۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۲
ترامپ ماند و حوضش!

ترامپ با خیال تسلیم ایران، آتش جنگ و فشار حداکثری را شعله‌ور کرد، اما حالا دود همان آتش به چشم واشنگتن رفته است؛ از وعده‌های پرطمطراق کاخ سفید چیزی جز هزینه‌های اقتصادی و شکست انتخاباتی باقی نمانده تا رئیس‌جمهور آمریکا بماند و حوضش.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، واشنگتن سال‌ها است با تکیه بر تحریم، تهدید نظامی، مداخله‌گری و فشار اقتصادی، تلاش می‌کند اراده سیاسی ملت‌های مستقل را به خواست خود گره بزند؛ اما امروز پیامدهای همین سیاست سلطه‌جویانه، بیش از هر زمان دیگری به داخل مرزهای آمریکا بازگشته است. کشوری که مدعی رهبری جهان آزاد است، در عرصه بین‌المللی با بحران اعتبار و در داخل با شکاف سیاسی، نارضایتی اجتماعی و هزینه‌های سنگین ماجراجویی‌های خارجی روبه‌روست.

شکست انتخاباتی حزب حاکم در انتخابات میان‌دوره‌ای، در چنین فضایی تنها یک جابه‌جایی سیاسی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فرسایش اعتماد عمومی به دولتی است که سیاست خارجی آن را با جنگ‌طلبی و فشار حداکثری تعریف کرده است.

این شکست انتخاباتی زمانی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند که حتی مقام‌های ارشد دولت آمریکا نیز ناگزیر شده‌اند به نقش جنگ علیه ایران در این ناکامی اعتراف کنند؛ جنگی که علاوه بر تحمیل هزینه‌های انسانی و امنیتی، افزایش قیمت انرژی و فشار معیشتی بر شهروندان آمریکایی را به دنبال داشته است. اعتراف ترامپ به تأثیر جنگ و تصریح جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، مبنی بر اینکه «دلیل شکست ما جنگ بود»، نشان می‌دهد آتش سیاست‌های جنگ‌طلبانه واشنگتن، این‌بار دامن سیاستمداران آمریکایی را گرفته است.

مقاومت ایران معادلات واشنگتن را برهم زد

عباس مقتدایی نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا، درباره تأثیر سیاست‌های جنگ‌طلبانه دولت آمریکا در قبال ایران و پیامدهای اقتصادی آن بر نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای این کشور اظهار کرد: اگر موضوع را کلان‌تر ببینیم، تقلیل این تحولات به شکست یک حزب یا شخص ترامپ، تنها بخشی از واقعیت است؛ چراکه نارضایتی افکار عمومی آمریکا و جهان از عملکرد و ساختار سیاسی این کشور، در مقطع کنونی خود را در قالب شکست حزب جمهوری‌خواه نشان داده است.

وی افزود: نارضایتی از جنایت‌های آمریکا و سیاست‌های سلطه‌جویانه این کشور، اکنون در انتخابات داخلی آمریکا نیز نمود پیدا کرده و شکست حزب حاکم، یکی از جلوه‌های این واقعیت است.

نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به تأثیر اقتدار ایران بر معادلات سیاسی آمریکا تصریح کرد: در روزهای گذشته، موضوع جایگاه قدرت ایران و ابعاد مختلف اقتدار کشور، از سوی رهبر معظم انقلاب و بسیاری از اندیشمندان داخلی و خارجی مورد توجه قرار گرفته است. واقعیت صحنه این است که اقتدار ایرانیان به نقطه‌ای رسیده که تحولات سیاسی داخلی آمریکا نیز از آن تأثیر می‌پذیرد.

مقتدایی ادامه داد: اگر روسیه یا چین بخواهند با تمام ظرفیت‌های خود بر انتخابات آمریکا تأثیر بگذارند، با محدودیت‌هایی مواجه هستند؛ اما امروز واقعیت صحنه نشان می‌دهد که اقتدار ایران و ایستادگی ملت ایران در شکست سیاسی ترامپ و حزب او بازتاب پیدا کرده است.

«پیش‌لرزه یک زلزله سیاسی» در آمریکا

وی با توصیف شکست حزب ترامپ به‌عنوان «پیش‌لرزه یک زلزله سیاسی» در آمریکا گفت: این اتفاق تازه آغاز لرزشی است که ابعاد آن تنها به حوزه سیاسی آمریکا محدود نخواهد ماند و می‌تواند پیامدهای اجتماعی نیز داشته باشد. هم‌پیمانان آمریکا در اروپا و آسیا نیز نمی‌توانند خود را از آثار این تحولات دور نگه دارند.

وی با تأکید بر نقش مقاومت ملت ایران در تغییر معادلات بین‌المللی خاطرنشان کرد: مقاومت و ایستادگی ایرانیان به الگویی الهام‌بخش برای ملت‌های دیگر تبدیل شده و همین مسئله نگرانی آمریکا را از تأثیرگذاری ایران بر منافعش در سایر نقاط جهان افزایش داده است.

نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی همچنین با اشاره به مناسبت ۱۳ آبان و سابقه ایستادگی ملت ایران در برابر سلطه‌جویی آمریکا بیان کرد: آمریکایی‌ها ابزارهای مختلفی از جمله تحریم‌های همه‌جانبه و فشار حداکثری را علیه ایران به کار گرفتند، اما در تحقق اهداف خود ناکام ماندند؛ حتی استفاده از ابزار جنگ نیز نتوانست اراده ملت ایران را در هم بشکند.

مقتدایی تأکید کرد: نتیجه این روند، تبدیل شدن ایران به کشوری الهام‌بخش برای ملت‌های جهان است؛ موضوعی که اکنون به یکی از نگرانی‌های اصلی آمریکا تبدیل شده، چراکه گسترش این الگو می‌تواند منافع واشنگتن را در دیگر نقاط جهان تحت تأثیر قرار دهد.

به گزارش ایمنا، آنچه امروز در معادلات سیاسی آمریکا رخ می‌دهد، می‌تواند فراتر از یک شکست انتخاباتی و نشانه‌ای از آغاز فرسایش نظم تحمیلی واشنگتن باشد؛ نظمی که سال‌ها با تهدید، تحریم و جنگ‌افروزی به دنبال مهار ملت‌ها بوده، اما اکنون با پیامدهای سیاست‌های خود در داخل و خارج مرزهایش روبه‌رو شده است.

مقاومت ایران نشان داد فشار حداکثری به طور حتم به تسلیم منتهی نمی‌شود و قدرت ملت‌ها را نمی‌توان با محاسبات نظامی و اقتصادی سنجید. شاید مهم‌ترین نگرانی امروز واشنگتن نیز همین باشد؛ اینکه ایستادگی یک ملت، به الگویی برای دیگر ملت‌ها تبدیل شود و زنجیره سلطه‌ای را به چالش بکشد که آمریکا سال‌ها برای حفظ آن هزینه کرده است. به نظر می‌رسد زلزله سیاسی واشنگتن تازه از مرحله پیش‌لرزه عبور کرده است.

کد مطلب 1018131

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.