به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
بهترین سواحل اروپا معرفی شد
سازمان «مقاصد برتر اروپا» فهرست سالانه خود از بهترین سواحل قاره سبز در سال ۲۰۲۶ را منتشر کرد. در این رتبهبندی که بر اساس معیارهایی همچون کیفیت آب، دسترسی، زیبایی طبیعی، امکانات رفاهی، مناسببودن برای خانواده و میزان حفظ محیطزیست انجام شده است، کشور مدیترانهای یونان با کسب نیمی از جایگاههای دهگانه، سلطه بیچونوچرای خود را به اثبات رساند.
بر اساس این گزارش، رتبه نخست و عنوان بهترین ساحل اروپا در سال ۲۰۲۶ به «پرایا دُ مونته کلریگو Praia de Monte Clérigo» در منطقه آلگاروه پرتغال تعلق گرفت. این ساحل شنی و گسترده که در پارک طبیعی جنوب غربی آلنتژو واقع شده، بهدلیل چشماندازهای بکر، موجسواری مناسب و مسیرهای کوهپیمایی، بهویژه برای مسافران فعال توصیه میشود. رستوران «اُ سارگو O Sargo» در ضلع جنوبی این ساحل با منظره غروب خورشید، از جاذبههای اصلی آن محسوب میشود.

نکته برجسته این رتبهبندی، حضور پنج ساحل از یونان در میان ۱۰ مقصد برتر است. «ساحل ووتومی Voutoumi Beach» در آنتیپاکسوس (Antipaxos) جایگاه دوم و «ساحل فتری Fteri Beach» در کفالونیا (Kefalonia) که پیشتر از سوی «۵۰ ساحل برتر جهان» بهعنوان بهترین ساحل اروپا انتخاب شده بود، رتبه سوم را کسب کرد. «ساحل لافونیسی Elafonisi Beach» در کرت (Crete) نیز جایگاه چهارم را به خود اختصاص داد؛ ساحلی که در نظرسنجی «تریپادوایزر Trip Advisor» نیز عنوان محبوبترین ساحل را دارد.
سایر سواحل برتر عبارتند از:
بوگلیاسکو (Bogliasco) در ایتالیا (رتبه پنجم)
کالا مسکیدا (Cala Mesquida) در مایورکای اسپانیا (ششم)
کوالویکا (Kvalvika) در نروژ (هفتم)
رووینیا (Rovinia) در کورفوی یونان (هشتم)
کاپوتاش (Kaputas) در ترکیه (نهم)
پالئوکاستریتسا (Paleokastritsa) در کورفو یونان (دهم)
با احتساب دو ساحل کورفو، یونان در مجموع پنج عنوان از ۱۰ عنوان برتر را به خود اختصاص داده است. این گزارش تأکید میکند که تعریف «ساحل عالی» برای هر مسافر متفاوت است، اما سواحل معرفیشده همه از نظر کیفیت و امکانات، نمرات ممتازی کسب کردهاند.
فضای عمومی جدید چین چگونه با طبیعت پیوند خورده است؟
در منطقه نانهای شهر فوشان چین، یک فضای عمومی و پاویون ۱۸۰ مترمربعی با رویکردی متفاوت به رابطه میان معماری، طبیعت و زندگی روزمره شکل گرفته است؛ پروژهای که به جای استفاده از مصالح سنگین و ساختاری پیچیده، از یکی از سادهترین عناصر زندگی محلی یعنی تورهای ماهیگیری برای تعریف فضای معماری استفاده میکند.
این پروژه در محدودهای با پیشینه طولانی در نظام سنتی «خاکریزهای توت و استخرهای پرورش ماهی» شکل گرفته است؛ شیوهای از تولید و زندگی که در آن درختان توت و پرورش کرم ابریشم در خاکریزهای اطراف استخرها با پرورش ماهی در آب ارتباطی چرخهای داشتند و زمین و آب به شکل متقابل یکدیگر را تغذیه میکردند. در چنین محیطی، تورهای ماهیگیری بخشی آشنا از منظر روزمره بودند؛ تورهایی که پس از استفاده در کنار آب پهن میشدند تا خشک شوند و به یکی از تصاویر معمول زندگی محلی تبدیل شده بودند.

طراحی جدید تلاش کرده است همین عنصر آشنا را از یک ابزار صرفا کاربردی به بخشی از فضای عمومی تبدیل کند. تورها در ابعادی گسترده بر فراز مسیرهای حرکتی قرار گرفتهاند و در کنار سازهای سبک، سایهای گسترده برای کاربران ایجاد میکنند. به این ترتیب، عنصری که زمانی بخشی از فعالیت اقتصادی و معیشتی مردم منطقه بود، اکنون به ابزاری برای شکلدهی به یک فضای شهری تبدیل شده است.
یکی از ویژگیهای مهم این پروژه توجه به تجربه اقلیمی فضاست. منطقه گوانگدونگ در طول سال با دورههای گرمای شدید و همچنین رطوبت بالا مواجه است و ایجاد سایه و کاهش شدت تابش خورشید میتواند نقش مهمی در افزایش آسایش کاربران فضاهای باز داشته باشد. تورهای گسترده در این پروژه علاوه بر ایجاد پوشش، با حرکت باد جابهجا میشوند و تصویری پویا از سقفی زنده و متحرک به وجود میآورند.
ساختار اصلی نیز با الهام از تورهای ماهیگیری سنتی شکل گرفته است. فرمهای سهشاخه سازه یادآور ابزارهای سنتی صید ماهی هستند و در امتداد شیب طبیعی زمین قرار گرفتهاند. این رویکرد باعث شده است سازه به جای تحمیل یک فرم کاملا مستقل بر محیط، با توپوگرافی سایت هماهنگ شود و مسیر حرکت از ارتفاع بیشتر به ترازهای پایینتر ادامه پیدا کند.

محدودیتهای اجرایی و بودجهای نیز به شکلگیری این راهکار کمک کرده است. از آنجا که خاکریزهای اطراف استخرها امکان تحمل ماشینآلات سنگین ساختمانی را نداشتند، استفاده از سازهای سبک و تورهای ماهیگیری امکان ایجاد سطح وسیعی از پوشش را با دخالت کمتر در زمین فراهم کرد. نتیجه، فضایی است که با وجود سطح اشغال محدود، گسترهای بزرگتر را تا نزدیکی آب در بر میگیرد و ارتباط بصری آن با کوه شیچیائو و چشمانداز طبیعی اطراف حفظ میشود.
مسیر داخلی این فضا به شکل منحنی و Sمانند طراحی شده و در امتداد ستونهای سازه حرکت میکند. کف مسیر ترکیبی از آجرهای خاکستری بازیافتی و قطعات سنگی است که ضمن ایجاد ظاهری طبیعی و روستایی، امکان دسترسی و تردد نیروهای نگهداری و خدماتی را نیز فراهم میکند. این مسئله نشان میدهد که طراحی فضای عمومی تنها بر جنبه زیباییشناختی متمرکز نشده و نیازهای عملیاتی و نگهداری روزمره نیز در آن مورد توجه قرار گرفته است.

پوشش گیاهی نیز بخش مهمی از تجربه این محیط را شکل میدهد. گیاهان گرمسیری با ارتفاعهای مختلف در دو سوی مسیر قرار گرفتهاند و در کنار تورهای ماهیگیری، احساس محصورشدن و درونگرایی را افزایش میدهند. این ویژگی بهنوعی بازآفرینی فضای متراکم و پوشیدهای است که در گذشته در اطراف استخرهای ماهی و خاکریزهای توت منطقه وجود داشت؛ زمانی که گیاهان و محصولات کشاورزی تا حد زیادی آسمان را از دید پنهان میکردند و تجربهای شبیه ورود به یک فضای داخلی در دل طبیعت ایجاد میشد.
در بخشهایی از پروژه، سکوهای سنگی مشابه آنچه در روستاهای فوشان در کنار آب دیده میشود نیز به محیط جدید منتقل شده است. این عناصر ساده، علاوه بر ایجاد مکانهایی برای مکث و استراحت، ارتباط میان فضای معاصر و خاطرات زندگی روستایی منطقه را تقویت میکنند.
برای سازگاری بیشتر با اقلیم نیز یک سامانه مهپاش در فضای پروژه در نظر گرفته شده است. این سامانه هم برای آبیاری پوشش گیاهی کاربرد دارد و هم به عنوان بخشی از تجربه فضایی عمل میکند. ترکیب مه، نور، رطوبت، گیاهان و تورهای ماهیگیری باعث میشود ظاهر و احساس محیط در طول روز و فصلهای مختلف تغییر کند و فضای عمومی حالتی ثابت و یکسان نداشته باشد.
یکی از نکات قابل توجه در این پروژه، تبدیل یک عنصر کاملا کاربردی به یک تجربه شهری و فرهنگی است. تورهای ماهیگیری در اینجا دیگر صرفا ابزار صید نیستند؛ شکل و حرکت آنها در برابر باد، رطوبتی که پس از باران در فضا باقی میماند، تصویر خشکشدن تورها و ارتباط همیشگی آنها با آب، مجموعهای از خاطرات مرتبط با کار و زندگی مردم منطقه را بازآفرینی میکند.

این رویکرد میتواند نمونهای از طراحی فضاهای عمومی مبتنی بر هویت محلی باشد؛ رویکردی که برای ایجاد هویت شهری الزاما به نمادهای تاریخی بزرگ یا بازسازی مستقیم بناهای قدیمی وابسته نیست، بلکه میتواند از عناصر ساده زندگی روزمره، ابزارهای کاری، مصالح بومی، پوشش گیاهی و ویژگیهای اقلیمی استفاده کند.
در این پروژه، گذشته و حال از طریق یک عنصر مشترک به یکدیگر متصل شدهاند. تور ماهیگیری که زمانی در کنار آب برای انجام فعالیتی معیشتی پهن میشد، اکنون به سقفی سبک و متحرک برای یک فضای عمومی تبدیل شده است؛ درختان و گیاهان یادآور چشمانداز کشاورزی گذشتهاند و مه و سایه نیز به نیازهای امروز شهروندان برای آسایش در فضای باز پاسخ میدهند.
به این ترتیب، فضای ایجادشده در فوشان نمونهای از این ایده است که معماری شهری میتواند بدون قطع ارتباط با گذشته، کارکردهای جدیدی برای عناصر آشنا تعریف کند. چنین رویکردی نهتنها به حفظ خاطره جمعی کمک میکند، بلکه میتواند فضاهای عمومی را با اقلیم، فرهنگ و شیوه زندگی ساکنان هماهنگتر کند و محیطی ایجاد کند که مردم در آن علاوه بر حضور و عبور، بخشی از تاریخ و تجربه محلی خود را نیز احساس کنند.
این شهرها برای زندگی سالم طراحی شدهاند
سلامت شهر دیگر فقط به تعداد بیمارستانها و کیفیت خدمات درمانی وابسته نیست. در واقع سلامت میتواند در تاروپود زندگی روزمره و طراحی شهری شکل بگیرد، نهفقط در مراکز درمانی. سال ۲۰۲۶، برنامهریزان شهری بیش از گذشته به این پرسش توجه میکنند که یک شهر چگونه میتواند مردم را سالمتر نگه دارد؟ سازمان جهانی بهداشت در رویکرد «شهرهای سالم» بر محلههای متراکم و چندمنظوره، حملونقل فعال، دسترسی به طبیعت، فضاهای عمومی و طراحی مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی تأکید دارد، همچنین در سال ۲۰۲۶، سازمانهای جهانی بهداشت و یونیسف، بر اهمیت فضاهای عمومی ایمن و قابلدسترس برای سلامت و رشد کودکان، تأکید کردهاند. در ادامه به معرفی بهترین شهرهای جهان برای زندگی سالم در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای منحصربهفرد این شهرها میپردازیم:
کپنهاگ؛ شهری که ورزش را وارد زندگی روزمره کرده است
کپنهاگ، یکی از روشنترین نمونههای طراحی شهری برای افزایش فعالیت بدنی است. شبکه گسترده مسیرهای دوچرخه، مسیرهای سبز، پلهای مخصوص دوچرخه و عابر پیاده، باعث شده است دوچرخهسواری بخشی از حملونقل روزمره شهر باشد. شهرداری کپنهاگ حدود ۴۰۰ کیلومتر مسیر دوچرخه دارد و در برنامههای شهری خود همچنان بر توسعه زیرساخت دوچرخه، تأکید میکند. در برنامه بودجه ۲۰۲۶ نیز بیش از ۶۰۰ میلیون کرون برای مجموعهای از پروژههای زیرساخت دوچرخه، مسیرهای امن مدرسه و امکانات مرتبط این شهر، اختصاص داده شده است. سیاست سلامت شهر نیز سلامت جسمی و روانی و کاهش نابرابریهای سلامت را در کنار کیفیت زندگی، دنبال میکند.

سنگاپور؛ ترکیب فضای سبز، پیادهروی و خدمات نزدیک به خانه
سنگاپور در سال ،۲۰۲۶ سلامت را بهطور مستقیم در برنامهریزی شهری وارد کرده است. سازمان توسعه شهری این کشور در برنامه «شهر شاد، شهر سالم» بر محلههای فراگیر، دسترسی آسان به امکانات، فضاهای تفریحی و سفرهای انسانمحور، تأکید میکند. برنامه توسعه حملونقل نیز هدفگذاری کرده است که در دهه ۲۰۳۰، هشت خانواده از هر ۱۰ خانوار، حداکثر ۱۰ دقیقه پیاده تا یک ایستگاه قطار، فاصله داشته باشند. شبکه مسیرهای دوچرخه و اتصال آنها به ایستگاهها و مراکز خدماتی نیز تا حدود ۱۳۰۰ کیلومتر در سال ۲۰۳۰، توسعه خواهد یافت، همچنین چارچوب «پارک برای سلامت» در این شهر از برنامه پارکها و فضاهای سبز برای تقویت فعالیت بدنی، سلامت روان و ارتباطات اجتماعی استفاده میکند.

سئول؛ طراحی شهری باهدف افزایش تحرک و دسترسی به طبیعت
سئول در سالهای اخیر تلاش کرده است مفهوم «شهر سالم» را از خدمات درمانی فراتر ببرد و وارد طراحی خیابانها و فضاهای عمومی کند. برنامه جامع سلامت شهر تا ۲۰۳۰، شامل محیطهای مناسب برای پیادهروی، فضاهای ورزشی، تغذیه سالم و سالمندی فعال است. در سال ۲۰۲۶ نیز برنامه «۵ دقیقه شهر باغ» باهدف نزدیککردن فضاهای سبز و باغها به زندگی روزمره شهروندان دنبال میشود. این شهر همچنین در حال گسترش شبکههای سبز و مسیرهای پیاده است. یک نمونه از این شبکهها، مسیر جنگلی Gyeongui Line است که حدود ۶.۳ کیلومتر امتداد دارد و مناطق شهری را با فضای سبز و مسیرهای پیاده به هم، متصل میکند. این رویکرد با پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶، درباره شهرهای پرتراکم آسیایی نیز همخوانی دارد؛ پژوهشی که نشان میدهد طراحی محیط و دسترسی به مقصد، از مهمترین عوامل مرتبط با فعالیت بدنی در این شهرها هستند.

پاریس؛ تبدیل پیادهروی به بخش اصلی زندگی شهری
پاریس در سال ،۲۰۲۶ یکی از نمونههای مهم شهرهای اروپایی در زمینه اولویتدادن به پیادهروی و فضای عمومی است. یک مطالعه جدید که در سپتامبر ۲۰۲۶ توسط آژانس برنامهریزی شهری پاریس منتشر شد، هفت کلانشهر از جمله پاریس، لندن، آمستردام و توکیو را با یکدیگر مقایسه کرد و نشان داد ۵۶ درصد سفرهای داخل پاریس بهطور کامل با پای پیاده، انجام میشود. همزمان، شهر درحالتوسعه فضاهای ویژه پیادهروی، مسیرهای کنار رود سن، مناطق کمخودرو و فضاهای سبز است. برنامهریزی زیستاقلیمی پاریس نیز باهدف سازگارکردن شهر با گرما و تغییرات اقلیمی و بهبود کیفیت زندگی، دنبال میشود. شهرداری همچنین نزدیک به ۵۵۰ پارک، باغ و میدان عمومی را مدیریت میکند.

ملبورن؛ شهرسازی با محوریت درخت و طبیعت
ملبورن یکی از شهرهایی است که نقش طبیعت را در سلامت شهری بسیار جدی گرفته است. در سال ۲۰۲۶، این شهر درحالتوسعه برنامههای «جنگل شهری» است. این مفهوم فقط به کاشت درخت در خیابانها محدود نمیشود و شامل پوشش گیاهی، خاک، آب، پارکها، باغهای اجتماعی، دیوارهای سبز و حتی بامها است. شهرداری ملبورن تأکید میکند که جنگل شهری به تصفیه هوا، کاهش گرما، ایجاد سایه، ذخیره کربن و ارتباط شهروندان با طبیعت، کمک میکند. ملبورن همچنین در شاخص زیستپذیری ۲۰۲۶ EIU رتبه سوم جهان را کسب کرده است؛ شاخصی که علاوه بر محیط و فرهنگ، سلامت، زیرساخت، آموزش و ثبات را نیز در نظر میگیرد.

آمستردام؛ سلامت از مسیر دوچرخه و محلههای قابلدسترس
آمستردام نمونه دیگر از شهری است که فعالیت بدنی را در ساختار حملونقل خود قرار داده است. دوچرخهسواری و پیادهروی کنار حملونقل عمومی، بخش مهمی از طراحی شهری آمستردام را تشکیل میدهند و محلههای جدید نیز با توجه به دسترسی به خدمات و فضاهای عمومی، برنامهریزی میشوند. اهمیت این مدل فقط در کاهش استفاده از خودرو نیست، بلکه حرکت فعال میتواند فعالیت بدنی روزانه را افزایش دهد و همزمان آلودگی هوا و سروصدا را کاهش دهد. پژوهشهای جدید درباره شهرهای پرتراکم نشان میدهد که طراحی مناسب و دسترسی آسان به مقصدهای روزمره، نقش مهمی در تشویق شهروندان به فعالیت بدنی دارد.
ثروتمندترین شهرهای جهان از نظر تولید ناخالص داخلی سرانه
تولید ناخالص داخلی سرانه یکی از شاخصهایی است که میتواند تصویری متفاوت از قدرت اقتصادی شهرها ارائه دهد. این شاخص بهجای آنکه تنها اندازه کلی اقتصاد یک شهر را بسنجد، میزان تولید اقتصادی را در ارتباط با جمعیت آن بررسی میکند و به همین دلیل، شهرهایی با جمعیت کمتر، اما فعالیتهای اقتصادی بسیار بهرهور نیز میتوانند در رتبههای بالای جدول قرار گیرند.
بر اساس دادههای منتشرشده از سوی مؤسسه آکسفورد اکونومیکس در شاخص جهانی شهرها ۲۰۲۶، ۴۰ شهر دارای بالاترین تولید ناخالص داخلی سرانه در میان شهرهای بررسیشده رتبهبندی شدهاند. ارقام این رتبهبندی بر پایه تولید ناخالص داخلی و جمعیت شهرها در سال ۲۰۲۵ و بر حسب دلار آمریکا محاسبه شده است.
در صدر این فهرست، سنخوزه با تولید ناخالص داخلی سرانه ۲۳۸ هزار و ۷۰۰ دلار قرار دارد. اقتصاد این شهر که در قلب منطقه فناوری سیلیکونولی قرار گرفته، از تمرکز گسترده فعالیتهای فناوری، صنایع دانشبنیان و کسبوکارهای با بهرهوری بالا برخوردار است. این میزان تولید اقتصادی به ازای هر شهروند، فاصله قابلتوجهی با دیگر شهرهای حاضر در رتبهبندی ایجاد کرده است.
پس از سنخوزه، سانفرانسیسکو با ۱۸۱ هزار و ۸۸۹ دلار در رتبه دوم قرار دارد، اما بخش قابلتوجهی از رتبههای بعدی در اختیار شهرهای اروپایی است. دوبلین با ۱۵۹ هزار و ۷۳۲ دلار در جایگاه سوم قرار گرفته و بازل با ۱۵۶ هزار و ۳۱۲ دلار رتبه چهارم را به خود اختصاص داده است. پس از آن، سیاتل با ۱۵۲ هزار و ۳۰ دلار در جایگاه پنجم قرار دارد.

لوکزامبورگ نیز با تولید ناخالص داخلی سرانه ۱۴۷ هزار و ۳۹۶ دلار در رتبه ششم قرار گرفته است. پس از آن ژنو با ۱۴۴ هزار و ۴۳۶ دلار، بوستون با ۱۳۵ هزار و ۲۶۴ دلار، زوریخ با ۱۳۱ هزار و ۴۵۷ دلار و نیویورک با ۱۲۹ هزار و ۲۵۳ دلار در رتبههای هفتم تا دهم قرار دارند.
ادامه فهرست نشان میدهد که قرار گرفتن در میان شهرهای دارای بالاترین تولید اقتصادی سرانه، تنها بهمعنای برخورداری از بزرگترین اقتصاد شهری نیست. برای نمونه، شهرهایی با جمعیت کمتر نیز در میان رتبههای بالا دیده میشوند؛ موضوعی که نشان میدهد ساختار اقتصادی، بهرهوری نیروی کار و حضور صنایع تخصصی میتواند تاثیر قابلتوجهی بر این شاخص داشته باشد.
در میان شهرهای اروپایی، حضور چندین شهر سوئیس قابل توجه است. علاوه بر بازل و ژنو، زوریخ، برن و لوزان نیز در جمع ۴۰ شهر نخست قرار گرفتهاند. تمرکز فعالیتهای اقتصادی با ارزش افزوده بالا در حوزههایی همچون داروسازی، خدمات مالی، فناوری و خدمات تخصصی، یکی از عواملی است که به افزایش تولید اقتصادی به ازای جمعیت در این شهرها کمک میکند.
بعضی از این شهرها نمونهای از الگویی هستند که در آن اندازه جمعیت بهتنهایی تعیینکننده قدرت اقتصادی نیست. شهرهایی با جمعیت محدود، در صورت برخورداری از اقتصاد تخصصی، نیروی انسانی ماهر، شرکتهای دانشبنیان، خدمات مالی پیشرفته و صنایع با بهرهوری بالا میتوانند تولید اقتصادی قابلتوجهی ایجاد کنند.
در خارج از آمریکای شمالی و اروپا نیز چند شهر در میان ۴۰ شهر نخست قرار گرفتهاند. سنگاپور با تولید ناخالص داخلی سرانه ۹۹ هزار و ۳۵۴ دلار در رتبه سیوششم قرار دارد و یکی از مهمترین نمونههای اقتصاد شهری با عملکرد بالا در آسیا محسوب میشود. دمام با ۹۷ هزار و ۷۴ دلار در رتبه سیونهم قرار گرفته و پرت با ۹۶ هزار و ۹۵۸ دلار، جایگاه چهلم را به خود اختصاص داده است.
این رتبهبندی نشان میدهد که مفهوم «ثروتمندترین شهر» را نمیتوان تنها با اندازه اقتصاد یا تعداد جمعیت یک شهر سنجید. تولید ناخالص داخلی سرانه، تصویری متفاوت ارائه میکند که در آن کیفیت و بهرهوری فعالیتهای اقتصادی، تخصصیشدن اقتصاد شهری و توانایی شهر در جذب فعالیتهای با ارزش افزوده بالا اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از این منظر، قرار گرفتن شهرهایی همچون دوبلین، بازل، ژنو، لوکزامبورگ، زوریخ و سنگاپور در میان رتبههای برتر، بیانگر نقش اقتصادهای تخصصی و خدمات پیشرفته در شکلدهی به قدرت اقتصادی شهرهاست؛ الگویی که نشان میدهد رقابتپذیری شهری در اقتصاد امروز بیش از آنکه تنها به وسعت جغرافیایی یا جمعیت وابسته باشد، به نوع فعالیتهای اقتصادی و میزان ارزش تولیدشده در هر شهر ارتباط دارد.
کدام شهرها بیشترین خطر سیل را در سال ۲۰۲۶ دارند؟
سیل در سال ۲۰۲۶ به یکی از مهمترین تهدیدهای طبیعی برای کلانشهرهای جهان تبدیل شده است. افزایش بارشهای شدید، بالا آمدن سطح دریا، نشست زمین، توسعه سریع شهری، از بینرفتن تالابها و زمینهای طبیعی، موجب شده است خطر سیلاب در بسیاری از شهرهای دنیا افزایش پیدا کند. پژوهشهای جدید نشان میدهد که خطر فقط به سیلابهای بسیار کمیاب، محدود نمیشود و سیلابهای مکرر و کمشدت نیز میتوانند بهویژه در شهرهای پرجمعیت آسیا، آفریقا و مناطق ساحلی اروپا، خسارت اقتصادی و اجتماعی بزرگی ایجاد کنند.
جاکارتا، اندونزی
جاکارتا یکی از شناختهشدهترین شهرهای جهان از نظر آسیبپذیری در برابر سیل است. موقعیت کمارتفاع، نزدیکی به دریا، بارشهای شدید، شبکه رودخانهای و نشست زمین، مجموعهای از عوامل را ایجاد کردهاند که خطر سیلاب را در این شهر، افزایش میدهند، همچنین توسعه سریع شهری نیز موجب شده است بسیاری از سطوح طبیعی که پیشتر آب باران را جذب میکردند، به ساختمان و خیابان تبدیل شوند.
پژوهشهای سال ۲۰۲۶ درباره شهرهای ساحلی نیز جاکارتا را در گروه شهرهایی قرار میدهد که رشد شهری آینده آنها باید با مدیریت جدی خطر سیل، همراه باشد. در واقع مشکل جاکارتا فقط سیلاب نیست. بارش شدید میتواند همزمان با بالا آمدن آب دریا و طغیان رودخانهها، اتفاق بیفتد و فشار زیادی بر سیستم زهکشی شهر وارد کند. به همین دلیل، راهکارهای آینده این شهر باید ترکیبی از زیرساختهای ضدسیل، مدیریت رودخانهها، حفظ مناطق جذبکننده آب و کنترل توسعه در مناطق کمارتفاع باشد.

داکا، بنگلادش
داکا یکی از بزرگترین شهرهای جنوب آسیا و نمونهای مهم شهری است که رشد سریع جمعیت در آن با خطر سیلاب، ترکیب شده است. این شهر در منطقهای کمارتفاع و نزدیک به شبکه وسیعی از رودخانهها واقع شده است که این موقعیت جغرافیایی، آن را در معرض سیلاب رودخانهای و آبگرفتگی ناشی از بارندگی، قرار میدهد. افزایش ساختوساز و تبدیل زمینهای طبیعی و کشاورزی به مناطق شهری نیز ظرفیت طبیعی منطقه را برای جذب آب، کاهش داده است. در مطالعات سال ۲۰۲۶ ، اهمیت داکا از این جهت است که خطر آینده آن فقط به تغییرات آبوهوایی وابسته نیست، بلکه شیوه توسعه شهر نیز نقش بسیار مهمی دارد. اگر مناطق جدید در زمینهای کمارتفاع و مسیرهای طبیعی آب ساخته شوند، حتی سرمایهگذاریهای بزرگ در زیرساخت نیز ممکن است نتوانند تمام خطر را کاهش دهند، بنابراین برنامهریزی فضایی و جلوگیری از ساختوساز در پهنههای سیلابی، از مهمترین اقدامات برای آینده داکا خواهد بود.

هوشیمین، ویتنام
هوشیمین یکی از شهرهایی است که سال ۲۰۲۶ شواهد بسیار روشنی از افزایش فشار سیلاب بر مناطق شهری آن دیده میشود. این شهر در منطقهای کمارتفاع و دلتاگونه قرار گرفته است و رودخانههای سایگون و دونگ نای، بارندگیهای شدید و جزرومد، در شکلگیری خطر سیلاب نقش دارند. نتایج پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد سیلاب بارندگی، رودخانهای و ساحلی، هر سه میتوانند خسارت قابلتوجهی در این شهر ایجاد کنند. در ماه سپتامبر ۲۰۲۶، ترکیب بارش شدید و مد بالا، موجب آبگرفتگی بخشهایی از شهر شد. در واقع نشست زمین نیز این مشکل را تشدید میکند و کنار افزایش سطح دریا، فشار بیشتری بر زیرساختهای قدیمی زهکشی آن وارد میکند.

لاگوس، نیجریه
لاگوس یکی از مهمترین شهرهای آفریقا و یکی از نمونههای برجسته افزایش خطر سیلاب در اثر رشد سریع شهری است. نتایج پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶ با استفاده از تصاویر ماهوارهای، مدلهای بارش، رواناب و پیشبینی تغییر کاربری زمین، نشان داده است که سطح مناطق ساختهشده لاگوس، بهشدت افزایشیافته است و همزمان بخشهایی از جنگلها و پهنههای آبی، کاهش پیدا کردهاند. این تغییرات، ظرفیت طبیعی شهر را برای مقابله با سیلاب، کاهش داده است. این مطالعه نشان میدهد که تا سال ۲۰۵۰ در یک سناریوی شدید، حدود ۲۳۶ هزار هکتار از مناطق ساختهشده میتواند تحتتأثیر سیلاب شدید قرار گیرد. پژوهش دیگری که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، نشان میدهد شدت بارشهای فصل مرطوب در دورههای اخیر افزایشیافته است و ضعف زیرساخت و سیستم هشدار میتواند حتی بارندگیهای متوسط را به سیلاب جدی تبدیل کند.

دارالسلام، تانزانیا
دارالسلام از سریعترین شهرهای درحالرشد آفریقا است و موقعیت ساحلی آن موجب شده است با چند نوع خطر سیلاب، روبهرو باشد. این شهر علاوه بر سیلاب ساحلی، در معرض آبگرفتگی ناشی از بارندگی و سیلابهای ترکیبی قرار دارد. پژوهش بینقارهای منتشرشده در سال ۲۰۲۶، دارالسلام را در میان شهرهایی قرار میدهد که توسعه شهری آینده آنها میتواند میزان جمعیت و داراییهای در معرض سیلاب را افزایش دهد. چالش اصلی دارالسلام این است که رشد شهری در بعضی مناطق، سریعتر از توسعه زیرساختهای مدیریت آب، اتفاق افتاده است. گسترش ساختوساز در زمینهای کمارتفاع و نزدیک به مسیرهای آب، میتواند خطر آینده را بیشتر کند، بنابراین حفاظت از مناطق طبیعی، ارتقای شبکه زهکشی و هدایت توسعه شهری به مناطق کمخطرتر، از اقدامات کلیدی برای کاهش آسیبپذیری این شهر است.

ونیز، ایتالیا
ونیز یکی از مهمترین نمونههای اروپایی در زمینه خطر سیلاب است. این شهر بهدلیل موقعیت جزیرهای و ارتفاع بسیار پایین بخشهایی از آن، در برابر افزایش سطح آب دریای آدریاتیک، آسیبپذیر است. پژوهش منتشرشده در آوریل ۲۰۲۶ نشان داده است که افزایش سطح دریا میتواند محدودیتهای جدی برای راهکارهای کنونی حفاظت از ونیز، ایجاد کند. بیش از نیمی از شهر در سال ۲۰۲۰ تنها حدود ۰.۸ تا ۱.۲ متر بالاتر از سطح متوسط دریا قرار داشت. سیستم حفاظتی MoSE که از سال ۲۰۲۰ برای جلوگیری از ورود آبهای بسیار مرتفع به تالاب استفاده میشود، نقش مهمی در کاهش خطر داشته است، اما تحقیقات جدید نشان میدهند که در صورت ادامه افزایش سطح دریا، اقدامات بیشتری در بلندمدت لازم خواهد بود. بر اساس سناریوهای بررسیشده، بدون سازههای دفاعی، افزایش سطح دریا، میتواند تا پایان قرن، بخش بسیار بزرگی از مرکز تاریخی ونیز را در زمان مدهای بسیار بالا، در معرض آبگرفتگی قرار دهد.

سورابایا، اندونزی
سورابایا در ساحل شمالی جاوه قرار گرفته و بهدلیل ترکیب موقعیت ساحلی، رودخانهها و توسعه شهری، در معرض چند نوع سیلاب قرار دارد. پژوهش بینالمللی سال ۲۰۲۶ درباره رشد شهری و خطر سیلاب، این شهر را در میان مناطقی قرار میدهد که توسعه آینده میتواند بخش بیشتری از زمینهای شهری را وارد محدوده خطر کند. در سناریوهای بررسیشده، سورابایا میتواند در دهههای آینده با افزایش قابلتوجه مناطق در معرض سیلاب ساحلی و رودخانهای مواجه شود. این موضوع اهمیت برنامهریزی پیشگیرانه را افزایش میدهد، زیرا ساخت محلههای جدید در مناطق کمارتفاع، میتواند هزینه حفاظت از شهر را در آینده بسیار بیشتر کند. برای سورابایا، حفظ تالابها، کنترل توسعه در مناطق سیلابی و تقویت زیرساختهای زهکشی، از مهمترین راهکارها برای مقابله با خطر سیلاب محسوب میشود.
هوش مصنوعی چگونه مصرف برق شهرها را تغییر میدهد؟
شهرهای جهان وارد عصر تازهای در زمینه مصرف برق شدهاند. در واقع تقاضا برای انرژی فقط بهدلیل رشد جمعیت افزایش نمییابد، بلکه خانهها، سامانههای حملونقل، کسبوکارها، تجهیزات سرمایشی و زیرساختهای دیجیتال، بیش از گذشته، به برق وابسته شدهاند. در سال ۲۰۲۶، یکی از مهمترین عوامل ایجاد تقاضای جدید، خود هوش مصنوعی است؛ بهویژه مراکز دادهای که برای آموزش و اجرای سامانههای پیشرفته دیجیتال، به کار میروند. به گفته اداره اطلاعات انرژی آمریکا، مصرف برق این کشور از ۴.۱۹۵ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۲۰۲۵، به ۴۲۷۰ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۲۰۲۶ رسیده است و پیشبینی میشود این میزان به ۴.۳۴۹ میلیارد کیلوواتساعت، در سال ۲۰۲۷ برسد. این افزایش تا اندازهای به مراکز داده وابسته به هوش مصنوعی و تا حدی به برقیشدن ساختمانها، صنعت و حملونقل، مربوط است. همچنین انتظار میرود سهم انرژیهای تجدیدپذیر در تولید برق افزایش یابد و سهم زغالسنگ، کاهش پیدا کند.
این روند برای شهرها اهمیت زیادی دارد، زیرا بخش بزرگی از تقاضای برق در مناطق شهری، متمرکز است. ممکن است مراکز داده خارج از مرکز شهر، ساخته شوند، اما نیاز انرژی آنها بر شبکههای منطقهای، برنامهریزی خطوط انتقال، کاربری زمین، مصرف آب و قیمت برق، اثر میگذارد. چالش انرژی، فقط تولید برق بیشتر نیست، بلکه شهرها باید تصمیم بگیرند برق چه زمانی مصرف شود، از کجا تأمین شود و چگونه از خانوادهها در برابر افزایش هزینهها و اختلال در عرضه برق، محافظت شود.

چگونه عرضه و تقاضای برق شهرها را با هم هماهنگ کنیم؟
دهلی نو، نمونه مهمی در این زمینه است. نتایج یک مطالعه در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که نیاز برق دهلی در سال مالی ۲۰۲۶ به ۳۸.۴۸۲ میلیون واحد رسیده است و مصرفکنندگان خانگی بیش از نیمی از کل مصرف را به خود اختصاص دادهاند. طبق این گزارش، انرژی خورشیدی پشتبامی، ذخیرهسازی باتری، افزایش بهرهوری انرژی و برنامهریزی بهتر برای خرید برق در بلندمدت را از مهمترین فرصتها برای کاهش فشار بر سامانه برق، است. این موضوع ازآنجهت اهمیت دارد که مصرف برق در طول روز، یکنواخت نیست. تولید برق خورشیدی در ساعات روشنایی، بیشترین مقدار را دارد، اما خانوادهها معمولا عصرها برای سرمایش، روشنایی، آشپزی و استفاده از وسایل برقی، به انرژی بیشتری نیاز دارند. بنابراین بدون باتری یا مدیریت انعطافپذیر مصرف، ممکن است یک شهر در ظهر، انرژی خورشیدی زیادی داشته باشد، اما پس از غروب با کمبود مواجه شود. به همین دلیل، برنامهریزی انرژی از سؤال ساده «چه مقدار برق تولید کنیم؟» به سؤال پیچیدهتری تبدیل شده است؛ اینکه «چگونه عرضه و تقاضا را با هم هماهنگ کنیم؟»
در ماه اوت ۲۰۲۶، تقاضای برق هندوستان به رکورد ۱۶۹ میلیارد واحد رسید و تقاضای اوج نیز به ۲۵۸ گیگاوات افزایش یافت. همچنین نیاز به سیستمهای سرمایشی در دورهای افزایش پیدا کرد که با کمبود بارش مرتبط با النینو همراه بود که یکی از چرخههای مشهور آب و هوایی جهان محسوب میشود که هر دو تا هفت سال یکبار، باعث ایجاد ناهنجاریهای بزرگی در آب و هوای سراسر سیاره زمین میشود. از جمله این ناهنجاریها میتوان به خشکسالی، قحطی وسیلابهای ناگهانی اشاره کرد. بنابراین قیمت برق در ساعات خورشیدی، نسبتا پایین باقی ماند، اما در ساعات غیرخورشیدی، بهشدت افزایش یافت. این وضعیت فشار مالی ناشی از رشد مصرف خارج از ساعات روز را نشان میدهد. از طرفی دیگر، بهرهوری انرژی برای شهرها، به نوعی زیرساخت، تبدیل شده است. عایقکاری بهتر ساختمانها، سقفهای بازتابنده، کولرهای کممصرف، کنتورهای هوشمند و برنامههای مدیریت تقاضا، میتوانند نیاز به نیروگاههای گرانقیمت و تولید اضطراری را کاهش دهند.

چرا شهرها در عصر هوش مصنوعی به راهبردهای هوشمندانهتر برق نیاز دارند؟
رشد مراکز داده هوش مصنوعی مدیریت مصرف برق را در شهرها، ضروری کرده است. مدلسازی جدیدی که در استرالیا، انجام شده است، نشان میدهد تقاضای اوج مراکز داده ممکن است تا سال ۲۰۳۵ به ۳.۵ گیگاوات، یعنی تقریبا دو برابر پیشبینیهای قبلی برسد. با گسترش خدمات هوش مصنوعی، مصرف برق مراکز داده نیز بهشدت افزایش مییابد. این روند پرسشهای مهمی ایجاد میکند؛ اینکه آیا مراکز داده باید هزینه کامل زیرساخت انتقال جدید را بپردازند؟ آیا آنها باید ملزم به استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر شوند؟ آیا میتوان آنها را نزدیک منابع برق موجود یا سایتهای صنعتی متروکه ساخت؟ همچنین شهرها باید به مصرف آب نیز توجه کنند. بسیاری از مراکز داده به سامانههای سرمایشی وابستهاند که بهویژه در مناطق گرم، آب مصرف میکنند. بنابراین ممکن است راهکاری که از نظر برق کارآمد به نظر میرسد، در بخش دیگری فشار زیستمحیطی ایجاد کند. برنامهریزی انرژی شهری باید برق، آب، زمین و سیاست اقلیمی را بهصورت یکپارچه در نظر بگیرد.

راهبردهای هوشمند انرژی شهری در سال ۲۰۲۶
یک راهبرد هوشمند انرژی شهری در سال ۲۰۲۶ چند لایه دارد. نخست، شهرها به ابزارهای دقیق پیشبینی نیاز دارند تا تقاضا را بر اساس محله، فصل و ساعت روز، تخمین بزنند. دوم، باید تولید پراکنده مانند انرژی خورشیدی پشتبامی را همراه با باتری و مصرف انعطافپذیر، گسترش دهند. سوم، سیاستهایی لازم است که شهروندان را به کاهش مصرف در ساعات اوج، تشویق کند. چهارم، برای مصرفکنندگان زیاد برق مانند مراکز داده، کارخانهها و شبکههای حملونقل باید قوانین شفاف، تدوین شود. در این زمینه فناوری میتواند کمککننده باشد، اما بهتنهایی کافی نیست. کنتورهای هوشمند و مدلهای هوش مصنوعی، زمانی مؤثرند که مردم به آنها اعتماد داشته باشند و از مزایای آن بهرهمند شوند. اگر امکانات صرفهجویی انرژی فقط در اختیار خانوادههای ثروتمند باشد، نابرابری انرژی بیشتر خواهد شد. بنابراین شهرها باید نوآوری را با سیاستهای اجتماعی، حمایت از خانوادههای کمدرآمد، مسکن عمومی کارآمد و جلوگیری از افزایش ناگهانی قیمتها، همراه کنند. نتیجه این کار روشن است. آینده برق شهری فقط با ساخت ظرفیت تولید بیشتر تعیین نمیشود. این آینده به طراحی سامانههایی انعطافپذیر بستگی دارد که انرژی پاک، ذخیرهسازی، بهرهوری، قیمتگذاری عادلانه و برنامهریزی دقیق برای رشد تقاضای ناشی از هوش مصنوعی را با هم ترکیب کنند.
سریعترین متروهای جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟
مترو یکی از مهمترین ابزارهای حملونقل سریع در شهرهای بزرگ جهان است، اما همه شبکههای مترو از نظر سرعت عملکرد، یکسان نیستند. بعضی سیستمها برای جابهجایی سریع در مسیرهای طولانی طراحی شدهاند و بعضی دیگر بیشتر بر توقفهای کوتاه، ظرفیت بالا و فاصله کم میان ایستگاهها، تمرکز دارند. بر اساس دادههای اتحادیه بینالمللی حملونقل عمومی (UITP)، در حال حاضر بیش از ۲۰۰ منطقه شهری در جهان دارای سیستم مترو هستند و شبکههای مترو همچنان در حال توسعهاند. در ادامه به معرفی سریعترین متروهای دنیا در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای منحصربهفرد آنها میپردازیم:
سریعترین متروی شهری در هند
متروی هند در سال ۲۰۲۶، به یکی از سریعترین نمونههای متروی شهری تبدیل شده است. طبق اعلام شرکت آلستوم، قطارهای این سیستم دارای سرعت طراحی ۱۳۵ کیلومتر بر ساعت هستند و حداکثر سرعت عملیاتی آنها به ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت میرسد. این رقم موجب شده است میروت ( Meerut Metro) بهعنوان سریعترین متروی شهری هند، معرفی شود. یکی از ویژگیهای مهم این پروژه استفاده از فناوری پیشرفته کنترل قطار است. متروی هند از سیستم ETCS Hybrid Level ۳ بر بستر LTE ۴G استفاده میکند؛ فناوریای که برای افزایش ایمنی، کنترل بهتر قطارها و مدیریت کارآمدتر حرکت قطارها طراحی شده است. به همین دلیل، سرعت بالا تنها نتیجه توانایی قطارها در متروی میروت نیست، بلکه زیرساخت و سیستم سیگنالینگ نیز نقش مهمی در آن دارند.

مادرید؛ متروی سریع و خودکار
مادرید یکی از شهرهای اروپایی است که در سال ۲۰۲۶ سرمایهگذاری قابلتوجهی روی نسل جدید مترو انجام داده است. قطارهای جدید خط ۶ متروی مادرید به حداکثر سرعت ۱۱۰ کیلومتر بر ساعت میرسند؛ سرعتی که طبق اعلام دولت مادرید، حدود ۳۳ درصد بیشتر از قطارهای کنونی این خط است. اهمیت این پروژه فقط در سرعت بیشتر خلاصه نمیشود. در واقع ۴۸ قطار جدید برای خط ۶ در نظر گرفته شدهاند و هر قطار میتواند تا ۱۳۸۵ مسافر را جابهجا کند، همچنین مصرف انرژی قطارهای جدید حدود ۲۰ درصد کمتر، اعلام شده است. این موضوع نشان میدهد که در نسل جدید متروها، همزمان به سرعت، ظرفیت و بهرهوری انرژی، توجه شده است. خط ۶ متروی مادرید قرار است به سمت بهرهبرداری خودکار حرکت کند و آزمایشهای مربوط به این فناوری در سال ،۲۰۲۶ در حال انجام است. طبق برنامه اعلامشده، بهرهبرداری خودکار این قطارها از سال ۲۰۲۷ آغاز خواهد شد، بنابراین مادرید را میتوان یکی از نمونههای مهم گذار متروهای اروپایی به سیستمهای سریعتر و خودکار دانست.

شانگهای؛ غول متروی چین
شانگهای نهتنها یکی از بزرگترین سیستمهای متروی جهان را به خود اختصاص میدهد، بلکه از نظر خودکارسازی نیز در جایگاه بسیار مهمی قرار گرفته است. دادههای UITP نشان میدهد که شبکه متروی شانگهای در پایان سال ۲۰۲۳ حدود ۸۰۲ کیلومتر طول داشته و طولانیترین شبکه مترو جهان بوده است. شانگهای همچنین طولانیترین شبکه متروی بهطور کامل خودکار جهان را در اختیار داشته است؛ حدود ۱۷۴ کیلومتر از شبکه آن در دادههای UITP بهعنوان شبکه خودکار ثبت شده است. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا در متروهای مدرن، افزایش سرعت فقط به توان قطار وابسته نیست و خودکارسازی و کنترل هوشمند نیز میتوانند فاصله حرکت قطارها و ظرفیت شبکه را بهبود دهند. به همین دلیل شانگهای را باید بیشتر یک نمونه از «متروی بزرگ، سریع و فناورانه» دانست. گستردگی شبکه، میزان استفاده مسافران و توسعه خطوط خودکار موجب شده است این شهر یکی از مهمترین نمونههای حملونقل ریلی شهری جهان را به خود اختصاص دهد.

متروی پکن؛ شبکهای با رشد مداوم
پکن نیز یکی از بزرگترین شبکههای متروی جهان را دارد. طبق آخرین آمار تفصیلی UITP، طول شبکه متروی این شهر در پایان سال ۲۰۲۳ حدود ۷۶۱ کیلومتر است و پس از شانگهای، در رتبه دوم شبکههای طولانی مترو، قرار دارد. پکن علاوه بر گستردگی، در زمینه خودکارسازی نیز پیشرفت کرده است. دادههای UITP حدود ۸۱ کیلومتر شبکه متروی خودکار را برای این شهر ثبت کردهاند. این موضوع نشان میدهد که توسعه مترو در پکن فقط به اضافهکردن خطوط جدید محدود نیست و فناوری کنترل و بهرهبرداری خودکار نیز بخشی از مسیر توسعه آن است. اهمیت پکن در مقایسه جهانی بیشتر از یک عدد سرعت است. شبکه بسیار گسترده، حجم بالای جابهجایی و استفاده از خطوط خودکار، موجب شده است این شهر در میان مهمترین سیستمهای مترو جهان قرار گیرد، بنابراین اگر معیار را ترکیبی از سرعت، ظرفیت و فناوری در نظر بگیریم، پکن یکی از نمونههای برجسته متروی دنیا محسوب میشود.

سئول؛ پیشرفتهترین شبکه مترو آسیا
سئول یکی از بزرگترین شبکههای مترو جهان را در اختیار دارد و بر اساس دادههای UITP، طول شبکه آن در پایان سال ۲۰۲۳ حدود ۵۶۹ کیلومتر بوده است. این رقم سئول را در میان بزرگترین شبکههای مترو جهان قرار میدهد. سئول همچنین سابقه قابلتوجهی در استفاده از فناوریهای خودکار دارد. دادههای UITP، حدود ۷۹ کیلومتر شبکه متروی خودکار را برای این منطقه شهری ثبت کردهاند. خودکارسازی در چنین شبکه بزرگی اهمیت ویژهای دارد، زیرا امکان مدیریت دقیقتر حرکت قطارها و افزایش ظرفیت عملیاتی را فراهم میکند. بنابراین سئول را نمیتوان تنها با حداکثر سرعت یک قطار ارزیابی کرد. قدرت اصلی سیستم متروی این شهر در ترکیب شبکه گسترده، فناوری پیشرفته، خودکارسازی و ظرفیت بالای جابهجایی است؛ ویژگیهایی که آن را به یکی از الگوهای حملونقل ریلی شهری در آسیا تبدیل کردهاند.

متروی توکیو؛ سریع، پرتردد و گسترده
توکیو یکی از مهمترین نمونههای مترو در جهان است. شبکه متروی منطقه شهری توکیو در دادههای UITP حدود ۴۸۰ کیلومتر طول داشته است و این منطقه از نظر تعداد مسافر نیز در صدر سیستمهای مترو جهان قرار گرفته است. مزیت اصلی توکیو فقط سرعت قطارها نیست. این شهر نمونهای از سیستمی است که باید تعداد بسیار زیادی مسافر را با نظم و فاصله زمانی دقیق، جابهجا کند. به همین دلیل، طراحی زمانبندی، ظرفیت ایستگاهها، هماهنگی خطوط و مدیریت مسافر در آن، اهمیت زیادی دارد. در نتیجه، اگر معیار «بهترین عملکرد کلی مترو» باشد، توکیو یکی از بهترین گزینهها است. در این مترو، سرعت در کنار اطمینان، ظرفیت و تعداد بالای سفرهای روزانه، معنا پیدا میکند و نشان میدهد که سریع بودن یک سیستم مترو فقط به عدد حداکثر سرعت قطار، محدود نمیشود.

سنگاپور؛ پیشگام در خودکارسازی مترو
سنگاپور یکی از شناختهشدهترین شهرهای جهان در زمینه متروی خودکار است. طبق آمار UITP، شبکه متروی خودکار سنگاپور دادههای سال ۲۰۲۳ حدود ۱۴۹ کیلومتر طول دارد و از بزرگترین شبکههای متروی بهطور کامل خودکار جهان محسوب میشود. خودکارسازی مترو موجب شده است سنگاپور بتواند روی افزایش ظرفیت، نظم حرکت قطارها و کاهش وابستگی به رانندگی دستی، تمرکز کند. شبکه UITP نیز گزارش میدهد که بیش از هزار کیلومتر متروی خودکار در جهان فعال است و حدود یکچهارم شبکههای مترو دستکم یک خط خودکار دارند، بنابراین قرار گرفتن سنگاپور در فهرست متروهای سریع جهان، بیشتر بهدلیل ترکیب سرعت عملیاتی، خودکارسازی و مدیریت دقیق شبکه اهمیت دارد. این شهر نمونهای روشن از روندی است که در سالهای آینده در شهرهای بیشتری دیده خواهد شد و آن حرکت از متروهای سنتی به سمت سیستمهای بهطور کامل خودکار و هوشمند است.
ارزانترین شهرهای جهان برای زندگی در سال ۲۰۲۶
با افزایش هزینههای مسکن، حملونقل و خدمات در بسیاری از نقاط جهان، انتخاب یک شهر مقرونبهصرفه برای زندگی در سال ۲۰۲۶ اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در میان شهرهای بزرگ جهان، بعضی مقاصد در قارههای آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا،هزینههای روزمره پایینتری دارند و امکانات شهری، خدمات و فرصتهای شغلی قابلقبولی برای شهروندان ارائه میکنند. در ادامه به معرفی ارزانترین شهرهای بزرگ جهان برای زندگی در سال ۲۰۲۶ میپردازیم و عواملی همچون هزینه مسکن، غذا، حملونقل و سبک زندگی را در آنها بررسی میکنیم:
کوالالامپور، مالزی
کوالالامپور، یکی از جذابترین گزینهها برای افرادی است که میخواهند در یک کلانشهر مدرن زندگی کنند، اما هزینههای زندگیشان نسبت به شهرهای بزرگ غربی، پایین باشد. شاخص هزینه زندگی این شهر در دادههای ۲۰۲۶ Numbeo، حدود ۳۸.۸ است و شاخص هزینه زندگی به همراه اجاره نیز حدود ۲۷.۲ ثبت شده است. اجاره، غذا، رستوران و بسیاری از خدمات روزمره نیز در کوالالامپور نسبتا ارزان است. مزیت مهم کوالالامپور این است که پایینبودن هزینهها با زیرساختهای یک شهر بزرگ آسیایی، همراه شده است. این شهر دارای شبکه حملونقل عمومی گسترده، مراکز تجاری مدرن و جامعه بینالمللی قابلتوجهی است. به همین دلیل، کوالالامپور در سال ،۲۰۲۶ یکی از بهترین نمونههای «زندگی شهری مقرونبهصرفه» در آسیا بهشمار میرود.

هوشیمین، ویتنام
هوشیمین یکی از بزرگترین مراکز اقتصادی ویتنام و یکی از شهرهای بزرگ آسیایی با هزینه زندگی پایین است. وبگاه Numbeo در دادههای ۲۰۲۶، شاخص هزینه زندگی این شهر را حدود ۲۹.۶ و شاخص هزینه زندگی به همراه اجاره را حدود ۲۱.۸ اعلام کرده است. این ارقام نشان میدهند که هزینههای روزمره در هوشیمین فاصله قابلتوجهی با بسیاری از کلانشهرهای اروپا و آمریکای شمالی دارد. هزینه پایین غذا، حملونقل و خدمات، از مهمترین دلایل جذابیت هوشیمین است. این شهر یک مرکز اقتصادی بزرگ با بازار کار فعال، بخش فناوری روبهرشد و زیرساختهای شهری گسترده محسوب میشود. ترکیب هزینه پایین و فرصتهای اقتصادی زیاد، باعث شده است هوشیمین برای مهاجران و نیروهای دورکار نیز موردتوجه قرار گیرد.

جاکارتا، اندونزی
جاکارتا با جمعیت بسیار زیاد، یکی از مهمترین کلانشهرهای جنوبشرق آسیا است و در سال ۲۰۲۶ همچنان در گروه شهرهای نسبتا ارزان جهان قرار دارد. شاخص هزینه زندگی جاکارتا حدود ۲۸.۷ و شاخص هزینه زندگی به همراه اجاره حدود۲۰.۵ است. این ارقام نشان میدهند که زندگی روزمره در این شهر نسبت به بسیاری از پایتختها و مراکز اقتصادی جهان، هزینه بسیار کمتری دارد. یکی از نقاط قوت جاکارتا، پایینبودن هزینه بسیاری از خدمات و مواد غذایی است، البته هزینه مسکن بسته به محله، تفاوت زیادی دارد و ترافیک و تراکم جمعیت نیز از چالشهای اصلی زندگی در این شهر محسوب میشود. باوجود این مشکلات، برای افرادی که اولویت اصلیشان کاهش هزینههای زندگی در یک کلانشهر بزرگ است، جاکارتا همچنان گزینهای قابلتوجه در سال ۲۰۲۶ است.

مومبای، هند
مومبای یکی از بزرگترین مراکز مالی و تجاری هند است و برخلاف تصوری که درباره هزینه زندگی در کلانشهرهای بزرگ میشود، در شاخصهای ۲۰۲۶، هزینه زندگی بهنسبت پایینی دارد. شاخص هزینه زندگی مومبای حدود ۲۵.۸ و شاخص هزینه زندگی به همراه اجاره حدود ۲۲.۴ ثبت شده است. این ارقام مومبای را در میان ارزانترین کلانشهرهای مهم جهان قرار میدهد. البته پایینبودن شاخص کلی به این معنا نیست که تمام مناطق شهر ارزان هستند. محلههای مرکزی و مناطق مناسب برای متخصصان و کارکنان بینالمللی میتوانند هزینه مسکن بسیار بالاتری داشته باشند. بااینحال، غذا، حملونقل و بسیاری از خدمات در مومبای همچنان نسبتا مقرونبهصرفه است و شهر بهدلیل بازار کار گسترده و اهمیت اقتصادی خود، گزینهای متفاوت از شهرهای کوچک و ارزانتر هند محسوب میشود.

سائوپائولو، برزیل
سائوپائولو بزرگترین مرکز اقتصادی برزیل و یکی از مهمترین شهرهای آمریکای لاتین است. طبق دادههای ۲۰۲۶، شاخص هزینه زندگی این شهر حدود۴۱.۳ است و شاخص هزینه زندگی به همراه اجاره به حدود ۲۹.۸ میرسد. بنابراین، باوجود اندازه و اهمیت اقتصادی شهر، هزینه زندگی در آن هنوز از بسیاری از مراکز بزرگ آمریکای شمالی و اروپای غربی، پایینتر است. سائوپائولو برای کسانی که به دنبال شهری بزرگ با بازار کار گسترده، رستورانها و خدمات متنوع و هزینه نسبتاً پایینتر هستند، گزینه جذابی است، البته اختلاف قیمت میان محلههای مختلف آن بسیار زیاد است و امنیت نیز یکی از عواملی است که هنگام انتخاب محل زندگی باید در نظر گرفته شود. بااینحال، در مقیاس جهانی، سائوپائولو همچنان یکی از کلانشهرهای مقرونبهصرفه آمریکای لاتین بهشمار میرود.

بوگوتا، کلمبیا
بوگوتا در سال ۲۰۲۶، یکی دیگر از شهرهای بزرگ جهان با هزینه زندگی پایین، محسوب میشود. شاخص هزینه زندگی این شهر حدود ۳۸.۴ و شاخص هزینه زندگی به همراه اجاره حدود ۲۷.۵ است. این ارقام بوگوتا را در مقایسه با بسیاری از پایتختهای بزرگ جهان در گروه شهرهای نسبتاً ارزان قرار میدهد. هزینه مناسب غذا، حملونقل و خدمات، یکی از مزیتهای مهم بوگوتا است. این شهر همچنین یک مرکز اقتصادی، دانشگاهی و فرهنگی بزرگ در منطقه آند بهشمار میرود.

کیپتاون، آفریقای جنوبی
کیپتاون در میان شهرهای بزرگ آفریقا، یکی از گزینههای مقرونبهصرفه برای زندگی است. شاخص هزینه زندگی آن در دادههای ۲۰۲۶، حدود ۴۲.۲ و شاخص هزینه زندگی به همراه اجاره حدود ۳۳.۱ است. بنابراین اگرچه این شهر از بعضی کلانشهرهای آسیایی گرانتر است، اما همچنان نسبت به بسیاری از شهرهای بزرگ کشورهای ثروتمند جهان، هزینه پایینتری دارد. کیپتاون علاوه بر هزینههای بهنسبت مناسب، از زیرساخت شهری، دانشگاهها، بخش خدمات و اقتصاد گردشگری قدرتمندی، برخوردار است. بااینحال، هزینه مسکن در مناطق مرکزی میتواند بالاتر از میانگین شهر باشد. بنابراین کیپتاون بیشتر برای کسانی جذاب است که میخواهند میان کیفیت زندگی شهری، طبیعت و هزینههای قابلکنترل، تعادل برقرار کنند.

ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی
ژوهانسبورگ، یکی از مهمترین مراکز اقتصادی آفریقا و یکی از بزرگترین شهرهای این قاره است. شاخص هزینه زندگی آن در دادههای ۲۰۲۶ حدود ۴۴.۲ و شاخص هزینه زندگی به همراه اجاره حدود ۳۰.۴ گزارش شده است. این ارقام نشان میدهند که هزینه زندگی در ژوهانسبورگ در مقایسه با بسیاری از مراکز اقتصادی جهان، بهنسبت پایین باقی مانده است. یکی از مزیتهای ژوهانسبورگ، قدرت اقتصادی و وجود فرصتهای شغلی در حوزههایی مانند خدمات مالی، فناوری، تجارت و صنایع مختلف است. انتخاب محله مناسب در این شهر اهمیت زیادی دارد، زیرا کیفیت زیرساختها، امنیت و قیمت مسکن در مناطق مختلف شهر، تفاوت چشمگیری دارد. به همین دلیل، ژوهانسبورگ را باید یکی از ارزانترین کلانشهرهای مهم جهان ، اما نه یکی از سادهترین شهرها برای زندگی بدون بررسی دقیق منطقه مسکونی، دانست.
بهترین شهرهای جهان برای تماشای برگهای پاییزی
فصل پاییز برای بسیاری از شهرهای جهان، فصل تغییر چهره است؛ خیابانهای خاکستری به تونلهایی از برگهای طلایی و قرمز تبدیل میشوند، پارکها رنگ تازه به خود میگیرند و حتی ساختمانهای تاریخی در میان برگهای زرد و نارنجی، جلوهای متفاوت پیدا میکنند. اگرچه جنگلها و مناطق کوهستانی، معمولاً شهرت بیشتری برای تماشای رنگهای پاییزی دارند، بعضی از شهرهای جهان این تجربه را با معماری، موزهها و زندگی شهری، ترکیب میکنند.در ادامه به معرفی بهترین شهرهای جهان برای تجربه پاییز آشنا میشویم.
کیوتو؛ پاییز در میان معابد و باغهای سنتی
اگر قرار باشد تنها یک شهر برای تماشای برگهای پاییزی انتخاب شود، کیوتو یکی از جدیترین گزینهها است. پاییز در این شهر فقط تغییر رنگ درختان نیست، بلکه ترکیب برگهای قرمز افرا با معابد چوبی، باغهای ژاپنی، برکهها و فانوسهای سنگی، منظرهای ایجاد میکند که در بسیاری از نقاط جهان مشابه آن را نمیتوان دید. معبد توفوکوجی، یکی از معروفترین نقاط شهر برای تماشای پاییز است. پل Tsutenkyo نیز از میان انبوهی از درختان افرا عبور میکند و در فصل پاییز به یکی از نمادهای تصویری کیوتو تبدیل میشود. معابد کیومیزو و ایکاندو نیز از دیگر نقاط محبوب این شهر هستند. اوج رنگهای پاییزی کیوتو معمولاً در اواخر نوامبر تا اوایل ماه دسامبر اتفاق میافتد، هرچند زمان دقیق آن هر سال باتوجهبه شرایط آبوهوایی تغییر میکند.

پراگ؛ پاییز و معماری قرونوسطایی
شاید پراگ بهاندازه شهری مانند کیوتو برای تماشای برگهای پاییزی، معروف نباشد، اما ترکیب معماری تاریخی و فضای سبز، این شهر را به گزینهای جذاب برای سفر در فصل پاییز، تبدیل کرده است. پارک Petřín، باغهای اطراف قلعه پراگ و مسیرهای کنار رودخانه ولتاوا، از مکانهایی هستند که میتوان تغییر رنگ درختان را در آنها مشاهده کرد. در چنین فضایی، برجها، گنبدها و ساختمانهای تاریخی شهر، در پسزمینه برگهای طلایی قرار میگیرند. در واقع پراگ برای مسافرانی جذاب است که میخواهند تماشای پاییز را با پیادهروی در یکی از زیباترین شهرهای تاریخی اروپا ترکیب کنند. نتایج یک رتبهبندی منتشرشده در اکتبر ۲۰۲۶ نیز پراگ را در میان شهرهای بسیار مناسب برای عکاسی پاییزی، قرار داده است.

کبک؛ شهر تاریخی در قاب پاییز
بافت تاریخی شهر کبک ، ساختمانهای سنگی، خیابانهای قدیمی و پارکهای اطراف آن، در فصل پاییز، جلوهای بسیار متفاوت پیدا میکنند. در اطراف شهر نیز مناطق طبیعی زیادی وجود دارد که امکان تماشای جنگلهای رنگارنگ را فراهم میکنند. کبکسیتی بهویژه برای کسانی که میخواهند تماشای برگهای پاییزی را با اقامت در یک شهر تاریخی و پیادهروی در خیابانهای قدیمی ترکیب کنند، بسیار جذاب است. راهنمای پاییزی The Times نیز کبکسیتی را در میان مقصدهای برجسته شهری برای تماشای رنگهای پاییزی قرار داده است.

مونیخ؛ پاییز در شهر و آلپ
مونیخ، انتخاب خوبی برای مسافرانی است که میخواهند یک سفر شهری را با طبیعت پاییزی جنوب آلمان، ترکیب کنند. پارک English Garden، یکی از نقاط مناسب برای تماشای رنگهای پاییزی در شهر است، اما مزیت اصلی مونیخ، موقعیت آن بهعنوان پایگاه سفر به مناطق طبیعی بایرن است. با حرکت به سمت کوههای آلپ باواریا، منظره درختان رنگارنگ با کوهستان و روستاهای تاریخی ترکیب میشود. در آلپ باواریا، تغییر رنگ از ارتفاعات بالاتر آغاز میشود و سپس به درهها میرسد. این اختلاف ارتفاع باعث میشود فصل پاییز در نقاط مختلف منطقه، برای مدت طولانیتری ادامه داشته باشد.
شهرهای جهان با عجیبترین معماری مدرن
معماری مدرن در بعضی از شهرهای جهان فقط به ساخت برجهای بلند و شیشهای محدود نمیشود. معماران امروز ساختمانهایی طراحی میکنند که گاهی شبیه یک سفینه فضایی، یک اثر هنری عظیم و گاهی حتی یک شیء نامتعارف به نظر میرسند.
باکو؛ معماری سیال در کنار دریای خزر
باکو، یکی از جالبترین نمونههای ترکیب شهر تاریخی با معماری بسیار معاصر است. مرکز حیدرعلی اف باکو (Heydar Aliyev Center)، مهمترین نماد معماری مدرن شهر است؛ ساختمانی که تقریباً هیچ خط مستقیم غالبی در نمای آن دیده نمیشود. ویژگی این معماری فرمهای سیال، منحنیهای بزرگ و ترکیب سنت و آینده است. سطوح سفید ساختمان مانند پارچهای عظیم از زمین بلند شده است و سقف و دیوار را در یک فرم پیوسته به هم متصل میکنند. همچنین در کنار این شاختمان، Flame Towers با سه برج شعلهمانند، یکی از شاخصترین عناصر افق شهری باکو محسوب میشود. معماری این مجموعه نشان میدهد چگونه یک شهر میتواند نمادهای فرهنگی و تاریخی خود را به زبان معماری قرن بیستویکم بازتعریف کند.

روتردام، هلند؛ آزمایشگاه معماری اروپا
اگر شهری وجود داشته باشد که بتوان آن را «آزمایشگاه معماری» نامید، روتردام، یکی از بهترین گزینهها محسوب میشود. در واقع بخش بزرگی از مرکز تاریخی شهر، در جنگ جهانی دوم از بین رفت و مدیران شهر روتردام بهجای بازسازی کامل گذشته، تصمیم گرفتند آن را آیندهنگرانهتر بازسازی کنند. همین تصمیم به شکلگیری شهری با معماری تجربی، ساختمانهای متفاوت و خط افقی غیرمعمول منجر شد. مشهورترین نمونه معماری این شهر، Cube Houses است؛ مجموعهای از خانههای مکعبی که هر واحد حدود ۴۵ درجه چرخیده است و روی پایههای بتنی قرار گرفته است. در نتیجه، فضایی شکل گرفته است که بیشتر شبیه یک اثر هنری شهری به نظر میرسد تا یک محله مسکونی معمولی. ساختمان Markthal نیز با فرم عظیم طاقیشکل خود یکی دیگر از نمادهای این شهر است. همچنین De Rotterdam نیز از سه برج بههمپیوسته تشکیل شده است که بهصورت حجمهایی روی یکدیگر قرار گرفتهاند و بهنوعی یک «شهر عمودی» را شکل میدهند.

پکن ؛ معماری در مقیاس غولآسا
پکن در کنار بناهای تاریخی شگفتانگیز مانند شهر ممنوعه، مجموعهای از ساختمانهای مدرن را در خود جای میدهد که در تضاد کامل با معماری سنتی چین قرار میگیرند. یکی از عجیبترین آنها CCTV Headquarters است؛ ساختمانی عظیم با فرم حلقهای و باز که بهدلیل هندسه غیرمعمول خود گاهی به یک سازه «خمشده» یا حلقهای تشبیه میشود. در فاصله نهچندان دور از این بنا، National Stadium قرار دارد؛ سازهای عظیم که شبکه پیچیدهای از عناصر فولادی که نمایی شبیه لانه پرنده ایجاد کرده است. طراحی این ساختمانها نشان میدهد که معماری مدرن پکن فقط درباره ارتفاع نیست، بلکه درباره ایجاد فرمهایی است که از فاصله چندکیلومتری نیز قابلتشخیص باشند.

نظر شما