به گزارش خبرگزاری ایمنا، ازدواج یکی از مهمترین انتخابهای هر فرد است که میتواند مسیر آینده او را به طور کامل تغییر دهد. این تصمیم نه تنها بر زندگی شخصی، بلکه بر روابط خانوادگی، اجتماعی و حتی شغلی افراد تأثیر میگذارد و اگر انتخاب همسر بدون دقت و بررسی کافی انجام شود، احتمال بروز مشکلات جدی در آینده افزایش مییابد، بنابراین تصمیمگیری برای ازدواج باید با آگاهی، مسئولیتپذیری و درک عمیق از پیامدهای آن صورت گیرد.
منطقی بودن در تصمیمگیری به معنای نادیده گرفتن احساسات نیست، بلکه به معنای ایجاد تعادل میان عقل و دل است. فردی که تنها بر اساس هیجان و عشق زودگذر وارد ازدواج میشود، ممکن است در برابر چالشهای واقعی زندگی مشترک آسیبپذیر باشد و در مقابل، کسی که با نگاه عقلانی به مسائل مالی، فرهنگی، شخصیتی و خانوادگی توجه میکند، میتواند پایههای ازدواجی محکمتر بنا کند و عقلانیت در تصمیمگیری مانند ستونهای یک بنا است که وزن زندگی مشترک را تحمل میکند.
بسیاری از افراد در دوران آشنایی تحت تأثیر تخیلات و رؤیا قرار میگیرند و آنها تصور میکنند زندگی مشترک همیشه پر از لحظات شیرین و بدون مشکل خواهد بود، اما واقعیت این است که ازدواج همراه با مسئولیتها، چالشها و گاهی سختیهای فراوان است. واقعیتگرایی یعنی پذیرش این حقیقت که هیچ فردی کامل نیست و هیچ رابطهای بدون مشکل نخواهد بود و این دیدگاه به افراد کمک میکند تا با آمادگی بیشتری وارد زندگی مشترک شوند.
یکی از کارهایی که افراد در دوران آشنایی باید انجام دهند، شناخت دقیق و واقعی طرف مقابل است که این شناخت شامل بررسی ویژگیهای شخصیتی، ارزشها، باورها، اهداف و حتی عادات روزمره میشود. بسیاری از اختلافات پس از ازدواج ناشی از نداشتن شناخت کافی پیش از آن است و دوران آشنایی فرصتی است تا افراد با پرسشهای هدفمند و گفتوگوهای صادقانه، تصویر واقعیتری از شریک آینده خود به دست آورند.

هیچ انسانی کامل نیست و هیچ رابطهای بدون تفاوت و چالش شکل نمیگیرد
احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به ضرورت داشتن تیزبینی در دوران آشنایی پیش از ازدواج به خبرنگار ایمنا میگوید: زمانی که درباره انتخاب همسر صحبت میشود، نخستین خطایی که بسیاری از افراد مرتکب میشوند، اشتباه گرفتن تیزبینی با ریزبینی است؛ تیزبینی به معنای نگاه دقیق، واقعبینانه و آگاهانه است، اما ریزبینی از وسواس و کمالگرایی افراطی ناشی میشود.
وی با بیان اینکه زمانی که فرد به دنبال یک تصویر خیالی از همسر میگردد، تصویری که از کودکی یا نوجوانی در ذهنش ساخته شده، وارد مسیری میشود که پایان خوشی ندارد، میافزاید: رویاهایی که برخی جوانان در سر دارند، بیشتر ساخته ذهن آنها است و از واقعیتهای دنیای انسانی ناشی نمیشود.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه هیچ انسانی کامل نیست و هیچ رابطهای بدون تفاوت و چالش شکل نمیگیرد، تصریح میکند: آنچه اهمیت دارد، توانایی کنار آمدن با تفاوتها و داشتن نگاه عملکردی به زندگی مشترک است، نه تطابق کامل با خیالپردازیها و کمالگرایی افراطی، به ویژه در میان دختران و پسران تحصیلکرده، باعث میشود سالهای طلایی ازدواج از دست برود.
گفتن حقیقت با احترام و آرامش، پایه اعتماد را در رابطه شکل میدهد
پدرام با بیان اینکه این افراد منتظر شرایط ایدهآل میمانند، در حالی که خودشان نیز انسانهایی در حال رشد و تکامل هستند، ادامه میدهد: در واقع تیزبینی واقعی به معنای شناخت خود، شناخت خانواده، درک شرایط فعلی و انتخاب فردی است که بتواند با این مجموعه هماهنگ شود.
وی با اشاره به اینکه هیچ خانوادهای بیعیب نیست و هیچ انسانی بدون ضعف نیست، میگوید: ازدواج موفق نتیجه سازگاری تدریجی و پذیرش تفاوتها است و باید توجه داشت که تجربه یک زندگی که به دلایل منطقی و حل نشدنی به پایان رسیده، به معنای شکست نیست، بلکه گاهی این پایان، نشانه بلوغ و تصمیم درست فرد است.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه در خصوص داشتن ازدواج قبلی افراد، مهم این است که این واقعیت با صداقت، شفافیت و در زمان مناسب مطرح شود، اضافه میکند: گفتن حقیقت با احترام و آرامش، پایه اعتماد را در رابطه شکل میدهد و پنهانکاری، حتی اگر با نیت خوب باشد، در نهایت به احساس فریبخوردگی منجر میشود و آسیب بیشتری به رابطه میزند.

منطقیگرا بودن در ازدواج به معنای نادیده گرفتن احساسات نیست
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه ازدواج یکی از مهمترین تصمیمهای زندگی هر فرد است و کیفیت این تصمیم میتواند مسیر آینده را تعیین کند، به خبرنگار ایمنا میگوید: اگر انتخاب شریک زندگی بر پایه احساسات زودگذر یا فشارهای اجتماعی باشد، احتمال بروز مشکلات جدی در آینده افزایش مییابد و تصمیمگیری آگاهانه یعنی فرد پیش از هر اقدامی، شرایط خود، نیازهای خود و تواناییهای طرف مقابل را بررسی کند و با دیدی منطقی وارد این مسیر شود.
وی با بیان اینکه چنین رویکردی باعث میشود ازدواج نه یک انتخاب عجولانه، بلکه یک تصمیم سنجیده و پایدار باشد، میافزاید: منطقیگرا بودن به معنای نادیده گرفتن احساسات نیست، بلکه به معنای ایجاد تعادل میان عقل و دل است و فردی که تنها بر اساس عشق و هیجان تصمیم میگیرد، ممکن است در برابر چالشهای واقعی زندگی مشترک آسیبپذیر باشد.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه فردی که با نگاه منطقی به مسائل مالی، فرهنگی، شخصیتی و خانوادگی توجه میکند، میتواند پایههای ازدواجی محکمتر بنا کند، تصریح میکند: عقلانیت در تصمیمگیری، مانند ستونهای یک بنا است که وزن زندگی مشترک را تحمل میکند و یکی از مهمترین اصول در تصمیمگیری برای ازدواج، توانایی دیدن واقعیتها است.
صداقت در بیان واقعیتها یکی از معیارهای اساسی برای تصمیمگیری درست است
طاهری ادامه میدهد: بسیاری از افراد در دوران آشنایی تلاش میکنند نقاط ضعف خود یا طرف مقابل را نادیده بگیرند یا پنهان کنند، اما واقعیتها دیر یا زود آشکار میشوند و اگر پیش از ازدواج به آنها توجه نشود، میتوانند به بحرانهای جدی تبدیل شوند؛ دیدن واقعیتها در واقع به معنای پذیرش تفاوتها، شناخت محدودیتها و درک شرایط واقعی زندگی است.
وی با بیان اینکه صداقت در بیان واقعیتها یکی از معیارهای اساسی برای تصمیمگیری درست است، میگوید: اگر فردی مسائل مهمی مانند وضعیت مالی، مشکلات خانوادگی یا حتی بیماریهای جسمی و روانی خود را پنهان کند، در واقع پایههای ازدواج را بر دروغ بنا کرده است.
روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به اینکه گفتن حقیقت، هرچند گاهی دشوار و تلخ باشد، اعتماد را تقویت میکند و به طرف مقابل امکان میدهد با آگاهی کامل تصمیم بگیرد، اضافه میکند: ازدواجی که بر پایه صداقت شکل گیرد، در برابر چالشها مقاومتر خواهد بود و منطقیگرا بودن در تصمیمگیری برای ازدواج به معنای پذیرش این واقعیت است که هیچ فردی کامل نیست و هیچ زندگی مشترکی بدون مشکل نخواهد بود.

صداقت یکی از مهمترین اصول در دوران آشنایی است؛ اگر فردی مسائل مهمی مانند وضعیت مالی، مشکلات خانوادگی یا بیماریهای جسمی و روانی خود را پنهان کند، در واقع پایههای ازدواج را بر دروغ بنا کرده است و گفتن حقیقت، هرچند گاهی دشوار باشد، اعتماد را تقویت میکند و به طرف مقابل امکان میدهد با آگاهی کامل تصمیم بگیرد و ازدواجی که بر پایه صداقت شکل گیرد، در برابر چالشها مقاومتر خواهد بود.
یکی دیگر از کارهای ضروری در دوران آشنایی، گفتوگو درباره اهداف و انتظارات آینده است، زوجین باید بدانند که چه میخواهند و چه انتظاراتی از زندگی مشترک دارند. اگر یکی به دنبال زندگی ساده و دیگری به دنبال تجملات باشد، احتمال بروز اختلاف بیشتر خواهد بود و توافق بر سر اهداف مشترک، مسیر زندگی را روشنتر و از بروز بحرانهای جدی جلوگیری میکند.
ازدواج تنها پیوند دو فرد نیست، بلکه ارتباط دو خانواده و دو فرهنگ نیز هست و در دوران آشنایی باید به جایگاه خانوادهها، ارزشهای فرهنگی و میزان دخالت آنها در زندگی مشترک توجه شود. بسیاری از اختلافات پس از ازدواج ناشی از تفاوتهای فرهنگی یا دخالتهای بیجا خانوادهها است و شناخت این عوامل پیش از ازدواج میتواند از بروز مشکلات جدی جلوگیری کند.
یکی از کارهای ارزشمند در دوران پیش از ازدواج، ایجاد تجربههای مشترک در موقعیتهای واقعی زندگی است. زوجین باید فرصتهایی داشته باشند تا در شرایط مختلف مانند مدیریت یک فعالیت گروهی یا برنامهریزی مالی کوچک، رفتار و واکنشهای یکدیگر را مشاهده کنند و این تجربهها نشان میدهد که هر فرد در برابر فشار، مسئولیت یا تغییرات چگونه عمل میکند و آیا توانایی همکاری و سازگاری دارد یا خیر. تجربههای مشترک به زوجین کمک میکند تا تصویر واقعیتری از آینده زندگی مشترک بسازند و تصمیمگیری آنها بر پایه واقعیتهای ملموس باشد.
تصمیمگیری منطقی و واقعگرایانه برای ازدواج سرمایهای ارزشمند برای آینده است و این تصمیم نه تنها از بروز بحرانهای جدی جلوگیری میکند، بلکه زمینهساز رشد فردی و خانوادگی نیز میشود. فردی که با عقلانیت و صداقت وارد زندگی مشترک میشود، میتواند با شریک زندگی خود رابطهای سالم، پایدار و پر از اعتماد بسازد و چنین ازدواجی نه تنها به خوشبختی فردی منجر میشود، بلکه به سلامت و پایداری جامعه نیز کمک میکند.


نظر شما