به گزارش خبرگزاری ایمنا؛ پرخاشگری و وجود خشم کنترل نشده و واکنشهای عصبی میتواند در هر شکلی از روابط اجتماعی و به ویژه رابطه عاطفی بسیار مخرب باشد زیرا آنچه که روابط انسانی را از تعاملات میان سایر جانداران متمایز میکند امکان استفاده از گفتوگو بر پایه تفکر برای حل مسئله است. عصبانیت یک احساس طبیعی است که همه انسانها آن را تجربه میکنند، عصبانیت میتواند ناشی از عوامل مختلفی مانند استرس، ناامیدی، یا احساس ناعادلانه بودن باشد، در برخی موارد، عصبانیت میتواند به رفتارهای مخرب مانند پرخاشگری یا خشونت منجر شود. زندگی با همسر عصبانی میتواند بسیار دشوار و استرسزا باشد، همسر عصبانی ممکن است رفتارهایی مانند دادوفریاد، توهین، یا حتی خشونت فیزیکی را از خود نشان دهد. این رفتارها میتواند باعث آسیب روانی و جسمی به همسر و فرزندان شود.
همسر پرخاشگر داشتن برای هر فردی میتواند دردسر ساز باشد پرخاشگری یکی از خصوصیتهای بد رفتاری است، برخورد با فرد پرخاشگر زمانی بسیار مهم میشود که این فرد شریک زندگی باشد و فرد بارها در مقابل رفتارهای او قرار بگیرد، این مسئله میتواند روی کیفیت زندگی زوجها تأثیر بگذارد، زندگی با فرد پرخاشگر باعث عدم اعتماد به نفس و ایجاد حس ناخوشایند در بین زوجین میشود.

علل پرخاشگری زوجها در زندگی خانوادگی بعد از ازدواج / لزوم خوب گوش کردن زوجها به صحبتهای همدیگر
احمد پدرام، دکترای روانشناسی و مشاور خانواده در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به علل پرخاشگری زوجها در زندگی خانوادگی بعد از ازدواج اظهار کرد: باید زوجها بدانند به چه دلایلی در زندگی زوجی دچار پرخاشگری میشوند و معمولاً نوع پرخاشگریهای آنها چگونه است و در این مواقع بهتر است که چه کاری انجام دهند، مهمترین داستان این است ممکن است افراد با همان الگوهای قدیمی وارد زندگی زوجی شأن شوند و برای بهتر زندگی کردن و کاهش پرخاشگری و تنشهای زندگی بهتر است الگوهای رفتاری مناسب و مهارت ارتباطی در زندگی زوجی را داشته باشند.
وی افزود: یکی از علل این اتفاق و بروز پرخاشگری بین زوجها در زندگی شأن این است که آنها معمولاً با باورهای مربوط به خانه پدری شأن وارد زندگی زوجی میشوند و وقتی با اندیشهها، رفتارها و عواطف متفاوتی در زندگی زوجی مواجه شدند و روشهای حل مسئله و کنار آمدن با آن و یا روشهای توضیح خواستن در مورد اینکه اصلاً مسئلهای است یا نیست را نمیدانند و به همین علت کار آنها به مشاجره میافتد و معمولاً دچار پرخاشگری میشوند و در این شرایط یکی از روشهای پرخاشگری منفعلانه اتفاق میافتد و این روند باعث میشود که زوجها رفتارهای متفاوتی در خانه داشته باشند و در مکان جداگانهای مانند تراس خانه یا پشت بام یا جای دیگری وقت گذرانده و زندگی کنند و در کانون خانواده نباشند.
روانشناس و مشاور خانواده تصریح کرد: اولین نکته این است که افراد مهارتهای ارتباطی در زندگی زوجی را نمیدانند و میتوانند در هر سنی این موارد را یاد بگیرند و باید موضوعها را در زندگی زوجی درست مطرح کنند تا به پرخاشگری و مشاجره نرسد و اینکه چرا این موارد و پرخاشگریها بین زوجها اتفاق میافتد به دلیل باورهای قدیمی بوده که عدهای از آنها دارند و الگوهای حل مسئله که در خانه اتفاق میافتد و اینکه در زمان کودکی آنها با والدین قهر میکردند و به اتاقشان میرفتند و این نوع رفتارها در خانه پدری بوده و باید زوجها بدانند که نشان دادن این نوع رفتارها در زندگی زوجی اصلاً درست نیست و پاسخ مثبتی نمیگیرند و حتی منجر به فاجعه در زندگی زوجی آنها میشود.
وی ادامه داد: نکته دیگر اینکه عدهای از زوجها به درستی یاد نگرفتهاند که در مورد موضوع حرف بزنند و بجای اینکه بتوانند گفت و شنود صحیح داشته باشند با اعتراض، انتخاب، تحقیر، تخریب و یا بی اعتنایی به طرف مقابل میخواهند مسئله را حل کنند و این موارد چرایی مسئله است و علاوه بر این موارد فشارها و مشکلات اقتصادی خانوادهها و مسائل و دغدغههای روزمره زندگی و اینکه امروز باید کودک را به مدرسه ببرند و کدام یک زا زوجین باید این کار را انجام دهد، مدرسه رفتن فرزندان و هزینههایی که دارند و همه این موارد ممکن است فضای خانواده را تا حدودی تنش زا و متشنج کند و موجب بروز پرخاشگری بین زوجها شود.
پدرام عنوان کرد: نداشتن حمایتهای حرفهای زوجها در زندگی از روانشناسان و مشاوران ورزیده و حرفهای برای تطابق پیدا کردن در زندگی زوجی از دیگر نکات بسیار مهم است که بسیاری از آنها از نظرات حرفهای یک مشاور استفاده نمیکنند زوجها باید بدانند که خوب گوش کردن آنها به صحبتهای همدیگر یک هنر است که باید سعی کنند به درستی یاد بگیرند، نکته بسیار مهم دیگر اینکه پیش آیندهای پرخاشگری در زندگی زوجی موجب ایجاد سوءتفاهم بین زوجها میشود و بهتر است زوجها برای کاهش پرخاشگریها در زندگی زوجی با مشاوران این حوزه مشورت کرده و از نظرهای آنها برای کاهش تنش و پرخاشگری در زندگیشان بهرهمند شوند.
وی خاطرنشان کرد: زبان عشق با ابراز کلام محبت آمیز بین زوجها باعث کاهش تنش و پرخاشگری بین آنها میشود و بهتر است زوجها در این مورد هم با همدیگر در زندگی زوجی گفت و گو کنند، اگر زوجها بپذیرند که ضرورت دارد در زندگی زوجی تفاهم داشته باشند و زبان عشق ورزیدن به همدیگر و تفاوتهای فرهنگی و شخصیتی را بیاموزند در این شرایط میفهمند بهتر است مهارتهای ارتباطی را هم یاد بگیرند و در این صورت روند زندگی آنها روال بهتری پیدا کرده و پرخاشگری در زندگی آنها هم کاهش پیدا میکند.
مبرهن است که خشم یک احساس درونی است و پرخاشگری، ابراز بیرونی این احساس است، در حالی که خشم میتواند به صورتهای مختلفی ابراز شود، پرخاشگری معمولاً به صورت رفتارهای فیزیکی یا کلامی بروز میکند که به قصد آزار رساندن به دیگری انجام میشود. وجود خشم کنترل نشده و واکنشهای عصبی میتواند در هر شکلی از روابط اجتماعی و به ویژه رابطه عاطفی بسیار مخرب باشد زیرا آنچه که روابط انسانی را از تعاملات میان سایر جانداران متمایز میکند امکان استفاده از گفتگو بر پایهی تفکر برای حل مسئله است.
معمولاً افراد پرخاشگر مشخص نمیکنند به دنبال چه هستند و چرا عصبانی میشوند، صرفاً قصد دارند احساسات خود را تخلیه کنند. هیجانات منفی مانند عصبانیت و خشم در کنار خطاهای شناختی از جمله منفیبافی و فاجعهانگاری میتواند اثرات طولانی مدتی بر سلامت روان یک فرد و همسر عصبی و بداخلاق او داشته باشد، وقتی از ازدواج صحبت میشود دیگر مخاطب یک فرد با مشکلات شخصی نیست بلکه از خانوادهای صحبت میشود که سلامت جسمی و روانی تکتک اعضای آن زنجیروار بر یکدیگر اثر گذاشته و در نهایت یک کل را تشکیل میدهد.



نظر شما