فاطمه کاوند در گفتوگو با خبرنگار ایمنا در تحلیل نتایج انتخابات آمریکا و پیامدهای احتمالی آن برای ایران اظهار کرد: از رأی آوردن دموکراتها در انتخابات آمریکا نگران هستم؛ چراکه همزمانی حضور دموکراتها در آمریکا با روی کار آمدن مسئولان متمایل به مذاکره، میتواند به معنای بازگشت به شرایط دهه ۹۰ و سالهای پیش از آن باشد؛ دورهای که با مذاکره و تفاهمهای پیدرپی و بینتیجه، مانند برجام، همراه بود.
وی افزود: چنین وضعیتی به معنای پایان جنگ بدون دستیابی به نتیجه است؛ بهگونهای که ترور شهید آیتالله سیدعلی خامنهای، هموطنان و فرماندهان ما بدون تحمیل هزینه به آمریکا پایان یابد.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: ممکن است در آمریکا اصل جنگ پذیرفته شود، اما کسی اقدام این کشور در ترور رهبر ایران را اشتباه نمیداند. مسئولان، بخش عمده مردم و جریانهای سیاسی آن کشور نیز چنین موضعی ندارند. همزمانی روی کار آمدن یک دولت اصلاحطلب و دموکرات در آمریکا با دولت متمایل به مذاکره در ایران، میتواند کشور را با شرایط دشواری روبهرو کند.
پیروزینمایی دموکراتها؛ سیاستی برای تغییر محاسبات ایران
کاوند با اشاره به واکنش رسانههای آمریکایی و جریان دموکرات پس از اعلام نتایج انتخابات تصریح کرد: حجم تبلیغات رسانههای آمریکایی و دموکراتهایی مانند اوباما درباره پیروزی در انتخابات و همچنین واکنش کاربران آنها با این مضمون که نتیجه انتخابات به معنای پیروزی ایران یا وقوع تغییر نظام سیاسی در آمریکا بوده است، بخشی از سیاستهای پشتپرده دموکراتهاست.
وی افزود: آنها با چنین فضاسازیهایی به ایران اعتبار میدهند؛ چراکه برخی جریانها در ایران تحت تأثیر این اظهارات قرار میگیرند و تصور میکنند آمریکای دموکرات با آمریکای ترامپ تفاوت دارد. در نتیجه، بار دیگر مسیر مذاکرات جدید در دستور کار قرار میگیرد.
این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: اظهارات، توییتها و سخنرانیهای دموکراتها درباره ایران نباید موجب خوشبینی و تصور پیروزی شود. آنها با ایجاد توهم پیروزی، تلاش میکنند پیامهای بعدی ایران را محدود کنند، موضع رهبر معظم انقلاب مبنی بر پاسخ محکم و بدون محدودیت جغرافیایی را تحت تأثیر قرار دهند و میدان تقابل را از عرصه نظامی به عرصه سیاست منتقل کنند؛ عرصهای که آمریکا در آن تجربه و برتری داشته است.
ترامپ و دموکراتها؛ دو روی یک سیاست از پیش طراحیشده
کاوند با اشاره به ضرورت بررسی تحولات سیاسی آمریکا فراتر از رقابت دو حزب دموکرات و جمهوریخواه گفت: به اعتقاد من، برنامهای پشت پرده وجود داشت که بر اساس آن ترامپ روی کار آمد، چهرههای مهم را ترور کرد و به ایران آسیب رساند تا زمینه بازگشت دموکراتها به قدرت فراهم شود. از حاج قاسم شهید تا رهبر شهیدمان که بهعنوان خار چشم امپریالیسم شناخته میشدند، به دست ترامپ به شهادت رسیدند؛ آیا این اتفاق را میتوان تصادفی دانست؟
وی ادامه داد: دستهای پشتپرده در نظام امپریالیستی و صهیونیستی آمریکا و جهان، فراتر از دو حزب دموکرات و جمهوریخواه قرار دارند. این دو حزب تنها ظاهر ماجرا هستند و بسیاری از تحولات در چارچوب برنامهریزیهای فراتر از رقابت حزبی شکل میگیرد.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به پیامدهای احتمالی همزمانی روی کار آمدن دموکراتها در آمریکا و یک دولت اصلاحطلب اظهار کرد: حتی برخی نیروهای انقلابی و تحصیلکردگان آشنا با تاریخ نیز از بازگشت دموکراتها به قدرت استقبال میکنند. این مسئله نشان میدهد فضاسازی رسانهای آمریکا درباره دموکراتها و آغاز سیاستهای موسوم به دستکش مخملی، بر ذهنیت بخشی از جامعه ایران تأثیر گذاشته است.
تغییر میدان از جنگ به سیاست؛ تکرار تجربه دهه ۹۰
وی با بیان اینکه آمریکا بدون پرداخت هزینهای متناسب با خسارتهای واردشده، ایران را تضعیف کرده است، گفت: آنها شخصیتهای برجسته ما را به شهادت رساندند و اکنون ممکن است بار دیگر ایران را در چرخه مذاکرات و مسائل بینتیجه، مشابه تجربه دوران دولت یازدهم و دوازدهم، گرفتار کنند.
این کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: در برابر حجم تخریبها و شهادتها، پاسخ متقابلی متناسب با اقدامات طرف مقابل ارائه نشده است. دوره استفاده آمریکا از ترامپ بهعنوان ابزار نظامی و ماشین کشتار به پایان رسیده و این کشور به اهدافی که دنبال میکرد، دست یافته است. انتقادها از شخصیت ترامپ نیز میتواند بخشی از فضاسازی سیاسی باشد که بهتدریج جای خود را به آغاز سیاستهای جدید و انتقال تقابل از میدان نظامی به عرصه سیاست میدهد؛ عرصهای که ایران طی ۴۷ سال گذشته در آن با چالشهای جدی روبهرو بوده است.
کاوند ادامه داد: با روی کار آمدن دموکراتها ممکن است جنگ متوقف شود و ایران نیز به سمت تصمیمگیری و تفاهم جدید و امضای توافق دیگری حرکت کند؛ اما پرسش اصلی این است که پاسخ خون شخصیتهای برجسته و هموطنانی که در این جنگ به شهادت رسیدند، چه خواهد بود؟
وی خاطرنشان کرد: ممکن است چند دهه دیگر آمریکا ماشین کشتار دیگری به راه بیندازد و بار دیگر رهبر و مسئولان کشور را هدف ترور قرار دهد؛ زیرا در صورت نبود اقدامات بازدارنده مؤثر و دستیابی نیافتن به پیروزی قاطع، چنین چرخهای میتواند تکرار شود.
تجربه اوباما و برجام؛ هشداری درباره اعتماد به دموکراتها
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به عملکرد دولت باراک اوباما در قبال ایران گفت: در دوران ریاستجمهوری اوباما، مهمترین تحریمها علیه ایران اعمال شد و دوره دشوار اقتصادی و اجتماعی از همان زمان آغاز شد. داعش نیز در دوران اوباما شکل گرفت و ناامنی گسترده در منطقه گسترش یافت. همچنین تحولات و ناآرامیهایی در ایران رخ داد و در جریان برجام نیز ایران امتیازهای گستردهای داد، اما به نتیجه مورد انتظار دست نیافت.
وی افزود: اکنون برخی رسانهها و کاربران از پیروزی ایران در انتخابات آمریکا سخن میگویند؛ در حالی که با کنار رفتن سایه جنگ و آغاز دوره جدیدی از تقابل سیاسی، ممکن است موضوعاتی مانند بازگشایی تنگه هرمز و دستیابی به توافق دوباره مطرح شود. در چنین شرایطی، این پرسش وجود دارد که آیا توقف حملات آمریکا باید به بازگشت شرایط پیشین و کنار گذاشتن اهرمهای فشار ایران منجر شود؟
کاوند با تأکید بر جایگاه تنگه هرمز در معادلات راهبردی ایران اظهار کرد: تنگه هرمز بهتنهایی برگ برنده پیروزی نیست، بلکه اهرمی برای تحمیل هزینه به طرف مقابل است و نه از وقوع جنگ جلوگیری میکند و نه بهتنهایی موجب پیروزی میشود.
بیاعتبار شدن ترامپ کافی نیست؛ آینده چه میشود؟
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به خروج ترامپ از عرصه سیاسی آمریکا و دلایل آن گفت: کنار رفتن ترامپ از صحنه سیاسی آمریکا به جنگی مربوط است که نباید آغاز میکرد و همچنین نارضایتی مردم این کشور از او که بخشی از آن به جنگ با ایران بازمیگردد.
وی افزود: با این حال، این اتفاق به معنای دستیابی به پیروزی بازدارنده نیست و در بلندمدت نیز دستاورد تعیینکنندهای برای ایران در میدان و عرصه سیاست در برابر آمریکا به همراه نخواهد داشت.
کاوند خاطرنشان کرد: بیاعتبار شدن ترامپ اتفاق مثبتی است، اما مسئله اصلی پیامدهای بلندمدت تحولات سیاسی آمریکا و آینده روابط و تقابل دو کشور است.


نظر شما