهای خوب یا تلاش برای بهترین بودن قرار میگیرد؛ کمالگرایی یعنی کودک باور دارد که تنها زمانی ارزشمند است که عملکرد او بینقص باشد و در این نگاه، اشتباه نه یک تجربه طبیعی، بلکه یک تهدید جدی برای تصویر ذهنی او از خودش است و همین تعریف ساده، دریچهای باز میکند به دنیای پیچیدهای که بسیاری از کودکان امروز در آن زندگی میکنند.
در سالهای اخیر، روانشناسان کودک به این نتیجه رسیدهاند که کمالگرایی در نسل جدید نه تنها بیشتر شده، بلکه شکلهای پنهانتری هم پیدا کرده است. کودک ممکن است به ظاهر آرام، منظم و موفق باشد، اما در درون با ترسی دائمی از اشتباه کردن دستوپنجه نرم کند. این ترس گاهی آنقدر عمیق است که کودک حتی قبل از شروع یک فعالیت، خود را بازنده میبیند و از ورود به تجربههای جدید صرفنظر میکند.
یکی از دلایل مهم رشد کمالگرایی در کودکان، تغییرات فرهنگی و اجتماعی است و در دنیایی که موفقیت با سرعت، رقابت و مقایسه تعریف میشود، کودکان خیلی زود یاد میگیرند که خوب بودن کافی نیست، آنها در مدرسه، شبکههای اجتماعی و حتی در خانه با پیامهایی روبهرو میشوند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم میگوید «بهتر باش، بیشتر باش، بینقص باش» و این پیامها ذهن کودک را به سمت استانداردهایی سوق میدهد که رسیدن به آنها ناممکن است.
ترس از اشتباه، یکی از پیامدهای اصلی این کمالگرایی است، کودک کمالگرا اشتباه را نه یک فرصت یادگیری، بلکه نشانهای از ضعف میبیند. همین نگاه باعث میشود که او از فعالیتهایی که احتمال خطا در آنها وجود دارد، دوری کند و این دوریگزینی به مرور دایره تجربههای کودک را کوچکتر میکند و او را از رشد طبیعی بازمیدارد و در واقع، ترس از اشتباه، کودک را در قفسی نامرئی، اما قدرتمند نگه میدارد.

چرا کودکان کمالگرا میشوند؟ / کمالگرایی در کودکان از جایی آغاز میشود که ارزشمندی با بینقص بودن گره میخورد
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه کمالگرایی در کودکان از جایی آغاز میشود که ارزشمندی با بینقص بودن گره میخورد، به خبرنگار ایمنا میگوید: کودک به تدریج یاد میگیرد که اشتباه کردن نه یک مرحله طبیعی از یادگیری، بلکه یک تهدید برای دوستداشتنی بودن یا پذیرفته شدن است. این کودکان اغلب در ظاهر بسیار منظم، دقیق و مسئولیتپذیر به نظر میرسند، اما در درون با اضطرابی پنهان زندگی میکنند که هر لحظه به آنها میگوید اگر اشتباه کنی، همه چیز خراب میشود.
وی با بیان اینکه ترس از اشتباه در کودکان کمالگرا به شکل رفتارهایی مانند پاک کردن مکرر تکالیف، شروع نکردم کارها از ترس خرابکردن، گریه هنگام کوچکترین خطا یا حتی اجتناب از فعالیتهای جدید دیده میشود، میافزاید: این کودکان به جای اینکه از فرایند یادگیری لذت ببرند، مدام نتیجه را میسنجند و خود را با دیگران مقایسه میکنند و در نتیجه، تجربههای ساده و روزمره مانند نقاشی، بازی گروهی یا حتی امتحانهای کوچک، برای آنها به میدان ارزیابی و قضاوت تبدیل میشود.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه ریشههای این کمالگرایی به طور معمول در ترکیبی از عوامل خانوادگی، تربیتی و اجتماعی قرار دارد، تصریح میکند: کودکانی که مدام تحسینهای کلی مانند «تو همیشه بهترینی» یا «تو هیچ وقت اشتباه نمیکنی» میشنوند، به تدریج باور میکنند که ارزش آنها در بیخطا بودن است و از سوی دیگر، والدینی که خود کمالگرا هستند یا اشتباه را با سرزنش و تنبیه پاسخ میدهند، ناخواسته فضایی میسازند که کودک در آن احساس امنیت روانی نمیکند و حتی نظام آموزشی رقابتی نیز میتواند این فشار را تشدید کند.
پیامدهای کمالگرایی در کودکان / کودکان کمالگرا بیش از هر چیز نیازمند مهربانی با خود هستند
سلیمی با بیان اینکه پیامدهای کمالگرایی در کودکان فقط به اضطراب محدود نمیشود، ادامه میدهد: این ویژگی میتواند خلاقیت را کاهش دهد، انعطافپذیری را مختل کند و کودک را از تجربههای تازه دور نگه دارد. وقتی کودک از اشتباه میترسد، دیگر فرصت نمیدهد ذهن او آزادانه ایدهپردازی کند یا راههای جدید را امتحان کند و در بلندمدت، این ترس میتواند به کاهش اعتمادبهنفس، افت عملکرد تحصیلی و حتی مشکلاتی مانند وسواس فکری عملی یا اضطراب اجتماعی منجر شود.
وی با بیان اینکه برای کمک به این کودکان، مهمترین قدم ساختن فضایی امن است که در آن اشتباه نه نشانه ضعف، بلکه بخشی طبیعی از رشد تلقی شود، میگوید: والدین میتوانند با تعریف کردن از تلاش به جای نتیجه، نشان دادن اشتباهات خود و تشویق کودک به تجربههای کوچک و قابل مدیریت، به او یاد بدهند که خطا کردن پایان دنیا نیست.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان اضافه میکند: کودکان کمالگرا بیش از هر چیز نیازمند مهربانی با خود هستند و این مهارتی است که بسیاری از بزرگسالان نیز هنوز در آن ضعف دارند. وقتی کودک یاد بگیرد که ارزش او وابسته به نتیجه نیست، وقتی بفهمد که اشتباه بخشی از انسان بودن است و وقتی تجربه کند که حتی در خطا هم دوست داشتنی باقی میماند، آنوقت میتواند با آرامش بیشتری رشد کند، یاد بگیرد و خود را کشف کند و این مسیر شاید زمانبر باشد، اما یکی از زیباترین هدیههایی است که میتوان به یک کودک داد.

نگاه صفر و صدی در کودکان کمالگرا / یکی از نشانههای کمتر دیده شده در کودکان کمالگرا، خودسانسوری است
فاطمه رضازاده، روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه کودکان کمالگرا جهان را به شکل دوگانه میبینند که یا عالی و بینقص یا شکست خورده است، به خبرنگار ایمنا میگوید: در ذهن آنها جایی برای خاکستریها وجود ندارد. این نگاه صفر و صدی باعث میشود کوچکترین خطا برای آنها مانند یک فروپاشی بزرگ باشد. آنها هنوز مهارت تفکر انعطافپذیر را نیاموختهاند و همین باعث میشود هر اشتباه را نشانهای از بیارزشی یا ناتوانی خود بدانند، نه بخشی طبیعی از مسیر رشد.
وی با بیان اینکه در بسیاری از موارد، کمالگرایی کودکان از یک نیاز عمیقتر یعنی نیاز به کنترل ناشی میشود، میافزاید: کودکانی که در محیطهای پرتنش یا غیرقابل پیشبینی زندگی میکنند، گاهی تلاش میکنند با بینقص بودن احساس امنیت بسازند، برای آنها اشتباه کردن یعنی از دست دادن کنترل و این تجربه میتواند ترسناکتر از خود خطا باشد، بنابراین کمالگرایی نه فقط یک ویژگی شخصیتی، بلکه یک سازوکار دفاعی برای بقا است.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه یکی از نشانههای کمتر دیده شده در کودکان کمالگرا، خودسانسوری است، تصریح میکند: آنها قبل از اینکه کاری را شروع کنند، در ذهن خود هزار بار آن را مرور میکنند و اگر احتمال بدهند که نتیجه عالی نخواهد شد، وارد عمل نمیشوند و این خودسانسوری باعث میشود استعدادهای بالقوه آنها شکوفا نشود. کودک ممکن است عاشق نقاشی باشد، اما چون فکر میکند به اندازه کافی خوب نیست، قلم را کنار میگذارد و فرصت تجربه را از خود میگیرد.
چگونه به کودکان کمالگرا کمک کنیم؟ / رفتار کودکان کمالگرا در مدرسه چگونه است؟
رضازاده ادامه میدهد: در مدرسه، این کودکان به طور معمول به عنوان دانشآموزان خوب شناخته میشوند، اما پشت این ظاهر آرام، فشار روانی زیادی پنهان است؛ آنها تکالیف را چند بار بازنویسی میکنند، از پرسیدن سوال میترسند تا مبادا نادان به نظر برسند و هنگام ارائه یا امتحان، دچار تنش شدید میشوند، معلمان گاهی این رفتارها را نشانه تلاش و جدیت میدانند، در حالی که در واقع نشانه اضطراب و ترس از قضاوت است.
وی با بیان اینکه برای کمک به این کودکان، لازم است بزرگسالان فرهنگ اشتباهپذیری را در خانه و مدرسه بسازند، میگوید: در این فرهنگ باید اشتباه را نه فقط تحمل کنند، بلکه آن را به عنوان بخشی از یادگیری جشن بگیرند. وقتی کودک میبیند والدین یا معلم اشتباه میکنند و با آرامش آن را اصلاح میکنند، پیام مهمی دریافت میکند که اشتباه کردن بخشی از انسانبودن است، نه تهدیدی برای ارزشمندی و این تجربههای کوچک، پایههای انعطافپذیری روانی را در ذهن او میسازد.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه کودکان کمالگرا نیاز دارند یاد بگیرند که کافی بودن هم ارزشمند است، اضافه میکند: آنها باید بفهمند که رشد از دل تجربههای ناقص، تلاشهای نیمهکاره و مسیرهای پرپیچوخم میآید و وقتی کودک اجازه پیدا میکند اشتباه کند، دوباره تلاش کند و از مسیر لذت ببرد، کمکم میآموزد که ارزش او در بودن است، نه در بینقص بودن و آشتی با نقصها، یکی از مهمترین مهارتهایی است که میتوان به یک کودک آموخت.

بسیاری از این کودکان در ظاهر بسیار موفق به نظر میرسند، آنها نمرههای خوب میگیرند، تکالیف خود را دقیق انجام میدهند و به طور معمول دردسری ایجاد نمیکنند، اما پشت این ظاهر آرام، فشار روانی سنگینی پنهان است. کودک ممکن است ساعتها برای یک کار ساده وقت بگذارد، بارها آن را بازنویسی کند یا حتی از ترس اشتباه، آن را شروع نکند و این فشار در بلندمدت میتواند به فرسودگی، اضطراب و کاهش اعتماد به نفس منجر شود.
کمالگرایی کودکان همیشه از تحمیل مستقیم والدین نمیآید و گاهی از الگوهای رفتاری بزرگسالان شکل میگیرد. کودکی که میبیند والدین او از اشتباه خود خجالت میکشند، یا همیشه در تلاش هستند که بهترین باشند، به طور ناخودآگاه همین الگو را درونی میکند و حتی تحسینهای به ظاهر مثبت مانند «تو همیشه عالی هستی» میتواند کودک را در دام ترس از اشتباه بیندازد، چون او میترسد این تصویر را خراب کند.
درک این موضوع که اشتباه بخشی از رشد است، برای بسیاری از کودکان کمالگرا دشوار است، آنها نیاز دارند یاد بگیرند که ارزشمندی آنها وابسته به نتیجه نیست، بلکه به تلاش، تجربه و مسیر یادگیری مربوط است و این تغییر نگاه تنها زمانی اتفاق میافتد که محیط اطراف کودک یعنی خانه، مدرسه و جامعه، پیامهای متفاوتی به او بدهد که اشتباه را طبیعی، قابلاصلاح و حتی ارزشمند نشان میدهد.
به طور کلی، کودکان کمالگرا بیش از هر چیز نیازمند امنیت روانی هستند و این امنیتی است که به آنها اجازه میدهد بدون ترس از قضاوت، تجربه کنند، بیاموزند و رشد کنند و وقتی کودک بفهمد که اشتباه پایان دنیا نیست، بلکه آغاز فهمیدن است، آنوقت میتواند از زندان کمالگرایی بیرون بیاید و با آزادی بیشتری خود را کشف کند.



نظر شما