نسل کلاس‌های آنلاین/ مهارت‌های اجتماعی پشت صفحه‌ها جا ماند؟

دوری از کلاس‌های حضوری، شکل ارتباط بسیاری از دانش‌آموزان با هم‌سالانشان را تغییر داد و حالا که حیاط مدرسه و کلاس‌های درس دوباره به محل دیدار و تعامل تبدیل شده‌، این پرسش مطرح است که مهارت‌های اجتماعی کودکان و نوجوانان چه وضعیتی دارد و خانواده‌ها و مدارس چگونه می‌توانند به تقویت آن‌ کمک کنند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، مدرسه فقط جایی برای یادگرفتن خواندن، نوشتن و حل مسئله نیست؛ بخش مهمی از زندگی اجتماعی کودکان و نوجوانان نیز در همین محیط شکل می‌گیرد. دانش‌آموزان کنار درس‌خواندن، یاد می‌گیرند چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند، تفاوت‌ها را بپذیرند، در یک گروه همکاری کنند و هنگام اختلاف‌نظر، راهی برای کنار آمدن با یکدیگر پیدا کنند. بسیاری از این تجربه‌ها نه در کتاب‌های درسی، بلکه در جریان اتفاق‌های ساده روزمره به دست می‌آید.

حضور در کلاس، گفت‌وگو با هم‌کلاسی‌ها، بازی در زنگ تفریح و حتی دلخوری‌های کوچک میان دوستان، فرصت‌هایی برای شناخت خود و دیگران هستند. کودکان در چنین موقعیت‌هایی به‌تدریج معنای همدلی، رعایت نوبت، مسئولیت‌پذیری و حل اختلاف را می‌آموزند. به همین دلیل، مدرسه را نمی‌توان فقط فضایی آموزشی دانست؛ این محیط در شکل‌گیری توانایی‌های ارتباطی و عاطفی دانش‌آموزان نیز نقش دارد.

با گسترش آموزش مجازی، شکل ارتباط دانش‌آموزان با معلمان و هم‌کلاسی‌هایشان تغییر کرد. صفحه‌های نمایش جای بخشی از ارتباط‌های رودررو را گرفتند و بسیاری از تعامل‌هایی که پیش‌تر به‌صورت طبیعی در مدرسه اتفاق می‌افتادند، محدود یا متفاوت شدند. هرچند کلاس‌های آنلاین امکان ادامه آموزش را فراهم کردند، اما همه تجربه‌های اجتماعی مدرسه را نمی‌شد به فضای دیجیتال منتقل کرد.

نسل کلاس‌های آنلاین؛ مهارت‌های اجتماعی پشت صفحه‌ها جا ماند؟

نسلی که از حیاط مدرسه دور ماند؛ مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان چه شد؟

فاطمه رضازاده، روان‌شناس و مشاوره کودک و نوجوان با بیان اینکه مدرسه تنها مکانی برای یادگیری خواندن، نوشتن و کسب دانش نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین محیط‌های رشد اجتماعی و عاطفی کودکان و نوجوانان به‌شمار می‌رود، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: دانش‌آموزان کنار یادگیری مطالب درسی، هر روز فرصت دارند با هم‌سالان خود ارتباط برقرار کنند، در فعالیت‌های گروهی شرکت کنند، اختلاف‌نظرها را تجربه کنند و شیوه تعامل با دیگران را بیاموزند. تعطیلی مدارس و گسترش آموزش مجازی در سال‌های اخیر، بخشی از این تجربه‌های روزمره را تغییر داد و پرسش‌هایی درباره پیامدهای این تغییر بر رشد مهارت‌های اجتماعی نسل دانش‌آموز مطرح کرد.

وی با بیان اینکه یکی از مهم‌ترین کارکردهای حضور در مدرسه، فراهم‌کردن موقعیت‌های طبیعی برای تمرین ارتباطات بین‌فردی است، می‌افزاید: گفت‌وگو با همکلاسی‌ها، شرکت در بازی‌های گروهی، رعایت نوبت، همکاری برای رسیدن به یک هدف مشترک و حل اختلاف‌ها، مهارت‌هایی هستند که فقط از طریق مطالعه کتاب‌های درسی آموخته نمی‌شوند. در کلاس‌های مجازی، هرچند امکان تعامل و ارتباط آنلاین وجود داشت، اما بسیاری از این تجربه‌ها به‌ویژه تعاملات خودجوش در زنگ تفریح، فعالیت‌های گروهی حضوری و ارتباطات غیرکلامی، محدودتر شدند. میزان این محدودیت نیز به کیفیت آموزش آنلاین، امکانات ارتباطی و شرایط هر دانش‌آموز بستگی داشت.

روان‌شناس و مشاوره کودک و نوجوان کودک تصریح می‌کند: از منظر روان‌شناسی رشد، دوران کودکی و نوجوانی فرصت مهمی برای یادگیری تدریجی مهارت‌هایی همچون همدلی، خودکنترلی، حل مسئله اجتماعی و درک دیدگاه دیگران است. حضور در جمع هم‌سالان به دانش‌آموز کمک می‌کند پیامد رفتارهای خود را ببیند، واکنش دیگران را درک کند و شیوه ارتباطش را متناسب با موقعیت تغییر دهد. محدودشدن این فرصت‌ها ممکن است برای برخی دانش‌آموزان به‌ویژه کودکانی که پیش از آن نیز در برقراری ارتباط یا مدیریت هیجان‌ها دشواری داشتند، چالش‌هایی ایجاد کرده باشد، با این حال، نمی‌توان نتیجه گرفت که همه دانش‌آموزان به یک اندازه آسیب دیده‌اند یا هر دشواری اجتماعی پس از بازگشت به مدرسه، ناشی از آموزش مجازی است.

بازگشت به کلاس حضوری نیز به معنای بازیابی فوری تمام مهارت‌های اجتماعی نیست

رضازاده با بیان اینکه یکی دیگر از جنبه‌های مهم این مسئله، تأثیر احتمالی دوری از مدرسه بر احساس تعلق و تجربه دوستی است، ادامه می‌دهد: برای بسیاری از دانش‌آموزان، مدرسه فضایی برای یافتن دوستان، شناخت جایگاه خود در گروه و تجربه پذیرفته‌شدن است. کاهش ارتباط حضوری ممکن است در بعضی موارد احساس تنهایی را افزایش داده یا حفظ دوستی‌ها را دشوارتر کرده باشد، همچنین دانش‌آموزانی که به امکانات دیجیتال مناسب دسترسی نداشتند یا در خانه از حمایت کافی برخوردار نبودند، ممکن است فرصت‌های کمتری برای مشارکت در ارتباطات آنلاین داشته باشند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که بررسی پیامدهای آموزش مجازی باید با توجه به شرایط خانوادگی، اجتماعی و فردی دانش‌آموزان انجام شود.

وی می‌گوید: بازگشت به کلاس حضوری نیز به‌معنای بازیابی فوری تمام مهارت‌های اجتماعی نیست. برخی دانش‌آموزان ممکن است در آغاز دوباره تعاملات گروهی احساس خجالت کنند، در حل اختلاف با همکلاسی‌ها به کمک نیاز داشته باشند یا در سازگاری با نظم و انتظارات مدرسه با دشواری روبه‌رو شوند. در چنین شرایطی، برچسب‌زدن به دانش‌آموز به‌عنوان فردی منزوی، ناسازگار یا ضعیف از نظر اجتماعی، نه‌تنها کمکی به حل مسئله نمی‌کند، بلکه ممکن است اعتمادبه‌نفس او را نیز تحت تأثیر قرار دهد. آنچه اهمیت دارد، شناسایی نیازهای واقعی دانش‌آموز و فراهم‌کردن فرصت‌های امن و تدریجی برای تمرین ارتباط و همکاری است.

روان‌شناس و مشاوره کودک و نوجوان کودک با بیان اینکه تجربه آموزش مجازی اهمیت نقش اجتماعی مدرسه را بیش از پیش آشکار کرده است، اضافه می‌کند: مدرسه علاوه بر مسئولیت آموزشی، محیطی برای رشد مهارت‌های ارتباطی، شکل‌گیری دوستی‌ها، تجربه مسئولیت‌پذیری و یادگیری زندگی جمعی است. برای شناخت دقیق پیامدهای دوری از این محیط، لازم است تجربه دانش‌آموزان، دیدگاه معلمان و والدین و یافته‌های پژوهش‌های معتبر کنار یکدیگر بررسی شوند. توجه هدفمند به تعاملات اجتماعی در برنامه‌های مدرسه، تقویت فعالیت‌های گروهی و فراهم‌کردن حمایت مشاوران می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا مهارت‌های مورد نیاز خود را در محیطی حمایتگر تمرین کنند و فرصت‌های تازه‌ای برای رشد اجتماعی به دست آورند.

نسل کلاس‌های آنلاین؛ مهارت‌های اجتماعی پشت صفحه‌ها جا ماند؟

از کلاس مجازی تا کلاس درس؛ چگونه مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان را احیا کنیم؟

مائده سلیمی، روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه وقتی صحبت از پیامدهای آموزش مجازی به میان می‌آید، بیشتر نخستین نگرانی‌ها به افت تحصیلی، ضعف در یادگیری مطالب درسی و کاهش تمرکز مربوط می‌شوند، اما یکی از ابعاد مهم این تجربه، فرصت‌های محدودتر برای تمرین مهارت‌های اجتماعی است، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: مدرسه محیطی است که در آن دانش‌آموزان در جریان فعالیت‌های روزانه، شیوه آغاز یک گفت‌وگو، همکاری با دیگران، پذیرش تفاوت‌ها و مدیریت اختلاف‌نظر را تجربه می‌کنند، بنابراین بازگشت به آموزش حضوری تنها به‌معنای حضور دوباره در کلاس نیست، بلکه فرصتی برای تقویت دوباره روابط، همکاری و احساس تعلق اجتماعی نیز محسوب می‌شود.

وی با بیان اینکه یکی از نخستین گام‌ها برای جبران دشواری‌های احتمالی، شناسایی دقیق نیازهای اجتماعی دانش‌آموزان است، می‌افزاید: نمی‌توان همه کودکان و نوجوانان را فقط به‌دلیل تجربه آموزش مجازی در یک گروه قرار داد، زیرا برخی در این دوره ارتباطات خود را حفظ کرده‌اند، در حالی که برخی دیگر ممکن است برای برقراری دوستی، مشارکت گروهی یا مدیریت هیجان‌ها به حمایت بیشتری نیاز داشته باشند. معلمان و مشاوران مدرسه می‌توانند از طریق مشاهده رفتار دانش‌آموزان در فعالیت‌های روزمره، گفت‌وگو با خانواده‌ها و بررسی شیوه مشارکت در کلاس، زمینه‌های نیازمند توجه را شناسایی کنند. این فرایند باید بدون قضاوت و برچسب‌زنی انجام شود تا دانش‌آموز احساس امنیت و پذیرش داشته باشد.

روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه گام بعدی، ایجاد فرصت‌های هدفمند برای تعامل میان هم‌سالان است، تصریح می‌کند: فعالیت‌هایی همچون پروژه‌های گروهی، بازی‌های مشارکتی، بحث‌های کلاسی، فعالیت‌های هنری و ورزشی می‌توانند موقعیت‌هایی طبیعی برای تمرین مهارت‌های اجتماعی فراهم کنند. در این فعالیت‌ها، دانش‌آموزان می‌آموزند چگونه مسئولیت تقسیم کنند، به نظر دیگران گوش دهند، درباره یک تصمیم مشترک به توافق برسند و در صورت بروز اختلاف، راه‌حل مناسبی پیدا کنند. نکته مهم آن است که مشارکت گروهی نباید فقط به تقسیم وظایف درسی محدود شود، بلکه باید فرصت گفت‌وگو، همکاری واقعی و تعامل سازنده را نیز در اختیار دانش‌آموزان قرار دهد.

نقش مهم خانواده‌ها در بازسازی تجربه‌های اجتماعی کودکان و نوجوانان

سلیمی ادامه می‌دهد: نقش معلم در این مسیر، فراتر از انتقال محتوای آموزشی است. معلم می‌تواند با ایجاد فضایی امن و محترمانه، الگویی عملی از گفت‌وگوی مؤثر، پذیرش تفاوت‌ها و حل تعارض ارائه دهد. برای مثال، هنگامی که میان دو دانش‌آموز اختلافی رخ می‌دهد، به‌جای قضاوت عجولانه یا تنبیه فوری، می‌توان به آن‌ها کمک کرد احساسات و خواسته‌های خود را بیان کنند، دیدگاه یکدیگر را بشنوند و برای حل مسئله به راه‌حلی مشترک برسند. چنین موقعیت‌هایی به دانش‌آموزان می‌آموزند که اختلاف‌نظر بخشی طبیعی از روابط انسانی است و می‌توان آن را بدون تحقیر یا پرخاشگری مدیریت کرد. آموزش این مهارت‌ها همچنین می‌تواند از طریق جلسات مشاوره و برنامه‌های آموزش مهارت‌های زندگی تقویت شود.

وی می‌گوید: خانواده‌ها نیز در بازسازی تجربه‌های اجتماعی کودکان و نوجوانان نقش مهمی دارند. فراهم‌کردن فرصت برای دیدار با دوستان، شرکت در فعالیت‌های ورزشی و فرهنگی و گفت‌وگو درباره تجربه‌های روزانه مدرسه می‌تواند به تقویت ارتباطات کمک کند. والدین بهتر است به‌جای مقایسه فرزند خود با هم‌سالان یا انتظار برقراری فوری روابط گسترده، به پیشرفت‌های تدریجی او توجه کنند. برای مثال، مشارکت در یک فعالیت گروهی، آغاز گفت‌وگو با یک همکلاسی یا توانایی حل یک اختلاف کوچک می‌تواند نشانه‌ای از پیشرفت باشد. در مواردی که دشواری‌های اجتماعی پایدارند یا با اضطراب شدید، انزوای قابل‌توجه یا مشکلات جدی در عملکرد روزمره همراه می‌شوند، مشورت با روان‌شناس کودک و نوجوان یا مشاور مدرسه می‌تواند به روشن‌شدن نیازهای دانش‌آموز کمک کند.

روان‌شناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه جبران فرصت‌های ازدست‌رفته اجتماعی به یک اقدام کوتاه‌مدت یا مسئولیت یک نهاد خاص محدود نمی‌شود، اضافه می‌کند: مدرسه، خانواده و نظام آموزشی باید در کنار یکدیگر شرایطی فراهم کنند که دانش‌آموزان بتوانند مهارت‌های ارتباطی خود را در موقعیت‌های واقعی تمرین کنند و به‌تدریج اعتماد بیشتری در روابط اجتماعی به‌دست آورند. ارزیابی منظم وضعیت دانش‌آموزان، توجه به تفاوت‌های فردی، تقویت برنامه‌های مشارکتی و دسترسی به خدمات مشاوره‌ای می‌تواند بخشی از این مسیر باشد. هدف نهایی، فقط بازگرداندن دانش‌آموزان به وضعیت پیشین نیست، بلکه فراهم‌کردن محیطی است که در آن هر کودک و نوجوان فرصت یادگیری، ارتباط سالم و رشد اجتماعی متناسب با نیازهای خود را داشته باشد.

نسل کلاس‌های آنلاین؛ مهارت‌های اجتماعی پشت صفحه‌ها جا ماند؟

رشد اجتماعی دانش‌آموزان فرایندی تدریجی است که با حضور در جمع، تجربه‌کردن موقعیت‌های گوناگون و برقراری ارتباط با دیگران شکل می‌گیرد. هیچ کودکی همه مهارت‌های ارتباطی را از ابتدا نمی‌داند؛ گوش‌دادن، همکاری، ابراز احساسات و کنارآمدن با اختلاف‌ها، توانایی‌هایی هستند که به تمرین و تجربه نیاز دارند، بنابراین اگر دانش‌آموزی در برقراری ارتباط با هم‌کلاسی‌هایش دشواری دارد، این موضوع نباید به‌سرعت به ضعف شخصیتی یا ناتوانی اجتماعی او تعبیر شود.

در این مسیر، یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های مدرسه فراهم‌کردن فرصت‌هایی برای تعامل واقعی میان دانش‌آموزان است. فعالیت‌های گروهی، بازی‌های مشارکتی، پروژه‌های مشترک و گفت‌وگو درباره مسائل روزمره کلاس می‌توانند به دانش‌آموزان کمک کنند تا دیدگاه‌های یکدیگر را بهتر بشناسند و مسئولیت خود را در یک جمع درک کنند. چنین فعالیت‌هایی زمانی مؤثرترند که همه دانش‌آموزان امکان مشارکت داشته باشند و هیچ‌کس به دلیل خجالتی‌بودن یا تفاوت در شیوه ارتباطی کنار گذاشته نشود.

نقش معلمان نیز تنها به انتقال محتوای درسی محدود نمی‌شود؛ شیوه برخورد آن‌ها با اختلاف‌نظرها، اشتباه‌ها و تنش‌های میان دانش‌آموزان می‌تواند الگویی برای روبه‌رو شدن با موقعیت‌های مشابه باشد. هنگامی که کودکان فرصت پیدا می‌کنند درباره مشکل خود حرف بزنند، به صحبت‌های طرف مقابل گوش دهند و برای حل اختلاف راه‌حل پیدا کنند، مهارت‌هایی را تمرین می‌کنند که بیرون از مدرسه نیز به کارشان می‌آید.

تقویت مهارت‌های اجتماعی نه با یک برنامه کوتاه‌مدت به پایان می‌رسد و نه‌تنها بر عهده یک گروه است. مدرسه، خانواده و خود دانش‌آموز باید در فضایی همراه با پذیرش، احترام و فرصت تجربه با یکدیگر همکاری کنند. هدف این نیست که همه کودکان به یک شکل رفتار کنند، بلکه باید شرایطی فراهم شود تا هر دانش‌آموز بتواند ارتباط سالم‌تری برقرار کند، احساسات و نیازهای خود را بیان کند و کنار دیگران احساس تعلق داشته باشد. حیاط مدرسه زمانی به فضای واقعی یادگیری تبدیل می‌شود که در کنار آموزش درس‌ها، جایی برای تمرین زندگی در جمع نیز باشد.

کد مطلب 1011818

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.