محمود یوسفی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به اجرای نمایش«کوروش» به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانیمرند در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر اظهار کرد: بازآفرینی شخصیتهای تاریخی روی صحنه تنها به معنای روایت دوباره یک سرگذشت نیست، بلکه تلاشی برای تبدیل گذشته به تجربهای دراماتیک است، به همین دلیل در ارزیابی چنین آثاری باید بررسی کرد که تئاتر تا چه اندازه توانسته است مواد تاریخی را به کنش، تعارض و موقعیتهای زنده نمایشی تبدیل کند.
وی با اشاره به ساختار روایت نمایش«کوروش» افزود: متن این اثر از گسترده روایی مناسبی برخوردار است و نویسنده توانسته مواد و دادههای تاریخی را در قالب ساختاری نمایشی سامان دهد. برخلاف بسیاری از نمایشهای تاریخی که به دلیل غلبه اطلاعات و روایتهای طولانی، حوصله تماشاگر را از بین میبرند، این اثر تا پایان مخاطب را با خود همراه میکند.
این نویسنده با اشاره به آغاز نمایش با خواب آستیاگ، پادشاه ماد تصریح کرد: این شروع به جای ورود مستقیم به شرح رویدادها، فضایی از بیم و انتظار ایجاد میکند و مخاطب را به جهان دراماتیک اثر وارد میسازد. انتخاب خواب به عنوان نقطه آغاز روایت، امکان ایجاد تعلیق و پیوند سرنوشت شخصیتها با حوادث پیش رو را فراهم کرده است.

بازی امین میری از نقاط قوت نمایش کوروش است
یوسفی درباره ویژگیهای اجرایی این نمایش گفت: یکی از انتخابهای مشخص نادر برهانیمجد، پرهیز از بازسازی پر جزئیات و شلوغ فضای تاریخی است. طراحی صحنه با استفاده حساب شده از عناصر، فضایی برای حرکت بازیگران و شکل گیری تصاویر نمایشی فراهم میکند و فاصله میان بازیگران، سکوت، نحوه استقرار بدنها و ترکیببندی صحنه در ساخت فضای اثر نقش دارند.
وی ادامه داد: در نمایشی با موضوعی همچون کوروش، این انتخاب اهمیت دارد، چر که در آثار تاریخی این خطر وجود دارد که شکوه لباسها، دکورهای پر حجم، موسیقی و جلوههای بصری به هدف اصلی اجرا تبدیل شوند و انسان در میان این عناصر ناپدید شود. در این نمایش تلاش شده است با استفاده از فضای خالی، سکوت و آرایش بدنها معنا ایجاد شود و در بخشهایی نیز این رویکرد به شکلگیری تصاویر تاملبرانگیز کمک کرده است.
این نویسنده با اشاره به عملکرد بازیگران نمایش بیان کرد: در میان بازیگران، امین میری حضوری برجسته دارد، ایفای چند کاراکتر، بازیگر را با این دشواری روبهرو میکند که ضمن حفظ پیوستگی اجرا، تفاوت شخصیتها را نیز برای تماشاشگر روشن سازد، میری در این زمینه موفق عمل میکند و جابهجایی میان نقشها را با تسلط مناسبی پیش میبرد.
یوسفی افزود: آنچه در بازی میری جلب توجه میکند، چابکی و وضوح در ارائه نقشها است، او برای متمایز کردن کاراکترها به اغراقهای اضافی متوسل نمیشود و از انعطاف مناسبی در تغییر موقعیت برخوردار است. این ویژگی در اجرایی که تعدد نقشها میتواند بر ریتم و پیوستگی آن تاثیر بگذارد، ارزشمند است.

وی با اشاره به برخی محدودیتهای نمایش اظهار داشت: با وجود امتیازهای اجرایی، در جریان تماشا این احساس شکل میگیرد که ظرفیت متن در برخی بخشها از آنچه در اجرای صحنهای تحقق پیدا میکند، فراتر است. متن زمینههایی برای تعارض، گسترش روابط شخصیتها و شکلگیری لحظات موثر دراماتیک فراهم میکند اما اجرا همیشه این امکانها را به همان اندازه بسط نمیدهد.
این نویسنده تصریح کرد: روایت روان به خودی خود به معنای درام قدرتمند نیست و انتقال اطلاعات تاریخی نیز لزوما تماشاگر را درگیر نمیکند. آنچه به یک موقعیت نمایشی قدرت میبخشد. تعارضی است که در رفتار شخصیتها شکل میگیرد، انتخابی است که پیامد دارد و کنشی است که مسیر رویدادها را تغییر میدهد. در کوروش متن از ظرفیت روایی مناسبی برخوردار است اما در بعضی لحظات میتوانست این ظرفیت به تعارضهای برجستهتر و کنشهای موثرتری تبدیل شود.
یوسفی درباره نسبت میان تاریخ و تئاتر نیز گفت: نمایش تاریخی را نباید با معیارهای یک پژوهش مستند سنجید، وظیفه تئاتر بازگویی موبهموی اسناد و گزارشهای تاریخی نیست، اما آزادی دراماتیک نیز به معنای بیاعتنایی به منطق رویدادها و شخصیتها نخواهد بود، نویسنده و کارگردان میتوانند از میان روایتهای تاریخی انتخاب کنند و با بهرهگیری از تخیل، موقعیتهایی بیافرینند که گذشته را به تجربهای انسانی تبدیل کند.
وی خاطرنشان کرد: اهمیت نمایش کوروش را باید در نسبت میان دستاوردها و محدویتهای آن جستوجو کرد، انتخاب شخصیتی بزرگ از تاریخ، امتیاز اولیه یک نمایش است، نه تضمین موفقیت آن، آنچه به چنین انتخابی اعتبار هنر میبخشد، توانایی تبدیل تاریخ به کنش، شخصیت و تجربهای زنده روی صحنه است.

نظر شما