روایت وداع با آخرین شهید کودتای دی

«امانتی که خدا به او سپرده بود، به خدا بازمی‌گرداند»؛ این تعبیر فائضه غفارحدادی از شهید «محمدرضا طالبی» است، جوانی که پس از ماه‌ها ماندن در کما به شهادت رسید.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، بعضی وداع‌ها پایان یک انتظار طولانی هستند، انتظاری که برای خانواده با امید به بازگشت عزیزشان آغاز می‌شود و با شنیدن خبر شهادت، رنگ دیگری می‌گیرد.

محمدرضا طالبی، جوان هجده‌ساله‌ای که در جریان حوادث دی در منطقه ۷ تهران به‌شدت مجروح شد و به کما رفت، پس از ۹ ماه تحمل جراحات، یکم آبان ، هم‌زمان با شب شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به شهادت رسید.

فائضه غفارحدادی، نویسنده و فعال فرهنگی از جمله حاضران در مراسم وداع با این شهید بود، مراسمی که برای او تنها فرصتی برای ادای احترام به یک جوان از دست رفته نبود، بلکه شنیدن روایت پدری بود که ماه‌ها با رنج و نگرانی، روزهای دشوار فرزندش را پشت‌سر گذاشته بود.

غفارحدادی پس از این دیدار نوشت که شنیدن خاطرات شهید از زبان پدرش بسیار دردناک بوده است، خاطراتی که گوشه‌ای از رنج خانواده‌ای را نشان می‌دهد که ماه‌ها در انتظار بهبود جوان خود ماندند، اما در کنار این اندوه او به وجه دیگری از زندگی محمدرضا اشاره می‌کند، به باورهای دینی و اعتقادی جوانی که شاید خود از جایگاه و ارزشی که دیگران برای مسیر زندگی‌اش قائل بودند، آگاه نبود.

در نوشته او، این تعبیر به چشم می خورد: «امانتی که خدا بهش سپرده بود، رو مومن و معتقد و ولایتمدار و عاقبت‌به‌خیر و پیچیده در پرچم وطن و زیر بیرق امام رضا داشت به خدا برمی‌گرداند.»

این جمله، چکیده نگاه نویسنده به زندگی و سرانجام محمدرضاست، نگاهی که در آن، شهادت تنها پایان یک زندگی نیست، بلکه بازگشت انسانی است که اطرافیانش، ایمان و اعتقادات او را بخشی از هویت و مسیر زندگی‌اش می‌دانستند.

کد مطلب 1015250

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.