به گزارش خبرگزاری ایمنا از مازندران، مازندران را باید از لابهلای همین روایتها شناخت؛ از نامهایی که بر روستاها و آبادیها مانده، از نغمههایی که هنوز در گوشهوکنار این سرزمین شنیده میشوند، از آیینهایی که با تغییر فصل و مناسبتهای اجتماعی جان میگیرند و از مردمانی که بخش مهمی از فرهنگ خود را نه در کتابها، بلکه در زندگی روزمره حفظ کردهاند.
چهاردهم آبان روز مازندران، فرصتی برای مکث در برابر این میراث و بازاندیشی درباره هویتی است که گاهی زیر سایه تصویر گردشگری استان کمتر دیده میشود. مناسبتی که میتواند بهانهای برای طرح یک پرسش اساسی باشد؛ مازندران امروز تا چه اندازه گذشته و داشتههای فرهنگی خود را میشناسد و برای انتقال آن به نسلهای آینده چه کرده است؟
هویتی که از گذشته عبور کرده و به امروز رسیده است
مازندران در طول تاریخ، تنها محل سکونت مردمان مختلف نبوده، بلکه یکی از کانونهای مهم تحولات تاریخی و اجتماعی در شمال ایران به شمار میرفته است؛ پیشینه سکونت در این سرزمین، شکلگیری جوامع محلی، ارتباط با مناطق پیرامونی و تحولات سیاسی و مذهبی، مجموعهای از لایههای تاریخی را به وجود آورده که هر کدام بخشی از هویت امروز استان را توضیح میدهند.
نام طبرستان یا تبرستان، حکومتهای محلی و استقرار حکومت علویان، تنها بخشی از فصلهای تاریخی این منطقه هستند؛ فصلهایی که شناخت آنها کمک میکند مازندران را نه صرفاً بهعنوان یک استان با جاذبههای طبیعی، بلکه بهعنوان سرزمینی با جایگاه تاریخی و فرهنگی مستقلتر بشناسیم.
این گذشته در آثار تاریخی، محوطههای باستانی، بناهای قدیمی و حتی در نامها و روایتهای شفاهی مردم باقی مانده است؛گاهی یک اثر تاریخی در گوشه یک روستا یا یک واژه قدیمی در گویش محلی، اطلاعاتی از گذشته را در خود نگه داشته که هنوز فرصت بررسی و معرفی کامل آن فراهم نشده است.

زبان؛ حافظهای که نباید خاموش شود
یکی از مهمترین نشانههای هویت مازندران، زبان و گویشهای بومی آن است و زبان مادری تنها مجموعهای از واژهها و قواعد گفتاری نیست؛ در دل خود شیوه نگاه مردم به جهان، تجربههای تاریخی، روابط اجتماعی و حتی نوع ارتباط آنها با طبیعت را حفظ میکند.
ضربالمثلها، اصطلاحات محلی، روایتهای قدیمی و قصههایی که در خانوادهها نقل شدهاند، بخشی از سرمایه فرهنگی استان هستند که بسیاری از این مفاهیم را نمیتوان بهسادگی با واژههای زبان معیار جایگزین کرد، زیرا پشت هر اصطلاح و روایت، تجربهای از زندگی مردم نهفته است.
با تغییر سبک زندگی و کاهش استفاده از زبان بومی در برخی خانوادهها، ضرورت توجه به آموزش و انتقال آن به نسل جدید بیشتر احساس میشود و حفظ زبان مازندرانی نباید فقط به برگزاری جشنوارهها و اجرای برنامههای مناسبتی محدود بماند؛ این زبان زمانی زنده خواهد ماند که در خانه، مدرسه، رسانه و ارتباطات روزمره مردم حضور داشته باشد.
موسیقی؛ روایت زندگی با صدای سازهای بومی
موسیقی فولک مازندران نیز از آن بخشهای هویتی است که نمیتوان آن را صرفاً در قالب چند ترانه محلی خلاصه کرد؛ نغمههای للهوا، آوازهای چوپانی، لالاییها و موسیقیهای مرتبط با کار و آیینهای بومی، هر کدام روایتی از زندگی مردمان این سرزمین هستند.
این موسیقی از دل تجربههای واقعی مردم شکل گرفته است؛ از کار در شالیزار و دامداری تا زندگی در کوهستان و ارتباط با طبیعت، به همین دلیل، شناخت موسیقی بومی بدون شناخت زمینه اجتماعی و فرهنگی شکلگیری آن امکانپذیر نیست.
امروز یکی از پرسشهای مهم در این حوزه، چگونگی پیوند میان حفظ اصالت و پذیرش نوآوری است و موسیقی محلی برای ادامه حیات به نسل تازه هنرمندان و مخاطبان نیاز دارد، اما این ارتباط نباید به قیمت فراموش شدن ریشهها و تبدیل نغمههای بومی به محصولاتی صرفاً تجاری تمام شود.

آیینهایی که بخشی از زندگی مردم هستند
در مازندران، فرهنگ تنها در موزهها و آثار تاریخی دیده نمیشود؛ بخشی از آن در آیینها و سنتهایی جریان دارد که هنوز در زندگی مردم حضور دارند.
از رسمهای مربوط به آغاز سال و فصل کشاورزی تا مراسم محلی، آیینهای مذهبی، سنتهای همیاری و شیوههای برگزاری مناسبتهای خانوادگی، هر کدام نشانهای از جهانبینی و روابط اجتماعی مردم این منطقه هستند.
این آیینها زمانی ارزش واقعی خود را حفظ میکنند که معنای آنها نیز به نسل جدید منتقل شود و اجرای یک مراسم بدون شناخت فلسفه و پیشینه آن، ممکن است تنها ظاهری از یک سنت را باقی بگذارد؛ در حالی که آنچه باید حفظ شود، معنا و پیوند اجتماعی نهفته در پس این رفتارهاست.
وقتی میراث فرهنگی در برابر تغییرات تنها میماند
با وجود همه این ظرفیتها، هویت فرهنگی مازندران با چالشهایی روبهروست که نمیتوان از آنها چشم پوشید که تغییرات سریع در بافت شهری و روستایی، کمرنگ شدن برخی گویشها، فراموشی نغمههای قدیمی، تخریب بافتهای تاریخی و نبود مستندسازی کافی از میراث ناملموس، بخشی از نگرانیهای امروز در حوزه فرهنگ استان است.
گاهی آنچه در معرض فراموشی قرار میگیرد، یک بنای تاریخی نیست؛ بلکه دانشی است که در ذهن یک هنرمند پیشکسوت، یک راوی محلی یا یک استاد سازنده ابزار سنتی باقی مانده است؛ با رفتن این افراد، ممکن است بخشی از تجربه و دانشی که در هیچ سند مکتوبی ثبت نشده، برای همیشه از دست برود.
از همین رو، مستندسازی میراث فرهنگی باید به یک اولویت جدی تبدیل شود؛ ثبت روایتهای شفاهی، ضبط نغمههای قدیمی، شناسایی استادان محلی، مستندسازی آیینها و حفاظت از آثار تاریخی، اقداماتی هستند که نمیتوان آنها را به آینده موکول کرد.

فرهنگ؛ ظرفیتی فراتر از مناسبتهای تقویمی
مازندران از ظرفیت آن برخوردار است که میراث تاریخی و فرهنگی خود را به یکی از پایههای توسعه گردشگری تبدیل کند و گردشگری این استان نباید تنها به حضور مسافران در سواحل، جنگلها و مناطق طبیعی محدود بماند.
آشنایی گردشگران با موسیقی بومی، خوراک محلی، معماری سنتی، صنایعدستی، آیینها و تاریخ روستاها میتواند تجربه متفاوتی از سفر به مازندران ایجاد کند؛ این مسیر علاوه بر معرفی فرهنگ استان، زمینه رونق فعالیتهای اقتصادی در جوامع محلی را نیز فراهم میکند.
البته چنین رویکردی نیازمند برنامهریزی و مشارکت مردم بومی است و فرهنگ زمانی به فرصت اقتصادی تبدیل میشود که در جریان معرفی و بهرهبرداری از آن، اصالت و حقوق صاحبان اصلی این میراث نیز حفظ شود.

مازندران را باید دوباره شناخت
روز مازندران فرصتی برای یادآوری این واقعیت است که هویت یک سرزمین با داشتن طبیعت زیبا یا برخورداری از پیشینه تاریخی بهتنهایی حفظ نمیشود و هویت زمانی ماندگار خواهد بود که مردم آن را بشناسند، به آن احساس تعلق داشته باشند و برای انتقالش به نسل بعد تلاش کنند.
مازندران امروز بیش از آنکه به تکرار توصیفهای آشنا از زیباییهایش نیاز داشته باشد، به شناخت عمیقتر داشتههای تاریخی و فرهنگی خود نیازمند است؛ به پژوهشهایی که گذشته را روشن کنند، آموزشهایی که زبان و موسیقی بومی را زنده نگه دارند و برنامههایی که میراث فرهنگی را از حاشیه مناسبتها به متن زندگی مردم بازگردانند.
این سرزمین را نمیتوان تنها با مساحت، مرزهای جغرافیایی و جاذبههای گردشگری تعریف کرد. مازندران مجموعهای از خاطرهها، ریشهها و روایتهایی است که در طول تاریخ شکل گرفته و امروز به نسل ما رسیده است؛ میراثی که حفظ آن تنها پاسداشت گذشته نیست، بلکه مسئولیتی در برابر آینده است.
مازندران فقط جغرافیا نیست؛ هویتی است که اگر امروز شناخته و پاس داشته نشود، فردا شاید تنها نامی از آن در خاطرهها باقی بماند.


نظر شما