به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در بسیاری از شهرها، فضاهای عمومی تنها با میدانهای بزرگ، پارکها یا بناهای شاخص تعریف نمیشوند؛ گاهی یک کیوسک کوچک، غرفه فروش یا بازار محلی میتواند به اندازه یک پروژه بزرگ شهری در شکلگیری زندگی روزمره و افزایش حضور شهروندان در فضای عمومی نقش داشته باشد. نمونه تازه این رویکرد را میتوان در میدان فریدهمسپلان در مرکز استکهلم مشاهده کرد؛ جایی که یک کیوسک ۱۲ متر مربعی فروش میوه به بخشی از ساختار روزمره میدان تبدیل شده است.

این کیوسک برای فروشندهای طراحی شده است که ۱۶ سال در همین محدوده به فروش میوه مشغول بوده و در طول این سالها مشتریان ثابت و ارتباط نزدیکی با جامعه محلی پیدا کرده است. گزارش محلی «میتی» نیز نشان میدهد که این فعالیت سالها به شکل غرفهای انجام میشد و برپایی و جمعآوری تجهیزات در ابتدای و پایان هر روز، کار فیزیکی قابلتوجهی برای فروشنده ایجاد میکرد. با ایجاد کیوسک دائمیتر، فعالیت او آسانتر شده و امکان ادامه کار در بخش بیشتری از سال فراهم شده است.
از منظر برنامهریزی شهری، اهمیت این پروژه تنها به طراحی یک فضای فروش محدود نمیشود. کیوسکهای کوچک میتوانند فعالیت انسانی را در فضاهایی که در غیر این صورت فقط محل عبور هستند افزایش دهند. راهنمای طراحی خیابانهای شهری نیز تأکید میکند که فعالیتهای تجاری کوچک همچون غرفههای میوه، کیوسکها و فروشندگان خیابانی بخشی از زندگی خیابانی شهر هستند و میتوانند خدمات مورد نیاز عابران، ساکنان و مسافران را در نقاط پرتردد فراهم کنند.

در طراحی کیوسک فریدهمسپلان، کوچک بودن بنا به معنای نادیده گرفتن محیط اطراف نیست. فرم آن بهگونهای شکل گرفته است که خود را با درختان موجود در میدان هماهنگ کند و کمترین مزاحمت را برای ساختار سبز محل ایجاد کن، همچنین بهجای آنکه یک دیواره پشتی رو به فضای سبز قرار گیرد، بخشهای شفاف در اطراف کیوسک تعبیه شده تا فضای پارک همچنان از داخل بنا قابل مشاهده باشد. به این ترتیب، کیوسک نه یک مانع بصری در میدان، بلکه عنصری برای ارتباط میان فضای تجاری و فضای عمومی است.
سقف شیبدار و نشانه روشن بالای بنا نیز باعث میشود کیوسک از سمت خیابان قابل تشخیص باشد. در طول روز، با باز شدن کرکرهها و عرضه میوه در بخشهای بیرونی، نمای ساختمان تغییر میکند و فعالیت تجاری بخشی از منظر روزمره میدان میشود. سایهبانهای ثابت و متحرک نیز امکان حفاظت از محصولات و استفاده بهتر از فضای پیرامونی را فراهم میکنند.
این نوع طراحی با رویکرد کلی استکهلم به فضاهای عمومی نیز همخوانی دارد. شهرداری این شهر، خیابانها، میدانها و سایر فضاهای عمومی را از مهمترین داراییهای شهری میداند و بر ایجاد محیطهایی تأکید دارد که شهروندان در آن بتوانند راه بروند، بایستند، بنشینند، گفتوگو کنند و زمان بگذرانند. در این نگاه، مردم عنصر اصلی یک محیط شهری جذاب هستند و فعالیتهای مختلف باید به افزایش تعامل اجتماعی و سرزندگی فضا کمک کنند.

شهرداری استکهلم همچنین فعالیت کیوسکها را بخشی از محیط شهری میداند و برای استقرار آنها در فضاهای عمومی، علاوه بر الزامات مربوط به ساختوساز، موضوعاتی مانند ایمنی عابران، تناسب بنا با محیط و تأثیر آن بر جریان حرکت شهروندان را بررسی میکند. حتی میزان هزینه استفاده از فضای عمومی برای کیوسکها نیز بر اساس عواملی همچون اندازه بنا، میزان رفتوآمد عابران و ویژگیهای محیط اطراف تعیین میشود. این موضوع نشان میدهد که کیوسک در این شهر تنها یک واحد تجاری خصوصی نیست و بخشی از سازمان فضایی شهر بهشمار میرود.
استکهلم پیش از این نیز تجربه استفاده از معماری موقت و فضاهای تجاری کوچک برای تقویت زندگی شهری را داشته است. برای نمونه، در جریان بازسازی بازار مواد غذایی اوسترمالم، یک بازار موقت در میدان اوسترمالم ایجاد شد که علاوه بر حفظ فعالیت فروشندگان، موجب افزایش مراجعه مشتریان و شکلگیری استفادههای تازه از میدان شد. این تجربه نشان داد که یک فعالیت تجاری میتواند در صورت طراحی مناسب، به جای اشغال فضای عمومی، به فعالشدن آن کمک کند.

در چنین رویکردی، طراحی شهری تنها به ساخت بناهای بزرگ یا ایجاد فضاهای جدید محدود نمیشود، بلکه کیفیت عناصر کوچک و روزمره نیز اهمیت پیدا میکند. یک کیوسک میتواند محل خرید روزانه، نقطه آشنایی میان فروشنده و مشتری، نشانهای در مسیر حرکت و حتی بخشی از هویت یک میدان باشد.
نمونه فریدهمسپلان از این منظر اهمیت دارد که پروژه، یک فعالیت اقتصادی موجود را از فضای موقت و فرسایشی به یک عنصر شهری پایدارتر منتقل کرده است؛ بدون آنکه ارتباط آن با فضای سبز، درختان و مسیرهای عمومی از بین برود. فروش میوه همچنان همان فعالیت سابق است، اما محیطی که این فعالیت در آن انجام میشود، اکنون بخشی آگاهانه از طراحی میدان است.
چنین تجربهای برای شهرهایی که به دنبال فعالکردن فضاهای عمومی هستند نیز قابل توجه است. حمایت از فروشندگان محلی، پیشبینی فضا برای خردهفروشیهای کوچک، هماهنگکردن کیوسکها با درختان و مسیرهای پیاده و توجه به شفافیت بصری میتواند به جای ایجاد فضاهای تجاری جدا از زندگی شهری، فعالیت اقتصادی را با تجربه شهروندی پیوند دهد.
ارزش چنین پروژهای را نمیتوان تنها با مساحت ۱۲ متر مربعی آن سنجید. اهمیت آن در این است که نشان میدهد حتی کوچکترین عناصر شهری، اگر در جای مناسب و با توجه به نیازهای مردم و محیط طراحی شوند، میتوانند به افزایش سرزندگی، خوانایی و هویت فضای عمومی کمک کنند؛ جایی که خرید چند میوه نیز میتواند بخشی از تجربه روزمره شهر باشد.
نظر شما