هوش مصنوعی شیوه برنامه‌ریزی شهرها را تغییر می‌دهد

کارشناس جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری گفت: هوش مصنوعی می‌تواند برنامه‌ریزی شهری را از توصیف وضعیت موجود به سمت پیش‌بینی و سناریوسازی سوق دهد؛ به‌گونه‌ای که مدیران شهری بتوانند پیش از اجرای یک تصمیم، پیامدهای احتمالی تغییر خیابان، افزایش جمعیت یا احداث ایستگاه حمل‌ونقل جدید را بررسی کنند.

حمید اکبری در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه هوش مصنوعی می‌تواند شیوه نگاه مدیران به شهر را تغییر دهد، اظهار کرد: نمونه‌هایی از این تحول در شهرهایی نظیر سنگاپور، هلسینکی و تامپره دیده می‌شود، اما سؤال اصلی این است که این فناوری در نهایت چه چیزی را در شهرهای ما تغییر خواهد داد و آیا می‌توان به تصمیم‌هایی که الگوریتم‌ها پیشنهاد می‌کنند اعتماد کرد.

وی در پاسخ با این پرسش که آیا هوش مصنوعی می‌تواند شیوه برنامه‌ریزی شهری را تغییر دهد یا فقط یک ابزار جدید برای همان روش‌های قدیمی است، افزود: تفاوت اصلی هوش مصنوعی با بسیاری از ابزارهای سنتی در توانایی آن برای تحلیل هم‌زمان حجم بزرگی از داده و استخراج الگوهایی است که ممکن است برای انسان به‌سادگی قابل مشاهده نباشد؛ در برنامه‌ریزی شهری، این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا شهر مجموعه‌ای از روابط پیچیده میان جمعیت، حمل‌ونقل، کاربری زمین، خدمات، محیط‌زیست و اقتصاد است.

این کارشناس جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری ادامه داد: هوش مصنوعی می‌تواند برنامه‌ریزی را از توصیف وضعیت موجود به سمت پیش‌بینی و سناریوسازی سوق دهد؛ یعنی مدیر شهری فقط نپرسد الان چه اتفاقی افتاده، بلکه بتواند بپرسد اگر این خیابان تغییر کند، اگر جمعیت این منطقه افزایش پیدا کند یا اگر ایستگاه حمل‌ونقل جدید ساخته شود، چه اتفاقی خواهد افتاد.

اکبری خاطرنشان کرد: سنگاپور از هوش مصنوعی و مدل‌های داده‌محور در برنامه‌ریزی حمل‌ونقل و انرژی استفاده می‌کند تا نیازهای آینده زیرساختی را بهتر پیش‌بینی کند؛ در هلسینکی نیز ابزارهای هوش مصنوعی مولد برای مشارکت شهروندان در طراحی فضاهای شهری آزمایش شده است؛ در تامپره فنلاند نیز سامانه‌ای مبتنی بر داده و بینایی ماشین برای پیش‌بینی جریان بازدیدکنندگان مرکز شهر به کار گرفته شده است.

وی اضافه کرد: اهمیت این نمونه‌ها در این است که هوش مصنوعی تنها برای هوشمندتر کردن یک سامانه موجود استفاده نمی‌شود، بلکه می‌تواند به مدیر شهری کمک کند قبل از اجرای یک تصمیم، پیامدهای احتمالی آن را بررسی کند.

این کارشناس جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری در پاسخ به اینکه این موضوع برای شهروند عادی چه معنایی دارد،گفت: در نهایت شهروند با الگوریتم زندگی نمی‌کند؛ با نتیجه تصمیم زندگی می‌کند؛ اگر تحلیل داده به شکل صحیح انجام شود، می‌تواند در جانمایی مدرسه و پارک، مدیریت ترافیک، توسعه حمل‌ونقل عمومی، مدیریت فضای سبز، کاهش مصرف آب و حتی آمادگی در برابر بحران‌ها اثر بگذارد.

اکبری خاطرنشان کرد: البته نباید تصور کرد که هوش مصنوعی همیشه پاسخ درست ارائه می‌دهد؛ اگر داده‌های یک محله ناقص باشد، الگوریتم نیز ممکن است تصویر ناقصی از آن منطقه ارائه کند، بنابراین کیفیت داده، شفافیت الگوریتم و نظارت انسانی به اندازه خود فناوری اهمیت دارند.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا این مسئله می‌تواند به بی‌عدالتی میان محله‌ها منجر شود، عنوان کرد: این یکی از مهم‌ترین نگرانی‌هاست. اگر داده‌های مربوط به یک منطقه بسیار دقیق و داده‌های منطقه‌ای دیگر محدود باشد، تصمیم‌سازی الگوریتمی ممکن است ناخواسته بعضی محله‌ها را کمتر در معرض توجه قرار دهد، بنابراین استفاده از هوش مصنوعی در شهر فقط یک مسئله فنی نیست؛ مسئله‌ مربوط به حکمرانی، عدالت فضایی و حقوق شهروندی نیز هست.

این کارشناس جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری با اشاره به نقش برنامه‌ریزان شهری در عصر هوش مصنوعی گفت: به نظر می‌رسد نقش برنامه‌ریز حذف نمی‌شود، بلکه تغییر می‌کند؛برنامه‌ریز آینده باید علاوه بر شناخت شهر و جامعه، توانایی کار با داده، GIS و ابزارهای هوش مصنوعی را داشته باشد و بتواند خروجی الگوریتم را نقد و ارزیابی کند؛ هوش مصنوعی می‌تواند گزینه‌های بیشتری در اختیار مدیر قرار دهد، اما انتخاب میان آن‌ها همچنان به ارزش‌های اجتماعی، اولویت‌های شهری و قضاوت انسانی وابسته است.

کد مطلب 1009184

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.