به گزارش ايمنا، عليرضا رئيسيان (کارگردان فيلم چهل سالگي) در اين نشست، گفت: اصفهان شهر دوم من است و من در اين شهر براي دو فيلم "گزارش يک قتل" و "پرستار شب" دستيار محمدعلي نجفي بودم و خاطرات خوبي دارم.
بنا به اعلام روز گذشتهي پايگاه اطلاعرساني حوزهي هنري استان اصفهان، سپس زاون قوکاسيان با اشاره به فيلم چهل سالگي اظهار داشت: بعد از ديدن اين فيلم در جشنوارهي فجر خوشحال شدم که بعد از مدتها فضاي ديگري در سينماي ايران بهوجود آمده و رئيسيان ريسک کرده و سراغ رمان ناهيد طباطبائي رفته است.
قوکاسيان افزود: در سينماي بعد از انقلاب فقر در اين حوزه وجود دارد. فيلمهاي ريحانه، ايستگاه متروک، سفر و پروندهي هاوانا از آثار خوب رئيسيان است که سعي ميکند در اين بازار تکرار، خود را تکرار نکند. حضور موسيقي در اين فيلم بسيار محسوس است. در سينماي بعد از انقلاب فيلمنامههاي موفقي که از روي رمان يا داستان نوشته شده باشند بسيار کم است و اين قضيه از ريسک و دريافت فضاهاي تازه نشأت ميگيرد.
در ادامهي اين برنامه زاون قوکاسيان (منتقد و مدرس سينما) از کارگردان فيلم پرسيد: چطور شد به سراغ اين رمان رفتيد تا آن را به فيلم تبديل کنيد؟
رئيسيان پاسخ داد: من به عادت قديم رمانهاي ايراني را ميخوانم، اين رمان را فريدون جيراني به من معرفي کرد. پس از خواندن آن يک قرار ملاقات با خانم طباطبائي گذاشتم و به توافق رسيديم و پس از آن مصطفي رستگاري فيلمنامهي آن را نوشت.
مصطفي رستگاري فيلمنامهنويس چهل سالگي گفت: اين رمان شبيه اولين قصهي مثنوي است به نام "پادشاه و کنيزک". روند تبديل اين قصه به فيلمنامه کار دشواري بود که با کمک عليرضا رئيسيان انجام شد.
قوکاسيان پس از اشاره به موسيقي فيلم، پرسيد: چقدر به مسألهي موسيقي در اين فيلم اهميت داديد؟
رئيسيان در پاسخ به اين سؤال گفت: موسيقي اين فيلم کار کريستوف رضايي است متأسفانه او در سينماي ايران کمي مهجور مانده است درحاليکه انسان بسيار منعطفي است. من از بچگي به موسيقي علاقهمند بودم و اين بحث برايم جدي است خصوصاً که در اين رمان زن، موسيقي را کنار گذاشته است و نقطهي اوج وجودي خود را که همان موسيقي است از خود جدا نموده.
در ادامه فيلمنامهنويس چهل سالگي به بيان نکاتي در مورد تبديل داستان به فيلمنامه پرداخت و افزود: اولين شرط نوشتن يک فيلمنامهي اقتباسي خوب، بلد بودن تکنيک تبديل ادبيات به سينما است در ادبيات (منظوم و منثور) با کلمه سروکار داريم. نويسنده با کلمات يکسري تصاوير را براي ما احضار ميکند. هر خوانندهاي براي خودش منحصر به فرد و جدا تصوير ميسازد پس خيلي سخت است که رمان را به فيلم تبديل کرد. حتي بسياري از رمانهاي بزرگ که در تاريخ سينما به فيلم تبديل شدهاند موفق نبودهاند.
وي تصريح کرد: در سينما ما به کنش و رفتار احتياج داريم و کنش قابل لمس است پس ما بايد کلمات را در ادبيات به کنش در سينما تبديل کنيم و از آن استفاده کنيم. قصههاي اسطورهاي و کلاسيک هم همين خصوصيت را دارند. يک فيلمنامهنويس بايد اول کنشهاي بنيادين را دربياورد و روي منحني بياورد و بعد اوج و فرود قصه را بيابد و همهي اينها را به تصوير تبديل کند. آفت بزرگ سينماي ايران سخنراني شخصيتهاست. آدمها در سريالها بهجاي آنکه فعاليت و حرکت داشته باشند مدام سخن ميگويند درحاليکه ما نياز به کنش و رفتار داريم نه به سخنراني و بيان.
رستگاري خاطرنشان کرد: سينما زبان تصوير است هروقت توانستي بهعنوان فيلمنامهنويس بنويسي و يک فيلم خوب را تعريف نکني بلکه آن را درون ذهنت با تصاوير ببيني و با تصاوير آن را روايت کني هنر تبديل داستان به فيلمنامه را آغاز کردهاي و در مسير درستي گام نهادهاي.
وي با تأکيد بر اهميت موسيقي در اين فيلم افزود: موسيقي يک معنا دارد و يک نشانه است. براي شخصيت اصلي موسيقي يک زبان خاموش شده است، آنجايي که کلام ساکت ميشود موسيقي شروع به سخن ميکند. پادشاه در قصهي اول مثنوي استعارهاي از خداست و در اين داستان خدا نسبت عاشقانهاي با انسان دارد. در اين فيلم موسيقي براي شخصيت نگار زبان فراموششدهاي است که دوباره به آن روي ميآورد و اينبار با تجربهاي ديگر آن را مينوازد.
خاطرنشان ميسازد که در پايان اين مراسم، عليرضا رئيسيان (کارگردان) و مصطفي رستگاري (فيلمنامهنويس) به سؤالات حضار درخصوص فيلم چهل سالگي پاسخ گفتند.
خبرگزاري ايمنا: فيلم سينمايي «چهل سالگي» طي نشستي با حضور عليرضا رئيسيان (کارگردان فيلم)، مصطفي رستگاري (فيلمنامهنويس فيلم) و زاون قوکاسيان (منتقد سينما) در تالار سعدي حوزهي هنري استان اصفهان اکران شد.
کد مطلب 18042

نظر شما