به گزارش خبرگزاری ایمنا، زندگی مشترک، همراهی دو انسان با پیشینه، تجربه، فرهنگ، علایق و ویژگیهای شخصیتی متفاوت است؛ بنابراین رسیدن به آرامش در این مسیر، بیش از آنکه به شبیهبودن زوجین وابسته باشد، به توانایی آنها برای شناخت و پذیرش تفاوتها ارتباط دارد. توافقپذیری در این میان مهارتی است که میتواند زمینه گفتوگو، همدلی و همکاری بیشتر میان همسران را فراهم کند. توافقپذیری به معنای موافقت همیشگی با دیدگاه طرف مقابل نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای فهمیدن نگاه دیگری و پیدا کردن راهحل مشترک است. زوجهایی که تفاوتهای یکدیگر را بهتر میشناسند، فرصت بیشتری برای ساختن رابطهای همراه با احترام و آرامش خواهند داشت.
زندگی مشترک، همراهی دو انسان با ویژگیها، تجربهها و نگاههای متفاوت است و قرار نیست زوجین در تمام زمینهها مانند یکدیگر فکر کنند. آنچه میتواند این تفاوتها را به فرصتی برای شناخت و رشد تبدیل کند، مهارت توافقپذیری است؛ مهارتی که بر درک متقابل، پذیرش تفاوتها، احترام به دیدگاههای یکدیگر و تلاش برای رسیدن به راهحل مشترک استوار است. توافقپذیری به معنای کنارگذاشتن خواستهها یا پذیرش همیشگی نظر طرف مقابل نیست، بلکه به زوجین کمک میکند ضمن حفظ ویژگیهای فردی، زبان مشترکی برای گفتوگو پیدا کنند و در مسیر ساختن زندگی آرامتر و همراه با همدلی، در کنار یکدیگر حرکت کنند.
درک تفاوتهای شخصیتی، فرهنگی و تجربی همسر، یکی از پایههای شکلگیری تفاهم در زندگی مشترک است. هر فرد با پیشینه و تجربههای منحصربهفرد خود وارد رابطه میشود و همین تفاوتها میتواند نگاه زوجین به مسائل مختلف را متفاوت کند. زمانی که همسران به جای تلاش برای تغییر یکدیگر، فرصت شناخت و شنیدن دیدگاههای طرف مقابل را فراهم میکنند، زمینه بیشتری برای گفتوگو و همکاری شکل میگیرد. در چنین شرایطی، احترام، توجه، قدردانی و همدلی میتواند فضای عاطفی خانواده را غنیتر کند و به زوجین کمک کند تفاوتهای خود را بهتر بشناسند و برای رسیدن به اهداف مشترک، مسیر مناسبی پیدا کنند.
توافقپذیری همچنین مهارتی آموختنی است و تقویت آن میتواند از سالهای کودکی و نوجوانی آغاز شود و در مراحل مختلف زندگی ادامه پیدا کند. خودشناسی، خودآگاهی و یادگیری مهارتهای ارتباطی، از جمله زمینههایی است که به افراد کمک میکند شناخت دقیقتری از نیازها، انتظارات و ویژگیهای خود و دیگران داشته باشند. آموزش این مهارتها پیش از ازدواج، در دوران خواستگاری و نامزدی و پس از تشکیل خانواده میتواند زمینه ارتباط مؤثرتر زوجین را فراهم کند. مشاوران، مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزشی نیز میتوانند در انتقال این مهارتها و آمادهسازی جوانان برای ساختن روابط سالم و مسئولانه نقش مؤثری داشته باشند.
در کنار همدلی و همراهی، حفظ تعادل نیز در توافقپذیری اهمیت دارد؛ چراکه یک رابطه سازنده زمانی شکل میگیرد که توجه به نیازهای دیگری، به معنای نادیده گرفتن نیازهای فردی نباشد. افراد توافقپذیر معمولاً در روابط خود همکاری، همراهی، نوعدوستی و درک بیشتری نشان میدهند و این ویژگیها میتواند به تقویت روابط خانوادگی و اجتماعی کمک کند. در زندگی مشترک نیز هدف، حذف اختلافنظرها نیست، بلکه مدیریت تفاوتها و تبدیل آنها به فرصتی برای گفتوگو و شناخت بیشتر است. هنگامی که زوجین با احترام، اعتماد و درک متقابل برای حل مسائل تلاش میکنند، توافقپذیری میتواند به یکی از مهارتهای مؤثر در مسیر تحکیم روابط خانوادگی تبدیل شود.

آموزش مهارتهای زندگی مشترک ضروری است
احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده، درباره اهمیت توافقپذیری زوجین در زندگی مشترک به خبرنگار ایمنا میگوید: بیشتر افراد تصور میکنند توافقپذیری به این معناست که زن و شوهر به نقطهای برسند که شبیه یکدیگر شوند، در حالی که توافقپذیری به معنای وفقدادن و سازگارکردن خود با شرایط و درک تفاوتها در زندگی مشترک است.
وی میافزاید: بسیاری از اختلافنظرهایی که میان زوجین شکل میگیرد، به دلیل درکنکردن صحیح تفاوتهای موجود در زندگی مشترک است. دو نفر ممکن است به دلایل مختلف یکدیگر را انتخاب کرده باشند، اما گاهی تصور اولیه آنها این است که مانند یکدیگر هستند یا پس از ازدواج میتوانند طرف مقابل را تغییر دهند و او را مطابق خواستههای خود رشد دهند؛ در حالی که چنین نگاهی میتواند زمینه اختلاف را فراهم کند.
این روانشناس و مشاور خانواده ادامه میدهد: اگر همسران بدانند توافقپذیری به معنای درک نقطهنظر همسر و شناخت تفاوتهای او از نظر محیط و خانوادهای است که در آن رشد کرده، گذشته، فرهنگ و آداب و رسوم، میتوانند ارتباط بهتری با یکدیگر برقرار کنند.
پدرام تصریح میکند: زن و مرد ممکن است اهداف و ویژگیهای متفاوتی داشته باشند و همین تفاوتها بخشی از واقعیت زندگی مشترک است. زوجین با شناخت و پذیرش این تفاوتها میتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند و برای رسیدن به اهداف مشترک تلاش کنند. تحقیقات نیز ضرورت درک تفاوتها در زندگی زوجی را نشان میدهد و زوجین باید ببینند در چه زمینههایی با یکدیگر متفاوت هستند و تلاش کنند به این تفاوتها احترام بگذارند. همچنین به جای تحقیر، انتقاد، بیاعتنایی، توهین و برخورد دفاعی، باید از سازش، قدردانی، احترام و توجه برای غنیتر کردن روابط خانوادگی استفاده کنند.
وی میگوید: سکوت همیشه به معنای رضایت نیست و باید جایگاه و دلیل آن در گفتوگوی زوجین مشخص شود. گاهی فرد در شرایطی که همسرش عصبانی است، برای کنترل شرایط و کاهش تنش سکوت میکند و به طرف مقابل فرصت میدهد آرام شود. چنین سکوتی میتواند نوعی خودکنترلی و همدلی باشد، اما اگر فرد در برابر صحبتهای همسر عمداً پاسخ ندهد و با بیتوجهی یا نادیدهگرفتن او رفتار کند، این سکوت میتواند ارتباط را دشوار کند؛ بنابراین باید میان سکوت برای آرامکردن شرایط و سکوت از روی بیاعتنایی تفاوت قائل شد.
این روانشناس و مشاور خانواده درباره راهکارهای تقویت توافقپذیری زوجین اضافه میکند: افراد برای افزایش توافقپذیری در زندگی مشترک نیازمند آموزش هستند و این آموزش میتواند از دوران کودکی و نوجوانی آغاز شود. جوانان نیز پیش از ازدواج باید مهارتهای لازم برای زندگی مشترک را بیاموزند. خودشناسی، مشاوره پیش از ازدواج، خودآگاهی و مهارتهای بینفردی و درونفردی از جمله مواردی است که میتواند به مهارتهای زندگی زوجین و توافقپذیری آنها کمک کند.
پدرام تصریح میکند: مدارس، دانشگاهها و مراکز مشاوره میتوانند در آموزش این مهارتها نقش داشته باشند. افراد همچنین باید در استفاده از محتوای آموزشی فضای مجازی دقت کنند و برای دریافت آموزشهای مربوط به روابط زوجین، از مطالب مشاوران و متخصصان این حوزه استفاده کنند.
وی خاطرنشان میکند: خودآگاهی به افراد کمک میکند برخی توقعات خود از همسر را بهتر ارزیابی کنند و متوجه شوند کدام انتظارها ممکن است غیرمنطقی یا نابجا باشد؛ بنابراین آموزش و استفاده از نظر متخصصان میتواند به شکلگیری روابط آگاهانهتر کمک کند.

توافقپذیری متعادل، زمینهساز همراهی بیشتر
مجتبی ناجی، روانشناس و مشاور خانواده، درباره ویژگی توافقپذیری زوجین در زندگی مشترک به خبرنگار ایمنا میگوید: روانشناسان در شخصیتشناسی پنج ویژگی و صفت را مورد بررسی قرار میدهند که میزان موافقت و توافقپذیری یکی از آنهاست. افراد از نظر میزان توافقپذیری با یکدیگر تفاوت دارند و افرادی که این ویژگی در آنها بیشتر است، معمولاً همکاری، همراهی، رفاقت و هماهنگی بیشتری با دیگران دارند.
وی میافزاید: توافقپذیری در روابط اجتماعی نیز اهمیت دارد. زمانی که افراد میخواهند در یک کار جمعی یا به عنوان عضوی از یک گروه فعالیت کنند، میزان توافقپذیری میتواند در نحوه همکاری آنها اثرگذار باشد. افرادی که توافقپذیری متعادل و بالاتری دارند، معمولاً همدلی، همدردی، دلسوزی و درک بیشتری نسبت به احساسات و افکار دیگران نشان میدهند.
این روانشناس و مشاور خانواده تصریح میکند: در روابط خانوادگی نیز توافقپذیری میتواند به زوجین کمک کند تا هنگام مواجهه با اختلافنظر، به جای طولانیکردن تنش، برای حل مسئله و رسیدن به نقطه مشترک تلاش کنند.
ناجی ادامه میدهد: یکی دیگر از ویژگیهایی که در افراد توافقپذیر دیده میشود، روراستی و شفافیت است. این افراد معمولاً رفتار پیچیدهای ندارند و در تعامل با دیگران کمتر به پنهانکاری و تظاهر روی میآورند. اعتماد به دیگران نیز از ویژگیهایی است که میتواند در افراد توافقپذیر بیشتر دیده شود و آنها معمولاً با حسننیت بیشتری به اطرافیان نگاه میکنند. البته تجربههای زندگی و شرایط محیطی میتواند برخی ویژگیهای شخصیتی افراد را در طول زمان تقویت یا کمرنگ کند.
این روانشناس و مشاور خانواده میگوید: افراد توافقپذیر نوعدوست هستند و از کمک به دیگران احساس رضایت میکنند. آنها ممکن است نیازهای جمعی و اجتماعی را در برخی مواقع بر نیازهای فردی ترجیح دهند و از کمککردن به دیگران لذت ببرند.
اهمیت حفظ مرزهای فردی در کنار همراهی
ناجی با تأکید بر اهمیت تعادل در توافقپذیری اظهار میکند: تواضع و فروتنی نیز از ویژگیهای افراد توافقپذیر است و همین ویژگی میتواند روابط اجتماعی آنها را تسهیل کند، اما توافقپذیری بیش از اندازه ممکن است باعث شود فرد خواستههای خودش را نادیده بگیرد. افرادی که بیش از اندازه توافقپذیر هستند، ممکن است به دلیل این ویژگی، مسئولیتها و درخواستهای بیشتری را بپذیرند و در برخی شرایط دیگران نیز انتظارات بیشتری از آنها داشته باشند. بنابراین توافقپذیری باید در حد متعادل باشد و فرد در کنار توجه به دیگران، نیازها و اهداف شخصی خود را نیز در نظر بگیرد.
این روانشناس و مشاور خانواده خاطرنشان میکند: توافقپذیری متعادل میتواند به نظم و روابط اجتماعی بهتر کمک کند و در زندگی مشترک نیز زوجین با حفظ این تعادل میتوانند هم برای یکدیگر همراه باشند و هم مرزهای فردی خود را حفظ کنند.
ناجی میگوید: تفاهم در زندگی مشترک را میتوان حاصل شناخت متقابل و تلاش دو نفر برای رسیدن به فهم مشترک دانست. هیچ رابطهای بدون تفاوت و چالش شکل نمیگیرد، اما نوع مواجهه زوجین با این تفاوتهاست که میتواند مسیر رابطه را تغییر دهد. هنگامی که همسران به جای تلاش برای شبیهکردن یکدیگر، ویژگیهای متفاوت هم را بشناسند و برای گفتوگو و یافتن راهحل مشترک تلاش کنند، زمینه بیشتری برای همدلی و همکاری ایجاد میشود. توافقپذیری در این معنا، مهارتی برای حذف اختلافها نیست؛ بلکه روشی برای مدیریت تفاوتها و تبدیل آنها به فرصتی برای شناخت بیشتر شریک زندگی است.
در نهایت، تجربه زندگی مشترک نشان میدهد که پذیرش تفاوتها به معنای چشمپوشی از نیازهای فردی نیست؛ بلکه فرصتی برای ایجاد تعادل میان خواستههای فردی و اهداف مشترک است. زوجین زمانی میتوانند رابطهای پایدارتر بسازند که هم برای ویژگیهای شخصیتی یکدیگر احترام قائل باشند و هم درباره انتظارات، احساسات و نیازهای خود گفتوگو کنند. در این مسیر، همدلی، اعتماد، احترام و قدردانی میتواند به تقویت پیوند عاطفی کمک کند. توافقپذیری نیز زمانی به یک مهارت مؤثر تبدیل میشود که دو طرف در آن مشارکت داشته باشند و مسئولیت ساختن رابطه را تنها بر عهده یک نفر نگذارند.
پذریش زوجین در زندگی مشترک به مجموعهای از مهارتها برای زندگی خانوادگی نیاز دارد؛ مهارتی که از مسیر آموزش، خودشناسی و تجربه تقویت میشود و میتواند در کیفیت ارتباط زوجین و سایر روابط اجتماعی نیز اثرگذار باشد. خانوادهها، مدارس، دانشگاهها و مراکز مشاوره میتوانند در آموزش این مهارتها نقش داشته باشند تا جوانان پیش از ورود به زندگی مشترک، شناخت دقیقتری از خود، انتظاراتشان و تفاوتهای انسانی داشته باشند. در چنین نگاهی، هدف از توافقپذیری تنها کاهش اختلاف نیست؛ بلکه ساختن رابطهای است که در آن تفاوتها دیده شود، گفتوگو جریان داشته باشد و هر دو نفر برای رسیدن به آرامش و اهداف مشترک سهم داشته باشند.
نظر شما