به گزارش خبرگزاری ایمنا، دنیای امروز با سرعتی پیش میرود که گاهی فرصت حرکت را از انسان میگیرد؛ ساعتها پشت میز، چشمهایی دوختهشده به نمایشگرها، سرگرمیهایی محدود به فضای مجازی و زندگیای که بسیاری از فعالیتهای آن بدون کوچکترین تحرک جسمانی انجام میشود، فناوری، مرزهای تازهای از آسایش را پیش روی انسان گشوده است، اما در سوی دیگر این پیشرفت، سبک زندگی کمتحرک به یکی از واقعیتهای انکارناپذیر زندگی مدرن تبدیل شده است؛ واقعیتی که در آن، نشستن به عادت و ورزشکردن به برنامهای موکولشده به فرصتی نامعلوم تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، ورزش بیش از آنکه بخشی از برنامه روزانه باشد، گاهی به انتخابی میان انبوه مسئولیتها و اولویتهای زندگی تبدیل میشود؛ انتخابی که در رقابت با کار، دغدغههای معیشتی، مسئولیتهای خانوادگی و فشارهای روانی، ممکن است بارها به تعویق بیفتد، نتیجه، فاصلهای است میان آنچه درباره اهمیت ورزش میدانیم و آنچه در عمل برای آن انجام میدهیم؛ فاصلهای که بازخوانی آن بهویژه در هفته تربیتبدنی، ضرورتی فراتر از یک مناسبت تقویمی دارد.
ورزش در حافظه جمعی جامعه، اغلب با لحظههای بزرگ گره خورده است؛ با پرچمی که بر فراز سکوی قهرمانی بالا میرود، سرودی که در میدانهای بینالمللی طنینانداز میشود و قهرمانانی که نام کشور را در عرصه رقابتهای جهانی مطرح میکنند، افتخارآفرینی ورزشی، بیتردید بخشی از ظرفیت ورزش برای تقویت غرور ملی و همبستگی اجتماعی است، اما تمام داستان ورزش، در قاب مدالها، سکوها و رکوردها خلاصه نمیشود، بخش مهمتری از این داستان، در زندگی روزمره میلیونها نفری جریان دارد که شاید هرگز به میدان رقابت حرفهای قدم نگذارند، اما برای حفظ سلامت، افزایش نشاط و بهبود کیفیت زندگی به تحرک نیاز دارند.

ورزش، پیش از آنکه ابزار قهرمانسازی باشد، سرمایهای برای ساختن جامعهای سالمتر است، پیادهروی در مسیرهای شهری، دویدن در پارک، دوچرخهسواری، فعالیتهای گروهی و ورزش در محیط خانه، همه میتوانند حلقههایی از زنجیره ورزش همگانی باشند؛ زنجیرهای که ارزش آن نه با تعداد مدالها، بلکه با فرصتهایی سنجیده میشود که برای مشارکت مردم در فعالیت بدنی فراهم میکند.
با این حال، تغییر سبک زندگی، گسترش مشاغل کمتحرک و وابستگی فزاینده به فناوری، معادلات فعالیت بدنی را دگرگون کرده است، بسیاری از کارهایی که در گذشته به حرکت نیاز داشتند، امروز با چند لمس روی صفحه تلفن همراه انجام میشوند، ساعتهای طولانی کار، سرگرمیهای دیجیتال و کاهش تحرک در زندگی روزانه، فرصت فعالیت جسمانی را محدود کردهاند؛ شرایطی که در کنار کمبود امکانات مناسب و دشواری دسترسی به فضاهای ورزشی، میتواند فاصله میان مردم و ورزش را عمیقتر کند.
اما همه ماجرا به فناوری و تغییر عادتها ختم نمیشود، در جامعهای که بخش قابلتوجهی از انرژی افراد صرف تأمین هزینههای زندگی، حفظ امنیت شغلی و عبور از فشارهای اقتصادی میشود، ورزش ممکن است به اولویتی چندم تبدیل شود، وقتی دغدغه معیشت بر برنامه روزانه سایه میاندازد و نگرانیهای اجتماعی و روانی، از جمله پیامدهای تنشها و جنگ، ذهن و توان افراد را درگیر میکند، فرصت و انگیزه پرداختن به فعالیت بدنی نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد، در چنین وضعیتی، توصیه به ورزشکردن، بدون توجه به شرایط واقعی زندگی مردم نمیتواند پاسخ کاملی برای مسئله کمتحرکی باشد.
دوری از ورزش به چه علت است؟
اینجا است که پرسش اصلی از یک انتخاب فردی فراتر میرود: آیا دورشدن جامعه از ورزش تنها نتیجه بیانگیزگی مردم است یا باید سهم ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی را نیز در این فاصله جستوجو کرد؟ آیا میتوان از شهروندان انتظار داشت ورزش را در اولویت قرار دهند، بیآنکه برای دسترسی آسان، کمهزینه و ایمن به امکانات ورزشی برنامهای روشن وجود داشته باشد؟ پاسخ به این پرسشها، نگاه به ورزش را از توصیههای فردی به سمت مسئولیت مشترک نهادها و شهروندان هدایت میکند.
خانواده میتواند نخستین بستر شکلگیری عادتهای حرکتی باشد؛ مدرسه میتواند ورزش را از یک زنگ آموزشی به بخشی از سبک زندگی کودکان تبدیل کند؛ مدیریت شهری میتواند با ایجاد فضاهای عمومی مناسب، امکان تحرک را در دسترس شهروندان قرار دهد و رسانهها میتوانند فراتر از بازتاب نتایج مسابقات و افتخارات قهرمانان، اهمیت ورزش روزمره را به مطالبهای عمومی تبدیل کنند، در این میان، سیاستگذاران نیز مسئولیت دارند که میان تأکید بر ورزش همگانی و فراهمکردن امکانات واقعی برای آن، پیوندی روشن برقرار کنند.

از سوی دیگر، ورزش در روزگاری که فشارهای روانی و اجتماعی میتوانند نشاط عمومی را تحت تأثیر قرار دهند، ظرفیتی فراتر از فعالیت جسمانی دارد، مشارکت در فعالیتهای ورزشی بهویژه فعالیتهای گروهی، میتواند به تقویت تعاملات اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی و حفظ سلامت جسمی و روانی کمک کند، ورزش البته جایگزین حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی نیست، اما فراهمکردن فرصت آن برای مردم، بخشی از مسئولیت جامعه در قبال سلامت و پویایی شهروندان بهشمار میرود.
هفته تربیتبدنی، فرصتی است برای عبور از شعارهای تکراری و بازگشت به یک مسئله اساسی؛ مسئلهای که پاسخ آن تنها در افزایش تعداد برنامههای مناسبتی یا دعوت مردم به تحرک خلاصه نمیشود، توسعه ورزش همگانی، به برنامهریزی مستمر، دسترسی عادلانه به امکانات، تغییر نگرش عمومی و پذیرش مسئولیت از سوی تمام بازیگران این عرصه نیاز دارد، در چنین نگاهی، موفقیت زمانی معنا پیدا میکند که ورزش از حاشیه برنامههای زندگی خارج شود و به بخشی پایدار از فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شود.
ورزش جایگاه خود را پیدا نکرده است
مجید خاتونی، جامعهشناس ورزشی درباره اینکه هر فردی در جامعه کنونی چه سهمی در ورزش دارد، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: امروز ورزش باعنوان یک حق شهروندی و یک مولفه سبک زندگی معنا و شناخته میشود و این تعریف نشان میدهد که هم دولتها و هم افراد افراد جامعه در قبال ورزش نقش دارند؛ ورزش در نظام آموزش، بهداشت، سلامت، اقتصاد و اخلاق یک جامعه نقش و جایگاهی را دارد و باید این پرس را مطرح کرد که آیا امروز توانسته این جایگاه خود را در کشورمان تثبیت کند یا خیر؟
وی افزود: از نظر من زبان آمار به ما میگوید که خیر، ورزش نتوانسته جایگاه واقعی خود را که باید، در نهادهای مختلف حتی در ذهن، باور و رفتار مردم داشته باشد؛ در اینجا سهم دولتها یک سهم بسیار برجسته و اساسی است و جامعه مدنی و مردم نیز دارای سهم و نقش هستند، که باید هر کدام در جایگاه خود و در ارتباط با یکدیگر بررسی شود.
جامعهشناس ورزشی ایران درباره اینکه ورزش در سبک زندگی روزانه مردم جایگاهی ندارد و اولویتهای مردم از ورزش به دیگر مسائل تغییر کرده است، بیان کرد: هنوز جامعه ایران به میزان لازم نتوانسته است با ورزش، انس پیدا کند و پیوندی موثر را با فعالیتهای بدنی هدفمند برقرار کند؛ بخشی از اقشار جامعه هنوز نتوانستهاند این نزدیکی را با ورزش داشته باشند و عمده دلایل آن نیز از نظر من علاوهبر ناآگاهی، میتواند کوتاهی دولتها در ارائه خدمات آموزشی و رفاهی و فشارهای روانی ناشی از اوضاع وخیم اقتصادی باشد که خود این امر سبب میشود ورزش از مدار رفتار و سبک زندگی مردم خارج شود.

وی ادامه داد: نبود قوانین حمایتی و نبود ورزش ارزان و قابل دسترس برای عموم افراد جامعه نیز از دیگر دلایل این مسیله است، نبود آموزش کافی را که از ضعف نظام آموزشی ما شکل میگیرد از دلایل مهم میباشد؛ که نتوانسته اهمیت و ضرورت ورزش و کارکردهای آن را به درستی به مردم انتقال دهد و همه این دلایل باعث شده است بخشی از جامعه ما از فعالیتهای ورزشی دور بماند؛ برخلاف عمومیت یافتن آموزش و پرورش همگانی و نظام آموزش عالی در سه یا چهار دهه گذشته و نبود این فرصت برای نسلهای میانه و سالخورده؛ دانش ورزش در ذهن و رفتار نسلهای جدید نهادینه نشده و از فرصت آموزش اصول و مبانی ورزش با توجه رشد بالای جمعیت و جوانی بافت آن؛ نه در نهادهای آموزشی، عمومی و نه در خانواده استفاده نشده، برای نسل گذشته هم نیز آموزش و رفاه برنامه خاص و اثربخشی نداشته است.
بیماریهای ناشی از ورزش فراگیر شده است
خاتونی خاطرنشان کرد: زمانیکه به خانواده به عنوان یکی از بنیادیترین نهادها نگاه میکنیم میبینیم خانواده در ایران همواره کارکردهای تربیتی داشته و دارد که میتوان گفت این آن چیزی است که در آموزش بازیهای محلی و ورزشهای سنتی و ورزشهای جمعی می تواند مؤثر واقع شود، اما امر ورزش در نهاد خانواده هم مهم و جدی گرفته نشده است؛ ضمن اینکه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به ورزش سلامت محور، انسجامبخش و امیدآفرین نیازمند است و اگر مدیران ورزشی متخصص و میهن دوست در قلمرو ورزش ارکان کلیدی را در دست بگیرند، ورزش میتواند رهبر ارکستر سلامت، امید و انگیزه جامعه ایران باشد، باید به این نکته توجه داشت که شاخههایی از ورزش توانایی حل مسائل اجتماعی را دارند.
وی درباره شکلگیری شخصیت یک فرد در مدارس و دانشگاهها و پیشروی جامعه امروز به سمت ماشینی شدن، عنوان کرد: یکی از وظایف نظام آموزشی ما که نظام آموزش و پرورش یکی از اجزای اصلی آن است این است که باید درک، فهم، اثرات سازنده و کارکردهای سلامتمحور را بتواند در دوران تحصیل به دانشآموزان بفهماند و آن دانشآموز را با مهارتهای حرکتی و ورزی آشنا کند تا وی را به سمت ورزش کردن، ترغیب کند؛ این امر با شیوهها و رشته ورزشهایی که به آنها آموزش داده میشود و امکاناتی که برای آنها مهیا میگردد، میسر میشود.
جامعه شناس ورزشی افزود: اما باتوجه به اینکه طی سالهای اخیر نظام آموزشی ما نتوانست این بینش را پدید آورد و مهارتهای پایه ورزشی را به دانشآموزان به درستی آموزش دهد، امروز با یک جامعه کمتحرک روبهرو هستیم که ورود تکنولوژی و ماشینی شدن سبک زندگی نیز کمتحرکی را تشدید کرده است؛ ما برای مقابله با اثرات منفی فناوری برنامه و بدیلی نداشتیم، در صورتی که ورزش و فعالیتهای بدنی هدفمند میتوانستند در این زمینه نقش پیشگیرانه ایفا کنند و یک راهکار درمانی و اصلاحی باشند، بنا به دلایل گفته شده ورزش در سبد زندگی اکثر مردم جایگاه متزلزلی دارد و خدمات، بستههای حمایتی و برنامههای دولتها، پاسخگویی نیاز جامعه نبوده است.
کارشناس مدیریت ورزشی تصریح کرد: موفقیت و خوشبختی در ورزش یک امر جمعی است و اگر ما یک جزئی از ورزش را به کل ترجیح دهیم، باعث موفقیت ما نمیشود، به بیان دیگر بیشتر توجه و حمایتها در سالهای گذسته به سمت و سوی ورزش قهرمانی رفته است و کشور ما از غفلت در ورزش سلامتمحور و ورزش عمومی دچار آسیب شده است؛ در اینجا علاوهبر ایجاد تبعیض، ورزش از هدف به ابزار تبدیل میشود و بهنوعی این خطای شناختی که از نظر من یک رویکرد ضدملی مدیریت محسوب میشود، به سلامت و نشاط و اقتصاد جامعه آسیب جدی وارد میآورد؛ امروز شاهد هستیم برخی از بیماریهای غیرواگیر که ناشی از کمتحرکی و بیتحرکی شهروندان است افزایش یافته، آسیبهای اجتماعی و تنشهای روانی نزد جوانانمان بیشتر شده که ریشه بخشی از این مسائل در اثر نبود ورزش و سبک زندگی کمتحرک است که یک موضوع مهم ملی است.
وی تاکید کرد: به باور من در نظام حل مسائل یک کشور، ورزش جایگاه ویژهای دارد و حتی در ساماندهی اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور این مولفهی جامعهساز باید پررنگ دیده شود، امیدوارم که همانگونه که در دنیا از ورزش به عنوان عامل و بازتابدهنده توسعهیافتگی یاد میشود، در کشورمان نیز مورد توجه و حمایت جدی قرار بگیرد تا بتواند زیربنای توسعه کشور و محور جامعهای سالم و پویا باشد.
نظر شما