به گزارش خبرگزاری ایمنا، تحولات شتابان فناوریهای دیجیتال، نظام سلامت را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن، هوش مصنوعی به یکی از ابزارهای اثرگذار در فرایندهای تشخیصی، تصمیمگیریهای درمانی و برنامهریزی مداخلات پزشکی تبدیل شده است. گسترش این فناوری، علاوه بر ایجاد فرصتهایی برای افزایش دقت و بهبود کیفیت خدمات، ضرورت بازنگری در شیوههای ارزیابی، نظارت و مدیریت خطرهای احتمالی را نیز بیش از گذشته مطرح میکند.
در جراحیهای گوش، حلق و بینی و سر و گردن، اهمیت این تحولات دوچندان است، زیرا تصمیمهای درمانی در این حوزه بیشتر با ساختارهای پیچیده و حساسی ارتباط دارند که کوچکترین خطا در شناسایی یا مداخله درباره آنها میتواند پیامدهای مهمی برای سلامت بیمار به همراه داشته باشد و از اینرو، بررسی ظرفیتهای هوش مصنوعی در این تخصص، مستلزم توجه همزمان به توانمندیهای فناورانه، محدودیتهای علمی و جایگاه تجربه و تشخیص پزشک است.
با ورود سامانههای هوشمند به فرایندهای پزشکی، موضوعاتی فراتر از کارایی فنی این ابزارها نیز اهمیت پیدا میکنند. نحوه استفاده از اطلاعات سلامت، آگاهی بیمار از نقش فناوری در درمان، تعیین مسئولیت در صورت بروز خطا و چگونگی تضمین دسترسی منصفانه به امکانات جدید، از جمله مسائلی هستند که ابعاد حقوقی و اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی را شکل میدهند. پاسخگویی به این مسائل، نیازمند نگاهی جامع است که ملاحظات حرفهای پزشکی را در کنار الزامات حقوقی و سیاستگذاری عمومی قرار دهد.
این گزارش با رویکردی میانرشتهای، به بررسی فرصتها و چالشهای استفاده از هوش مصنوعی در جراحیهای سر و گردن میپردازد. در این مسیر، دیدگاههای امیرعباس شیروی، متخصص گوش، حلق و بینی و جراحی سر و گردن و نفیسه نکوییمهر، دکترای حقوق و استادیار حقوق عمومی، در کنار یکدیگر قرار گرفته است تا ابعاد بالینی، حقوقی و حکمرانی این تحول فناورانه بررسی شود و تصویری روشنتر از الزامات بهرهگیری مسئولانه از آن ارائه شود.

هوش مصنوعی در جراحیهای سر و گردن؛ فرصتها و الزامات بالینی
امیرعباس شیروی، متخصص گوش، حلق و بینی و جراحی سر و گردن با بیان اینکه هوش مصنوعی ظرفیت قابلتوجهی برای ارتقای کیفیت خدمات پزشکی دارد، اما ضروری است میان قابلیتهایی که اثربخشی آنها بهطور علمی اثبات شده است و ظرفیتهایی که همچنان در مرحله پژوهش و ارزیابی قرار دارند، تمایز قائل شویم، به خبرنگار ایمنا میگوید: در حوزه تخصصی گوش، حلق و بینی و جراحی سر و گردن، یکی از مهمترین کاربردهای هوش مصنوعی، تحلیل تصاویر پزشکی از جمله سیتیاسکن و امآرآی است. این فناوریها میتوانند در شناسایی الگوهای بیماری، تعیین حدود ضایعات و برنامهریزی دقیقتر برای جراحی نقش مؤثری ایفا کنند.
وی میافزاید: برای مثال، در جراحی تومورهای سر و گردن، شناخت دقیق ارتباط ضایعه با عروق بزرگ و اعصاب حیاتی از اهمیت ویژهای برخوردار است. سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی، در صورت برخورداری از اعتبارسنجی علمی مناسب، میتوانند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار جراح قرار دهند و به بهبود فرایند تصمیمگیری بالینی کمک کنند، همچنین در جراحیهای بینی و سینوس، گوش و قاعده جمجمه، تحلیل تصاویر سهبعدی و برنامهریزی پیش از عمل میتواند کاربردهای قابلتوجهی داشته باشد.
متخصص گوش، حلق و بینی و جراحی سر و گردن با بیان اینکه افزون بر این، ترکیب هوش مصنوعی با سامانههای ناوبری جراحی و فناوریهای رباتیک ممکن است در آینده، اجرای دقیقتر برخی مراحل جراحی را امکانپذیر سازد، تصریح میکند: با وجود این ظرفیتها، باید تأکید کرد که هوش مصنوعی در شرایط کنونی جایگزین دانش تخصصی، تجربه و قضاوت بالینی جراح نیست. ارزش واقعی این فناوری زمانی محقق میشود که در کنار تخصص پزشک و بر پایه ارزیابیهای علمی معتبر استفاده شود.
هوش مصنوعی و بهبود عدالت در دسترسی به خدمات درمانی
شیروی ادامه میدهد: هوش مصنوعی، در صورت طراحی و پیادهسازی مناسب، میتواند به کاهش بعضی نابرابریها در دسترسی به خدمات سلامت نیز کمک کند. برای نمونه، فراهم کردن ابزارهای تصمیمیار برای پزشکان در مناطق کمبرخوردار و آسان شدن ارزیابی اولیه بیماران از جمله ظرفیتهای این فناوری بهشمار میروند، البته تحقق این اهداف مستلزم ارزیابی عملکرد سامانههای هوش مصنوعی در جمعیتهای مختلف است. چنانچه یک سامانه بر اساس دادههای محدود یا نامتناسب آموزش دیده باشد، ممکن است در برخی گروههای جمعیتی عملکرد ضعیفتری داشته باشد.
وی با بیان اینکه از این منظر، موفقیت هوش مصنوعی در پزشکی فقط به افزایش دقت تشخیص یا بهبود عملکرد فنی محدود نمیشود، میگوید: این فناوری زمانی میتواند اثربخشی واقعی خود را نشان دهد که به ارتقای دسترسی، ایمنی و کیفیت خدمات درمانی برای طیف گستردهتری از بیماران نیز کمک کند.
متخصص گوش، حلق و بینی و جراحی سر و گردن اضافه میکند: از منظر پزشکی، سه اولویت اساسی را برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در جراحیهای سر و گردن و سایر حوزههای درمانی ضروری میدانم؛ نخست اینکه ابزارهای هوش مصنوعی باید پیش از استفاده در تصمیمگیریهای بالینی بهویژه در جراحیهای حساس، از نظر علمی ارزیابی و اعتبارسنجی شوند.
شیروی خاطرنشان میکند: در جایگاه دوم، آموزش پزشکان در زمینه شناخت قابلیتها و محدودیتهای هوش مصنوعی باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا استفاده مؤثر از این ابزارها مستلزم برخورداری از سواد دیجیتال و توانایی ارزیابی انتقادی خروجیهای سامانههاست و در جایگاه سوم، باید محوریت بیمار و جایگاه قضاوت بالینی پزشک حفظ شود. هوش مصنوعی باید ابزاری برای کمک به پزشک در گرفتن تصمیمهای دقیقتر باشد، نه عاملی برای نادیده گرفتن شرایط اختصاصی بیمار یا سلب مسئولیت بررسی و ارزیابی بالینی از پزشک.

هوش مصنوعی در پزشکی؛ از مسئولیت حقوقی تا عدالت و حکمرانی
نفیسه نکوییمهر، دکتری حقوق و استادیار حقوق عمومی با بیان اینکه ورود هوش مصنوعی به حوزه پزشکی، نمونهای روشن از تحولات فناورانه و ضرورت بازنگری در سازوکارهای حکمرانی است، به خبرنگار ایمنا میگوید: مسئله فقط استفاده از ابزاری جدید در فرایند درمان نیست، بلکه موضوع مهمتر آن است که تصمیمگیریهای درمانی ممکن است تحت تأثیر سامانههایی قرار گیرند که سازوکار عملکرد آنها برای بیمار و حتی در برخی موارد برای استفادهکننده حرفهای، بهطور کامل شفاف نیست.
وی میافزاید: در این زمینه، پرسشهای حقوقی متعددی مطرح میشود که آیا بیمار از بهکارگیری هوش مصنوعی در فرایند تشخیص یا درمان خود آگاهی داشته است؟ آیا اطلاعات کافی درباره مزایا، محدودیتها و خطرات احتمالی این فناوری در اختیار او قرار گرفته است؟ و در صورت ارائه توصیه نادرست از سوی سامانه و ورود آسیب به بیمار، مسئولیت حقوقی متوجه چه شخص یا نهادی خواهد بود؟
دکتری حقوق و استادیار حقوق عمومی تصریح میکند: پاسخ به این پرسشها به شرایط هر پرونده، قوانین حاکم، استانداردهای حرفهای و نقش واقعی هر یک از عوامل دخیل در ایجاد آسیب بستگی دارد و ازاینرو، نمیتوان در همه موارد و بدون بررسی شرایط مشخص، مسئولیت را تنها متوجه پزشک، تولیدکننده نرمافزار یا مرکز درمانی دانست.
هوش مصنوعی، عدالت و حکمرانی در نظام سلامت
نکوییمهر با بیان اینکه یکی از مهمترین ضرورتهای کنونی، تدوین چارچوبهایی روشن برای استفاده ایمن، پاسخگو و قابل نظارت از هوش مصنوعی در پزشکی است که ضمن حمایت از حقوق بیمار، زمینه استفاده مسئولانه از فناوریهای مفید را نیز فراهم کنند، ادامه میدهد: موضوع عدالت در دسترسی به خدمات سلامت، ارتباط مستقیمی با اصول سیاستگذاری عمومی دارد.
وی میگوید: صرف ورود یک فناوری پیشرفته به نظام سلامت، همواره به معنای تحقق عدالت نیست. ضروری است بررسی شود که چه گروههایی از منافع این فناوری بهرهمند میشوند، هزینههای آن چگونه توزیع میشود و آیا گروههای آسیبپذیر در معرض محرومیت از خدمات قرار میگیرند یا خیر و از سوی دیگر، الگوریتمهایی که بر اساس دادههای نامتوازن آموزش دیدهاند، ممکن است به بازتولید تبعیضهای موجود منجر شوند. به همین دلیل، ارزیابی آثار فناوری بر گروههای مختلف جمعیتی، شفافیت در فرایند تصمیمگیری و برخورداری از سازوکارهای نظارتی مؤثر، اهمیت اساسی دارد.
مسئولیت سیاستگذار فقط به حمایت از نوآوری محدود نمیشود
دکتری حقوق و استادیار حقوق عمومی با بیان اینکه در حوزه حکمرانی، مسئولیت سیاستگذار فقط به حمایت از نوآوری محدود نمیشود، بلکه باید شرایطی فراهم شود که توسعه و بهکارگیری فناوری با حقوق شهروندان، عدالت در دسترسی به خدمات و پاسخگویی نهادها سازگار باشد، اضافه میکند: از منظر حقوقی و سیاستگذاری عمومی، سه اولویت اساسی را میتوان برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در نظام سلامت مطرح کرد.
نکوییمهر خاطرنشان میکند: نخست، تدوین و اجرای قواعد روشن در زمینه حفاظت از دادههای پزشکی، رضایت آگاهانه بیماران و مسئولیتهای ناشی از بهکارگیری سامانههای هوش مصنوعی ضروری است و دوم، باید سازوکارهای نظارتی و پاسخگویی متناسب با میزان خطر و نوع کاربرد فناوری ایجاد شوند؛ سازوکارهایی که امکان رسیدگی مؤثر به شکایتهای بیماران را نیز فراهم کنند.
وی ادامه میدهد: سوم، تقویت همکاری میان پزشکان، حقوقدانان، متخصصان فناوری، نهادهای ناظر و نمایندگان بیماران ضرورت دارد، زیرا هیچیک از این گروهها بهتنهایی قادر نیستند تمام ابعاد مسئله را شناسایی و مدیریت کنند و نکته مهم آن است که تنظیمگری نباید فقط رویکردی واکنشی داشته باشد و تنها پس از وقوع آسیب وارد عمل شود. در مقابل، ارزیابی خطر، شفافیت و حفاظت از حقوق بیمار باید از همان مراحل اولیه طراحی، انتخاب و استقرار فناوری مورد توجه قرار گیرند.

ورود هوش مصنوعی به عرصه پزشکی را باید بخشی از دگرگونی گستردهتر در شیوه ارائه خدمات سلامت دانست؛ دگرگونیای که میتواند ابزارهای تازهای برای تحلیل اطلاعات، برنامهریزی درمان و پشتیبانی از تصمیمهای تخصصی در اختیار پزشکان قرار دهد. بااینحال، میزان موفقیت این تحول را نمیتوان تنها با سرعت توسعه فناوری یا قابلیتهای فنی سامانهها سنجید؛ آنچه اهمیت اساسی دارد، چگونگی استفاده از این ظرفیتها در شرایط واقعی درمان و میزان اثرگذاری آنها بر کیفیت مراقبت از بیمار است.
از منظر بالینی، بهرهگیری از هوش مصنوعی زمانی ارزشمند خواهد بود که بر شواهد علمی معتبر استوار باشد، محدودیتهای آن بهدرستی شناخته شود و نتایج عملکردش مستمر ارزیابی شود. در جراحیهای حساس، فناوری باید در خدمت تقویت توان تخصصی پزشک قرار گیرد و تصمیمگیری درباره هر بیمار همچنان با توجه به شرایط فردی، ملاحظات بالینی و اصول حرفهای انجام شود.
در کنار این الزامات، استقرار مؤثر هوش مصنوعی به وجود چارچوبهای حقوقی و نظارتی متناسب با تحولات فناوری وابسته است. حمایت از حریم خصوصی بیماران، تعیین حدود مسئولیت عوامل دخیل در فرایند درمان، تضمین امکان رسیدگی به آسیبهای احتمالی و توجه به عدالت در دسترسی، از جمله موضوعاتی هستند که باید در سیاستگذاریهای مرتبط با سلامت دیجیتال جایگاه مشخصی داشته باشند. غفلت از این ابعاد میتواند فاصله میان پیشرفت فناورانه و اعتماد عمومی را افزایش دهد.
آینده هوش مصنوعی در پزشکی به میزان هماهنگی میان نوآوری علمی، مسئولیت حرفهای، حمایت حقوقی و نظارت مؤثر بستگی دارد. گفتوگو میان متخصصان حوزههای مختلف میتواند زمینهساز درک دقیقتر مسائل و تدوین راهکارهایی متناسب با پیچیدگیهای این حوزه باشد. دستیابی به نظام سلامت کارآمدتر، مستلزم آن است که توسعه فناوری نه بهعنوان هدفی مستقل، بلکه بهعنوان ابزاری برای ارتقای کیفیت درمان، صیانت از حقوق بیماران و تقویت اعتماد عمومی دنبال شود.

نظر شما